امور پرورشی و تهذیب دروس اخلاق سلسله مباحث اخلاقی - استاد حسینی قمی
سلسله مباحث اخلاقی - استاد حسینی قمی PDF Print E-mail

 

بسم الله الرحمن الرحیم

رَوَى صَفْوَانُ بْنُ مِهْرَانَ الْجَمَّالُ قَالَ: قَالَ لِي أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع حُثَّ مَنْ فِي نَاحِيَتِكَ عَلَى صَوْمِ شَعْبَانَ فَقُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ تَرَى فِيهَا شَيْئاً قَالَ نَعَمْ إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص كَانَ إِذَا رَأَى هِلَالَ شَعْبَانَ أَمَرَ مُنَادِياً فَنَادَى فِي الْمَدِينَةِ يَا أَهْلَ يَثْرِبَ إِنِّي رَسُولُ رَسُولِ اللَّهِ إِلَيْكُمْ أَلَا إِنَّ شَعْبَانَ شَهْرِي فَرَحِمَ اللَّهُ مَنْ أَعَانَنِي عَلَى شَهْرِي ثُمَّ قَالَ إِنَّ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ ع كَانَ يَقُولُ مَا فَاتَنِي صَوْمُ شَعْبَانَ مُنْذُ سَمِعْتُ‏ مُنَادِيَ رَسُولِ اللَّهِ ص يُنَادِي فِي شَعْبَانَ فَلَنْ يَفُوتَنِي أَيَّامَ حَيَاتِي صَوْمُ شَعْبَانَ إِنْ شَاءَ اللَّهُ تَعَالَى ثُمَّ كَانَ ع يَقُولُ صَوْمُ‏ شَهْرَيْنِ مُتَتابِعَيْنِ تَوْبَةً مِنَ اللَّهِ‏.

سیره ی پیامبر اکرم صلّی الله علیه وآله و اهل بیت علیهم السلام، رعایت روزه ی شعبان بوده است. در صلوات شعبانیه هم می خوانیم: هَذَا شَهْرُ نَبِيِّكَ سَيِّدِ رُسُلِكَ شَعْبَانُ الَّذِي حَفَفْتَهُ مِنْكَ بِالرَّحْمَةِ وَ الرِّضْوَانِ الَّذِي كَانَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ يَدْأَبُ فِي صِيَامِهِ‏ وَ قِيَامِهِ‏ فِي لَيَالِيهِ‏ وَ أَيَّامِه‏.

البته این نگاه خیلی مهم است که فقط روزه نیست. در روایتی از امام صادق علیه السلام، از افضل اعمال در این ماه سوال کردند و حضرت فرمودند: «الصدقه و الاستغفار». برخی ها روزه زیاد می گیرند ولی خرج نمی کنند. در همین صلوات شعبانیه هم می خوانیم: «ارْزُقْنِي مُوَاسَاةَ مَنْ قَتَّرْتَ عَلَيْهِ مِنْ رِزْقِكَ بِمَا وَسَّعْتَ عَلَيَّ مِنْ فَضْلِك‏» هر چه هست فضل تو بوده است و از همین فضل که به ما داده ای به دیگران داده ایم. برخی ها که خانه های زیبا و عالی می سازند، یک سنگ هم می زنند که «هذا من فضل ربی». بله این «هذا فضل ربی» که مهم نیست؛ بلکه این آیه ناقص است. لیبلونی اش مهم است که در ادامه اش آمده است. أأشکر. مهم است. یک شب جمعه نجف مشرف بودیم و قبل از اذان مغرب، اعمالی اجرا می کنند که خیلی خوب است. تلاوت قرآن که تمام می شود، یک چند دقیقه ای زودتر تمام می کنند با همان صوتی که قرآن را می خوانند، با همان صوت حزین که در روایات هم این صوت توصیه شده است، یک منتخبی از کلمات امیر مومنان سلام الله علیه را می خواند. خیلی جذاب بود. ما در بالا بودیم و خیلی جالب بود که این برنامه را داشتند. قرآن که تمام شد، شروع کرد با همان صوت این کلمه ی قصار مولا علیه السلام را می خواند که خیلی زیبا است. کلام شماره 416 از کلمات قصار. حضرت فرمودند: «لا تخلفنّ‏ ورائك‏ شيئا من الدّنيا فإنّك تخلّفه لأحد رجلين إمّا رجل عمل فيه بطاعة اللّه سبحانه فسعد بما شقيت به و إمّا رجل عمل فيه بمعصية اللّه سبحانه فكنت عونا له على المعصية و ليس أحد هذين حقيقا أن تؤثره على نفسك.»

