ذکری-کتاب شناسی
المقنعة(قسمت اول) (ذکری 22) PDF Print E-mail

المقنعة(قسمت اول)[1]

مولف

ابوعبدالله، محمد بن محمد بن نعمان حارثى بغدادى، معروف به شيخ مفيد و ابن المعلم متوفاى 413 ه‍ .ق از اَعلام قرن چهارم و پنجم و زعيم شيعه در عصر خود بوده است.

او در علم كلام از ابو عبدالله بصرى، معروف به «الجعل»، ابوياسر غلام ابى الجيش بلخى و ابن جنيد اسكافى؛ در علم حديث از ابن ابى اليابس (م 341 ه‍ . ق)، ابن السماك (م 344 ه‍ . ق)، شيخ صدوق و احمد بن محمد بن حسن بن وليد قمى، و در علم فقه از جعفر بن محمد بن قولويه، ابن جنيد اسكافى و محمد بن احمد بن داود قمى استفاده برد. از شاگردان معروف او نيز مى توان به سيد مرتضى، سيد رضى، شيخ طوسى، نجاشى، سلار ديلمى و ابوالفتح كراجكى اشاره کرد.

آثار شیخ مفید

شيخ مفيد، بيش از دويست اثر گرانبها در عرصه‌هاى مختلف فقهى، كلامى و تاريخى از خود به جاى گذاشته است. مهم‌ترين آثار فقهى موجود شيخ مفيد عبارتند از: مقنعه، أحكام النساء، الإشراف في عامة فرائض الإسلام، الإعلام بما اتفقت عليه الامامية من الأحكام، تحريم ذبائح اهل الكتاب، رسالة في المهر، العويص في الأحكام، المسائل الصاغانية، المسائل الطوسية، المسائل السروية، مسار الشيعة في مختصر تواريخ الشريعة، المسح على الرجلين، الرد على اصحاب العدد، جوابات اهل الموصل في العدد و الرؤية و كتاب المزار.

برخى از آثار فقهى وى در گذر زمان از ميان رفته و به دست ما نرسيده است، از جمله: الأركان في الفقه، أحكام المتعة يا كتاب المتعة، الإقتصار على الثابت في الفتيا، التمهيد، جمل الفرائض، رسالة في الفقه إلى ولده، الرسالة الكافية في الفقه، شرح كتاب الاعلام، شرح المتعة، عدد الصوم والصلاة، مسائل أهل الخلاف، مصابيح النور في علامات، اوائل الشهور، لمح البرهان، مناسك الحج و مناسك المزار.

او براى اولين بار كتاب جامعى در علم اصول نوشت كه شاگردش كراجكى خلاصۀ آن را در كتاب كنز الفوائد آورده و نام آن را «التذكرة فى اصول الفقه» ذكر كرده است.

نام كتاب و موضوع آن

کتاب مورد بحث در كلمات فقها و شرح حال نويسان به «المقنعه» معروف است. و گاه با عناوینی چون «الرسالة المقنعه»، «المقنعة في الفقه»، «الرسالة المقنعة في شرائع الإسلام و وجوه القضايا و الاحكام» و «المقنعة في الأصول والفروع» از آن یاد می شود

مقنعه مهم‌ترين و جامع‌ترين اثر فقهى شيخ مفيد به شمار مى‌رود و در واقع رسالۀ عمليه و مجموعه فتاواى شيخ است كه غالباً برگرفته از متون احاديث است. بر اين اساس، برخى از معاصران آن را همانند مقنع و هدايه صدوق و نهايه شيخ طوسى در زمره اصول متلقات به شمار آورده‌اند. او در مقدمه، محتواى اين كتاب را مختصرى از احكام شرع مقدس اسلام مى‌داند كه در آن به بيان واجبات و محرمات پرداخته شده تا مؤمنان براى عمل به تكليف شرعى خود به آن رجوع كنند. از تاريخ دقيق آغاز و پايان نگارش كتاب اطلاعى در دست نيست، اما با توجه به اينكه شيخ طوسى در سن 25يا 26 سالگى (يعنى سال410يا 411) كتاب تهذيب را در شرح آن نگاشته است، قطعاً تاريخ تأليف مقنعه قبل از اين زمان بوده است.

از برخى اجازات و نقل‌ها بر مى‌آيد كه كتاب مقنعه، مدت زمانى به عنوان كتاب درسى در حوزه‌هاى علمى آن زمان، تدريس مى‌شده است. در اجازه سيد محى الدين ابى حامد محمد بن عبدالله بن على بن زهره برادر زاده سيد ابوالمكارم بن زهره، صاحب غنية النزوع، آمده است كه وى مقنعه را در سال 586 نزد عموى خود خوانده است، همچنين سيد ابن طاووس در اقبال پس از نقل حديثى از مقنعه مى‌گويد: اين كتاب را نزد پدرش خوانده است.

تبويب

مؤلف قبل از شروع ابواب فقهى ابتدا در شش باب مختصر به بيان اصول عقايد توحيد و نبوت و امامت و معاد پرداخته و سپس وارد ابواب فقهى شده است.

ترتيب ابواب فقهى در كتاب مقنعه از اين قرار است: صلاة، زكات، صوم، مناسك، انساب و زيارات، نكاح، عتق و تدبير و مكاتبه، ايمان، نذر و عهد، كفارات، صيد و ذباحه و اطعمه، تجارت، شفعه، رهن، وديعه، عاريه، شركت و مضاربه، مزارعه، مساقات، اجاره، لقطه، وقوف و صدقات، نحله و هبه، اقرار، وصيت، فرائض و مواريث، قضا، شهادات، قصاص و ديات، حدود و آداب، امر به معروف، ضمان، حواله، كفالت و وكالت و مختصر رسوم وصيت، وقوف، عتق، تدبير، مكاتبه، خلع، طلاق، ديون، حقوق، براءات، شركت، اجارات و مزارعات، مساقات، ضمانات و وكالات است.

گرچه مقنعه در مقايسه با مقنع و هدايه شيخ صدوق، ابواب ضمان، شركت، مساقات، وكالت و اقرار را افزوده است، اما فاقد برخى ابواب مثل جهاد، قرض و دين، سبق و رمايه، جعاله، حجر و تفليس، صلح، غصب و احياى موات است.

در مقنعه برخلاف مقنع و هدايه، باب صلاة به عنوان باب اول آمده و باب طهارت به عنوان مقدمه آن ذكر شده است؛ شيوه‌اى كه شاگردان او، سيد مرتضى در جمل العلم و شيخ طوسى در نهايه آن را نپسنديده‌اند.

ابواب زيادات

شيخ مفيد در بخش عبادات مقنعه، در پايان هر كتاب، بابى به عنوان «باب الزيادات» ذكر كرده كه به نظر مى‌رسد اين ابواب مستدركات ابواب قبلى باشد.

برخى بر اين باورند كه هرگاه مؤلفى، رواياتى را در ابوابى چون باب النوادر يا باب الزيادات مطرح كند، دليل بر وهن روايت به نظر او است و نمى‌توان گفت مفاد آن مورد فتواى وى است.[2] براى نمونه، شيخ مفيد در مقنعه در ابتداى باب خمس، مواردى را كه خمس در آن واجب است، تعيين كرده و خمس مال حلال مخلوط به حرام را ذكر نكرده است، سپس در باب الزيادات، روايتى را كه مفاد آن وجوب خمس در چنين مالى است، نقل كرده است. برخى مفاد اين روايت را مورد فتواى شيخ ندانسته و ذكر آن را در باب الزيادات، دليل بر وهن آن به نظر شيخ دانسته‌اند[3] اين نظر از سوى برخى ديگر مردود دانسته شده و دليل تأخير در ذكر آن را عدم دستيابى شيخ به آن روايت هنگام تدوين متن دانسته‌اند.[4]

مكتب فقهى شيخ مفيد

شيخ مفيد از اعلام دورۀ سوم از ادوار اجتهاد (دوره تدوين بحث‌هاى اجتهادى به صورت علمى و فنى) بود و به آن تكامل و گسترش بخشيد. او اگر چه همۀ آرا و نظرات استادش ابن جنيد را نپذيرفت و برخى نظرات او را نقد كرد و حتى در اين باره كتابى به نام «النقض على ابن الجنيد فى اجتهاده بالرأي» نوشت ولى در شيوه وسبك و طرح ابحاث اصولى به گونۀ علمى و فنى، از مجتهدان پيشين پيروى كرد و چنان كه گفته شد، كتابى در علم اصول تأليف كرد كه تقريب مشتمل بر همۀ مسائل اصولى مطرح در آن دوران است. همچنين مى‌توان او را ادامه دهندۀ مكتب فقهى ابن ابى عقيل دانست كه در زمرۀ متكلّمان شيعى قرار داشت. ابن ابى عقيل مانند متكلّمان ديگر، احاديث غير مسلّم مذهبى را معتبر و حجّت نمى‌دانست. روش فقهى او بنابر آنچه از آرا و فتاواى وى برمى‌آيد، بر قواعد كلّى قرآنى و احاديث مشهور و مسلّم استوار بوده و در مواردى كه قاعده‌اى كلّى در قرآن وجود داشته و در احاديث استثناهايى براى آن ذكر شده است، وى عموم و كلّيت قاعدۀ مزبور را حفظ مى‌كرد و به احاديث جز آنچه قطعى و ترديد ناپذير بود، اعتنا نمى‌كرد.

با اين همه، شيخ مفيد تحت تأثير اصحاب حديث مانند دو استادش ابن قولويه و شيخ صدوق، چندان به فقه تفريعى، دلبستگى نشان نداد. روش فقهى وى حد وسط ميان فقه روايى اصحاب حديث كه بر متون نص، جمود داشت و فقه تفريعى شيخ طوسى در خلاف و مبسوط بود كه بر تكثر فروع تكيه داشت، و از ديگر سو، حد وسط ميان فقه نص‌گراى اهل حديث و فقه عقل‌گراى فقهايى چون ابن جنيد اسكافى بود. براى نمونه، براى تبيين روش فقهى وى مى‌توان به شيوۀ او در بحث تسميه در ذبح اهل كتاب اشاره كرد. او در رسالۀ مستقلى با تحقيقى عميق به بررسى اين مسأله پرداخته و حرمت اين گوشت‌ها را اثبات كرده است. اين رساله به سبك فقه استدلالى نگارش يافته و مؤلف در آن به نظرات ديگران نيز اشاره دارد. او علاوه بر قرآن و روايات، به اجماع و حكم عقل نيز استناد مى‌كند، ولى به تصريح خود، عمده دليلش، روايات اهل بيت عليهم السلام است.

رويكرد فقهى مقنعه

بيشتر فقيهان براين باورند كه مقنعه كتابى فتوايى است، از اين رو، براى دستيابى به فتاواى شيخ مفيد به اين كتاب استناد مى‌كنند. در مقابل، برخى با اشاره به سخن ابن ادريس معتقدند اين كتاب با هدف ارائه فتاوا تدوين نشده است. ابن ادريس در مقدمۀ كتاب سرائر متذكر شده كه فقها در موارد بسيار حكمى را ذكر مى‌كنند، در حالى كه آن حكم اعتقاد و فتواى ايشان نيست، بلكه روايتى بر آن وجه وارد شده و غرض آنان، ايراد حكم بر وجه روايت است، نه عمل و فتوا بر اساس آن. او براى اثبات اين نظر، سخنی از ایشان در باب نفاس نقل مى‌كند. مرحوم آقا جمال خوانسارى هم در رسالۀ نماز جمعه، هنگام بررسى عينى بودن يا نبودن وجوب نماز جمعه، عبارتى را از مفيد كه برخى از آن وجوب عينى استفاده كرده‌اند ذكر مى‌كند، سپس مى‌گويد: «به مجرد عبارت مقنعه، مذهب شيخ مفيد معلوم نمى‌شود».

با توجه به اينكه ساير فقها در طول تاريخ غالب فتاواى شيخ مفيد را از اين كتاب نقل كرده و آن را كتاب فتوايى دانسته‌اند و اينكه شيخ در مقدمه كتاب تصريح مى‌كند كه آن را براى عمل مقلدان نوشته، قول به فتوايى بودن كتاب از قوت بيشترى برخوردار است.

