امور پرورشی و تهذیب دروس اخلاق سلسله مباحث اخلاقی- استاد همتیان
سلسله مباحث اخلاقی- استاد همتیان PDF Print E-mail

 

بسم الله الرحمن الرحیم

السلام علیک یا اباعبدالله السلام علیک یابن امیر المومنین السلام علی المهدی الذی یملا الارض قسطا و عدلا.

«استعدّوا للبلاء»

امام باقر علیه السلام زمانی که تفسیر آیه ی شریفه «أَسْبَغَ عَلَيْكُمْ نِعَمَهُ ظَاهِرَةً وَ بَاطِنَةً» را بیان می کردند، فرمودند: مراد از نعمت ظاهری وجود مبارک  پیامبر صلی الله علیه و آله و آنچه را که برای ما از هدایت و معرفت آورده است، می باشد. و نعمت باطنی را نیز فرمودند: ولایت و محبت ما اهل بیت علیهم السلام است. ما وقتی در مقابل قیام سید الشهدا علیه السلام قرار می گیریم، نهضت امام حسین علیه السلام را یک دریایی بی کران از معارف و اخلاق و عنایات و الطاف خدای متعال می بینیم. در حادثه کربلاء هم انسان ارزش دین را و ارزش اهل بیت علیهم السلام را و ارزش این قیام را متوجه می شود. دین به قدری ارزش دارد که شخصیّتی مثل حسین بن علی علیه السلام با یاران و فرزندانشان برای حفظ آن شهید می شوند. این جلسات و اعتقادات ما و اخلاق ما و دین ما همه مرهون فداکاری ها و از خود گذشتگی های اهل بیت علیهم السلام است. اگر مولا علی علیه السلام اینگونه صبر نمی کردند و با دست های بسته مظلومانه به مسجد برده نمی شد و اگر زهرای مرضیه سیلی نمی خورد، این قدر رنج را تحمل نمی کرد، امروز من و شما اینجا ننشسته بودیم. امروز ما این همه معارف نورانی و اخلاق را نداشتیم.

نکته ی دیگر اینکه اصلا ارزش ما به محبوب های ماست. انسان را با چه چیز می توان ارزش گذاری کرد. مولا علیه السلام می فرمایند: با محبوب هایش. علامه جعفری می فرماید: یک وقت کنفرانسی تحت عنوان اینکه ارزش انسان به چه چیزی است در دانمارک بود. من هم دعوت شده بودم. هرکسی حرف هایی زدند و وقتی نوبت من شد. بنده بلند شدم و گفتم: ارزش انسان به این چیزها نیست. ارزش انسان به اندازه ی محبوب اوست. اگر کسی محبوبش یک خانه باشد، ارزش او نیز همان مقدار است و اگر کسی محبوبش بی نهایت، حق تعالی باشد، ارزش او نیز بی نهایت خواهد بود. «من کان همّته بطنه کان قدره ما یخرجه من بطنه» گاهی اینقدر انسان سقوط می کند. اما اگر انسان همتش و محبوبش خدا باشد، وجودش خدایی می شود و مانند امام حسین علیه السلام ثارالله می شود. آنوقت یاران امام حسین علیه السلام نیز چون در جوار امام حسین هستند، ارزششان حسینی می شود. خود حضرت فرمودند: من اصحابی با وفا تر و بهتر از اصحاب خودم ندیدم. اگر اصحاب آن حضرت بهترین اصحاب می شوند، چون محبوبشان امام حسین علیه السلام است. البته به فرمایش امام سجاد علیه السلام یک اصحاب دیگر نیز هستند که بهترین اصحاب هستند و آن یاران امام زمان عج الله تعالی فرجه الشریف هستند. انّ اهل غیبته القائلین بامامته المنتظرین بظهوره افضل اهل کلّ زمان»[1]. کسانی که در غیبت حضرت و منتظر ظهور آن حضرت باشند آن ها هم بهترین اصحاب اهل هر زمانی هستند. بعد در بیان علتش فرمودند: «ماصارت به الغیبه بمنزله المشاهده» چرا این ها اینقدر بزرگ شدند؟ فرمود: برای اینکه خدای متعال «اعطاهم من العقول و الافهام» به قدری که غیبت آن حضرت برای آن ها بمنزله ی مشاهده است. یعنی غیبت را به معنای عدم حضور نمی گیرند. معتقدند امامشان در میانشان حضور دارند، ولی ظاهر نیست و ظاهر هست. آنها با چشم دل او را مشاهده می کنند و حاضر می بینند و تمام کار هایشان را در مسمع و جلوی دیدگان ایشان می بینند. بعد فرمود خدای متعال به این ها مقامی داده است، همان مقامی که به مجاهدین در زمان رسول خدا صلی الله علیه و آله داده است .«والدعاۀ الی دین الله علانیه و سّرا» این ها حقیقتا مخلص و شیعه ی ما هستند و دعوت کننده ی به دین هستند در پنهان و آشکار.