 

البته این بدین معنا نیست که هیچ جیز نگذاریم و عیال را در دردسر بگذاریم؛ زیرا پیامبر اکرم صلّی الله علیه وآله، از این کار نهی کرده است، ولی کسانی که فقط جمع می کنند و دلشان نمی آید خرج کنند، اینان را مذمت می کنند. وارث شما با این پولی که تو به خاطرش به جهنم می روی، بندگی خدا را می کند. مال شما بود و تمام شد. معلوم می شود که هیچ ثوابی به آن آقایی که ارث گذاشته است، نمی دهند، نه اینکه نمی دهند، بلکه تو که جمع کردی، شقیّ شدی. جمع مال که فضیلت ندارد، خرج مال است که فضیلت دارد. خیلی جمله ی عجیبی است.

یا اینکه در گناه هزینه می کند. فرزندان بد که در گناه هزینه می کند که در این صورت شما کمک معصیت کرده ای. حال باید سوال کرد که این اعانه با آن شرایطی که دارد که قصد و علم شرط است، چگونه سازگار است؟ حضرت می فرمایند: معین بر معصیت شده اید. این را باید با اساتید بحث بفرمایید؛ لذا امام صادق علیه السلام فرمودند: صدقه و استغفار است و فقط نماز و دعا و روزه نیست.

 

جالب است من یک وقت تحقیقی داشتم دیدم که در دین، نگاه ها متعدد است. موارد فراواونی داریم؛ مثلا یک موردش اینکه اگر کسی از دنیا می رود، همه به فکر این هستند که نماز لیله الدفن بخوانند، در حالی که در روایت آمده است، «فَارْحَمُوا مَوْتَاكُمْ‏ بِالصَّدَقَةِ فَإِنْ لَمْ تَجِدُوا فَلْيُصَلِّ أَحَدُكُم‏.»

داستانی را نقل کنیم انشاالله که مفید واقع شود. کتاب مفید است که معرفی می کنم. مرحوم نراقی که خودش یک فقیه بزرگ است، می گوید: هنگامی که از مطالعه ی کتب فقهی خسته می شده است، طاقدیس را مطالعه می کرده است. انصافا هم خیلی اشعار پر معنا و پر محتوایی دارد. رسم بین علماء این بوده است که کنار کار اصلی، این کار های جانبی را می کرده اند. یکی کتاب فوائد الرضویه شیخ عباس قمی است که خیلی مفید است. این قصه را نیز عرض می کنم. ایشان نوشته است که مرحوم مقدس اردبیلی رضوان الله علیه فصل زیارتی، وقتی زیارت کربلاء می رفته است، نمازش را جمع می خوانده است و احتیاط می کرده است. کتاب خوبی است. یکی فوائد الرضویه که چاپ دوجلدی، بوستان کتاب چاپ کرده است و دیگری قصص العلماء مرحوم تنکابنی است. هفتصد صفحه با خط ریز است و می گوید: من سه ماه این کتاب را تمام کردم. خود ایشان شاگرد صاحب جواهر بوده است و خیلی از خاطرات را خودش دیده است و خیلی تأثیر گذار است. فرصت کردید بخوانید. ایشان خیلی عجیب است، دویست کتاب تالیف کرده است. اگر کسی این کتاب را سه ماهه مطالعه کند، جایزه دارد. به هر حال در فوائد الرضویه این قصه که در رابطه با خود شیخ عباس است. ایشان در مقام تعریف از خودش نبوده است. به ترتیب الفبا می آید و می رسد به نام خودش. حال اینکه چرا نام این کتاب را فوائد الرضویه گذاشته است، در مقدمه نوشته است، مدتی بود که محزون بودم و افسرده بودم. به روایتی برخورد کردم که کسی به زیارت امام رضا علیه السلام برود، غصه هایش برطرف می شود؛ لذا مدتی مشهد رفتم و این کتاب را در مشهد تألیف کردم. صد ها نفر از علمای شیعه را حکایت کرده است. به شرح حال خود که رسیده، نوشته است: اما شرح حال خودم؛ چون این کتاب اختصاص دارد به شرح حال علماء و من احقر و پست تر از آنم که در ردیف علماء به حساب آیم، از نوشتن شرح حال برای خودم صرف نظر می کنم. فقط اسامی کتبم را می نویسم. که اگر کسی خواست مفید باشد. شروع به نوشتن می کند. او صد و ده کتاب را ذکر می کند و با این حال می گوید: من احقر و پست تر از آن هستم. برخی ها 150 صفحه کتاب می نویسد و 100 صفحه نیز در شرح حال خودش می نویسد. همین مرحوم تنکابنی آورده است که صاحب مدارک و معالم، شاگردان مقدس اردبیلی بودند و وقتی درسشان تمام می شود، به استاد می گویند: چیزی به ما یادگاری بنویسید. ایشان نوشته ای می دهد و چند حدیث می نویسد. آخر احادیث اینگونه می نویسد: این نوشته ای است از سوی عبد برای مولای خودش. تا مولا عبد را از دعا فراموش نکند. چه می کردند و چه می گفتند و  چه تواضعی داشتند.

