امور پرورشی و تهذیب سخنرانی های و مراسمات اولین نشست عمومی مدیریت محترم بخش خارج
اولین نشست عمومی مدیریت محترم بخش خارج PDF Print E-mail

 

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد لله رب العالین وصلی الله علی محمد و آله الطاهرین.

قال الله العظیم فی محکم کتابه: «یا ایها الذین آمنوا اتقوالله و کونوا مع الصادقین»[1]

عرض ادب و احترام خدمت اساتید معظم و برادران ایمانی محترم. خدا را شاکرم که توفیق داد تا در این جلسه ی معنوی توفیق حضور داشته باشم. عرائض بنده یک مقدار طولانی است و وقت جلسه هم محدود است؛ لذا عرائضم را کوتاه خواهم کرد. دوستان عزیز و سروران در تاریخ برای ما نقل کردند که روزی مولا امیرالمومنین علیه السلام خطاب به اصبغ فرمودند: ما را موعظه کن. من یک مقدار نقل آزاد می کنم. عرض کرد که من موعظه کنم شما را؟ فرمودند: بله. گفت: ما به شما چی عرض کنیم؟ شما که خود اقیانوس دانایی هستید. ما که چیزی نمی دانیم اگر هم بدانیم از خود شماست. حضرت فرمودند: در شنیدن خاصیتی است که در دانستن نیست. من هیچ وقت تصور نمی کردم که در جلسه ای با حضور دوستان عزیز صحبت کنم و این مطلب را مقدمه قرار دهم ولی وقتی یاد این فرمایش افتادم، آنچه را که انتخاب کردم، درصدر عرائضم تقدیم کنم که با همه ی پوست و گوشتم درک کردم، عرض می کنم.

 

دوستان عزیز ما در این دنیا قطعا نسبت به برخی از امور یا اختیاری نداریم و یا از اختیار کمی برخورداریم. البته حقیر به نظرم شق دوم اصحّ به نظر می رسد. اینکه ما چه موقعی به دنیا بیاییم و چه موقعی از دنیا برویم و فرزند چه کسی باشیم و غیره، این ها یا در دست ما نیست، یا بخش کوچکی از آن دست ماست. ما چه بخواهیم و چه نخواهیم بالأخره روزی به ناچار مدرسه را ترک خواهیم کرد. دیر یا زود وارد چرخه ای می شویم که یا به عنوان مبلغ یا مدرس و یا محقق وارد عرصه خواهیم شد و دراین عرصه وقتی پایمان را از این مدرسه بیرون بگذاریم، بیشمار دعوت ها و ضررها و شکست ها و غم هایی، إی بسا هجوم خواهند آورد. ما باید در این دوره ی تحصیلات اجتهادی، انصافا دراین معنا خیلی جدیت کنیم. بر اساس آنچه وارد شده است و به ما فرموده اند: ظاهرا جزو سوالات برزخ و قیامت، جریان استصحاب در شبهه مفهومیه و عدم جریان آن نیست، بلکه می پرسند که تا چه مقدار توانستیم به قله ی رفیع توحید صعود کنیم و از شرک فاصله بگیریم و موحد شویم. در مسیر تحصیلات اجتهادی خیلی سوالات های متعددی در مسیر گاه پررنگ و گه کم رنگ جلوی یک محصل و طلبه سبز می شود که باید این ها را به دقت رسیدگی کرد و به درستی این ها را پاسخ گفت. یکی از سوالاتی که چند سالی است که موجش آمده است و مقداری هم داغ شد، این است که این تحصیلات اجتهادی به چه میزان کاربردی است و به چه میزانی نیست. به این سوال پاسخ های متعددی داده اند. برخی گفته اند: این ها علی اطلاقه کاربردی است و دلیلش نیز محصولات موفقی است که این حوزه ها به جامعه ی بشری تقدیم کرده است. مراجع معظم تقلید هم که ستاره های درخشان این مسیر هستند و بعد از آن نیز مجتهدان که در هر کجا هستند، منشأ خیر هستند. پاسخ دیگری که داده اند این است که امروز در هر مجموعه ای که وارد شوید، اعم از دانشگاهی و علوم پایه و پزشکی و علوم انسانی و غیره، مطالبی دیده می شود که ارتباط با هدف اولیه آن علم ندارد. حوزه هم همینطور. گاهی نیز پاسخ داده می شود  که باید تعبد کرد.