این ها را عرض کردم برای اینکه هم حق اهل بیت علیهم السلام را بشناسیم  و توجه داشته باشیم و بدانیم که نعمت های معنوی که داریم از آن عزیزان است. اگر ما پیامبر و اهل بیت علیهم السلام را نداشتیم، به تعبیر امام باقر علیه السلام مثل بهائم بودیم. چه کسی اخلاق را می فهمید اگر اهل بیت علیهم السلام نبودند. چه کسی دین را می فهمید، اگر اهل بیت علیهم السلام نبودند؟ همه ی این برکات و نورانیت ها و ارزش ها برای اهل بیت علیهم السلام است. لذا خدمتگذاری در خانه ی ایشان به تایید امام سجاد علیه السلام از بهترین شیوه های زندگی زیر این آسمان است. شما هیچ کجا پیدا نمی کنید کار و راهی و خدمتی که در قد و قواره ی خدمت به اهل بیت علیهم السلام باشد. و آن هم حتما همراه یک سری سختی ها است ولی اگر آن ارزش برای ما روشن شود، این سختی ها نیز شیرین می شود و انسان در این معامله هیچ گاه پشیمان نمی شود. هیچ وقت گرفتار نمی شود. کسانی که فاصله با مکتب اهل بیت علیهم السلام دارند همه ی این گرفتاری ها را دارند.

 


جمله ای که از فرمایشات امام حسین علیه السلام نقل کردم در وداع امام حسین علیه السلام صادر شده است. در آن لحظات سخت تنهایی حضرت که اهل بیت او نیز در معرض تهاجم بودند، ایشان به گونه ای سخن گفتند که حتی دختر سه ساله اش نیز فهمید چه خبر است. گفت بابا خودت را برای شهادت آماده کرده ای؟ .حضرت فرمودند: اگر مرغ شب را رها می کردند، آرام می گرفت، کنایه از این که دست از من برنمی دارند، تا بدن مرا قطعه قطعه نکنند، ما را رها نمی کنند. گفت: ما را به چه کسی می سپاری؟ فرمود: به خدا. بعد وداع کرد و «امرهم بالصبر». آن ها را به صبر توصیه کرد. فرمود: «استعدّوا للبلاء و اعلموا إنّ الله حامیکم» بدانید که خدا حامی و حافظ شماست. در این جملات برخی از نکات اخلاقی مطرح است که ما از این دید وارد می شویم و بهره ی خود را از آن نهضت قرار می دهیم.