برخى شيوۀ مفيد در اين كتاب را شيوۀ اهل حديث (بيان فتوا در قالب الفاظ روايات) دانسته‌اند. به نظر مى‌رسد اين سخن با توجه به برخى فتاواى شيخ در اين كتاب كه منش حديثى و روايى ندارد به طور مطلق درست نيست. از سوى ديگر با توجه به متن كتاب كه غالباً از متون روايات بوده و به نحوى از شيوه صدوق در المقنع و الهدايه پيروى كرده، رد اين سخن به طور مطلق نيز صحيح نيست، بلكه بايد گفت شيخ مفيد در نگارش كتاب مقنعه بين جمود بر نصوص كه شيوۀ غالب اهل حديث بوده و بين توسع در تفريعات كه شيوۀ استادش ابن جنيد بوده است، راه ميانه را كه شيوه ابن ابى عقيل عمانى است، انتخاب كردكه در سير تكاملى فقه و مسائل آن تأثير داشته و شيخ طوسى نيز در نهايه از اين شيوه پيروى و آن را تكميل كرده است.

[1]. منبع: دانشنامه آثار فقهی شیعه

[2]. السرائر الحاوي لتحرير الفتاوى، ج2، ص21 و ج3، ص78.

[3]. مصباح الفقيه، ج14، ص155.

[4]. كتاب الخمس (المحقق الداماد)، ص285؛ مدارك العروه (الإشتهاردى)، ج9، ص134؛ غنائم الأيام، ج4، ص337 .

 
اشارة السبق (ذکری 21) PDF Print E-mail

اشارة السبق[1]

اشارة السبق: دوره‏اى مختصر از فقه فتوايى در ابواب عبادى نوشتة ابن ابى المجد حلبى.

نويسندة كتاب

علاء الدين ابوالحسن، على ابن ابى الفضل بن الحسن بن ابى المجد، معروف به «حلبى»، که ظاهراً از علماى قرن ششم است. تاريخ تولد و وفات او و نيز نام اساتيد و شاگردان وى در هيچ منبع موثقى ذكر نشده است. از این رو اظهار نظرها در بارة تاريخ ولادت و در گذشت و عصر زندگى او متفاوت است.

صاحب مفتاح الكرامه از وى به «الشيخ الفقيه الأجل الأوحد القدوه» ياد كرده كه نشان از منزلت والاى علمى و جايگاه رفيع وى دارد. به گفته علّامه سيد محسن امين، مراد از اصطلاح «حلبيان» در كلمات فقها، ابن زهره و ابوالصلاح حلبى، و از «حلبيون»، اين دو به اضافه ابن ابى المجد حلبى، صاحب اشارة السبق است.

انگيزة نگارش كتاب

از سخن نويسنده در مطلع كتاب بر مى‏آيد كه انگيزة وى نوشتن كتابى بوده است كه مشتمل بر مباحث و مسايل مورد نياز دو علم كلام و فقه به قلمى روان، زبانى ساده، با حجمى متوسط و متعادل و به دور از افراط و تفريط در طرح مباحث باشد.

مباحث و محتواى كتاب

كتاب از دو بخش تشكيل شده است: بخش اول، در علم كلام است و در آن چهار اصل اعتقادى ؛يعنى توحيد، عدل، نبوت و امامت بيان شده است. مباحث اين بخش، بيش از يك سوم كتاب را به خود اختصاص داده است. مؤلف از اين بخش، به اركان تكليف عقلى تعبير كرده است.

در بخش دوم كه از آن به اركان تكليف شرعى ياد شده، كتاب‏هاى صلاة، زكات، صوم، حج و جهاد را آورده است. اين نحوه نگارش، در كتاب‏هايى نظير «جمل العلم والعمل»، تأليف سيد مرتضى (م 436 هـ. ق)، «الكافي في الفقه»، تأليف شيخ تقى الدين ابوالصلاح حلبى، «الاقتصاد»، تأليف شيخ طوسى و «غنية النزوع»، تأليف ابن زهره حلبى (م 585 هـ. ق) نيز ديده مى‏شود. با اين تفاوت كه كتاب اشارة السبق در مقايسه با آنها مختصرتر بوده و با نثرى ساده‏تر نگاشته شده و در آن از استدلال بر فروع فقهى پرهيز شده است.

اين كتاب، نمونه‏اى از كتب فقهى فتوايى است كه از فقه فتوايى بر اساس متون روايى فاصله گرفته و به صورت رساله‏هاى عمليه امروزى نگارش يافته و داراى نظم منطقى خاص در طرح مسايل است. آنچه مؤلف در مقدمه، نسبت به انگيزة خود در نگارش كتاب بيان كرده نيز بيانگر همين حقيقت است.

مؤلف، كتاب طهارت را ضمن كتاب صلاة و به عنوان مقدمه آن، و امربه معروف و نهى از منكر را ضمن كتاب جهاد آورده است. او برخلاف نوع كتب فقهى كه مباحث را غالباً با عناوينى چون «باب» يا «فصل» از هم تفكيك مى‏كنند، مباحث هر كتاب را با عباراتى مانند: «اما ركن الصلاة»، «أمّا الكلام في ركن الصوم»، «أمّا الكلام في الحقوق المالية» از يكديگر تفكيك كرده است. اين روش در مسايل زيرمجموعه هريك از مباحث نيز اعمال شده است.

رويكرد فقهى

رويكرد اين كتاب، فقه فتوايى موجز و مختصر است، اما در مواردى اندك به نظريات فقهاى ديگران بدون ذكر نام و با عبارت‏هاى مبهم، مانند «قيل» و «فيه خلاف» اشاره كرده است. در مواردى كه تعبير «قيل» را به كار برده است غالباً در ابتدا فتوا و مختار خود را بيان كرده و سپس به قول يا اقوال ديگر اشاره مى‏كند، امّا در موارد استفاده از جمله «فيه خلاف»، نوعاً تنها به وجود اختلاف اشاره كرده ونظرى نمى‏دهد كه اين نشان از ترديد مؤلف در اين موارد است.

در اين كتاب به هيچ وجه نقل قولى از علماى عامه مشاهده نمى‏شود، همچنين برخلاف بخش كلامى كتاب كه گاهى درصدد استدلال بر مى‏آيد، در بخشى فقهى مطلقاً از استدلال پرهيز كرده است.

مؤلف در مقام فتوا، هيچ يك از الفاظى را كه بيانگر ترديد است، حتى الفاظى را كه در كتب آن زمان رايج بوده، به كار نبرده است، مگر در موارد نادرى كه اشاره شد.

جايگاه اين كتاب در آثار فقهاى بعدى

قبل از فاضل هندى صاحب كشف اللثام، اشارة السبق در دسترس فقها نبوده و حتى شهيد اول كه به منابع فقهى زيادى دسترسى داشته و از آنها نقل قول كرده، از اين كتاب نقل قول نكرده است. از اين رو، وى نخستين كسى است كه آراى مؤلف در اين كتاب را مورد توجه قرار داده است و پس از وى، فقهاى ديگرى مانند صاحب مفتاح الكرامه و صاحب جواهر قرار دارند.

آراى خاص

از جمله آراى خاص مؤلف - چنانكه برخى فقيهان به آن تصريح كرده‏اند - قول به استحباب غسل شب جمعه، علاوه بر غسل روز آن است. صاحب جواهر در اين فتوا، جز آنچه از ابن جنيد در اثبات استحباب غسل در هر زمان شريفى حكايت شده، نه موافقى را براى آن مىشناسد و نه مستندى را كه دلالت بر آن كند.

همچنين ظاهراً قول به اينكه در مسح پاها كمترين مقدار مجزى، مسح با دو انگشت است، از آراى ويژة ايشان است. ازاين رو، صاحب جواهر در اين فرع نيز مى‏گويد: نه موافقى را براى آن مى‏شناسد و نه مستندى را كه بر آن دلالت كند و نه كسى را كه مخالفت وى را نقل كرده باشد.

قول به مقدم بودن افقه در تصدى امامت نماز جماعت بر صاحب منزل را از آراى خاص مؤلف دانسته است، در حالى كه بر مقدم بودن صاحب منزل در امامت بر ديگران به جز امام معصوم عليه السلام، ادعاى اجماع شده است.

آراى خلاف مشهور

از جمله آراى خلاف مشهور مؤلف مى‏توان به اين موارد اشاره كرد:

1. فتوا به وجوب استبرا از ادرار.

2. عدم جواز تيمم به شن با وجود خاك.

[1]. منبع: دانشنامه آثار فقهی شیعه

 
الدر المنضود (ذکری 20) PDF Print E-mail

الدر المنضود[1]

نویسنده

ابن طى، از فقهاى برجسته و بزرگ جبل عامل در قرن نهم و صاحب‏نظر در ادبيات و شعر بوده است. صاحب رياض العلماء مى‏نويسد: «بعضى از فوايد و مسائلى كه از ايشان نقل شده، نشان از فضل و برجستگى وى در علم فقه دارد.»

يادكرد علامه مجلسى از ايشان با عنوان «علّامه» نيز، نشانگر مرتبه والاى علمى اين فقيه است.

او از محضر اساتيدى چون ابن فهد حلّى (م 841 هـ. ق) و حسن بن احمد بن يوسف عشره كسروانى، معروف به «ابن العشره» (م 862 هـ. ق) بهرة علمى برد.

وى از بسيارى از عالمان عصر خود، از جمله شمس‏ الدين محمد بن محمد بن عبدالله‏ عريضى و جعفر بن حسام عيناثى عاملى (زنده 820 هـ. ق) روايت كرده است. از عبارت كتاب «مسائل ابن طى» بر مى‏ آيد كه جعفر بن حسام، استاد مؤلف نيز بوده است. همچنين بنابر نقل علامه مجلسى، وى از راويان صحيفه سجاديه است.

نام، زمان و انگيزة تأليف كتاب

نام كامل كتاب مطابق آنچه مؤلف در مقدمه خود بر كتاب ذكر كرده است، «الدر المنضود في معرفة صيغ النيات و الإيقاعات والعقود» به معناى «گوهرهاى جمع‏ آورى شده در شناخت صيغه‏ هاى نيّات، عقود و ايقاعات» است؛ ليكن در كتب تراجم و ديگر منابعى كه از آن ياد كرده‏ اند، هيچ اثرى از اين نام مشاهده نمى‏ شود، بلكه از آن با نام‏هاى ديگرى مانند «رسالة في العقود والايقاعات» و«صيغ العقود والايقاعات» ياد كرده‏ اند.

تاريخ آغاز تأليف آن مشخص نيست، اما تاريخ پايان آن مطابق آنچه مؤلف در پايان كتاب تصريح كرده محرم سال 854 هـ . ق است و با توجه به تاريخ وفات ايشان كه جمادى الاولى سال 855 هـ . ق است، حدود هفده ماه قبل از وفات، از نوشتن آن فراغت يافته است.

مؤلف نسبت به انگيزه خود در نوشتن اين كتاب مى‏ نويسد:

از آنجا كه عقل و شرع دلالت بر شرافت علوم شرعى بر ساير علوم دارد و تحصيل مقاصد و حقايق آن علوم، متوقف بر قصد و نيّت است و از سويى، كسى كه عمل كردن به اشاره او لازم و اطاعتش بر من واجب است، به من اشاره كرد كه در علم شريعت، رساله‏ اى در احكام نيات و صيغه‏ هاى آن وصيغه‏ هاى عقود و ايقاعات بنويسم، تصميم گرفتم اين درخواست او را اجابت كرده و اين رساله را بنويسم.

كتاب «الدرّ المنضود»، اولين كتابى است كه به صورت جامع به دو بحث مهم نيات و صيغ عقود و ايقاعات پرداخته و تقريباً تمامى ابواب فقه؛ اعم از عبادات، معاملات و احكام را مورد بحث قرار داده است.

سازماندهى مطالب

على‏ رغم رواج تقسيم‏ بندى‏هاى فقهى در عصر مؤلف و حتى قبل از آن، از قبيل تقسيم مجموعه ابواب فقهى به دو بخش كلى عبادات و معاملات و تقسيم بخش معاملات به دو قسم عقود و احكام و... مؤلف كتاب درّ المنضود، بدون توجه به اين تقسيم بندى‏ها، مباحث كتاب را تنها براساس روش متداول اوليه (تقسيم موضوعى مسايل و احكام و قراردادن هريك از موضوعات كلى فقهى، تحت يك عنوان به نام «باب» يا «كتاب») از كتاب طهارت آغاز و احكام هريك از موضوعات كلى را تحت عنوان يك كتاب مطرح كرده است.