 

یک نظام آموزشی توسط مؤمنین و با اعتماد ها ترسیم شده است و شما تعبد کنید و بعدا ثمرات آن را خواهید دید. وقتی ما تحصیلات اجتهادی می کنیم و وقتی نگاه می کنیم به کاربردی بودن مسیر و میزان کاربردی بودن آن ها{البته دغدغه هایی داریم که در باره ی آن بعدا با شما صحبت خواهم کرد} پرفایده بودن آن را می یابیم. موسس این حوزه ی شریف حضرت آیت الله شبیری زنجانی دامت برکاته توصیه کرده اند که سعی شود که کتاب های آموزشی اینجا در قوی ترین مسیر اجتهادی حرکت کند. دغدغه ی فربهی برخی کتب هم چندین دهه است که موجود است. اما دوستان اگر می گویند: کاربردی باید در مسیر کاربرد آموزشی آن علم تامل دوباره ای بکنیم. کاربرد چیست؟ آیا بحث مشتق بحث اصولی است یا خیر و در حلیت و حرمت زوجه ی کبیره ی دوم تاثیر می گذارد. آیا این ها یک بحث کاربردی است فقط؟ امروز همه این را قبول دارند که ما باید در مفهوم کاربرد توسعه دهیم. وقتی سخن از کاربرد می  کنیم اهداف شناختی فقط اهداف کاربردی نیستند بلکه اهداف رفتاری و عاطفی نیز جزیی از اهداف کاربردی تلقی می شوند. در اهداف شناختی ما دانستنی هایی را نمی دانیم و با طی کردن یک دوره ی آموزشی یاد می گیریم مثل همین بحث مشتق. ولی دسته ی دوم از نظام آموزشی اهداف رفتاری است؛ یعنی اتفاقی که در توانایی های ذهنی یک فرد و یک یادگیرنده رخ می دهد که این رفتار، متعلقش رفتار ذهنی است؛ یعنی کسی که مثلا فرض کنید کسی که در مقابل ادله ی اعمی ها در بحث مشتق یاد گرفت که یک مشتق در یک خطاب به سه نحو قابل اخذ است یکی اینکه عنوان مشیر باشد علیک بهذاالجالس. دو اینکه مشتق اخذ شود در خطاب به این عنوان که ثبوت مشتق، مبدا برای ذات ولو آنا ما کافی باشد برای ثبوت حکم الی الأبد؛ مثل «السارق و السارقه فاقطعوا أیدیهما». یا مثلا «قال لاینال عهدی الظالمین» گاهی هم مشتق اخذ می شود در خطاب به عنوان اینکه حکم حدوثا و بقائا دائر مدار حدوث و بقای عنوان مشتق برای ذات است. مثال سوم نیز عدالت. «قلد المجتهد» مادامی که اجتهاد حدوثا و بقاءا هست حکم نیز هست. هدف رفتاری این است که وقتی رسیدی به یک عنوان مشتق در ذهن ما رخ می دهد که وقتی مشتق جلوی ما گذاشتند نمی توانیم با یک چوب همه را برانیم و این در همه ی زمینه ها خود را نشان خواهد داد. در زمینه های کلامی و غیره. وقتی انسان کتاب شیخ  را می بیند و چندین بار بالا و پایین کردن مطلب توسط شیخ را می بیند انسان اقرار  می کند که در مقابل یک مقام رفیع علمی و فکری قرار گرفته است. لذا وقتی به شما می گویند که اقای هایدیگر چنین گفته اند، روح انسان نمی لرزد. ما خودمان سرسفره ی قله های فکری عمیق نشسته ایم که اسطور های بلندی از علم و دانش هستند. در بحث کاربردی آیا رسیدن به اهداف بلاواسطه است یا با واسطه را نیز شامل می شود. قطعا با واسطه را نیز شامل است. گاهی انسان یک مسئله ی اصولی را یاد می گیرد و در نهایت با چند واسطه مقدمه ی فتوا می شود. این عرض بنده مقدمه ای بود برای بحث کارکردهای اجتهاد و روش آن.

