امور پرورشی و تهذیب سخنرانی های و مراسمات چشن میلاد پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و امام صادق علیه السلام
چشن میلاد پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و امام صادق علیه السلام PDF Print E-mail

 

بسم الله الرحمن الرحیم

در قرآن و روایات در مورد رسول خدا صلی الله علیه و آله مطالب فراوانی وجود دارد که مقداری از این مطالب را متوجه می شویم و مقداری را اصلا متوجه نمی شویم. گاهی هم اخلاق ایشان بیان می شود که ایشان چگونه زندگی می کردند. گاهی هم افعال رسول خدا صلی الله علیه و آله در آن 23 سال بیان می شود. گاهی نیز هدف بعثت پیامبراکرم صلی الله علیه و آله وسلم مطرح می شود و اینکه وظیفه ی ما در قبال ایشان چیست؟ «استجیبولله»؛ یعنی فرض شده است که بنده با اینکه زنده هستم، مرده هستم و پیامبر صلی الله علیه وآله آمده است تا افراد را زنده کند. «لیقوم الناس بالقسط[1]. مردم به جایی برسند که خودشان عدالت را رعایت کنند و عامل به انصاف باشند. این چیز هایی است که از ما توقع است و حضرت نبی اکرم صلی الله علیه وآله هم برای همین آمده است. «لتخرج الناس من الظلمات الی النور»[2]. وقتی حضرت آمد، نوری در دنیا نبود، همه جا از لحاظ معنوی تاریک بود و مردم در ظلمات بودند. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله آمدند که مردم را از این ظلمات نجات دهد. «انا ارسلناک شاهدا و مبشرا و نذیرا و داعیا الی الله بإذنه و سراجا منیرا».[3] این منیر بودن غیر از روشنایی دنیایی است. «علی طول هجعه من الامم»[4]. مردم همه خواب بودند. «الناس نیام و اذا ماتوا انتبهوا»[5] پیامبر صلی الله علیه وآله آمدند تا قبل از مرگ ما را بیدار کنند. کسی که خواب است، هیچ چیزی نمی فهمد. باید انسان را بیدار کنند تا انسان وظایف خود را بشناسد. «لیثیروا لهم دفائن العقول.»[6] این از افتخارات اسلام است که مطلب مخالف عقل ندارد و می خواهد عقل ها را شکوفا کند. کارش این است که عقل من و شما را شکوفا کند. «انما انت مذّکر»[7]. بشر فطرتی دارد که رسول خدا صلی الله علیه وآله آمده است که بشر را متوجه فطرت خود کند. این یک واقعیتی است. آن روایت امام رضا علیه السلام نیز شاید به همین نظر دارد. «لو علم الناس محاسن کلامنا لاتبعونا»[8]؛ زیرا حرف های آن ها مطابق عقل و فطرت است. «یضع عنهم اثرهم و الاغلال التی کانت علیهم»[9]. بشر خود به خود قید و بندهایی برای خودش درست کرده است. «اللهم ارزقنی التجافی عن دار الغرور»[10]. یک مقدار خودت را بالا بیار و از زمین فاصله بگیر. این غل و بند هایی که انسان خودش برای خودش درست کرده است. اکنون نیز خیلی اوقات مثل جاهلیت مردم زندگی می کنند. پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله آمده اند که مردم را بیدار کنند وعبد را از زندان نفس آزاد کنند. در همین رابطه قصه ی مبشر و منذر بودن است؛ یعنی ما از آخرت و بعد از مرگ خبری نداریم و پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله برای ما می گوید؛ او مبشر است و به ما یاد می دهد. در همین مسیر مسئله ی تعلیم و تزکیه است. این کار پیامبر صلی الله علیه وآله است. «بعثت لاتمم مکارم الاخلاق»[11]. من آمده ام برای اخلاق. هیچ جامعه ای روی خوش نخواند دید تا اخلاقش خوب شود. اگر ما مجالس عزاداری خیلی خوب هم داشته باشیم و کسی هم منکر این ثواب ها نیست، اگر اخلاق نداشته باشد اصلاح نمی شود. باید اخلاق را در جامعه نهادینه کرد. اگر آن جامعه جامعه ی علمی باشد و حوزه باشد که دیگر تاکیدش بیشتر است.