عناوين ابواب فقهى درّ المنضود به ترتيب عبارتند از: كتاب طهارة، صلاة، زكاة، خمس، صوم، اعتكاف، حج، جهاد، امر به معروف و نهى از منكر، تجارت، دين، رهن، حجر، ضمان، حواله، كفالت، صلح، وديعه، عاريه، لقطه، جعاله، غصب، شفعه، احياى موات، اجاره، مزارعه، مساقات، شركت، قراض، وكالت، سبق و رمايه، وقف، سكنى، هبه، اقرار، وصيت، نكاح، طلاق، خلع و مبارات، ظهار، ايلاء، لعان، عتق، كتابت، تدبير، ايمان، نذر و عهد، كفّارات، صيد، ذبايح، اطعمه و اشربه، ميراث، قضا، شهادات، حدود، قصاص و ديات.

چند نكته

1. گرچه كاربرد نيّت در عبادات و صيغه در معاملات نمود بيشترى دارد، اما گاه نيّت در ابواب معاملات و صيغه در ابواب عبادات به‏كار مى‏رود، مانند آنكه در باب صلاة در بحث سلام نماز گفته مى‏ شود فلان صيغه بايد گفته شود: «تا سلام محقق شود» و يا در باب بيع گفته مى‏شود: «متعاقدين علاوه بر ايجاب و قبول، بايد قصد انجام معامله را داشته باشند». در اين‏گونه موارد، مراد از صيغه و نيّت، معناى اصطلاحى آن نيست.

2. اگرچه اين كتاب به عنوان رساله‏ اى در صيغه‏ هاى نيّات و عقود و ايقاعات نوشته شده است، اما در واقع در برگيرنده يك دوره كامل فقه به صورت مختصر است. از اين رو، ابواب فقهى‏ اى چون غصب، صيد و ذباحه، اطعمه و اشربه، حدود، قصاص و ديات را نيز كه بحث نيّت و صيغه در آنها مطرح نيست مطرح كرده است.

3. مباحث فقهى اين كتاب، گاه تنها ذيل عناوين اصلى مانند كتاب الصلاة آمده و گاه مباحث جزئى ذيل ابواب هر كتاب با چند فصل از هم تفكيك شده است. گاهى نيز مباحث غيرمرتبط با عنوان اصلى، تحت عناوينى چون «تذنيب» مطرح و صيغه نيّت در آنها بيان شده است. براى مثال در پايان بحث امر به معروف و نهى از منكر در ذيل تذنيب آمده است: «بحث نيت و صيغه برخى مباحث متفرقه را كه ضمن كتب قبلى نمى‏ گنجيد، جداگانه بيان مى‏كنيم»، سپس مؤلف در اين تذنيب، براى موضوعاتى چون سلام‏ كردن به مسلمان، نگاه‏ كردن به صورت عالم، برآوردن حاجت مؤمن و سماع حديث، صيغه نيّت را بيان مى ‏كند. مثلاً صيغه سلام كردن به مسلمان را اين گونه آورده است: «اسلم على هذا المسلم مثلاً لندبه قُربةً الى الله»

كاستیها

با مقايسه بخش عقود و ايقاعات و احكام درّ المنضود با شرايع و دو رساله‏اى كه در عصر مؤلّف و ظاهراً بعد از اين كتاب نگارش يافته‏ اند، كاستى‏هايى در درّ المنضود مشاهده مى‏ شود كه از آن جمله مى‏ توان به عدم ترتيب منطقى ابواب فقهى اشاره كرد. مؤلف، ابوابى چون كتاب حجر، لقطه، جعاله غصب، شفعه، احياء موات و اقرار را كه قطعاً از دايرة عقود خارج و برخى از آنها مانند جعاله به طور قطع و يا حداقل به نظر برخى، مانند حجر و اقرار را كه جزو ايقاعات هستند، در لابه‏ لاى مباحث عقود مطرح كرده است. از سوى ديگر، برخى مباحث مانند كتابت كه قطعاً از عقود به شمار مى‏رود و خلع و مبارات را كه به نظر برخى، در حكم عقود است، در لابه‏ لاى مباحث ايقاعات مطرح كرده است.

رويكرد فقهى

رويكرد اصلى كتاب، فتوايى است و اكثر قريب به اتفاق فروع فقهى، بدون استناد و استدلال و صرفاً در حد فتوا و ديدگاه مؤلّف آمده است، امّا در پاره‏ اى موارد نادر، با دليل عقلى يا نقلى بر حكم فقهى استدلال شده است؛ مثلاً در كتاب طهارت بر وجوب نيّت با استناد به دليل عقلى و نيز كتاب و سنت، استدلال كرده است و يا براى اثبات لزوم عقد ضمان جريره به دو آية شريفه از كتاب استناد كرده است. موارد استدلال به اجماع نيز مانند ساير ادله، اندك است، در مجموع، در پنج مورد به اين دليل استناد كرده است. همچنين در كنار ادلة ياد شده، براى عرف وعادت نيز در تعيين موضوعات احكام، جايگاهى خاص قائل شده و در مواردى به اين نكته تصريح كرده است.

مخالفت با مشهور

به رغم تأثيرپذيرى صاحب «درّ المنضود» از برخى فقيهان، ايشان داراى آرايى است كه گرچه نظر خاص وى نيست، امّا مخالف فتواى مشهور فقها است. از آن جمله مى‏ توان به اين موارد اشاره كرد:

1. قول به امتداد وقت نيّت روزه مستحب تا غروب. او به رغم اينكه قول به امتداد زمان نيّت تا زوال را به مشهور فقها نسبت مى‏دهد، اما خود قول مقابل مشهور را تقويت مى‏كند.

2. قول به جواز اكتفا به نيّت رفع حدث در وضو براى افراد غير مختار، همچون مسلوس، مبطون و مستحاضه. ايشان به تبع شهيد در كتاب القواعد و الفوائد، قول به جواز اكتفا را قوى دانسته و نيّت استباحه را لازم نمى ‏داند.

3. ظاهر عبارت ایشان در اعتکاف نشان می‌دهد که در هر مسجدى كه نماز جمعه يا جماعت در آن برگزار مى‏ شود، اعتكاف صحيح است. اين قول خلاف قول مشهور مى‏باشد.

------------------------

[1] . برگرفته از دانشنامۀ آثار فقهی شیعه

 
متشابه القرآن و مختلفه (ذکری 19) PDF Print E-mail

متشابه القرآن و مختلفه[1]

نويسنده

محمد بن على بن شهر آشوب بن ابى نصر بن ابى الجيش سروى، مكنّى به ابوجعفر و ابوعبدالله و ملقب به رشيد الدين يا زين الدين، در سال 489 هـ. ق متولد شد. از نسبت «سروى» كه به وى، پدر و جدش داده‏اند، بر مى‏آيد كه اصل اين خاندان از سارى مازندران بوده است. وى از مفاخر علماى شيعه در قرن ششم به شمار مى‏رود. عامه و خاصه از مقام علمى او به بزرگى ياد كرده‏اند. صفدى در الوافي بالوفيات مى‏نويسد: «ابن شهر آشوب در سن هشت سالگى اكثر قرآن را حفظ كرد»، سپس وى را با اوصافى چون: «صدوق اللهجه، مليح المحاورة و كثير العلم و العبادة» ستوده است.

پدرش على و جدش شهر آشوب است. احمد بن ابى طالب طبرسى نويسنده الاحتجاج «م حدود 580 هـ. ق»، فضل بن حسن طبرسى نويسنده مجمع البيان «م 548 هـ. ق»، قطب الدين راوندى «م 573 هـ. ق»، شيخ ابوالفتوح رازى مفسر معروف «م 550 هـ. ق»، و زمخشرى نويسندة كشاف «م 538 هـ. ق» از اساتيد شيعى و سنى وى بوده‏اند.

كتاب

نام كامل كتاب، چنان كه مؤلف در پايان جلد اول و دوم تصريح كرده است «متشابه القرآن و مختلفه» مى‏باشد. شيخ آغا بزرگ، افزون بر آن، نام «تأويل متشابهات القرآن» را براى آن ذكر مى‏كند و در ذيل هر دو نام مى‏نويسد: آن كتاب شگفتى است و نشان از همت بلند مؤلفش دارد. تاريخ دقيق شروع تأليف كتاب معلوم نيست، ولى چنان كه مؤلف در پايان جلد دوم تصريح كرده، سال 570 هجرى قمرى، يعنى 18 سال قبل از وفات مؤلف، نگارش آن پايان يافته است.

فقيهانى چون فاضل هندى، صاحب كشف اللثام، صاحب رياض، صاحب مستند الشيعه و صاحب جواهر الكلام به كتاب متشابه القرآن اهتمام ورزيده و به نقل و نقد آراى مؤلف در اين كتاب پرداخته‏اند. مباحث مربوط به اصول فقه و فقه، تنها يك چهارم حجم كل كتاب را تشكيل مى‏دهد؛ از اين يك چهارم، يك سوم به مباحث اصول فقه و دو سوم ديگر به فقه اختصاص يافته است.

مباحث طرح شده در کتاب

اهم مباحث اصول فقه عبارت‏اند از:

معناى امر و دلالت صيغه امر،

معناى ان شاء الله‏،

شرط،

استثنا، تخصيص، عموم،

ثبوت بيان با فعل مانند قول،

مجمل و جواز تأخير بيان،

عدم ثبوت مفهوم غايت و عدد،

انواع نسخ،

عدم جواز عمل به خبر واحد،

عدم جواز عمل به قياس و بطلان آن،

وجوب متابعت از نبى در جميع افعال و حجيت فعل نبى مانند قولش،

عدم دلالت آيه شريفه (فبهداهُمُ اقتده) بر متعبد بودن پيامبر به شرايع قبلى،

و لزوم تبعيت از معصومين عليهم السلام.

مؤلف، آيات مربوط به احكام را به ترتيب ابواب فقهى در يك باب مشتمل بر فصول مختلف ذكر كرده است. فصل اول، مربوط به كتاب طهارت و فصل آخر مربوط به كتاب قضا است.

مباحث فقهى كتاب به ترتيب عبارت‏اند از: طهارت، صلاة، زكات، صوم، حج، جهاد، امر به معروف و نهى از منكر، نكاح، طلاق، عده، رضاع، قسم، عهد، نذر و كفارات، صيد و ذباحه، مسكرات و محرمات، بيع، صلح، ضمان و وصيت، ارث، حدود، قصاص و ديات، شهادات و قضاء. مؤلف، مجموع اين مباحث را با عنوان «باب فيما يحكم عليه الفقهاء» مطرح و در ذيل آن، مباحث مختلف را با عنوان فصل از هم تفكيك كرده است؛ در حالى كه معمولاً در كتب فقهى عنوان باب يا كتاب مرسوم است.

شيوة طرح فروع فقهى

مؤلف، در همة كتاب از جمله بخش فقهى، شيوة رايج در كتب تفسيرى را در پيش گرفته است، پس از طرح آيه مربوط به موضوع مورد بحث، آن را تبيين كرده و سپس بر مدعاى خويش استدلال مى‏كند. نكته قابل توجه اين است كه مؤلف در غالب موارد، گوينده قول مقابل را مشخص نمى‏كند؛ از اين رو، خواننده در اين جهت دچار مشكل مى‏شود؛ براى مثال، در آيه شريفه (فصلّ لربكَ و انحَرَ) مى‏گويد: «اين آيه بر مشروعيت تكتّف دلالت ندارد». سؤالى كه ممكن است براى مخاطب مطرح شود اين است كه چه كسى از اين آيه مشروعيت تكتّف را استفاده كرده است؟ خواننده براى يافتن پاسخ بايد به كتب متعدد مراجعه كند. مؤلف در طرح فروع و استدلال‏ها، راه ايجاز را در پيش گرفته است؛ در حالى كه در مآخذ كتاب، فروع براساس همان شيوه رايج در كتب فقهى طرح شده است.

مآخذ متشابه القرآن

عبارات بخش فقهى كتاب، غالباً از دو كتاب «الناصريات» و «الانتصار»، سيد مرتضى، كتاب «مسائل الخلاف» شيخ طوسى، كتاب «غنيه»، ابن زهره حلبى و تفسير «تبيان» شيخ طوسى گرفته شده و بدون ذكر منبع گاه عيناً و گاه همراه با تلخيص مطرح شده است. البته، اين سخن بدان معنا نيست كه مؤلف، هيچ تحقيقى از خود نداشته، بلكه در مواردى تحقيقاتى نو ارايه كرده است.

مبانی استدلالی مؤلف

بعد از آيات الأحكام، بيشترين تأكيد مؤلف بر استدلال به اجماع است كه نشان دهندة ميزان اعتبار اجماع نزد وى است. وى، ملاك حجيت اجماع را همانند سيد مرتضى، وجود قول معصوم در بين مجمعين مى‏داند. اجماع الاماميه، اجماع الفرقه و اجماع طائفه محقه، تعبيرهاى گوناگون وى از اجماع است. افزون بر اين، گاه از آن به «بلاخلاف» و «لاخلاف» نيز تعبير كرده است.

