امور پرورشی و تهذیب دروس اخلاق سلسله مباحث اخلاقی - استاد فروغی
سلسله مباحث اخلاقی - استاد فروغی PDF Print E-mail

 

بسم الله الرحمن الرحیم

شرکت کردن در درس اخلاق باید برنامه ی طلبگی ما باشد. باید به درس اخلاق ها اعتناء کنیم. اگر درس خواندمان بدون درس اخلاق باشد، فایده ندارد. امام قدس سره که یک فقیه فحل بود، درس اخلاقش ترک نمی شد. ایشان در فیضیه درس اخلاق می گفتند و بعد از مدتی ترک کردند. به ایشان گفتند: آقا جان چرا دیگر درس نمی گویید؟ فرمودند: نه نمی شود. باید برای آدم شدن وقت گذاشت و با یک ساعت درس اخلاق که انسان آدم نمی شود. آدم شدن مشکل است. بعد فرمودند: حداقل در شب یک مقداری برای مناجات با خدا، دل به خدا دادن وقت بگذارید. اگر دل به خدا دادی، همه چیز درست می شود. مشکل ما این است که دل به خدا نداده ایم. حدیثی است از رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم که حضرت موسی علیه السلام در قوم خود بین بنی اسرائیل{که خیلی هم اذیت دیدند} موعظه ای فرمود که بنی اسرائیل همه گریه می کردند. زبان زبان کلیم الله است. مجلس شور و حالی پیدا کرد و جوانی بلند شد و پیراهن خود را از دست اعمال خودش چاک کرد. گاهی موعظه ی بالغه باعث می شود، انسان بمیرد. حضرت امیرالمومنین صلوات الله و سلامه علیه یک موعظه کرد، همام از دنیا رفت. خطاب آمد که به آن مرد بگو: فَأَوْحَى اللَّهُ- عَزَّ وَ جَلَّ- إِلَيْهِ: يَا مُوسى‏، قُلْ لَهُ: لَاتَشُقَ‏ قَمِيصَكَ‏، وَ لكِنِ اشْرَحْ لِي عَنْ قَلْبِكَ»؛ پیراهن چاک نزن دل بیاور. خدا از انسان دل می خواهد. اگر همه ی عالم را نیز احسان کنی، اگر دلت با خدا نباشد، به درد نمی خورد. باید دل بیاوری. دل حضور پیدا کند. باید این دل را هر شب چند ساعت به مکتب برد. مکتب معرفت، توحید، ذکر و انس با پروردگار، تادل آدمی به صحنه بیاید. این شاگرد بازی گوش را باید آورد. واقعا هر روز چقدر در تلاطم هستیم؛ مثل دیگ هایی که می جوشند. در تلاطم هستند این دل ها و هر روز پی در پی زیرو و رو می شوند.

 

غرض از این جلسات این نیست که دفتری داشته باشیم و همه چیز را نوشته باشیم. بلکه غرض این است که فرمول معنوی به دست بیاوریم و نماز شبمان ترک نشود. هر جا بودیم با خدا باشیم. ما به تربیت نیاز داریم و گرنه هر چه از خدا بیاید خیر است. لکن ما که ظرف وجودمان خیر نیست. آیا کاسه ی وجود ما پاک است؟ گفته اند: «ان لله عوانی و هی القلوب». خداوند ظرف ها در نظام آفرینش دارد که دل هاست. هر کدام از ما دلی داریم که باید ظرف توحید و ظرف نزول تمام خیرات است. هر چه است انسان دل اوست. دریافت های انسانی دل است.

شرح بیداری دل ای معنوی                             در نگنجد در هزاران مثنوی

این دل آیت الله است. در روایت تعبیر شده است. کاسه ی نزولات غیبیه این دل است. چقدر بین دل ها فرق است که کدام دل پر می شود از غیب؟ دلی که از هوا خالی باشد. دلی که از هوا خالی نشده باشد، شب را صبح می کند در حالی که هیچ خبری نیست. این دل باید تطهیر و شسته شود وگرنه هوا و هوس نمی گذارد قفل باز شود. دل قفل خورده است. قرآن گوید: اگر دلتان قفل نداشت، می فهمیدید قرآن چه می گوید. این که تدبر ندارید چون دل قفل است. این که قرآن نمی فهمید، «ام علی قلوبٍ اقفالها».[1] هوی و هوس قفل انسانیت است.