 

در همین قصص آمده است: صاحب جواهر رحمه الله علیه یک روز در درس، یکی از شاگردانش اشکالی می کند و استاد جواب می دهد و دوباره چندین بار اشکال می کند و استاد به شاگرد می گوید که نامربوط نگو. {خیلی مواظب باشید در جلسات درس فکر نکنید خبری است. قصه ای که معروف است که شیخ انصاری در گوش آن شاگرد گفت: آن کسی که بسم الله را در گوشت گفت، تا آخر به ما گفته است} یک کلمه را گفته بود. این شاگرد گفت: نامربوط می شنوم. استاد چیزی نگفت. خدا کند که وقت هایی که دلی می شکند، عکس العملی نشان بدهد. عزیزان خیلی مواظب باشید. اگر خدای نکرده دلی شکستیم، خدا کند عکس العملی نشان دهد اگر نشان بدهد، خشم خدا کم تر می شود، ولی اگر نشان ندهد، انسان را بیچاره می کند.

کتاب در شرح حال آیت الله شاه آبادی نوشته اند که خیلی مفید بود. از جمله نوشته است که پدرشان مرحوم شاه آبادی به حمام می رود. یک سرهنگی در حمام به ایشان توهین می کند. مرحوم شاه آبادی جواب نمی دهد و چیزی نمی گوید. ایشان بالاخره شخصیتی بوده است. وقتی ایشان بیرون آمد، زبان آن سرهنگ تورم کرد و تورم کرد و بعدش آنقدر شدید شد که گلوگیر شد و مرد. مرحوم شاه آبادی غصه خورد و گفت: کاش که من چیزی به او می گفتم. ای کاش جوابش را می دادم. من سکوت کردم و سکوت من خیلی تأثیر گذاشت. ای کاش جیزی می گفتم. خیلی مواظب باشید. یوم المظلوم علی الظالم أشد من یوم الظالم علی المظلوم. خلاصه آن شاگرد می گوید: نامربوط می شنوم. استاد جواب نمی دهد. این شاگرد از درس بیرون می آید، خانه از پله ها که می آید برود بالا، درد کمر می گیرد و تا آخر عمر هر دعا و هر توسل و هر ذکر و حتی نوشتند که بعدا خیلی به فرزندان صاحب جواهر خدمت کرد، ولی باز خوب نشد و مشکل حل نشد.