وى به روايات كمتر استدلال كرده و در همين مقدار اندك نيز، بيشتر به رواياتى استناد مى‏كند كه از طرق عامه نقل شده است. اين روايات يا در منابع معتبر روايى شيعه نقل نشده و يا تنها در منابع فقهى به نقل از منابع اهل سنت آمده است. البته، استناد مؤلف به اين روايات، بيشتر براى رد قول عامه و اثبات قول مختارخود است.

در استدلال‏هاى فقهى مؤلف، استناد به عقل چندان جايگاهى ندارد و ظاهراً وى استدلال به عقل را مستقلاً در فروع شرعى روا نمى‏داند. البته، بندرت اثباتاً و گاه نفياً از عقل ياد كرده است؛ مانند اين كه «عقل بر وجوب امر به معروف و نهى از منكر دلالت نمى‏كند»، يا «اتلاف و قطع، عقلاً ممنوع است»، يا «ظلم عقلاً جايز نيست». ظاهر اين تعابير آن است كه وى عقل را در كنار ساير ادله حجت مى‏داند.

ابن شهر آشوب، قرآن را ظنى الدلالة دانسته و معتقد است در تعبد به شريعت نمى‏توان تنها به آن اكتفا كرد و از همين رو، نياز به اهل بيت علیهم السلام و لزوم معرفت و اقتدا به آنان را اثبات مى‏كند.

مؤلف در اين كتاب تنها به آياتى مى‏پردازد كه فقيهان در دلالت فقهى آنها اختلاف دارند، و از آنجا كه بيشتر عبارات كتاب از كتاب‌هاى فقهى با رويكرد فقه مقارن گرفته شده، مى‏توان گفت بيشتر به موارد اختلافى ميان فقهاى شيعه و اهل سنت و كمتر به موارد اختلافى بين فقهاى شيعه پرداخته است. او در غالب مواردى كه استدلال به آيه و برداشت حكم فقهى از آن را تمام نمى‏داند، بعد از طرح آيات، دو تعبير «استدل...» و «لايدلّ» را به كار برده و به آن پاسخ مى‏دهد و در مواردى كه استدلال را مى‏پذيرد، از تعابيرى؛ چون «فيها دلالة»، «يدل»، «فيه دليل» و «دالّ» بهره مى‏گيرد. از مجموع آيات الاحكام كه به گفته برخى حدود 500 آيه مى‏باشد، در بخش فقهى كتاب، حدوداً 340 آيه مطرح و يا به آن استناد شده يا استناد به آن مردود دانسته شده است. مؤلف، در استنباط احكام از آيات، بر حجيت ظواهر قرآن تأكيد كرده و از اين رو، گاه از يك آيه، با استناد به ظاهر آن، احكام متعددى را استنباط كرده است.

او در باب اصول فقه، با استناد به برخى آيات قرآن، برخى از اصول و مبانى اجتهاد را نتيجه مى‏گيرد كه بعضى از آنها از اين قرار است:

الف:وقوع تخصيص قرآن با سنت.

ب: جواز خطاب معدوم، در صورتى كه مراد، معدومى‏ باشد كه در آينده موجود و شرايط تكليف در او كامل مى‏شود.

ج: جواز تأخير بيان از وقت حاجت.

د: جواز نسخ

اصول عمليه: مؤلف در مقام استدلال، پنج بار با جمله «والأصل برائة الذمة» به اصل برائت استناد كرده است. همچنين سه بار جمله «الاصل الاباحة» را به كار برده و شش بار به احتياط استناد كرده است.

بطلان قياس: او در پايان بخش اصول فقه، به استدلال كسانى كه به آيه شريفه (فاعتبروا يا أُولي الأبصار) براى مشروعيت قياس استناد كرده‏اند، پاسخ مى‏دهد و سپس به آيات مختلفى از قرآن بر بطلان و عدم مشروعيت قياس در شريعت استناد مى‏كند.

عدم حجيت خبر واحد: مؤلف، همانند سيد مرتضى و برخى ديگر، خبر واحد را حجت نمى‏داند و در بخش اصول فقه به اين مطلب تصريح مى‏كند. وى ضمن پاسخ به استدلال كسانى كه به برخى آيات براى اثبات حجيت خبر واحد استناد كرده‏اند، به آياتى برعدم حجيت آن استدلال كرده است.

استناد به فهم عرف: وى در فهم معانى الفاظ، اگر چه بندرت به فهم عرف شرعى استناد كرده است اما همين مقدار نيز، بيانگر اعتبار عرف در فهم الفاظ وارده در شريعت، از نظر وى است.

مباحث ادبى و لغوى: جنبه ادبى كتاب، پررنگ است و مؤلف در موارد مختلف به بيان مباحث ادبى و لغوى پرداخته و با استفاده از نتيجه آن بر اثبات مدعاى خويش تأكيد مى‏كند.

------------------------

[1] . برگرفته از دانشنامۀ جهان اسلام.

 
جامع عباسی (ذکری 18) PDF Print E-mail

جامع عباسی[1]

اولین رسالة عملیه به فارسی بر پایة فقه امامی، اثر بهاءالدین عامِلی، معروف به شیخ بهائی، فقیه امامی و دانشمند ذوفنون قرن دهم و یازدهم می‌باشد. به نوشتة مؤلف در ابتدای کتاب، شاه عباس اول (حک: 996ـ 1038) که به نشر مطالب دینی توجه و اهتمام داشت، از او خواست تا کتابی تألیف کند شامل آن بخش از مسائل، احکام و آداب شرعی که اغلب مورد نیاز مردم است. شیخ بهائی نیز تدوین کتابی را طراحی کرد که جامع تمام مسائل فقهی مورد نیاز عموم مردم باشد و چون این اقدام را به درخواست شاه عباس انجام داد و کتاب را به او اهدا کرد، آن را جامع عباسی نامید.

زمان آغاز تألیف جامع عباسی به درستی معلوم نیست، می‌توان گفت که شیخ بهائی در سال‌های آخر عمر آن را تألیف کرده و شاید آخرین تألیف او بوده است چرا که ایشان در طرح خود، مطالب جامع عباسی را در بیست باب گنجاند ولی به گفتة شاگرد او، نظام الدین محمد ساوجی، پس از تألیف پنج باب نخست آن، در 1031 درگذشت.

آن پنج باب که بخش اعظم ابواب عبادات را در بر دارد، به ترتیب عبارت‌اند از: طهارت، نماز، زکات، خمس، روزه، و حج.

پس از درگذشت شیخ بهائی، نظام الدین ساوجی به فرمان شاه عباس تألیف جامع عباسی را ادامه داد و پانزده باب باقی مانده را مطابق طرح استادش به پایان رساند. برخی منابع، از محمدبن علی عامِلی (متوفی 1057) و زین العابدین حسینی (شاگرد و خواهرزادة شیخ بهائی) نیز به عنوان نگارندگان متمم‌های دیگری برای جامع عباسی نام برده‌اند؛ اما تنها متمم مهم و مشهور، که به همراه پنج باب نخست به عنوان کتاب جامع عباسی شناخته می‌شود، متمم نظام الدین ساوجی است.

ابواب جامع عباسی

با بررسی فهرست ابواب جامع عباسی می‌توان دریافت که موضوع نوزده باب آن کاملاً فقهی است و شامل مسائلی است که معمولاً در کتاب‌ها و رساله‌های فقهی مطرح می‌شود، برخلافِ باب هفتم که دربارة زیارت چهارده معصوم علیهم السلام و ایام ولادت و وفات ایشان است و فقهی نیست.

هر چند جامع عباسی، مانند دیگر منابع جامع فقهی، از باب طهارت آغاز و به باب دیات ختم می‌شود، اما ترتیب ابواب آن و نیز سهم و اهمیتی که به هر باب داده شده است با دیگر آثار فقهی هماهنگ نیست زیرا از سویی، در برخی ابواب جامع عباسی چند مبحث مستقل فقهی یکجا آمده، از جمله باب ششم که به موضوعاتی چون وقف، صدقه، قرض الحسنه، جهاد و امربه معروف و نهی از منکر پرداخته است و نیز باب دهم که مباحث متنوعی چون اجاره، عاریه، امانت، غصب، ضمانت، مُزارعه، مُساقات، شرکت، مُضاربه، وکالت، جُعاله و لُقَطه را دربردارد، و از سوی دیگر، موضوع برخی ابواب آن از منابع فقهی دیگر، بسیار ریزتر و جزئی‌تر است. در این باره می‌توان به باب سیزدهم و باب چهاردهم استناد کرد که به ترتیب دربارة شکار حیوانات و ذبح آنهاست، در حالی که در منابع فقهی معمولاً این دو موضوع، یکجا آورده می‌شود.

به علاوه، شیوة کلی باب بندی جامع عباسی نیز اقتضا داشته که مباحث و موضوعات نزدیک به هم در یک باب بیاید. شاید بتوان گفت که اختصاص دادن بابی مستقل به شکار حیوانات در قبال مبحث ذبح حیوانات، از آن رو بوده که جامع عباسی به فرمان شاه عباس تألیف شده و شکار حیوانات، عادت و سرگرمی رایج پادشاهان و امیران و وزیران بوده و جایگاه ویژه‌ای نزد آنان داشته است.

ویژگی‌های جامع عباسی

جامع عباسی اثری استدلالی نیست که در بر دارندة همة آرای فقهی و احتجاجات و اشکالات آنها باشد، بلکه کتابی فتوایی و مشتمل بر آرای فقهی مؤلف آن بر مبنای فقه امامی است، البته در مواردی، مؤلف به اقوال و آرای دیگر اشاره کرده است، بدون آنکه یک نظر را ترجیح دهد.

مهم‌ترین ویژگی جامع عباسی این است که نخستین کتابی است به فارسی که همة احکام شرعی مورد نیاز مردم را به زبانی آسان و با نثری بی‌تکلف و روشن بیان کرده، به گونه‌ای که فهمیدن آن برای عموم مردم به سادگی ممکن بوده است؛ از این رو، نگارش جامع عباسی نقطة عطفی در سیر نگارش متون فقهی به شمار رفته و حتی آن را نخستین رسالة عملیه به زبان فارسی دانسته‌اند. در واقع این کتاب در آن دوره، کارکرد رساله‌های توضیح المسائل امروزی را داشته، هرچند بیش از آنها آداب و سنن را با احکام فقهی در آمیخته است.

مسائل جامع عباسی آن گونه که در رساله‌های توضیح المسائل متداول است، شماره‌گذاری نشده، ولی هریک از ابواب آن، به تناسب، به بخش‌های کوچک‌تری با عناوینی از قبیل مطلب، مبحث، فصل، بحث و قسم تقسیم شده است.

حواشی بر جامع عباسی

در میان تألیفات و رساله‌های متعدد شیخ بهائی در علوم و فنون مختلف، جامع عباسی شهرت و منزلت خاصی داشت و علاوه بر تودة مردم، مورد توجه فقیهان و از منابع و مراجع مهم آنان نیز بود. بسیاری از فقیهان در دوره‌های بعد بر آن حاشیه نوشته و فتواهای خود را در موارد مغایرت داشتن با فتواهای مؤلف، بیان نموده‌اند. برخی از این حواشی صرفاً بر بخشی که خود شیخ بهائی تألیف کرده (یعنی پنج باب نخست) و برخی دیگر، بر همة ابواب نگاشته شده است.

حاشیة محمد بن علی عامِلی، معروف به ابن خاتون، از نخستین حواشی بر جامع عباسی است که شخصی به نام برهان تبریزی با نظارت ابن خاتون در 1054 آن را تدوین کرده است.

حسینعلی ملایری تویسرکانی (متوفی 1286) و عبداللّه مامقانی نجفی (متوفی 1351) نیز بر آن حاشیه نوشته‌اند.[2]

چهار تن از مراجع متأخر که بر جامع عباسی حاشیه نوشته‌اند و حواشی آنان در چاپ سنگی 1328 تهران آمده است، عبارت‌اند از: عبداللّه مازندرانی (متوفی 1330)؛ محمدکاظم طباطبائی یزدی (متوفی 1338)؛ سیداسماعیل صدر (متوفی 1338)؛ ابوالقاسم دهکردی اصفهانی (متوفی 1353). حاشیة دو فرد اول تنها بر پنج باب نخست، و حاشیة دو نفر اخیر بر تمام ابواب است.

