امور پرورشی و تهذیب سخنرانی های و مراسمات
سخنرانی ها و مراسمات
سخنرانی دوشنبه شب: استاد فاضلی هیدجی دام عزّه PDF Print E-mail

در ادامه سلسله سخن رانی های دوشنبه شب نمازخانه ی مدرسه، حجة الاسلام و المسلمین استاد فاضلی هیدجی دام عزّه به بیان نکاتی راجع به تبلیغ، مبلغ و مخاطب پرداختند.

 

 

ایشان با تاکید بر این نکته که سلیقه ی مخاطبین باید مدنظر مبلغ باشد، به ذکر نمونه هایی از عدم توجه به این مطلب پرداختند.

 

 

گفتنی است هر هفته، دوشنبه ها بعد از نماز عشاء یکی از طلاب مدرسه به صورت داوطلبانه سخنرانی کوتاهی ارائه میکند و بعد از آن توسط برخی اساتید و طلاب نقد و بررسی میشود.

 
معرفی منابع و موضوعات سخنرانی محرم PDF Print E-mail

 

در آستانه ماه محرم الحرام و ایام سوگواری سرور و سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام برنامه معرفی منابع و موضوعات سخنرانی با حضور حجت الاسلام و المسلمین فاضلی دام عزه در نماز خانه مدرسه فقهی امام محمد باقر علیه السلام برگزار گردید. در این برنامه که در طی دو جلسه برگزار شد، استاد فاضلی به توضیحاتی در خصوص موضوعات و منابع منبر در ماه محرم پرداختند.
در ذیل خلاصه کلمات ایشان ارائه می گردد.
بسم الله الرحمن الرحیم
انشاءالله که ماه محرم ماه توفیقات برای دوستان باشد. در تجربه ی 17 ساله ی منبر رفتن بنده، برکات زیادی نصیب بنده شد که یکی از آن ها توفیق مطالعات فراوان در موضوعات مختلف بود. تبلیغ همراه با سختی هایش تجارب زیادی نیز به انسان می آموزد.
موضوعاتی که مناسب است در محرم بحث شود، بسیارند، امّا مهم ترین آنها عبارتند از:
1.    بحث اشخاصی که در کربلا بوده اند.
شخصیت شناسی واقعه ی کربلا اعم از اشقیاء و سعداء. این بحث برای جوانان نیز بسیار سودمند و جذاب است و بسیاری از مطالب فرهنگی و ... را می توان ذیل همین مطلب ارائه داد. در این زمینه می توان به زندگی چند شخصیت اشاره کرد:
الف: حرّ بن یزید ریاحی
هدایت و توفیق امر پیچیده ای است. امام صادق علیه السلام فرمودند: «اگر قرار باشد شخصی هدایت شود خداوند مَلکی را موکّل به این کار می کند و لو خود شخص هم در فضای هدایت نباشد.» بعضی کارها هست که اگر انسان در سابقه اش داشته باشد، باعث هدایت و عاقبت به خیری انسان می شود.
حر عوامل مختلفی باعث هدایتش شد:  وجدان بیداری داشته است که امام علیه السلام نیز به این اشاره کردند که «انت حرّ کما سمیت أمّک». این ویژگی بسیار برای جوانان ما درس است. انسان حداقل پا روی وجدانش نگذارد. پس زندگی اصحاب در هرکدامش یک نکته است.
