امور پرورشی و تهذیب دروس اخلاق سلسله مباحث اخلاقی - استاد فروغی
سلسله مباحث اخلاقی - استاد فروغی PDF Print E-mail

 

بسم الله الرحمن الرحیم

بهترین ذکر ذکر صلوات است. در حدیثی وارد شده است که شب معراج همانطور که حضرت رسول اکرم صلی الله علیه وآله از آسمان به آسمان بعدی می رفتند، وارد شده و دیدند ملکی غرق تماشای چیزی بود و متوجه حضور پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله نشد و تعظیم نکرد. به رسول اکرم صلی الله علیه وآله و جناب جبرائیل توجه داد وگفت: حضرت آمده است. تعظیم کرد و معذرت خواهی کرد و گفت: غرق تابلویی از نور بودم که نوشته بود، محمد رسول الله، علی ولی ّ الله. بعد عرض کرد: یا رسول الله! من دو رکعت نماز خواندم، بیست هزار سال طول کشید. این بیست هزار سال را هدیه کردم به شما به خاطر همین غفلتم. حضرت فرمودند: نیازی ندارم. گفت: هدیه کنید به امتتان. حضرت فرمود: امّتم نیز نیاز ندارد؛ چرا که یک صلوات امتم بر من و آل من از بیست هزار سال عبادت تو بهتر است. روایات بسیاری در این زمینه وارد شده است. خداوند متعال در قرآن می فرماید: «انّ اللَّه و ملائكته يصلّون‏ على‏ النّبىّ‏ يا ايّها الّذين آمنوا صلّوا عليه و سلّموا تسليما». در یک جا خیلی راحت می توان خدا صفت شد و آن وقتی است که ما صلوات بفرستیم؛ زیرا خدا و ملائکه بر پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله صلوات می فرستند. انسان می تواند به درجاتی برسد که عقل حیران است. در دعای روز سه شنبه ی امام سجاد علیه السلام، حضرت مراتب کمال را تشریح کرده اند. «اللهم اجعلنی من جندک» جندالله شدن خیلی ارزش دارد. این درس خواندن ها اگر برای خدا باشد، قطعا جند الله شدن است. برای خدا طلبه شدن، جند الله شدن است. خدایا بپذیر ما را. من خیلی اوقات دعایم بخواهم مستجاب شود، می گویم: خدایا مرا بپذیر که با افتخار در جمع سربازان دین تو آمده ام به خاطر این سربازی ها بپذیر ما را. علامه طباطبایی که در نجف بودند و امکاناتی نداشتند. در را زدند و گفتند: حدود 18 سال است که هوایت را داریم. فکر کردم که مراد از 18 سال چیست؟ دیدم از زمانی است که معمم شده ام و این لباس سربازی را پوشیده ام. لباس در عالم غیب خیلی حرمت دارد. جند الله شدن مجاهدت می خواند. «والذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا». وقتی مجاهدت آمد و تلاش آمد، انسان می تواند به جایی برسد. «جاهدوا فینا». کسانی که می کوشند تا به توحید برسند، غایت تلاششان این است که به عندالله برسند. «عند ربهم یرزقون» برسند. این راه را برای کسانی که در راه رسیدن به ما تلاش می کنند باز می کنیم.

خداوند فرموده است: «یا ایها الذین آمنوا کونوا انصار الله». در آیه ی دیگری آمده است: حضرت عیسی گفت: «من انصاری الی الله» ای مومنین همه بیایید و از یاران خدا شوید. همه بیایید و خدا را نصرت کنید. خطاب را ببینید. این طی مراحل کمال است. در آیه ی دیگر بهترین تجارت پر سود جهاد است. تجارت پرسود که کسی از اندازه ی آن آگاه نیست. هیچ کسی خبر ندارد که چه خبر است. «قره اعین» است و چشم ها روشن می شود و همه حیرت زده می شوند که خدا چه نعمت هایی برای مومنین آماده کرده است. در مسیر توحید توقف ممنوع است. مدام باید در حرکت بود. هر لحظه باید رفت. یک لحظه توقف ندارد. این مسیر لاحد است به سوی لاحد حرکت می کنیم. «الی ربک منتهاه» وقتی منتهی خداست، حد و اندازه ندارد. لاحد است. «کونو ا انصارالله». اگر جند الله هم شدی، باید بالاتر بیایی حزب الله باشد.

بالاتر بیا همخانه باش. این قرآن کتاب زندگی و حیات است و باید با تأمل خوانده شود. کدام کتاب اخلاق را پیدا می کنید که بیشتر از قرآن به ما حقائق بیاموزد. قرآن صرف لفظ نیست. ما کار نمی کنیم با قرآن. حضرت امام در شرح دعای سحر که در 27 سالگی نوشته است. اگر کسی در معارف کار نکند، دلش آرام نمی شود. این درس ها هم همه مقدمه است. همه اش که این ها نیست. این ها ذی المقدمه دارد. حضرت امام در آن جا دارند که در مورد بسم الله بحثی دارند که ملاصدرا گفته است که بسم الله الرحمن الرحیم چند هزار حجاب را دریده است و آمده است. امام گویند 70 هزاز حجاب زده اند و حجاب های محدود که نمی تواند جلوی نورانیت بسم الله را بگیرد. فهم این حقائق آدم شدن می خواهد. ریاضیت می خواهد خون دل خوردن می خواند. باید خون جگر خورد. عاشقی شیوه ی رندان بلا کش باشد.