جامع عباسی به زبان اردو ترجمه و در هند چاپ شده است. همچنین از ترجمة آن به زبان عربی، به قلم عبدعلی بن رحمت اللّه حویزی، با عنوان البرق اللامع فی ترجمة الجامع گزارش داده اند.

آثار الهام گرفته از جامع عباسی

شهرت جامع عباسی سبب شده است تا در دوره‌های بعد، آثار دیگری با پیروی از آن و الهام از شیوة نامگذاری و نگارش آن پدید آید. هریک از این آثار به نام یکی از شاهان نوشته شده است، از جمله: جامع صفوی، جامع سلیمانی، جامع محمدی و جامع ناصری.

جامع صفوی، اثر فارسی علی نقی بن ابی العلا طغائی (قاضی اصفهان، متوفی 1060) است که به نام شاه صفی صفوی (حک: 1038ـ1052) تألیف شده و دربارة امامت است.

جامع سلیمانی، اثر نظام الدین علی موسوی، به فارسی است که به نام شاه سلیمان صفوی (حک: 1077 یا 1078 1105) تألیف شده و در بارة سه موضوع است: مقدمه شامل شش فصل در باب اصول دین، دوازده مقصد در باب احکام شرعی و خاتمه دربارة تاریخ معصومین علیهم السلام.

جامع محمدی، رسالة عملیة فارسی، اثر محمدجعفر استرآبادی (متوفی 1263) است که آن را به نام محمدشاه قاجار (حک: 1250ـ1264) تألیف کرده است. مقدمة آن در اصول دین، چهارده باب در فقه و خاتمة آن در تجوید است.

جامع ناصری، رسالة عملیة فارسی، اثر علی بن محمدجعفر شریعتمدار استرآبادی (متوفی 1315، فرزند مؤلف جامع محمدی) است که آن را به نام ناصرالدین شاه قاجار (حک: 1264ـ1313) تألیف کرده است. به نوشتة آقابزرگ طهرانی چون جامع ناصری علاوه بر ابواب فقهی، احکام شرعی مربوط به مسائل سیاسی و تدبیر مُدُن و حقوق و تکالیف متقابل مردم و حاکمان را نیز بیان کرده، بر جامع محمدی مزیت دارد.[3] گفته‌اند که ناصرالدین شاه بر این نظر بوده است که جامع ناصری را قانون رسمی معتبردر سراسر ایران قرار دهد ولی این امر، به علت مخالفت‌های جدّی برخی اشخاص، تحقق نیافت.

------------------------

[1] . برگرفته از دانشنامه جهان اسلام

[2] . الذریعة، ج 5، ص 63 و ج 6، ص 56؛ امینی، ج 11، ص 350.

[3] . الذریعة، ج 5، ص 75.

 
تحریر الوسیلة (ذکری 17) PDF Print E-mail

تحریر الوسیلة[1]

مهم‌ترین رسالة فتوایی امام خمینی رحمه الله در عبادات و معاملات به عربی. این کتاب، جامعِ ابواب فقه به صورت غیراستدلالی است و اصطلاحات و نظریات دقیق فقهی در آن با عباراتی ساده بیان شده است.

تحریرالوسیله، حاشیة امام خمینی رحمه الله بر وسیلة النجاة تألیف سید ابوالحسن اصفهانی رحمه الله (متوفی 1365) است. وسیلة النجاة نیز حاشیة اصفهانی بر ذخیرة الصالحین تألیف سیدمحمدکاظم طباطبایی یزدی رحمه الله (متوفی 1337) است. مرحوم اصفهانی رحمه الله حواشی خود بر ذخیرة الصالحین را در متن آن وارد کرد و با افزودن مسائل بسیاری آن را وسیلة النجاة نامید. این کتاب اکثر ابواب فقهی و مسائل مورد ابتلا را با نظمی دقیق دربر دارد و در دو مجلد به چاپ رسیده است.

تاریخچۀ تدوین تحریر الوسیلة

امام خمینی که وسیلة النجاة را اثری مهم می‌دانست، در دوران اقامت در قم بر آن حاشیه نگاشت. احترام نویسنده به مرجع وقت، حاج آقا حسین بروجردی (متوفی 1340ش) ، مانع از چاپ و انتشار این اثر شد، اما بعدها به طور جداگانه و چند بار نیز همراه با وسیلة النجاة به چاپ رسید. تبعید امام خمینی به شهر بورسای ترکیه در 1343ش فرصتی فراهم آورد تا نویسنده آن طور که خود می‌گوید از فراغتش در حدود یازده ماه اقامت اجباری در آن شهر برای وارد کردن حاشیة مذکور در متن وسیلة النجاة استفاده کند و آن را تحریر الوسیلة بنامد. به نظر می‌رسد در آن زمان تحریر الوسیلة مانند وسیلة النجاة به کتاب المیراث ختم می‌شده است.

امام خمینی رحمه الله پس از تبعید از ترکیه به عراق و اقامت در نجف، مسائل مربوط به حج، نماز جمعه، دفاع، امر به معروف و نهی از منکر، قضا، شهادات، قصاص و دیات و نیز بسیاری از مسائل مورد ابتلا را که در دوران اقامت در قم تدریس کرده بود، به تحریر الوسیلة افزود.

محتوای تحریر الوسیلة

این اثر، گذشته از مشتمل بودن بر نظریات امام خمینی، دو تفاوت کلی با وسیلة النجاة دارد. از یک‌سو برخی مسائل غیرمبتلابه آن حذف شده و از سوی دیگر مسائل مبتلابه زیادی بر آن افزوده شده است. سیدابوالحسن اصفهانی رحمه الله نیز مسائل مورد ابتلا را مطرح کرده بود، اما امام خمینی رحمه الله آنها را بسط داد. در مجموع، اضافات تحریر الوسیلة نزدیک به یک سوم کل کتاب را در برمی‌گیرد. مسائل مستحدثة تحریر الوسیلة شامل مباحث بیمه، سفته، سرقفلی، عملیات بانکی، بلیت بخت آزمایی، تلقیح مصنوعی، تشریح، پیوند اعضا، تغییر جنسیّت، رادیو و تلویزیون و برخی مسائل متفرقه است که در آخر کتاب جای دارد.

نویسنده کوشیده است که با کمترین تغییر، حاشیه‌اش را در متن وسیلة النجاة وارد کند، اما علاوه بر تغییرات محتوایی مذکور، در مواردی نحوة بیان مسائل و عناوین و ترتیب آنها را نیز تغییر داده است؛ مثلاً نماز لیلة الدّفن را که در وسیلة النجاة در کتاب الصلوة مطرح شده، در تحریر الوسیلة در باب دفن از کتاب الطهارة آورده و نیز سه مبحث ظِهار، ایلاء و لِعان را که در وسیلة النجاة ذیل یک عنوان «القول فی الظهار و الایلاء و اللعان» آمده، در تحریر الوسیلة به صورت سه کتاب آورده است. این تغییرات صوری و محتوایی که در سراسر تحریر الوسیلة مشهود است، سبب برتری آن بر وسیلة النجاة شده است. عواملی چون شهرت فقهی و ظلم ستیزی نویسنده، جامعیت کتاب و روانی متن آن و پاسخگویی به مسائل مورد نیاز موجب شد که مقلدان عرب زبان چاپ و تکثیر تحریر الوسیلة را درخواست کنند. در پاسخ به این تقاضا، به دستور نویسنده، کتاب تلخیص شد و با عنوان زبدة الأحکام در دسترس عموم قرار گرفت. پس از چندی نیز همة تحریر الوسیلة برای اولین بار در نجف چاپ شد، ولی به کار بردن لقب «زعیم حوزه‌های علمیه» در پشت جلد آن، موجب شد که نویسنده با انتشار آن مخالفت کند تا اینکه این لقب را برداشتند و او با توزیع کتاب موافقت کرد.

جایگاه تحریر الوسیلة در ادارۀ جامعه پس از انقلاب

ممانعت حکومت پهلوی از انتشار آثار امام خمینی موجب شد که تحریر الوسیلة بارها در ایران با عناوینی چون کتاب الفقه و وسیلة النجاة چاپ و توزیع شود. پس از پیروزی انقلاب اسلامی، قضات دادگستری برای رفع خلاء قانونی از تحریر الوسیلة به عنوان متمم قانون استفاده می‌کردند که با قانونی شدن استفاده از آرای مشهور فقهاء (اصل 167 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران) و توسعة نِطاق مرجعیت امام خمینی و انطباق اکثر آرای او با آرای مشهور فقها، این کتاب در دادگاه‌ها و محافل علمی مورد توجه و مراجعة بیشتر قرار گرفت.

ترجمه‌ها و شروح

تحریر الوسیلة چندین ترجمه و شرح دارد که مهم‌ترین آنها بدین قرار است:

ترجمة فارسی محمدباقر موسوی همدانی در چهار جلد.

ترجمة فارسی علی اسلامی و قاضی زاده، زیر نظر محمد مؤمن قمی و حسن طاهری خرم آبادی در چهار جلد.

ترجمة فارسی بخش‌هایی از تحریر الوسیلة به قلم عبدالکریم بی‌آزار شیرازی با اضافات در چهار جلد.

شرح آیت الله محمد فاضل لنکرانی رحمه الله به نام تفصیل الشریعة فی شرح تحریر الوسیلة که مبسوط‌ترین شرح آن بوده و تاکنون چهارده جلد آن منتشر شده است، به گفتة شارح بخشی از این شرح نیز در دورة تبعید وی نوشته شده است.

شرح آیت الله ناصر مکارم شیرازی دام ظله به نام انوار الفقاهة که بخش حدود و تعزیرات و دیات آن به پایان رسیده است.

شرح سیدمصطفی خمینی رحمه الله به نام مستند تحریر الوسیلة در دو جلد.

شرح احمد مطهری ساوجی به نام مستند تحریر الوسیلة در شش جلد (انصاری، ص 206).

البته شرح‌هایی از دیگر فقها از جمله محمدمؤمن قمی، محمدحسن احمدی فقیه یزدی، احمد سبط الشیخ انصاری، علی اکبر سیفی مازندرانی، عبدالنبی نمازی و زین العابدین احمدی زنجانی، نیز به رشته تحریر در آمده است. همچنین عالمانی چون حضرات آیات مکارم شیرازی، فاضل لنکرانی، نوری همدانی، علوی گرگانی، احمدی فقیه یزدی و تجلیل تبریزی نیز بر تحریر الوسیلة حاشیة فتوایی نوشته‌اند.

------------------------

[1] . منبع: دانشنامه جهان اسلام

 
الخلاف (قسمت دوم) (ذکری 16) PDF Print E-mail

مقدمه

در شمارۀ قبل برخی ویژگی‌های این کتاب بیان شد. در این شماره روش شیخ طوسی در طرح مباحث تقدیم می‌گردد.

روش طرح مباحث[1]

مؤلف در هر مسأله ابتدا نظر مقبول خود را بيان كرده و پس از ذكر نام اشخاصى از ميان صحابيان، تابعين، فقهاى متقدم، ائمه مذاهب اهل سنّت و پيروان آنها كه با فتواى او موافق‌اند، به نقل آراى مخالف و احيانا تفاصيل آنها پرداخته و در نهايت، دلايل و شواهدِ نظر خود را برشمرده است. البته در بيشتر مسائل، آراى اشخاصى معدود از ميان گروه‌هاى مذكور به عنوان موافق يا مخالف، چه مخالف كلى و چه جزئى، مطرح شده و مسائلى كه نام شمار بسيارى از صحابه و تابعين و فقها را در برداشته باشد، اندك است. از خلفا و صحابه آراى كسانى چون امام على عليه‌السلام، ابوبكر، عمربن خطّاب، عثمان‌بن عفّان، سلمان فارسى، عمار ياسر، عبداللّه‌بن مسعود، عبداللّه‌بن عمر، عباس‌بن عبدالمطلب، عبداللّه‌بن عباس، عايشه، ابوايوب انصارى، محمدبن ابوبكر، و ابوهريره در موارد متعدد در الخلاف آمده است. همچنين از تابعين به اقوال كسانى چون سعيدبن مسيّب، مجاهد، ابن‌سيرين، حَكَم‌بن عُيَينه، حسن بصرى، عطاءبن ابى‌رَياح، عروة‌بن زبير، محمدبن مسلم زُهْرى، عمربن عبدالعزيز، ابراهيم‌بن يزيد نخعى و ربيعة‌الراى توجه شده است.

فتاواى شمارى از فقهاى متقدم از جمله قَتادة‌بن دعامه، عبدالرحمان اَوْزاعى، ابن‌ابى‌ليلى، ليث‌بن سعد، سفيان ثورى، ابوثور ابراهيم‌بن خالد، اسحاق‌بن راهويه مروزى، محمدبن جرير طبرى و ابوعُبيد قاسم‌بن سلّام بغدادى در الخلاف مطرح شده است.