در مورد عوامل قساوت قلب که وجدان انسان ها را می میراند، روایاتی فراوانی داریم. از جمله این موارد ارتباط زیاد با نامحرم می باشد. در روایت موسیقی نیز یکی از عوامل قساوت شمرده شده است.
ب : زهیر
زهیر از امام حسین علیه السلام فرار می کرد، وجدانش گفت: «تو اگر با حسین علیه السلام برخوردکنی، نمی توانی جوابش کنی، لذا فرار کن که او را نبینی.» این خیلی مهم است که انسان نگذارد این هوشیاری درونی خاموش شود.
نکته ی بعدی همسر زهیر است.
ج: شمر بن ذی الجوشن
زندگانی شمر را ببینید که چه کارهایی می کرده است. فرزند زن بز چران که مادرش آدم درستی نبود. امام حسین به این امر اشاره می کند. طیب مولد خیلی مهم است . امام حسین علیه السلام در کربلا خیلی ها را نصیحت کرده است اما شمر را نصیحت نکرده است؛ زیرا اصلا قابلیت هدایت را نداشته است. زهیر او را حیوانی غیر قابل هدایت دانسته است . پیامبر نیز او را سگ دانسته اند .
د: عبید الله بن حرّ جعفی
زندگی عبید الله بن حر جعفی که فرصتی استثنایی داشت و استفاده نکرد. فرصت شناسی را برای مردم توضیح دهیم که بعضی فرصت ها دیگر تکرار  نمی شوند. جوانی که بهترین فرصت است. فرصت برای چیست؟ چه چیزی را از دست داده است؟ علم و معنویت واخلاق و.... این ها همراه با خاطرات نیز باشد بسیار خوب است. اگر در جوانی انسان خود را نساخت عادت می شود و جبرانش بسیار سخت می شود.
خلاصه اینکه از این شخصیت ها می توان برای مردم فهماند که سرنوشت ها اتفاقی  نیستند.
2. سخنانی که امام حسین علیه السلام از مدینه تا زمان شهادتشان فرمودند.
توضیح این کلمات و مخصوصا این اهداف قیام حضرت نیز در این کلمات بسیار آمده است. حضرت سه جا از مرگ سخن گفته اند. یک انسان امام حسینی دیدش با مرگ چیست؟ سخن حضرت درمورد حاکمان؛یک مسئول حسینی باید چه ویژگی هایی داشته باشد.
3.  بدعت های بعد از پیامبر صلی الله علیه و آله واقع شد.
دوستان می دانند که امام حسین علیه السلام اوضاعی که در این 50  سال پیش آمد،آنقدر فجیع بود که دیگر امام حسین خودش به میدان آمد.گاهی مریض آنقدر زیاد است که باید خون خود آن جراح داده شود. اسلام را داشتند می بردند، طبیب امت و امام امت، خون خودش را داد تا اسلام را احیا کند. حالا بحث اینکه در این 50 سال چه بدعت هایی پیش آمد که امام اینگونه ناراحت شد. بر سر قرآن، نماز، بیت المال، سنت پیامبر صلی الله علیه و آله و غیره که بحث های تاریخی نیز دارد .
منبعش نیز همین ابواب مطاعن درکتب حدیثی است. مطاعن خلفا را نگاه می کنیم و می نویسیم. انسان با همین شرایع به کمال و بندگی می رسد که این ها این ها را تحریف کردند؛ مخصوصا در مسایل اقتصادی و بحث تعصبات قومی که بسیار مطرح است .