قفلی بود میل و هوی         بنهاده در دل های ما   مفتاح شو مفتاح شو   مفتاح را دندانه شو  دندانه شو

دست ما خالی است. کاسه ی ما خالی است. اولیاءالله هر لحظه از تجلیات جدید و تازه پر می شوند. مرتب برای آنها هدیه از غیب می آید. باید این قفل ها را باز کرد. خود انسان باید بکوشد. «لیس للانسان الا ما سعی»[2]. قانون این است. گرچه خداوند فضل می کند، ولی باید سعی نیز کرد. آن قدر ای دل که توانی بکوش. «لولا فضل الله و رحمته ما زکی منکم من احد».[3] « لولا فضل الله و رحمته لکنتم من الخاسرین»[4]. «لولا فضل الله و رحمته لاتبعتم الشیطان»[5]. این فرمایش خداست. فضل خدا باعث پاکی ما می شود، لکن نباید تلاش را از دست داد. باید تدبری در این آیات کرد. این درس های ما همه باید مقدمه برای تذکر الهی و تدبر در قرآن باشد.

 

دل اگر نورانی باشد، دیگر بحران عقیدتی وجود نخواهد داشت. دل باید آمادگی را پیدا کند و فیض ها را دریافت کند. قل الله مالک الملک.... بیدک الخیر انک علی کلّ شی قدیر».[6] این ظرفها آلوده است و از ظرف های آلوده شر پیدا می شود. این ظرف ها آلوده است. آب زلال را در کاسه ی آلوده بریزیم، بیماری می آورد. مشکل از کاسه ی ماست. کمتر ز چوبی نیستی حنانه شو حنانه شو. وقتی نور پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم تجلی کرد و جلوه بر خاک کرد، عالمش را عوض کرد. چه شده است که ما عوض نمی شویم. چرا ما زنده نمی شویم. آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند. ما باید مانع را برداریم، تا نگاهشان بر ما بیفتد. حضرت به آن درخت خرما نگاه کردند، عالمش عوض شد. فراق پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم برایش سخت بود. عالم این جور است. پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم افاضاتی به او کردند و عالم درخت عوض شد. با نگاه عالمی را عوض می کنند. «بیدک الخیر». از غیب خیر مطلق می آید. «کل یوم هو فی شأن»[7]. هر چه در آفرینش هست دست گدایی به سوی حق دراز کرده است. ما همه عین نیاز و حاجت و فقر هستیم. عین ناداری هستیم. خداوند پر می کند. شرطش این است که قابلیت را ایجاد کنیم و موانع را رفع کنیم وگرنه نمی توانیم از فیوضات الهی استفاده کنیم. خود را باید آماده کرد. باید خود را ساخت.

بله این ها آمادگی دل می خواهد. تا از خزانه ی غیب بشود استفاده کرد. چند قدمی باید برداریم. «من جاء بالحسنه فله عشر امثالها.»[8] قدمی بردار تا فضل و رحمت خدا بجوشد.

تا نگرید کودکی حلوا فروش       دیگ بخشایش نمی آید به جوش

مثلی زده اند که حاکم وقت دستور داد که حلوا را از کودک گرفتند و کودک شروع به گریه کردن کرد. مردی رد می شد و پول حلوا را به کودک داد. تا نگرید کودکی حلوا فروش دیگ بخشایش نمی آید به جوش. بشر باید فیوضات را دریافت کند. چقدر انسان به عالم پستی ها تنزل می کند. تند تند تنزل به عالم پستی تا به کی؟

 