اهتمام شيخ‌طوسى به نقل آراى امامان مذاهب اربعه (محمدبن ادريس شافعى، ابوحنيفه، مالك و احمدبن حنبل) و پيروان آنان به‌ويژه شافعيان درخور توجه است. آراى متعدد منقول از پيشواى شافعيان در ذيل هر مسأله، كه گاه به چهار يا پنج قول مى‌رسد، همراه با آراى شاگردان و اتباع او در الخلاف بسيار نقل و نقد شده است، از جمله: اسماعيل‌بن يحيى مُزّنى (صاحب‌المختصر، متوفى 264)، ربيع‌بن سليمان مرادى (خادم و راوى كتب شافعى، متوفى 270)، يوسف‌بن يحيى بُوَيطى (متوفى 231)، ابوحامد احمد مروذى (متوفى 362)، ابوبكر ابن‌منذر نيشابورى، ابواسحاق ابراهيم مروزى (متوفى 340)، ابوالعباس ابن‌القاصّ، ابوعلى حسين‌بن قاسم طبرى و ابوالطيب طاهربن عبداللّه طبرى (استاد شيخ‌طوسى در فقه شافعى، متوفى 450). نقل آراى ابوحنيفه و فقهاى حنفى، از جمله قاضى ابويوسف (متوفى 182)، محمدبن حسن شيبانى (متوفى 189)، زُفَربن هُذَيل، ابوالحسن كرخى، ابوجعفر طحاوى و ابوبكر جصّاص رازى، در اين كتاب چشمگير است.

هرچند اهتمام شيخ طوسى به نقل آراى پيشوايان مذاهب ديگر اهل سنّت يعنى مالك‌بن انس و احمدبن حنبل و داودبن على اصفهانى جدّى بوده است ولی آراى پيروان آنها در خلاف كمتر ديده مى‌شود. مثلاً از مالكيان فقط به آراى ابن‌ماجشون، محمدبن مَسْلمه مخزومى و اسماعيل‌بن ابى‌اويس اشاره شده و نظرات ديگر فقهاى مالكى بدون ذكر نام و با عناوين كلى مطرح شده است. در اين اثر با تعابيرى كلى مانند «اصحاب الحديث» و «اهل الظاهر» به آراى حنبليان، ظاهريان و مذاهب ديگر اشاره شده، همچنان كه در موارد متعدد با تعابيرى چون «اصحاب الشافعى»، «اصحاب ابى‌حنيفة» و «اصحاب الرأى» بدون ذكر نام فقهاى شافعى و حنفى فتاواى آنان نقل شده است.

رأى مورد قبول طوسى در بيشتر موارد با نظر مشهور در فقه امامى سازگار است. با وجود اين او در برخى مسائل، بدون ذكر نام فقيهى خاص (با تعابيرى مانند «بعض اصحابنا»، «و من اصحابنا») به وجود نظر مخالف در ميان فقهاى امامى اشاره كرده است. البته در مواردى معدود نام فقيهانى را كه نظرشان را آورده، ذكر كرده است، از جمله استادانش شيخ مفيد و سيد مرتضى.

او در يك مورد رأى فقهاى زيدى را نقل كرده و در پاره‌اى مسائل به آراى خوارج پرداخته است.

اقوال اهل لغت و نحويان از جمله خليل‌بن احمد فراهيدى، ابن‌سكّيت (صاحب اصلاح المنطق)، ابن دُرَيد، فرّاء و مُعَمَّربن مثنّى نيز در ابواب گوناگون كتاب انعكاس يافته است.

ادلة شیخ در الخلاف

پركاربردترين دليل مورد استناد شیخ طوسى براى رأى مختار خود، اجماع است كه با تعابير مختلف (غالباً با تعبير «اجماع الفرقة» و گاه با تعبير «اجماع الطائفة»، «اجماع المسلمين» و «اجماع اهل العلم»)، بيش از دو هزار بار در متن كتاب تكرار شده است. مؤلف بر آن است كه به سبب منقرض شدن برخى مذاهب كه بانيان آنها در برخى فروع فقهى رأيى خاص داشتند، «اجماع مسلمين» در موارد متعدد تحقق يافته است.

ديگر ادلة مهم مؤلف عبارت‌اند از: ظهور قرآن، سنّت معتبر، فحواى خطاب، اصل برائت، اصل احتياط، استصحاب.

در خلاف، به ندرت فقط به دليل اجماع استناد شده و تقريباً هميشه در كنار آن، دليلى ديگر مانند حديث يا اصل عملى نيز ذكر شده است. مؤلف شايد به سبب پرهيز از اطناب، غالباً به نقل و تحليل دلايل و مستندات آراى مخالف خود نپرداخته و بيشتر درصدد اثبات نظر خود بر پاية مبانى و اصول پذيرفته شده در مذاهب ديگر، بويژه مبانى مشترك دو طرف، بوده است. او در برخى موارد ادلّه موافقان اهل سنّت با نظر خود را نقل كرده و گاه تحليل‌هاى فقهاى اهل سنّت را پذيرفته است. معدودى از مسائل كتاب صرفاً ناظر به احكامى است كه در فقه اهل سنّت مطرح شده و اساساً در فقه شيعه مطرح نبوده است. در اين گونه مسائل، مؤلف تنها آراى گوناگون را يادآور شده و به استدلال نپرداخته است. استدلال‌هاى شيخ طوسى در خلاف، جز در مواردى اندك، معمولاً طولانى و مبسوط نيست.

او در مسائل بسيارى به يك يا چند حديث نبوى استناد كرده، حتى اگر راوى آنها امامان شيعه بوده‌اند، تا از منظر اهل سنّت پذيرفتنى باشد. البته گاهى احاديثى از امامان شيعه را بر آنها افزوده است، همچنان‌كه در مسائلى كه مستندى نبوى نيافته به اين احاديث استناد جسته است.

در الخلاف احاديثى يافت مى‌شود كه در هيچ‌يك از مجامع حديثىِ پيشين نقل نشده است و اين كتاب متقدم‌ترين مأخذ موجود آنهاست.

شیخ طوسى در بسيارى مسائل، بدون اينكه به نقل و تحليل ادله حديثى بپردازد، تنها به وجود احاديثى به عنوان دليل اشاره كرده است (دليلُنا اجماعُ الفرقة و اخبارُهم). او در شمارى از مسائل، با اشاره‌اى گذرا به ادلّه موجود، تفاصيل موضوع و حلّ تعارض احاديث را به دو اثر بزرگ حديثى فقهى خود يعنى تهذيب الاحكام و الاستبصار (غالباً كتاب نخست) ارجاع داده است. او در مقدمه كتاب نيز با نام بردن اين دو كتاب و تأكيد بر رعايت ايجاز در تأليف الخلاف، تلويحاً تفاصيل مطلب را به دو اثر مذكور ارجاع داده است. همچنين شيخ طوسى با اشاره به برخى مبانى خود در علم اصول، مانند دلالت امر بر فَوْر (يعنى انجام دادن كارِ امر شده، بلافاصله بعد از وجوب)، و دلالت نهى بر فساد، توضيح اين قبيل موضوعات را به عُدّة الاصول خود احاله كرده است. همچنان‌كه در مسائل بسيارى بدون ذكر مستندات ديدگاه خود، آنها را همان ادلة مسائل پيشين دانسته است.

منابع شیخ در الخلاف

شيخ طوسى براى تأليف كتاب طبعاً از منابع گوناگون ادبى، تفسيرى، حديثى، فقهى و اصولى استفاده كرده است، اما نه در اين كتاب و نه در ديگر آثارش گزارشى از اين مآخذ ديده نمى‌شود. با اين همه، نام بردن او از آثارى متعدد در جاى جاى متن كتاب و نحوه تعبيرات او هنگام نقل‌قول از مؤلفان اين آثار، نشان مى‌دهد كه از برخى از اين منابع مستقيماً بهره برده، بويژه اينكه مى‌دانيم در بغداد كتابخانه‌اى بزرگ در اختيار او و استادش سيدمرتضى بوده است. حتى اگر دسترسى او را به اين منابع نپذيريم، باتوجه به نقل قول وى از آنها، دست‌كم مى‌توان منابع مزبور را مآخذ با واسطة خلاف به شمار آورد. آثارى كه به نام آنها در خلاف اشاره شده، شمار درخور توجهى از منابع متقدم فقهى در مذاهب مختلف را دربرمى‌گيرد. در اين اثر از منابع جامع حديثى، مانند الجامع الصحيح بخارى، الصحيح مسلم‌بن حجاج نيشابورى، الكافى محمدبن يعقوب كلينى و نيز آثارى چون خطأ الحديث محمدبن عمر واقدى و شريعة القارى عبداللّه‌بن ابى‌داود سليمان سجستانى نقل‌قول‌هايى شده است.

تفاوت نظرات شیخ در الخلاف و النهایة

برخى فقها تفاوت فتاواى او را در خلاف با نهاية در موارد متعدد، با مبسوط در بسيارى موارد و با تهذيب الاحكام و استبصار در پاره‌اى موارد يادآور شده‌اند. همچنين گاهى نظر او در خلاف با چند اثر ديگر وى ناسازگار است. پاره‌اى از اين اختلاف آرا را به تجديدنظر شيخ طوسى در رأى خود و ذكر آن در اثر متأخرتر باز مى‌گردد، همچنان كه اين راه حل دربارة برخى فتاواى متعارض شیخ طوسى در ابواب گوناگون خلاف وجود دارد. برخى فقها با روش‌هايى ديگر به حل تعارضات ميان ديدگاه‌هاى شيخ در خلاف و آثار ديگرش پرداخته‌اند. آراى شيخ طوسى در خلاف در پاره‌اى موارد با نظر مشهور فقه امامى مخالف است.

به نظر برخى محققان، شيخ طوسى براى مماشات با فقهاى مذاهب ديگر ـ‌كه اجماع را از ادلة مهم مى‌شمارندـ كلمة اجماع را به كار برده و مراد او از اين واژه، اجماع مصطلح يعنى اتفاق نظر در فتوا نيست، بلكه مراد او اتفاق نظر بر قول امام (به اعتبار احاديث منقول) است. به تعبير ديگر، مراد وى اتفاق نظر فقها بر حجيتِ اصول و قواعدِ كلى يا اعتبار احاديثى است كه بر پاية آنها حكم فرعىِ مورد نظر استنباط مى‌شود (اصطلاحاً اجماع بر قاعده يا اجماع اجتهادى)، هرچند دربارة خود حكم فرعى اجماع تحقق نيافته باشد. از جمله شواهد اين تحليل آن است كه شيخ طوسى معمولاً بلافاصله پس از اجماع به احاديث استناد كرده است: «اجماع الفرقة و اخبارهم». گذشته از تحليل مزبور، برخى فقها گاهى دليل اجماع را در الخلاف، از آن رو كه اجماع منقول به شمار مى‌رود، مخدوش يا ضعيف‌تر از ادله ديگر دانسته‌اند.

------------------------

[1] . منبع: دانشنامة جهان اسلام.

 
الخلاف (ذکری 15) PDF Print E-mail

الخلاف[1]

الخلاف، اثرى جامع و استدلالى تطبيقى در فقه با گرايش به فقه امامى، تأليف محمد بن حسن طوسى، فقيه بزرگ امامى قرن پنجم است. نام كتاب در برخى آثار شيخ طوسى «مسائل الخلاف» ذكر شده است.

اين كتاب از مهم‌ترين آثار موجود در علم خلاف (يا خلافيات)به‌شمار مى‌رود. اين علم از شاخه‌هاى فقه است كه به تبيين آرا و دلايل مذاهب گوناگون در مسائل فقهى و ترجيح آراى يك مذهب معيّن، بر پايه استدلال، مى‌پردازد.

برخى از مؤلفان، الخلاف را اثرى در فقه مقارَن يا تطبيقى شمرده‌اند، ولى بر پايه اين تحليل كه اصطلاح جديد فقه مقارن، مفهومى مغاير با علم خلاف دارد، اين نظر دقيق نمى‌نمايد؛ زيرا شيخ‌طوسى در اين كتاب، به دفاع از آراى فقهى اماميان پرداخته است. با اين همه، از آن‌رو كه الخلاف به ذكر فتاواى همسان از فقهاى مذاهب مختلف و نيز ادلة مقبول از منظر اهل سنّت هم پرداخته، دربردارندة نوعى مقارنه و تطبيق است، همچنان‌كه آثار مثبت فقه مقارَن، مانند كاهش عوامل تفرقه‌زا ميان مسلمانان و آشنا شدن با ديدگاه‌هاى ديگران، را نيز دربردارد.