4 . چرا امام حسین علیه السلام تنها ماندند.
در زیارت نامه ی حضرت به مساله ی تنهایی و غربت حضرت بسیار اشاره دارد .«السلام علی مظلوما بلا ناصر». این یادآوری ها برای ما تذکر است . خیلی بحث لازم و ضروری است که باید مطرح شود.
به سه دلیل نباید امام تنها می ماند :
الف: «انما المومنون اخوه» .مومن نباید تنها باشد ولو اینکه آن شخص امام نباشد. این جا بحث های زیادی هم هست که حقوق اجتماعی نیز مطرح می شود و خیلی مهم است. مسایل شخصی را مطرح می کنند که بگویند به تو ربطی ندارد. من سمع منادیا ینادی یا للمسلمین .....
ب : مساله ی امر به معروف و نهی از منکر می گوید اگر مومنی آمد بیرون و حرف حق زد، نباید تنها بماند. مومن نباید نسبت به مسایل جامعه بی تفاوت باشد.
ج : آیه ی مودت در قرآن کریم است. آیه ی تطهیر و أطیعوا الله و .....امام حرمت مودت و ولایت داشتند برگردن مردم نباید امام را تنها می گذاشتند.
حال با اینکه حافظان قرآن زیاد بودند، چه طور شد که امام تنها ماند؟ اکنون نیز خیلی کشورها خیلی حافظ دارند. کتاب دکتر سید جعفر شهیدی که کتاب بسیار خوبی است عوامل تنهایی امام را در زمانی که حضرت قیام کردند ذکر می کند. 5 شهر به عنوان مرکزیت جهان اسلام بود؛ شام،مدینه،کوفه ،مکه، بصره .ایشان جداگانه تحلیل این شهرها را آورده است که بحث های اخلاقی خوبی هم دارد.
شام تا زمان امام حسین چهار حاکم دیده است که همه را انسان می تواند تحلیل کند. طرز فکر و روحیه ی یک سلطان دائم در جامعه تزریق می شود. این مردم دیدشان نسبت به اهل بیت مثل دید خود یزید بوده است. نقش مسئول در جامعه ی اسلامی مهم است .لذا در انتخابات باید فرد اصلح را انتخاب کرد؛ زیرا در جامعه ی اسلامی تاثیر دارد.
شهر بعدی مکه است. عیب بزرگی داشت و آن هم بحث نژاد بود. قریش و غیر قریش و .... اگر مثلا دشمنان امام حسین علیه السلام آفریقایی بودند، همه به کمک حضرت می آمدند، ولی به جهت هم قبیله بودن با دشمنان امام حضور نیافتند. ملاک رفتار هایشان را قومیت و غیره می دانستند که امروز هم در دنیا مشکل زیادی در دنیا آفریده است.
مدینه هم از سقیفه مشکلش همین تعصب بوده است.
در مورد بصره نیز پنچ طایفه ای که بدنه آن را تشکیل می دادند، قریشی هستند .امام حسین به همه ی این 5 طایفه نامه فرستاد، اما جز عده اندکی از آنان حاضر نشدند.
بحث بعدی هم می تواند پیرامون کوفه باشد؛ کوفه بحث های خوبی دارد؛ زیرا اهل کوفه موالی و متفرق هستند و قریشی صرف نیستند .آقای قرشی کوفه را خوب و مفصل بررسی کرده است .روحیات مردم کوفه و غیره. یکی از اخلاقیات آن ها احساسی بودن آن هاست. این احساس آن ها عقبه نداشته است بلکه فقط احساسات بوده است. در کوفه نیز گریه کردند اما همه اینها صرفا احساسات بود  و عقبه نداشت.
این خلاصه ی این شهرها بود که به دلایل مختلف هرکدام امام حسین علیه السلام را تنها گذاشتند.
الحمد لله رب العالمین وصلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین.



 
سخنرانی استاد حسینی قمی در روز شهادت امام کاظم علیه السلام PDF Print E-mail

گزیده ای از سخنرانی استاد حسینی قمی در روز  شهادت امام کاظم علیه السلام

دو گزارش از سیره امام کاظم علیه السلام:

1-    هفت ویژگی از امام کاظم علیه السلام:

وَ كَانَ أَبُو الْحَسَنِ مُوسَى علیه السلام، 1- أَعْبَدَ أَهْلِ زَمَانِهِ  وَ 2- أَفْقَهَهُمْ  وَ 3- أَسْخَاهُمْ كَفّاً  وَ 4- أَكْرَمَهُمْ نَفْساً  وَ 5- رُوِيَ أَنَّهُ كَانَ يُصَلِّي نَوَافِلَ اللَّيْلِ وَ يَصِلُهَا بِصَلَاةِ الصُّبْحِ ثُمَّ يُعَقِّبُ حَتَّى تَطْلُعَ الشَّمْسُ وَ يَخِرُّ لِلَّهِ سَاجِداً فَلَا يَرْفَعُ رَأْسَهُ مِنَ الدُّعَاءِ وَ التَّمْجِيدِ حَتَّى يَقْرُبَ زَوَالُ الشَّمْسِ وَ كَانَ يَدْعُو كَثِيراً فَيَقُولُ اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ الرَّاحَةَ عِنْدَ الْمَوْتِ وَ الْعَفْوَ عِنْدَ الْحِسَابِ وَ يُكَرِّرُ ذَلِكَ وَ كَانَ مِنْ دُعَائِهِ عَظُمَ الذَّنْبُ مِنْ عَبْدِكَ فَلْيَحْسُنِ الْعَفْوُ مِنْ عِنْدِكَ وَ كَانَ يَبْكِي مِنْ خَشْيَةِ اللَّهِ حَتَّى تَخْضَلَّ لِحْيَتُهُ بِالدُّمُوعِ  وَ 6- كَانَ أَوْصَلَ النَّاسِ لِأَهْلِهِ وَ رَحِمِهِ

(گاهی خوش اخلاق هستیم در بیرون خانه . پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند: خیرکم خیرکم لاهله و انا خیرکم لأهلی. گاهی بیرون فیلم بازی می کنیم چون اگر بد اخلاق باشیم منزوی و مطرود می شویم. و صله رحم این است که رفع حاجتی از آنها بشود لذا فرمودن: لاصدقة و ذو رحم محتاج)

وَ 7- كَانَ يَفْتَقِدُ فُقَرَاءَ الْمَدِينَةِ فِي اللَّيْلِ فَيَحْمِلُ‏ إِلَيْهِمْ فِيهِ الْعَيْنَ وَ الْوَرِقَ وَ الْأَدِقَّةَ وَ التُّمُورَ فَيُوصِلُ إِلَيْهِمْ ذَلِكَ وَ لَا يَعْلَمُونَ مِنْ أَيِّ جِهَةٍ هُو.[1]

2-    تبیین امامت:

كَانَ لِيَ ابْنُ عَمٍّ يُقَالُ لَهُ الْحَسَنُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ وَ كَانَ زَاهِداً وَ كَانَ مِنْ أَعْبَدِ أَهْلِ زَمَانِهِ وَ كَانَ يَتَّقِيهِ السُّلْطَانُ لِجِدِّهِ فِي الدِّينِ وَ اجْتِهَادِهِ وَ رُبَّمَا اسْتَقْبَلَ السُّلْطَانَ فِي الْأَمْرِ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْيِ عَنِ الْمُنْكَرِ بِمَا يُغْضِبُهُ فَكَانَ يَحْتَمِلُ ذَلِكَ لَهُ لِصَلَاحِهِ.

فَلَمْ تَزَلْ هَذِهِ حَالُهُ حَتَّى دَخَلَ يَوْماً الْمَسْجِدَ وَ فِيهِ أَبُو الْحَسَنِ مُوسَى علیه السلام فَأَوْمَأَ إِلَيْهِ فَأَتَاهُ فَقَالَ لَهُ: يَا أَبَا عَلِيٍّ مَا أَحَبَّ إِلَيَّ مَا أَنْتَ عَلَيْهِ وَ أَسَرَّنِي بِهِ إِلَّا أَنَّهُ لَيْسَتْ لَكَ مَعْرِفَةٌ فَاطْلُبِ الْمَعْرِفَةَ فَقَالَ لَهُ جُعِلْتُ فِدَاكَ وَ مَا الْمَعْرِفَةُ قَالَ اذْهَبْ تَفَقَّهْ وَ اطْلُبِ الْحَدِيثَ قَالَ عَمَّنْ قَالَ عَنْ فُقَهَاءِ أَهْلِ الْمَدِينَةِ ثُمَّ اعْرِضْ عَلَيَّ الْحَدِيثَ.