 

مرحوم آیت الله اراکی کتابی دارند به نام آیینه ی صدق و صفا. کتاب خوبی است. خاطرات ایشان است. نوشتند که در زمان رضا خان دو مأمور خیابانی، سد معبری ها را می خواستند جمع کنند. یک زنی می بیند که این دو مأمور زنی را که بساط کرده بود و به او می گویند که جمع کن. می گوید: من بچه یتیم دارم و باید شکمشان را سیر کنم. مأمور صرف نظر می کند، مأمور دوم لجبازی می کند و اصرار می کند و او جمع نمی کند. یک لگد می زند و تمام این بساط در گل می ریزد. همه به هم می ریزد. این خانم یک نگاهی می کند و می گوید: خیر نبینی. از فردا این مأمور درد پا می گیرد و هر درمانی می رود، اثر ندارد. مشرف می شود کربلاء ومی گوید که متوسل شوم به حضرت اباالفضل سلام الله علیه. می خوابد ومی گوید: برویم حرم. شب حضرت را خواب می بیند که فرمود: اگر بیایی، صبح حرم مکافاتی می شود. می گوید: من این همه راه برای شفا آمده ام. می فرماید: اول آن خانم را راضی کن و بعد بیا.

 

قصه ی دیگر عرض کنم:

خدا رحمت کند آقای مروی بود که آدم خوبی بود. معاون اول قوه قضاییه و داماد مرحوم آیت الله خزعلی بود. ایشان منبری بود و تاریخ هم مسلط بود. منبر های ایشان چاپ شده است و سخنگوی دانا نام دارد. ایشان این قصه نقل می کند. ایشان خیلی مانوس با آیت الله کشمیری بود. در قم زندکی می کرد و نوه ی صاحب عروه بود. معروف به استخاره بود. قبر ایشان نیز در حرم حضرت معصومه سلام الله علیها است. از ایشان این قصه را نقل می کرد که ایشان در نجف زندگی می کرد. در حرم از او می پرسند که نظرت راجع به صدام چیست؟ می گوید: کلب عقور. سائل ساواکی صدام بوده است و خبرش را می دهد و شبانه فرار می کند ومی آید. قصه این است که صحن حضرت امیر نشسته بودم. خیلی ها برای استخاره به ما مراجعه می کردند و از جمله مرحوم ایت الله خویی. یک دفعه که داخل فکر رفته بودم که چه شده است که خیلی ها به ما مراجعه می کنند؟ زنی آمد و گفت: بساطت را جمع کن. تو با قرآن نیت می گویی، من با تسبیح نیت می گویم. زن که رد می شود، ایشان به فکر می رود که او به من چه گفت؟. دیدند که زن در یک جایی نشست. کارش که تمام می شود، می آید نزد زن و می گوید: استخاره کن. اول پول می گیرد و بعد استخاره می کند. نیتش هم این بود که امتحان بکند. با تسبیح می گوید که  وقتی این خانم می آید بیرون، برود دنبالش می رود و داستان را می خواهد و نمی گوید و اصرار می کند و می گوید که من با جوانی ازدواج کردم  و دو تا بچه داشتم و بعد از مدتی آمد خانه گفت: با شخص دیگری می خواهم ازدواج کنم و باید از تو طلاق بگیرم. اصرار کردم که قبول نکرد. گفتم: حداقل مرا به عنوان کنیز خود قبول کن. قبول می کند. او نقش کنیز را بازی می کند و مدتی می گذرد که می گوید: طلاقت را دادم و دیگر کنیز هم نمی خواهم برو. می گوید: صبح می روم که قبول می کند. صبح می آید و مستقیم می رود کربلاء داخل حرم حضرت ابالفضل می رود و بچه ها را می خواباند و داخل حرم می شود و می گوید: گفتم آقا جان این بلایی که پیش آمده است شما راضی هستی؟ از کجا زندگی این ها را جور کنم. در رؤیا حضرت می گویند: این تسبیح را بگیرد و استخاره کند و این مقدار پول بگیرد و زندگی را اداره کند. می گوید: من استخاره نمی دانم. حضرت می گوید: استخاره کن، نیت را ما می گوییم. از خواب که بیدار شدم، بچه ها را برداشتم و در راه خانمی گفت: استخاره کن. با تسبیح استخاره کردم و کسی در ذهنم نیت را می گفت. از همان وقت تا الان با همین راه زندگی را اداره می کنم. به هر حال یوم المظلوم أشد من یوم الظالم. خداوند هوای مظلومین را دارد.