از مقدمة شيخ طوسى برمى‌آيد كه وى كتاب را به درخواست اشخاصى- احتمالاً برخى شاگردانش- نگاشته است و آنان از او خواسته‌اند كه ضمن نقل آراى فقهاى مخالف در هر مسأله، به بيان ادلة مورد استناد در فقه امامى و ذكر احاديث مقبول از نظر اهل سنّت هم بپردازد.

ارجاعات متعدد شیخ طوسى به دو اثر مهم خود، تهذيب الاحكام و الاستبصار و نيز سخن او در مقدمة الخلاف نشان مى‌دهد كه اين كتاب پس از دو اثر مزبور تأليف شده است. همچنان كه يك مورد ارجاع به الجمل و العقود و چند بار اشاره به كتاب خود در اصول فقه (العُدّة) و نيز ارجاع به كتاب النهاية، بيانگر تأليف الخلاف پس از اين آثار است.

از سوى ديگر، اشاره‌هاى متعدد شیخ طوسى در برخى از آثار خود به كتاب الخلاف نشان مى‌دهد كه اين آثار پس از الخلاف پديد آمده‌اند، از جمله كتاب تفسير او، التبيان كه آراى اهل سنّت را نيز دربردارد، كتاب المبسوط كه مهم‌ترين اثر او در فقه تفريعى است و مصباح المتهجّد. البته شيخ‌طوسى يك مورد در اواخر الخلاف به المبسوط ارجاع داده كه حاكى از آن است كه پيش از اتمام الخلاف، تأليف المبسوط را آغاز كرده يا طرح تأليف آن را در ذهن داشته است، تعابير خاص او دربارة استادش سيدمرتضى بر تأليف كتاب پس از وفات سيدمرتضى در 436 دلالت دارد.

ویژگی‌های الخلاف

الخلاف نخستين اثر در فقه امامى نيست كه به آراى فقهى مذاهب ديگر پرداخته است. پيش از آن، آثار مهمى در زمينة فقه خلاف تأليف شده بود و برخى منابع جامع فقهى به دوگونة تطبيقى به ديدگاه‌هاى اهل سنّت پرداخته بودند، از جمله: تهذيب الشيعه ابن‌جنيد اسكافى، مسائل اهل الخلاف شيخ‌مفيد، شرح مسائل الخلاف، الانتصار و مسائل الناصريات هر سه اثر سيدمرتضى و تعليق خلاف الفقهاء سيدرضى.

با اين همه، آثار ياد شده، بويژه آنها كه اكنون در دسترس ماست، هم از نظر گسترة موضوعى و تفريع فروع و هم به لحاظ شيوه طرح آراى مخالف و روش استدلال با كتاب الخلاف در خور قياس نيستند. تأليف اين اثر نقطة عطفى در اين زمينه به شمار مى‌رود. در الخلاف آرا و فروعى مطرح شده كه در منابع فقهى پيشين سابقه نداشته است.

از ويژگي‌هاى الخلاف، جامع بودن يعنى شمول آن بر همه بخش‌ها و ابواب فقه است. شیخ طوسى در قالب 82 مبحث اصلى فقهى، بيش از 4100 مسئله را گرد آورده است كه بسيارى از اين مسائل خود شامل فروع فقهىِ متعدد است. بر اين اساس، الخلاف در كنار المبسوط جامع‌ترين و گسترده‌ترين منبع متقدم فقهى محسوب مى‌شود.

شمار مباحث اصلى كتاب، ساختار و باب‌بندى آن نيز در ميان مآخذ جامع فقهى تا آن زمان بى‌سابقه بوده و الگوى منابع بعدى قرار گرفته است.

عناوين مهم‌ترين مباحث آن(به ترتيب) عبارت‌اند از: طهارت، نماز، زكات، روزه، اعتكاف، حج، بيوع، رهن، تَفْليس، حَجر، صلح، حواله، ضَمان، شركت، وكالت، اقرار، عاريه، غصب، شُفعه، قِراض، مساقات، اجاره، وقوف و صدقات، هِبه، لُقَطه، فرايض، وصايا، وديعه، فَىْء و قسمت غنايم، قسمت صدقات، نكاح، صداق، خُلع، طلاق، ايلاء، ظِهار، لِعان، عِدّه، نفقات، جنايات، ديات، باغى، حدود، سرقت، اشربه، سِيَر، صيد و ذباحه، ضَحايا، اطعمه، اَيمان، نذر، آداب قضاء، شهادات، دعاوى و بينات و عِتق.

تأمل در مسائل كتاب نشان مى‌دهد كه معدودى از آنها به اشتباه يا به عللى ديگر در بابى جز باب مناسب خود درج شده‌اند.

تأثير كتاب الخلاف بر آثار بعدى در فقه امامى بسيار چشمگير است. از يك سو، تأليف اين اثر بر اهتمام و توجه مؤلفان فقه امامى به آراى فقهاى اهل سنّت بسيار افزود، به طورى كه فقهاى امامى آثار مهمى در زمينه علم خلاف نگاشتند، از جمله المعتبر فى شرح المختصر محقق حلّى، جامع‌الخلاف و الوفاق على بن محمد قمى‌سبزوارى و تذكرة الفقهاء و منتهى‌المطلب هر دو از علامه حلّى. از سوى ديگر، چه در اين قبيل آثار و چه در منابع جامع فقهىِ اماميان، به الخلاف به عنوان مرجع آراى اهل سنّت و نيز به عنوان يكى از مهم‌ترين مآخذ آراى شيخ‌طوسى استناد شده است.

تلخیص‌هایی از الخلاف

فضل‌بن حسن طبرسى، مفسر و فقيه امامى (متوفى 548) تلخيصى از كتاب الخلاف به نام المؤتلَف من المختلَف بين ائمة السلف نگاشته است. از سوى ديگر، شيخ حرّ عاملى در امل‌الآمل مؤلف كتابى با عنوان المنتخب من الخلاف (منتخب‌الخلاف) را كه در 520 تأليف شده، ناشناخته دانسته است. به نظر محققان به احتمال قوى منتخب الخلاف، كه نسخه‌هاى خطى متعددى از آن وجود دارد، همان كتاب طبرسى است. طبرسى در اين اثر كه چاپ شده(مشهد 1410)، غالب ادلة مذكور در الخلاف بويژه احاديث آن را حذف و به ايجاز متن آن مبادرت كرده است.

تلخيصى ديگر از الخلاف با نام تلخيص الخلاف و خلاصة الاختلاف اثر مفلح‌بن حسن صيمرى در دست است.در اين كتاب، كه در 862 تا 863 تأليف شده، صيمرى تنها آراى موافقان شيخ از ميان اهل سنّت و مخالفان او از امامان مذاهب چهارگانه و صاحبان مذاهب مهم را مطرح كرده، اما احاديث را ذكر نكرده است.

نقل شده كه حضرت آيت‌الله حاج‌آقاحسين بروجردى رحمه الله بخشى از درس خود را به خواندن متن اين كتاب براى شاگردان اختصاص مى‌داده است. او برخى نسخه‌هاى كتاب را تصحيح و مقابله كرده و نخستين چاپ آن نیز زير نظر خود او صورت گرفته كه اين چاپ بارها تجديد شده است. چاپ جديد و منقح الخلاف، به‌كوشش محمدمهدى نجف، جواد شهرستانى و على خراسانى‌كاظمى در شش مجلد صورت گرفته است.

------------------------

[1]. منبع: دانشنامه جهان اسلام.

 
جامع احادیث الشیعة (ذکری 14) PDF Print E-mail

جامع احادیث الشیعة[1]

جامع احادیث الشیعة فی أحکامِ الشریعة کتابی جامع شامل احادیث فقهی، به عربی، اثر اسماعیل معزّی ملایری که با پیشنهاد و نظارت حضرت آیت الله حاج آقاحسین بروجردی رحمة الله علیه (متوفی 1340 ش) تألیف شد.

حضرت آیت الله بروجردی رحمة الله علیه که بر اهمیت علم رجال و شناخت اِسناد و جایگاه آن در استنباط فقهی تأکید می‌کرد، کتاب وسائل الشیعه (اثر محمد بن حسن حرّعاملی رحمة الله علیه، متوفی 1104) را که احادیث فقهی را به ترتیب ابواب فقهی در بر دارد بسیار ارج می‌نهاد، ولی اصرار داشت که این کتاب به سبب برخی اشکالات و کاستی‌ها نیازمند تنقیح و تکمیل است.

برخی از این کاستی‌ها از دیدگاه ایشان عبارت بودند از:

1) تقطیع و پاره پاره شدن احادیث که موجب شده یک حدیث به شکل چند پاره حدیث در چندین باب گوناگون بیاید، از این رو مجتهد در مقام استنباط فقهی به درستی نمی‌تواند متوجه فضای صدور حدیث و قرائن موجود در متن آن شود. از سوی دیگر، تقطیع سبب تکرار اسناد احادیث و زیاد شدن ابواب کتاب و در نتیجه پر حجم شدن کتاب شده، تا آنجا که گفته‌اند نزدیک به یک سوم احادیث آن تکراری است.

2) ذکر نشدن آیات مربوط به احکام در ابتدای ابواب.

3) درآمیختن احادیث آداب وسنن با احادیث احکام فقهی.

4) نقل نکردن دقیق برخی احادیث از کتب اربعه (کافی، کتاب من لایحضره الفقیه، تهذیب الاحکام، الاستبصار)، به طوری که گاه معنای احادیث منقول با احادیث اصلی تفاوت دارد.

5) به کاربردن تعابیر مبهم: صاحب وسائل در ارجاع خواننده به دیگر احادیثِ هم مضمون، تعابیری مبهم مانند «تَقَدَّم » یا «یَأتی» به کار برده و نشانی حدیثِ مورد اشاره را دقیقاً معلوم نکرده است.

6) جامع و مانع نبودن نقل احادیث: گاه همۀ احادیثِ یک موضوع ذکر نشده و برعکس، احادیث غیرمرتبط نقل شده است.

این واقعیتها حضرت آیت الله بروجردی رحمة الله علیه را بر آن داشت تا طرح اثری حدیثی را پیشنهاد کند که در بردارندۀ تمامی احادیث فقهی و دارای باب بندی مناسب و بدون تکرار و تقطیع باشد. با استقبال شاگردان ایشان از این طرح، اجرای آن به اهتمامِ شماری از آنان و با اِشراف و نظارت مستمر خود حضرت آیت الله بروجردی رحمة الله علیه آغاز شد. در جریان تألیف کتاب، بسیاری از افراد گروه از ادامۀ همکاری باز ایستادند و در نهایت، کار تألیف و باب بندی و چاپ کتاب را اسماعیل معزّی ملایری به انجام رساند. در مقدمۀ فرزند آیت الله بروجردی بر نخستین جلد کتاب (ص 10)، آقایان اسماعیل معزّی و شیخ علی پناه اشتهاردی، دو تن از افراد فعال در این باره معرفی شده‌اند.

به گفتۀ برخی مؤلفان، در ابتدا قرار بود، این کتاب تنها ناظر به احادیث کتاب وسائل الشیعه باشد و با نام تهذیب الوسائل منتشر شود اما در ادامۀ کار تصمیم گرفته شد شامل تمام احادیث فقهی شیعه باشد؛ از این رو، احادیث مستدرک الوسائل محدّث نوری نیز بدان افزوده شد. نام کتاب را حضرت آیت الله بروجردی رحمة الله علیه خود برگزیدند.

برخی ویژگی‌های جامع احادیث الشیعة عبارت‌اند از:

1) تقطیع نشدن روایات مگر در برخی احادیث طولانی مانند وصیت پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم به امام علی علیه السلام و حدیث اربعمأة. هر حدیث با سند و متن کامل فقط در یک جا و در مناسب‌ترین باب ذکر شده و در صورت مرتبط بودن حدیث با چندین باب، در آن ابواب به این حدیث اشاره شده است.

2) گردآوری روایات یک موضوع در یکجا: همۀ روایات یک فرع فقهی در کنار هم، گرد آوری شده است. در صورتی که بخشی از احادیث ابواب دیگر بر موضوع یک باب دلالت می‌کرده، آن بخش از حدیث یا مُفاد آن، با تعیین شمارۀ باب و حدیث در ذیل باب آمده است.