قَالَ فَذَهَبَ فَكَتَبَ ثُمَّ جَاءَ فَقَرَأَهُ عَلَيْهِ فَأَسْقَطَهُ كُلَّهُ ثُمَّ قَالَ لَهُ‏ اذْهَبْ فَاعْرِفْ وَ كَانَ الرَّجُلُ مَعْنِيّاً بِدِينِهِ قَالَ فَلَمْ يَزَلْ يَتَرَصَّدُ أَبَا الْحَسَنِ حَتَّى خَرَجَ إِلَى ضَيْعَةٍ لَهُ فَلَقِيَهُ فِي الطَّرِيقِ فَقَالَ لَهُ جُعِلْتُ فِدَاكَ إِنِّي أَحْتَجُّ عَلَيْكَ بَيْنَ يَدَيِ اللَّهِ فَدُلَّنِي عَلَى مَا تَجِبُ عَلَيَّ مَعْرِفَتُهُ قَالَ فَأَخْبَرَهُ أَبُو الْحَسَنِ علیه السلام بِأَمْرِ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام وَ حَقِّهِ وَ مَا يَجِبُ لَهُ وَ أَمْرِ الْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ وَ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ وَ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ وَ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ علیهم السلام ثُمَّ سَكَتَ.

فَقَالَ لَهُ جُعِلْتُ فِدَاكَ فَمَنِ الْإِمَامُ الْيَوْمَ؟ فَقَالَ إِنْ أَخْبَرْتُكَ تَقْبَلُ قَالَ نَعَمْ قَالَ أَنَا هُوَ قَالَ فَشَيْ‏ءٌ أَسْتَدِلُّ بِهِ قَالَ اذْهَبْ إِلَى تِلْكَ الشَّجَرَةِ وَ أَشَارَ إِلَى بَعْضِ شَجَرِ أُمِّ غَيْلَانَ فَقُلْ لَهَا يَقُولُ لَكِ مُوسَى بْنُ جَعْفَرٍ أَقْبِلِي قَالَ فَأَتَيْتُهَا فَرَأَيْتُهَا وَ اللَّهِ تَخُدُّ الْأَرْضَ خَدّاً حَتَّى وَقَفَتْ بَيْنَ يَدَيْهِ ثُمَّ أَشَارَ إِلَيْهَا بِالرُّجُوعِ فَرَجَعَتْ قَالَ فَأَقَرَّ بِهِ ثُمَّ لَزِمَ الصَّمْتَ وَ الْعِبَادَةَ فَكَانَ لَا يَرَاهُ أَحَدٌ يَتَكَلَّمُ بَعْدَ ذَلِك.‏[2]

 


[1]. الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد، ج‏2، ص: 232

 

[2]. همان، ص: 224

 
<< Start < Prev 1 2 3 Next > End >>

Page 3 of 3

منوی اصلی


ورود طلاب



 

آزمون ورودی مراکز تخصصی فقهی حوزه علمیه

امورطلاب و اساتید

O  امور خوابگاه مدرسه

O  امور رفاهی طلاب

O  امور رفاهی اساتید

O  تسهیلات ورزشی

O  اردوی زیارتی پژوهشی مشهد مقدس

O  امور پرورشی

O  اطلاعیه‌ها

O  ارتباط با مسوولین

معاونت آموزش

O  قوانین و مقررات آموزشی:  سطح خارج

O  معرفی اساتید:  سطح خارج

O  برنامه امتحانات:  سطح خارج

O  اطلاعیه‌های آموزشی:  سطح خارج

O  ارتباط با مسوول آمورش:  سطح خارج

O  پرسش و مباحثات علمی

O  نمونه سوالات دروس سطح

O  آیین نامه تقریرات و پژوهش های خارج

Hosting: Ilimitada Hosting Chile VPS