حواریون 12 نفر بودند که گفتند: ما انصارالله هستیم. خطاب خداوند به همه ی مؤمنین است. معصومین فرمودند: شیعیان ما انصارالله هستند. «انتم انصار الله». این حد یقف ندارد. مرحله به مرحله باید جلو رفت. اولش جندالله شدن است و بعدا  حزب الله شدن است. این ها شعار نیست. در عالم تخیل نیست و حقائق عالم است. عطایا و فیوضات غیبی قابلیت می خواهد. پیامبر صلی الله علیه وآله با سلمان حرف می زد و اسرار می گفت. یکی از منافقین وارد شد. حضرت بحث را عوض کردند. سلمان گفت: آقا ادامه بده. حضرت فرمود: عسل با اینکه شفاست ولی به بچه ی کوچک بدهی می میرد.

هرکسی که ظرفیت ندارد. «والله یضاعف لمن یشاء». خدا چندین برابر برای یک کار خیر می دهد. حقائق به اندازه ی قابلیت انسان ها است. کسی که وارد حزب الله نشده باشد که نمی تواند از فیوضات خاصه ی خداوند بهره ببرد. یک بار از حرم امام رضا علیه السلام بیرون می آمدم همراه آیت الله العظمی بهجت راه افتادم، یک طلبه ای آمد و جلویش را گرفت و گفت: دستورالعملی بدهید. آقا فرمودند: فسنجان می دانید که چه طور درست می شود؟ بعد شروع کردند مواد فسنجان را گفتن. یعنی شما که هنوز به فکر فسنجان هستی! وقتی که باران می آید، هر دره ای به اندازه ی وسعت خودش آب برمی دارد. لذا آن هایی که بیشتر از ظرفیت برداشته است طغیان می کند.

«انزل من السماء ماءا لیطهرکم به». امام باقر علیه السلام فرمودند: ظاهر این آیه این است که باران می آید ولی باطن دارد، باطنش این سماء پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله است. این آب آسمانی علی علیه السلام است. پیامبر و علی علیهما الصلاه و السلام باید ببارند تا عالم طاهر شوند. فرمود: اگر برای ما کرسی تدریس بگذارند، از کلمه ی الصمد همه ی حقائق را بیان می کنم. این ها خط نشانی است که بالاتر بیا. هر کسی می گوید خوب هستم و همه به بیرون نگاه می کنند و هیچ کس به درونش نگاه نمی کند. برخود بشور. هر کس خودش را بشورد، از پاکی ها همه چیز حل می شود. همه به بیرون نگاه می کنند. با بیرون حرارت بدنشان را میزان می کنند؛ مثل مرده ها که اگر بیرون گرم باشد مرده هم گرم است، اگر سرد باشد، بدن مرده هم سرد است، ولی زنده اینگونه نیست درونش 37 درجه است و هیچ عاملی حال او را خراب نمی کند. انسانی که بندگی ندارد، مریض است. عبودیت انسان را تنظیم می کند، اگر همه ی دنیا را به او دهند، هیچ ارزشی در قبالش ندارد و حالش به هم نمی خورد. حالش ثابت است. هر کس عبودیت دارد، نفس مطمئنه دارد و افاضات را می گیرد. پرش می کنند.