آن قصه ی اول را اتمام کنم. این کتبی را که گفتم، حتما بخوانید، خیلی خوب است. مفاخر اسلام نوشته ی آقای دوانی هم خیلی خوب است. ایشان یکی از بزرگان بسیار پر کار بود. این مفاخر اسلام یک جلدش تمام شرح حال محدث قمی است. از جمله نوشته است که وقتی از دنیا رفت، فرزندان گفتند: یک خیراتی داشته باشیم. خیرات هم این بود که در صحن امیر المومنین علیه افضل التحیه و السلام، شب های جمعه آب می داده است. یک شب جمعه هردو برادر کاری پیش آمد و آب را ندادند. شیخ عباس را در خواب یک شب دیدن. در عالم رویا فرمودند: علی تشنم است. شب جمعه به من آب ندادی. گفت: از آن آب هایی که شب جمعه می دادی از آن ها می خوانم. حضرت امیر علیه السلام فرمودند: «الغنی و الفقر بعد العرض علی الله».

 

در این آخر جلسه یک حدیث هم بخوانیم. کتاب الثقات نوشته ی ابن حباد، متوفای قرن چهارم است. ایشان راجع به امام رضا علیه السلام می گوید: «من سادات اهل البیت یجب أن یعتبر حدیثه اذا روی عنه غیر اولاده و شیعته.{زهرش را ریخته و گفته که اگر راوی اولاد و شیعه نباشند، خودش آدم خوبی است}.و مات بطوس فمات من سمته و قبره مشهور قد زرته کثیرا و ما حلت بی شدّه فزرت قبر علی بن موسی و دعوت الله الا استجیب و زالت عنی تلک الشده و هذا شی جربته مرارا فوجدته کرارا اماتنا الله علی حبّ اهل بیت النبی.» این ها کلماتی است که از سوی این انسان سنی مذهب صادر شده است.

سید قطب وقتی به تفسیر این آیه می رسد، می خواهد معنا کند. در دنیا و قیامت یاری کردیم. در دنیا کجا انبیاء علیهم السلام را یاری کردیم. او مثال می زند و می گوید: پیروزی فقط ظاهری نیست، پیروزی در دل هاست، مثال می زند به امام حسین علیه السلام «یستوی فیه المتشیعون و غیره من المسلمین بل و غیر المسلمین.

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى عَلِيِّ بْنِ مُوسَى الرِّضَا الْمُرْتَضَى الْإِمَامِ التَّقِيِّ النَّقِيِّ وَ حُجَّتِكَ عَلَى مَنْ فَوْقَ الْأَرْضِ وَ مَنْ تَحْتَ الثَّرَى الصِّدِّيقِ‏ الشَّهِيدِ صَلَاةً كَثِيرَةً نَامِيَةً زَاكِيَةً مُتَوَاصِلَةً مُتَوَاتِرَةً مُتَرَادِفَةً كَأَفْضَلِ مَا صَلَّيْتَ عَلَى أَحَدٍ مِنْ أَوْلِيَائِكَ.

 

 

 

 

Add comment


Security code
Refresh

منوی اصلی


ورود طلاب



 

آزمون ورودی مراکز تخصصی فقهی حوزه علمیه

امورطلاب و اساتید

O  امور خوابگاه مدرسه

O  امور رفاهی طلاب

O  امور رفاهی اساتید

O  تسهیلات ورزشی

O  اردوی زیارتی پژوهشی مشهد مقدس

O  امور پرورشی

O  اطلاعیه‌ها

O  ارتباط با مسوولین

معاونت آموزش

O  قوانین و مقررات آموزشی:  سطح خارج

O  معرفی اساتید:  سطح خارج

O  برنامه امتحانات:  سطح خارج

O  اطلاعیه‌های آموزشی:  سطح خارج

O  ارتباط با مسوول آمورش:  سطح خارج

O  پرسش و مباحثات علمی

O  نمونه سوالات دروس سطح

O  آیین نامه تقریرات و پژوهش های خارج

Hosting: Ilimitada Hosting Chile VPS