{در مورد نهضت عاشورا نباید تک بعدی نگاه کرد و باید اعتقادات و اخلاقیات نیز از کربلاء بهره برد} مرحوم آیت الله شیخ مرتضی حائری هیچ وقت اخلاق را در درس اخلاق مطرح نمی کرد، همیشه اعتقادات را مطرح می کرد و می فرمود: اگر کسی اعتقادات را درست در خود قوی کند و با خدا ارتباط داشته باشد و صفات و اسمای حسنای خدا را درست بداند، اخلاقش نیز خوب می شود. اگر کسی معاد را درست باور کند، بهترین تاثیر را در اخلاق ما دارد. گاهی سوال می کنند چه کنیم که گناه نکنیم؟ جواب این است که نباید مبدا و معاد را فراموش کنیم. خدا و قیامت را نباید هیچ گاه فراموش کرد. اگر این آیه را فهمید که «الم یعلم بانّ الله یری»[2] دیگر گناه نمی کند .علامه طباطبایی به شاگردانش توصیه می کرد که هرروز این حدیث را بخوانند. اگر کسی قیامت را باور داشته باشد که «فمن یعمل مثقال ذرّه خیراً یره»[3] دیگر گناه کردن برایش آسان نخواهد بود. لذا ما در کربلاء ارتباط با خدا و معامله ی با او را می بینیم که موج می زند. اعتقاد به معاد را در کربلاء می بینم که موج می زند. مرگ را «احلی من العسل» می دانند. مرگ این طور برایشان حل شده بود. خود امام حسین علیه السلام فریاد می زد که «صبراً یا بنی الکرام» مقداری صبر کنید، این مرگ پلی است که شما را از سختی ها نجات می دهد و در بهترین شرایط به بهشت می برد. شما با مرگ از زندانی وارد یک قصری خواهید شد.

حال اولین  نکته ای که از این وداع امام حسین علیه السلام می توان استفاده کرد صفت صبر است. صفت صبر از صفات کلیدی است و اگر انسان بخواهد خیلی از اخلاقیات برایش حاصل شود، باید صبر داشته باشد. از بهترین صفات اخلاقی است. در روایت فرمود: صبر نسبت به ایمان به منزله ی سر است نسبت به جسم. اگر صبر نباشد، ایمان انسان فاسد خواهد شد. اگر انسان در مسئله ی کوچک نتواند خود را کنترل کند، اگر بخواهید دینتان پا برجا باشد، باید روی صبر کار کنید. خود را عادت دهیم که مانند انسان های صبور باشیم. «لادین لمن لاصبر له»[4]. اثر این صفت خیلی گسترده است. «لاایمان لمن لاصبر له». اگر کسی بخواهد دین داشته باشد باید صبور باشد.

انشاالله در جلسات بعد در رابطه با این واژه های اخلاقی بیشتر صحبت می کنیم.

از خود امام حسین علیه السلام بخواهیم که اشک بر حضرت را روزیمان کنند که به تعبیر مرحوم آقای بهجت رحمه الله علیه بهترین کفاره ی گناهان است.

 

 



[1] كمال الدين و تمام النعمة، ج‏1، ص: 320

[2] سوره علق آِیه 14

[3] سوره زلزال آیه 7

[4] الصَّبْرُ مِنَ الْإِيمَانِ بِمَنْزِلَةِ الرَّأْسِ مِنَ الْجَسَدِ وَ لَا إِيمَانَ لِمَنْ لَا صَبْرَ لَهُ.  الكافي (ط - الإسلامية)، ج‏2، ص: 89

 

Add comment


Security code
Refresh

منوی اصلی


ورود طلاب



 

آزمون ورودی مراکز تخصصی فقهی حوزه علمیه

امورطلاب و اساتید

O  امور خوابگاه مدرسه

O  امور رفاهی طلاب

O  امور رفاهی اساتید

O  تسهیلات ورزشی

O  اردوی زیارتی پژوهشی مشهد مقدس

O  امور پرورشی

O  اطلاعیه‌ها

O  ارتباط با مسوولین

معاونت آموزش

O  قوانین و مقررات آموزشی:  سطح خارج

O  معرفی اساتید:  سطح خارج

O  برنامه امتحانات:  سطح خارج

O  اطلاعیه‌های آموزشی:  سطح خارج

O  ارتباط با مسوول آمورش:  سطح خارج

O  پرسش و مباحثات علمی

O  نمونه سوالات دروس سطح

O  آیین نامه تقریرات و پژوهش های خارج

Hosting: Ilimitada Hosting Chile VPS