لذا اول جندالله و بعد حزب الله و بعد ولی الله است. امام سجاد علیه السلام بعد از اینکه دعا کردند که مرا جندالله قرار بده، دعا می کنند که مرا از اولیائت قرار بده. چرا که اولیای تو ترس ندارند. انسان اگر اضطرار داشته باشد، به حیطه ی ولی الله می رود. حکم خدا را می پذیرد و حق اصلی را به خدا می دهد. این است که در مورد اهل بیت علیهم السلام باید هم محبت داشت و هم ولایت. اگر اینگونه شدیم، «ان اولیاء الله لاخوف علیهم و لاهم یحزنون» ولی خدا که غصه ندارد. حزن ندارد، خوف ندارد؛ چرا داشته باشد، وقتی وارد حوزه ی توحید شد، چه همّی چه غمی. امیر المومنین خودش را وصف می کند: «وَ ايْمُ اللَّهِ يَمِيناً أَسْتَثْنِي فِيهَا بِمَشِيئَةِ اللَّهِ لَأَرُوضَنَّ نَفْسِي رِيَاضَةً تَهِشُ‏ مَعَهَا إِلَى الْقُرْصِ إِذَا قَدَرْتُ عَلَيْهِ مَطْعُوماً وَ تَقْنَعُ بِالْمِلْحِ مَأْدُوماً وَ لَأَدَعَنَ مُقْلَتِي‏ كَعَيْنِ مَاءٍ نَضَبَ مَعِينُهَا مُسْتَفْرِغَةً دُمُوعَهَا أَ تَمْتَلِئُ السَّائِمَةُ مِنْ رِعْيِهَا فَتَبْرُكَ وَ تَشْبَعُ الرَّبِيضَةُمِنْ عُشْبِهَا فَتَرْبِضَ‏ وَ يَأْكُلُ عَلِيٌّ مِنْ زَادِهِ فَيَهْجَعَ قَرَّتْ إِذاً عَيْنُهُ إِذَا اقْتَدَى بَعْدَ السِّنِينَ الْمُتَطَاوِلَةِ بِالْبَهِيمَةِ الْهَامِلَةِ وَ السَّائِمَةِ الْمَرْعِيَّةِ طُوبَى‏ لِنَفْسٍ‏ أَدَّتْ إِلَى رَبِّهَا فَرْضَهَا وَ عَرَكَتْ بِجَنْبِهَا بُؤْسَهَا وَ هَجَرَتْ فِي 295 اللَّيْلِ غُمْضَهَاحَتَّى إِذَا غَلَبَ الْكَرَى‏ عَلَيْهَا افْتَرَشَتْ أَرْضَهَا وَ تَوَسَّدَتْ كَفَّهَا فِي مَعْشَرٍ أَسْهَرَ عُيُونَهُمْ خَوْفُ مَعَادِهِمْ وَ تَجَافَتْ‏ عَنْ مَضَاجِعِهِمْ جُنُوبُهُمْ وَ هَمْهَمَتْبِذِكْرِ رَبِّهِمْ شِفَاهُهُمْ وَ تَقَشَّعَتْ بِطُولِ اسْتِغْفَارِهِمْ ذُنُوبُهُمْ- أُولئِكَ حِزْبُ اللَّهِ أَلا إِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْمُفْلِحُونَ‏ .

دنیا که جای خوش گذرانی نیست. جای تکیه گاه قرار دادن نیست. زحمت می خواهد. طوبی لنفس خوشا به حال کسی که فرائضش را خوب انجام می دهد. این ها حزب الله هستند و رستگارانند. این که انسان خلوت نداشته باشد با خدا بدبخت می شود.

ذکری دعایی مناجاتی اشکی بیداری پس کی می خواهیم این کار را انجام دهیم؟ دوستان رفتند و ما از قافله ماندیم. مرحوم علامه طباطبایی نقل می کنند که یک روز درسشان مرحوم شهید مطهری دیر رسیدند. علامه سر درس شعری خواندند که کاروان رفت و ما جامانده ایم. نیم ساعت می خواند و گریه می کرد.کاروان رفت. در مدرسه ی نواب یک نفر ده دقیقه به اذان صبح در حیاط مدرسه داد می زد که کاروان رفت دارند مشتاقان خدا به خدا می رسند؛ باقی ماندگان کجایند ؟ خاک شو تا بنگری ذره ذره خاک را از خالق جبار. اگر ادب شدیم می بینیم که همه چیز دست خداست. موانع را باید دور کرد تا آن در فیوضات باز شود و از آسمان پیامبر صلی الله علیه واله و از وجود امیر المومنین علیه السلام بر ما ببارد. ما محتاج این فیض ها هستیم. ما منتظر ظهور هستیم که از آسمان پیامبر صلی الله علیه وآله باران مهدوی ببارد و گرنه زمین آباد نخواهد شد.

چزا از این فرصت های ناب استفاده نکنیم؟ چرا مثل دیگران تشنه زندگی کنیم ما که کوثر داریم. ما که در منبع فیوضات هستیم؛ چرا مثل دیگران زندگی کنیم و بلکه عقب بمانیم چرا؟

کو آسمان کو ریسمان کو خمر تن کو خمر جان .

ما آمده ایم در خانه ی اهل بیت علیهم السلام و از آنچه که داریم بی خبریم. در خانه اگر کس است یک حرف بس است. گاهی اگر انسان به یک حرف عمل کند کار حل است.«کلمه الله هی العلیا» اگر به کلمه ی خدا عمل کنیم تمام است تمام مشکلات.

 

Add comment


Security code
Refresh

منوی اصلی


ورود طلاب



 

آزمون ورودی مراکز تخصصی فقهی حوزه علمیه

امورطلاب و اساتید

O  امور خوابگاه مدرسه

O  امور رفاهی طلاب

O  امور رفاهی اساتید

O  تسهیلات ورزشی

O  اردوی زیارتی پژوهشی مشهد مقدس

O  امور پرورشی

O  اطلاعیه‌ها

O  ارتباط با مسوولین

معاونت آموزش

O  قوانین و مقررات آموزشی:  سطح خارج

O  معرفی اساتید:  سطح خارج

O  برنامه امتحانات:  سطح خارج

O  اطلاعیه‌های آموزشی:  سطح خارج

O  ارتباط با مسوول آمورش:  سطح خارج

O  پرسش و مباحثات علمی

O  نمونه سوالات دروس سطح

O  آیین نامه تقریرات و پژوهش های خارج

Hosting: Ilimitada Hosting Chile VPS