 

حال به بیان روایتی می پردازیم :« خَرَجَ رَسُولُ اللَّهِ ص فَإِذَا فِي الْمَسْجِدِ مَجْلِسَانِ‏ مَجْلِسٌ يَتَفَقَّهُونَ وَ مَجْلِسٌ يَدْعُونَ اللَّهَ تَعَالَى وَ يَسْأَلُونَهُ فَقَالَ كِلَا الْمَجْلِسَيْنِ إِلَى خَيْرٍ أَمَّا هَؤُلَاءِ فَيَدْعُونَ اللَّهَ وَ أَمَّا هَؤُلَاءِ فَيَتَعَلَّمُونَ وَ يُفَقِّهُونَ الْجَاهِلَ هَؤُلَاءِ أَفْضَلُ بِالتَّعْلِيمِ أُرْسِلْتُ ثُمَّ قَعَدَ مَعَهُم‏».[12]

من آمده ام برای تعلیم. لذا با گروهی نشستند که دنبال علم یاد گرفتن بودن.

در قسمت دوم هم باید چیزی بگویم. باید نصیحتی بکنیم در منبر همه از خوبان هستید ولی وظیفه ی ما در منبر موعظه است. استادمان می گفت: وقتی انسان موعظه می کند، احساس می کند که در خودش نیز اثر دارد؛ زیرا انسان چیز هایی را می داند و خجالت می کشد که بگوید و عمل نکند. امیدوارم هم در من اثر داشته باشد و هم در شما. از امام صادق علیه السلام نقل شده است : «من اراد الحديث‏ لمنفعة الدنيا لم يكن له فى الآخرة نصيب، و من اراد به خير الآخرة اعطاء اللّه خير الدنيا و الآخ»[13]

 

باور کنیم که اگر برای آخرت درس بخوانیم، دنیا نیز روزی مان می شود. نیت ها را باید درست کرد. امام صادق علیه السلام در آیه ی «انما یخشی الله من عباده العلماء فرمودند: من صدق فعله قوله و من لم یصدق قوله فعله فلیس بعالم».

پیامبراکرم و امامان علیهم السلام آمده اند که فرهنگی را عوض کنند. از مردم بپرسند، عالم کیست بگویند کسی که درس می خواند. اما امام می گوید: عالم کسی است که عمل کند. فقیر کسی است که دین نداشته باشد. می خواهند فکر ما را عوض کنند تا انسان خوب فکر کند. من اگر یک ملیون خرج کنم می گویند: از بین رفت ولی قرآن می گوید: از بین نرفته است.

 

رسم شده است در حوزه می گویند: آسیب شناسی کنید؛ یعنی طلاب از چه ناحیه ممکن است گرفتار شوند. مهم ترین آسیب در اهل علم از زبان است. عادت کرده است به حرف زدن. به هر کسی می رسیم، حتما باید حرف بزنیم و چیز هایی که نباید بگوییم را می گوییم. چیزی که نمی دانیم بگوییم. حق خدای متعال بر بندگان این است که اگر نمی دانند نگویند. اهل علم باید خود را عادت دهند به نمی دانم. خیلی وقت ها انسان خیلی چیز ها را نمی داند. آسیب مهم ما از ناحیه ی زبان است. غیبت و... آسیب دیگر تکبر است. نه اینکه به هم سلام ندهیم، اینطور نیست؛ لکن تکبری که در اهل علم مطرح است، حق پذیری است. می داند که رفیقش درست می گوید، اما قبول نمی کند. این آسیب است. من تازگی در کتابی که راجع به شیخ غلامرضا یزدی بود می خواندم خودش به طلاب سفارش می کرد که اگر در منبر اشتباه گفتم، همانجا بگویید تا اصلاح کنم. ما دیدیدم اساتیدی که برای جمعیتی شرح لمعه می گفت: فردایش آمد و به جمعیت گفت: من اشتباه کردم. نه اینکه اشتباهش را توجیه کند. اهل علم باید تکبر را کنار بگذارند؛ زیرا اگر این نباشد و انسان بالا رود خیلی مشکل بر می خورد. آسبب بعدی رفقایی هستند که به بطالت عادت کرده اند. باید این شرایط را قدردانی کنید که برنامه گذاشته اند و باز خواست می کنند که چرا آمدی و چرا نیامدی؟ این خیلی خوب است. باید قدردانی کرد. من در طول تحصیل چند بار امتحان دادم؛ برای شهریه و یک بار هم نزد آقای مکارم کفایه می خواندم، ایشان می گفت: پنجشنبه ها امتحان داریم هر کس می خواهد بیاید. باز خواست توسط استاد خیلی تاثیر دارد.