پس شرط اصلی این است که ما به خود برگردیم و خود را بسازیم. این ظرف را برای نزولات خیرات آماده کنیم. «ننزل من السماء ماءً لیطهرکم به»[9]. باران می فرستد تا مردم را بشوید. امام باقر علیه الصلاه والسلام فرمودند: این آیه باطنی دارد. باطنش این است که سماء پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله و سلم است و آنچه که می بارد، ولایت است؛ یعنی امیر المومنین علیه الصلاه و السلام بر دلها می بارد. بر هستی می بارد. آسمان شو ابر شود باران ببار. این ها آسمان هستند. آسمان توحید هستند. افاضات الهی مسیر خودش را دارد و قانونمند است. پس باید قابلیت را ایجاد کرد تا بتوان ولایت به خوبی دریافت کرد. صاحبان ولایت تامه باید بر زندگی انسان ببارند. از من آهی و ازتو نگاهی. می شود ما هم در نقطه ای قرار گیریم که محل نظر خدا باشیم؟ باید یک نقطه ی اتصالی باشد. از ما هم باید تصاعد باشیم. فرمود: «ینحدر عنی السیل». هیچ بلند پروازی نمی تواند به آن ها برسد ولی باید در نقطه ی تنزل آنها با آنها به وحدت برسیم. «الرحمن، علم القرآن خلق الانسان»[10]. امام باقر علیه السلام فرمودند: انسان در این آیه علی علیه السلام است. تمام انسانیت او است و از او باید بر سایر مردم ببارد تا آن ها نیز انسان شوند. مکان ها و زمان ها و شرایطی پیش می آید که به این دل نیز افاضه می شود. باید فیض حق را دریافت کنیم و از آنچه هستیم، بالا بیاییم. باید ما نیز اهل کار شویم، اگر اهل کار شویم در نقطه ی فعل با خوبان عالم وحدت پیدا می کنیم. اما ذاتشان که اصلا نمی توان رسید. حضرت عیسی علی نبیّنا و آله و علیه السلام با مرد کوتاه قدی همسفر بودند و حضرت عیسی با بسم الله رفت و از آب رد و او نیز آمد و وسط آب گفت که من هم عیسی شدم. پس چه فرقی است بین من و عیسی. در آب افتاد و داشت غرق می شد و عیسی نجاتش داد. اگر در مقام فعل با عیسی وحدت داری چون عیسی تنزل کرده است، نه اینکه تو بالا آمده ای. این به وحدت رسیدن ها کار دل است و جز با دل پاک میسر نخواهد بود. قلب آدم خیلی عجیب است. قلب پاک باید داشت. اگر اهل کار و عبادت و نماز شب شدیم، با خوبان عالم خواهیم بود. «وحسن اولئک رفیقا»[11] هر کس اطاعت خدا کند و به فعل برسد، به این مقام خواهد رسید. باید فکر و تامل کرد. فکر می خواهد. ای برادر تو همه اندیشه ای، مابقی تو استخوان و ریشه ای. فکر باید کرد. باید ما نیز به مرحله ی فعل برسیم. وقتی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم ثوبان را دیدند. دیدند که خیلی وضع خرابی دارد و مریض شده است. فرمود: «ما بک یا ثوبان» درد تو چیست؟ گفت: درد فراق تو است. این درد باید بیاید. اگر انسان به خودش نیاید و پاک نباشد، دیگر درد فراق نخواهد داشت. کی از خواب بیدار شدیم و برای فراق امام زمان عج الله تعالی فرجه الشریف گریه کردیم. درد هجر اولیای الهی. با امام نشستن همنشینی با خداست. با کاملین الهی و با معصوم نشستن با خدا نشستن است.