 

وارد اتریش شده بودم سابقه ی تبلیغ هم زیاد نداشتم. ضرورتی اقتضاء کرد و از دفتر رهبری امر کردند و بنده رفتم به اتریش. در آنجا یکی از کارهایی که داشتیم دید و بازدید با مسئولان آن کشور بود. سالی یک بار با رییس جمهور و یک بار هم با صدر اعظم آن ها و یک بار هم وزیر خارجه. آقای هانس ویشر در یکی از جلسات گفت: شما در این کشور چه می کنید و آمده اید اینجا به این مردم چه بگویید. گفتم: آمده ایم تا بگوییم که به همزیستی مسالمت آمیز معتقد و هم ملتزم هستیم تا کنار سایر شهروندان این کشور که از ادیان مختلف هستند، زندگی کنیم. ما آمده ایم بگوییم که به قانون احترام بگذارید. گذر کردن از یک اتریشی بد باشد، برای یک مسلمان بد تر است. مترجم هم تند تند ترجمه می کرد. ایشان دقت می کرد. گفتم که مردم باید به فضای سبز احترام بگذاریم، حقوقی دارند. پیامبر اکرم فرمودند: اگر کسی درخت را قطع کند، انگار دست مرا قطع کرده است. آمده ایم بگوییم که حقوق حیوانات را محترم بشمرید. بحث رعایت حقوق دیگران و عدم ایجاد مزاحمت و غیره. گفت: من چه جور می توانم شما را ببوسم. گفتم: همینطوری. مرا در آغوش گرفت و بوسید. هر کس نداند من که خودم می دانم که استعدادم پایین است. این اتفاق ذهنی را کفایه درذهن ایجاد می کند. شما در جا بتوانی جواب دهید. من که نمی دانستم او از من چه می خواست و من باید چه بگویم. خیلی از آداب عادی این ها را ما نمی دانیم. خلاصه اینکه بحث ما در رابطه با تحصیلات اجتهادی و کارکرد های آن انشاالله در یک وقت دیگر خواهد بود. از شما متشکرم که وقت دادید تا بنده مزاحم باشم. به امید زیارت شما انشاالله و السلام علیکم و رحمه الله و برکاته.

 

 


[1] سوره توبه، آیه 119

 

Add comment


Security code
Refresh

منوی اصلی


ورود طلاب



 

آزمون ورودی مراکز تخصصی فقهی حوزه علمیه

امورطلاب و اساتید

O  امور خوابگاه مدرسه

O  امور رفاهی طلاب

O  امور رفاهی اساتید

O  تسهیلات ورزشی

O  اردوی زیارتی پژوهشی مشهد مقدس

O  امور پرورشی

O  اطلاعیه‌ها

O  ارتباط با مسوولین

معاونت آموزش

O  قوانین و مقررات آموزشی:  سطح خارج

O  معرفی اساتید:  سطح خارج

O  برنامه امتحانات:  سطح خارج

O  اطلاعیه‌های آموزشی:  سطح خارج

O  ارتباط با مسوول آمورش:  سطح خارج

O  پرسش و مباحثات علمی

O  نمونه سوالات دروس سطح

O  آیین نامه تقریرات و پژوهش های خارج

Hosting: Ilimitada Hosting Chile VPS