 

از آسیب هایی که برای شما  است، این است که زود باور نکنید که ملا شده اید. این از آسیب ها است. در اخلاق هم می گویند: شیطان اول می گوید: تو اصلا مریض نیستی که برود دنبال مداوا. به این زودی نباید باور کرد که رذایل از تو رخت بسته است. با دو سه روز نگاه نکردن باور نکن. چشمت درست شده است. ملایی نیز همینطور است. بعد که کمی علمیت پیدا می کند، نباید باور کند که ملا شده است. این یک آسیب مهمی است. به استاد بی اعتنا هستند برخی ها. برخی باورشان این است که با اینکه پیش مطالعه کرده ام، درس استاد یک نکته هم یاد بگیرم، غنیمت است. نباید زود باور کنیم که کسی شده ایم. علم خیلی گسترده و دامنه دار است. اگر بناست انشاالله از این جور مدارس خریج های خوبی خارج شوند، باید جدی بگیرند.

 

نباید دنبال مدرک بود. امتیاز این جاها این است که مدرک نباشد و دنبال درس باشند و روایت را نیز باور کنند که برای خدا درس بخوانند. از آسیب های دیگر نیز مرید بازی است که تازگی در قم پیدا شده است. هم به ضرر اشخاص است و هم به ضرر حوزه است با اینکه کسی چیزی بارش نیست، حرف های الکی می زند و چند نفر دنبالش راه می افتند. درس اخلاق یعنی احادیث و آیات و احوالات علماء. این که الان باب شده است خیلی به ضرر است. خدا رحمت کند، آقای ستوده را فاتحه ای برای خانواده گرفته بودند، پسرم را فرستادم .دیده بود که مسجد پر جمعیت است. نماز تمام شد و آقا رفت و همه دنبالش رفتند. گول این حرف ها را نخورید و اگر کسی هم می گوید: راهنمایی کنید. اگر واقعیتی باشد که مشکلی نیست ولی نیست. جمله ی آخرم این باشد که آسیب آخر نیز این است که همین موبایل هایی که دستتان است. به خودتان مغرور نباشید که دستمان است و به خودمان مسلط هستیم. اگر کسی علم دارد که می تواند کنترل کند باشد، ولی پیداست که این وسیله ی فساد است. یک جایی درس می گفتم یکی آمد و نامه ای داد و گفت: نه من را می شناسید و نه نویسنده را ولی شوهرم با اینکه خیلی خوب است ولی چشمش را کنترل نمی کند. عزیزان باید احتیاط کنیم. باید چیز هایی در این موبایل ها باشد که به دردتان بخورد. اینکه الان رسم شده است که امروز کسی چیزی می گوید و شایعه پراکنی می کند  و بعد هم می فهمند که دروغ بوده است.

 

خیلی باید متوجه باشیم. از ما توقع دیگری است. اگر به همه گفته اند، به ما بیشتر گفته اند  که «کونوا لنا زینا» .ما باید مایه ی زینت مردم باشیم. نباید عزت طلبگی  را خرج کرد و مایه ی ننگ دین و مکتب شد. السلام علیکم و حمه الله و برکاته .

 

 

 


[1] سوره مبارکه حدید، آیه25

[2] سوره مبارکه ابراهیم، آیه 1

[3] سوره مبارکه احزاب آیه 45

[4] الكافي (ط - الإسلامية)، ج‏1، ص: 60

[5] مرآة العقول في شرح أخبار آل الرسول، ج‏8، ص: 293

[6] نهج البلاغة (للصبحي صالح)، ص: 43

[7] سوره مبارکه غاشیه، آیه21

[8] عيون أخبار الرضا عليه السلام، ج‏1، ص: 307

[9] سوره مبارکه اعراف، ایه 157

[10] مصباح المتهجد و سلاح المتعبد، ج‏2، ص: 483

[11] مكارم الأخلاق، ص: 8

[12] بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج‏1، ص: 206

[13] الكافي (ط - الإسلامية)، ج‏1، ص: 46

 

Add comment


Security code
Refresh

منوی اصلی


ورود طلاب



 

آزمون ورودی مراکز تخصصی فقهی حوزه علمیه

امورطلاب و اساتید

O  امور خوابگاه مدرسه

O  امور رفاهی طلاب

O  امور رفاهی اساتید

O  تسهیلات ورزشی

O  اردوی زیارتی پژوهشی مشهد مقدس

O  امور پرورشی

O  اطلاعیه‌ها

O  ارتباط با مسوولین

معاونت آموزش

O  قوانین و مقررات آموزشی:  سطح خارج

O  معرفی اساتید:  سطح خارج

O  برنامه امتحانات:  سطح خارج

O  اطلاعیه‌های آموزشی:  سطح خارج

O  ارتباط با مسوول آمورش:  سطح خارج

O  پرسش و مباحثات علمی

O  نمونه سوالات دروس سطح

O  آیین نامه تقریرات و پژوهش های خارج

Hosting: Ilimitada Hosting Chile VPS