 

او درد فراق پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم داشت ولی گفت: مریضی هم به خاطر این است که یاد قیامت افتادم. اگر در نزد تو نباشم چه کنم؟ من کجا و مقام شما کجا؟ این درد خواب را از من گرفته است. «و من یطع الله و الرسول فاولئک الذین انعم الله علیهم».[12] باید به فعل بیاییم و اهل عبادت شویم. اهل بیت علیهم افضل صلوات الله خودشان عین عبادت هستند. انا الصلاۀ. باید کار کرد. گاهی بعضی جاهاست که آن نگاه ها می آید. می گویند: رضا شاه مساجد را بسته بود. اسب ها را در مسجد خوابانده و اجازه ی روضه خوانی به کسی نمی داد. حال بعضی جاهل ها تا یک اتفاقی می افتد، شروع می کنند از مدح رضا شاه گفتن. آخر این عالم حکومت حق است، ما یقین داریم. آقایی نقل می کند که در زمان رضا شاه اجازه دادند که روضه خوانی بر پا شود. ما نیز مجالس را بر پا کردیم و اول صبح مجلس داشتیم. دیدیم که جوانی می آید و نگاه می کند، تعارف زدیم و آمد داخل. اول چای خورد و رفتم استکان را بردارم، دیدم بوی گند می دهد. شراب خورده است و مست بود. خیلی ناراحت شدم و گفتم مجلس امام حسین علیه السلام این آدم نجس وارد شده است. استکان آن را جدا گذاشتم. خیلی ناراحت بودم. گفتم می مانی یا می روی. گفت:  نمی روم مرا ببر مجلس که موعظه گوش بدهم. در مجلس اهل بیت علیهم السلام باور کنید، چای آنها نیز سازنده است و انسان را به فعل می آورد. باعث می شود انسان کار کند. آن ها تنزل می کنند و می بارند. همین که حضور پیدا کردیم و گفتیم مجلس امام حسین علیه السلام است، انسان را راه می اندازند. می گوید: بردم و نشستیم و واعط به منبر رفت. اول این شعر را خواند: من از آن شادم که می افتادم و دستم گرفتی. تا این را خواند، این جوان صیحه ای زد و افتاد و از حال رفت. بعد که آب زدیم و به حال آمد، بلند شد و رفت. انگار که گرفت. مجلس موعظه یک اشاره بس است.

 

صاحب مجلس گوید: من در حیرت بودم که چه شد؟ فردا اول صبح آمدم در را باز کنم، دیدم این جوان قبل از من پشت در آمده است و گریه می کند و می گوید: اباعبدالله دستم گرفتی و پاکم کردی. من از آن شادم که می افتادم و دستم گرفتی. رفقا دستتان از در خانه ی اهل بیت علیهم السلام جدا نشود. انسان را رها نمی کنند و دست ما را می گیرند. باور کنید انسان را رها نمی کنند. امتحان کنید.

 

 

 

 


[1] سوره مبارکه محمد ص، آیه 24

[2] سوره مبارکه نجم، آیه39

[3] سوره مبارکه نور، آیه21

[4] سوره مبارکه بقره، آیه64

[5] سوره مبارکه نساء، آیه 83

[6] سوره مبارکه آل عمران، آیه26

[7] سوره مبارکه الرحمن، ایه 29

[8] سوره مبارکه انعام، آیه 160

[9] سوره مبارکه انفال، آیه 11

[10] سوره مبارکه الرحمن، آیات 1-3

[11] سوره مباره نساء، آیه69

[12] همان

 

Add comment


Security code
Refresh

منوی اصلی


ورود طلاب



 

آزمون ورودی مراکز تخصصی فقهی حوزه علمیه

امورطلاب و اساتید

O  امور خوابگاه مدرسه

O  امور رفاهی طلاب

O  امور رفاهی اساتید

O  تسهیلات ورزشی

O  اردوی زیارتی پژوهشی مشهد مقدس

O  امور پرورشی

O  اطلاعیه‌ها

O  ارتباط با مسوولین

معاونت آموزش

O  قوانین و مقررات آموزشی:  سطح خارج

O  معرفی اساتید:  سطح خارج

O  برنامه امتحانات:  سطح خارج

O  اطلاعیه‌های آموزشی:  سطح خارج

O  ارتباط با مسوول آمورش:  سطح خارج

O  پرسش و مباحثات علمی

O  نمونه سوالات دروس سطح

O  آیین نامه تقریرات و پژوهش های خارج

Hosting: Ilimitada Hosting Chile VPS