3) تلفیق اِسناد و متون: یعنی در صورت اشتراک سند حدیث با حدیث پیشین، بخش‌های مشترک سند، تکرار نشده و با عبارت «بهذا الاسناد» مشخص شده است. از این رو، با وجود تکرار نشدن اسناد، قسمت‌های مشترک و غیرمشترک آنها کاملاً معلوم است. در صورت اختلاف داشتن کامل دو حدیث در سند و یکسان بودن متن آنها از نظر لفظ و معنا، حدیث اول به صورت کامل نقل شده و پس از آوردن سند حدیث دوم، عبارت «ذَکَر مِثْلَه» و در صورت اختلاف متن در لفظ، و نه معنا، «ذَکَرَ نَحْوَه» آمده است. در صورت اختلاف احادیث در لفظ و معنا، همگی جداگانه و به صورت کامل آورده شده‌اند. این ویژگی کتاب، امکان مقایسۀ احادیث را از نظر موارد اشتراک و اختلاف سند و متن، فراهم ساخته و به علاوه، از حجیم شدن کتاب جلوگیری کرده است.

4) ذکر شدن آیات مربوط به موضوع هر باب در ابتدای باب، به ترتیب قرآنی.

5) نظم در نقل روایات: علاوه بر رعایت شدن نظم و ترتیب مناسب در باب‌بندی کتاب، روایات هر باب نیز با نظم خاصی رتبه‌بندی و نقل شده‌اند؛ ابتدا احادیثی که برطبق مضمون آنها فتوا داده شده و سپس احادیث معارض آورده شده و روایات عام پیش از روایات خاص و روایات مطلق پیش از روایات مقیّد آمده است. همچنین احادیث هر باب، تا حد امکان از نظر مضمون و اشتراکِ راوی و اتحاد سند و متن دسته بندی شده است.

6) نقل شدن توضیحات مهم که در کتاب‌های جامعِ حدیثیِ شیعه در ذیل برخی احادیث آمده و به فهم آنها کمک می‌کند. بیشترین نقل‌ها از شیخ طوسی و عمدتاً دربارۀ حل تعارض ظاهری احادیث است.

7) جدا شدن روایات سنن، آداب و ادعیه از احادیث مربوط به احکام فقهی و آوردن آنها در مجلدی جداگانه.

8) شماره‌گذاری ابواب و احادیث: هر حدیث دو شماره دارد: شمارۀ مسلسل و شمارۀ مخصوص به آن در ضمن باب. در ابتدای هر حدیث نیز نام کتاب و نشانی دقیق حدیث ذکر شده است. نام کتب اربعه، وسائل الشیعه و مستدرک الوسائل (به سبب کثرت نقل از آنها) با رمز، و اسامیِ دیگر منابع حدیثی، با نام مشهور آنها آمده است. ویژگی‌های چاپ مآخذ هم در مقدمۀ کتاب بیان شده است.

9) نقل از مصادر معتبر: تمامی احادیث منقول از کتب اربعه، از مصادر اصلی خود نقل و مکرراً با نسخ خطی معتبر مقابله شده‌اند.

گفته شده است که حضرت آیت الله بروجردی رحمة الله علیه، آگاهی از احادیث اهل سنّت را در فهم معانی روایات و احادیث شیعی مؤثر می‌دانست. ایشان در ابتدا بر این نظر بودند که در ذیل هر بابِ کتاب، روایات اهل سنّت هم آورده شود اما بعدها از این کار منصرف شد.

آیت الله بروجردی رحمة الله علیه از تألیف کتاب، بسیار خرسند بوده و آن را ثمرۀ عمر خویش می‌دانست. چاپ کتاب در زمان حیات ایشان آغاز شد و نخستین جلد (شامل ابواب مقدمات و مبحث طهارت) در 1380ه‍. ق، چند روز پس از وفات ایشان، در قطع رحلی منتشر گردید.

در ابتدای کتاب، بابی مقدماتی گشوده شده که در بردارندۀ برخی مباحث مهم اصولی است، مانند حجّیت عقل، حجّیت ظاهر قرآن و سنّت پیامبر اکرم و مشروط بودن تکلیف به عقل و بلوغ از دیدگاه احادیث.

تألیف مقدمۀ کتاب را آیت الله بروجردی رحمة الله علیه خود آغاز کرد و پس از وفات او، فرزندش سید محمّدحسن بروجردی، آن را تکمیل نمود. جلد دوم کتاب در همان قطع و شامل ابوابی از مباحث نماز در 1385 ه‍. ق، چاپ شد. چاپ کامل کتاب در قطع وزیری، در 1399 ه‍. ق، با توصیه و حمایت مالی حضرت آیت الله خوئی رحمة الله علیه در قم آغاز شد و در 1415 ه‍. ق، در 26 جلد به پایان رسید. در ابتدای مجلدات کتاب تا جلد بیستم، دستخط تشویق آمیز حضرت آیت الله خوئی رحمة‌الله‌علیه دیده می‌شود. چاپ مجلدات پایانی کتاب نیز از حمایت آیات عظام، سیدمحمدرضا گلپایگانی رحمة الله علیه و سیدعلی سیستانی‌دامت‌برکاته برخوردار شد.

آخرین چاپ جامع احادیث الشیعه، با اضافات و اصلاحاتی بر چاپ پیشین، در 1371 ه‍. ش آغاز شد و در 1383 ه‍. ش در 31 جلد به پایان رسید. مهم‌ترین ویژگی‌های این چاپ، بنا بر آنچه در مقدمۀ آن آمده، عبارت است از:

• افزودن حدود هزار حدیث که در وسائل الشیعه و مستدرک الوسائل نیامده است

• ذکر معانی لغات

• آوردن تعلیق و توضیح در بارۀ برخی احادیث

• تبدیل شمارۀ صفحات منابع حدیثی به چاپ‌های جدیدتر آنها

• و تصحیح اشتباهات چاپ اول.

------------------------

[1]. این مقاله برگرفته از دانشنامۀ جهان اسلام است.

 
مختصر النافع (ذکری 13) PDF Print E-mail

مؤلف: ابو القاسم نجم الدين جعفر بن حسن هذلى حلّى معروف به محقق حلى، محقق اوّل (676- 602 ق).

ویژگی‏های کتاب

المختصر النافع یا النافع فی مختصر الشرائع يكى از تاليفات فقهى محقق حلى(قدس سره) است كه آن را به عنوان خلاصه‏اى از شرايع الاسلام خويش، نگاشته‏اند.[1] اين كتاب يكى از متن‏هاى فقهى غير استدلالى فقه اماميه است كه با ايجاز و اتقان عبارات و در برداشتن امهات مسائل شرعى، منعكس كننده نظرات فقهى محقق حلى(قدس سره) است و همواره مورد توجه فقها بوده است؛ بلكه منعكس كننده نظريات فقهى مشهور و عموم فقهاء اماميه در ميان عامه نيز به شمار رفته و مى‏رود و عموماً براى اسناد قولى به اماميه بدان ارجاع مى‏دهند تا آن جا كه در سال 1376 ه‍. ق توسط وزارت اوقاف مصر و با مقدمه وزير اوقاف وقت احمد حسن الباقورى و نمايندة دفتر تقريب بين المذاهب آن زمان، استاد محمد تقى قمى، منتشر گرديد.

بر اهل فن پوشيده نيست كه تقسيم بندى رايج فقه به عبادات، عقود، ايقاعات و احكام، و جاى دادن ابواب مختلف فقهى در يكى از اين بخش‏ها، از ابتكارات محقق حلى بوده است كه ايشان آن را در شرايع و مختصر بكار برده است و از آن پس تاكنون كتابهاى فقهى عموماً بر محور آن تقسيم بندى به رشته تحرير درآمده‏اند.

ارزش كتاب‌

كتاب مختصر النافع كه خلاصۀ كتاب شرايع الإسلام مى‌باشد يكى از باارزش‌ترين كتاب‌هاى فقهى محقق حلى(قدس سره) مى‌باشد كه همچون كتاب شرايع الإسلام او، كتاب جاودانه‌اى است كه در طول تاريخ فقه شيعه مورد توجه فقهاى عظام و علماى گرانقدر واقع شده است. اين كتاب خلاصه‌اى از يك دورة فقه شيعه مى‌باشد كه حاصل نظريات فقهى مؤلف در كتاب آورده شده و به صورت فقه استدلالى نوشته شده است.

از زمان نگارش اين كتاب، حواشى و شروح معتبر و باارزش همچون رياض المسائل، كشف الرموز، غاية المرام، مهذب البارع و نظائر آن بر آن نوشته شده است و حتى خود مؤلف كتاب ارزشمند المعتبر في شرح المختصر را در شرح اين كتاب تأليف نموده است.

تأليف و انتشار‌

از تاريخ دقيق تأليف كتاب اطلاع دقيقى در دست نيست امّا با توجه به اين كه كتاب المعتبر في شرح المختصر قبل از كشف الرموز نوشته شده است و تاريخ نگارش كشف الرموز 672 ق مى‌باشد بنابراين كتاب مختصر النافع قبل از سال 671 نوشته شده است[2]. تاريخ انتشار كتاب موجود سال 1318 ق و ناشر آن مؤسسۀ مطبوعات دينى در قم مى‌باشد.

تقسيم‌بندى مطالب‌

در كتاب مختصر النافع نيز همانند شرايع الإسلام مطالب كتاب به چهار قسمت عبادات، عقود، ايقاعات و احكام تقسيم‌بندى شده است امّا بر خلاف آن، در كتاب به اين تقسيم‌بندى تصريح نشده است.

قسمت عبادات شامل كتاب‌هاى طهارت، صلاة، زكات، خمس، صوم، اعتكاف، حج و جهاد تا صفحۀ 116 مطرح شده است و البته مباحث عمره و امر به معروف و نهى از منكر كه در شرايع الإسلام بصورت كتاب‌هاى مستقلى مطرح شده‌اند در اينجا، در ضمن كتاب جهاد و كتاب حج آورده شده‌اند.

قسمت معاملات شامل كتاب‌هاى تجارت، رهن، حجر، ضمان، صلح، شركت، مضاربه، مزارعه و مساقات، وديعه و عاريه، اجاره، وكالت، (وقوف و صدقات و هبات)، سبق و رمايه، وصايا و نكاح تا صفحۀ 197 مطرح شده است. امّا كتاب مفلس كه در شرايع الإسلام پس از كتاب رهن مى‌باشد، در مختصر النافع ذكر نشده است.

از طرفى كتاب هبات كه در شرايع الإسلام جداى از وقف و صدقات آورده شده‌اند و همين‌طور كتاب وديعه و عاريه كه به عنوان دو كتاب ذكر شده‌اند، در كتاب مختصر النافع تلفيق شده و با يك عنوان ذكر شده‌اند.

قسمت ايقاعات شامل كتاب‌هاى طلاق، خلع و مبارات، ظهار، ايلاء، لعان، عتق، (تدبير و مكاتبه و استيلاد)، اقرار، ايمان، نذر و عهود تا صفحۀ 247 مطرح شده‌اند.

در كتاب مختصر النافع بر خلاف شرايع الإسلام كتاب جعاله كه بعد از كتاب اقرار آمده است، ذكر نشده است.

همچنين از نكات بسيار مهم اين كه در اين چاپ از كتاب مختصر النافع مبحث حدود و تعزيرات پس از كتاب لعان و قبل از كتاب عتق مطرح شده است در حالى كه همان‌طور كه در حاشيۀ صفحۀ 213 آمده است: «موضع هذا الكتاب من المختصر النافع في أواخر أبوابه بين الشهادات و القصاص.» و لكن ناشران كتاب اين قسمت را در صفحات 213 تا 227 چاپ نموده‌اند.

قسمت احكام شامل كتاب‌هاى صيد و ذبائح، اطعمه و اشربه، غصب، شفعه، احياء موات، لقطه، مواريث، قضا، شهادات، قصاص و ديات تا آخر كتاب مطرح شده است.

قابل ذكر است كه عنوان كتاب فرائض در شرايع الإسلام، تبديل به كتاب مواريث در مختصر النافع شده است. و همان طور كه گفته شد قسمت حدود و تعزيرات نيز در مباحث قبلى مطرح شده است.

شروح و حواشى‌

كتاب مختصر النافع داراى شروح متعددى است كه در جلد 14 الذريعة صفحات 57 تا 62 در حدود 36 شرح آن ذكر شده است كه به مهم‌ترين آنان اشاره مى‌شود:

1- المعتبر في شرح المختصر، تأليف محقق حلى جعفر بن حسن بن يحيى هذلى (م 676 ق)، فقط شرح عبادات تا كتاب حج و قسمتى از كتاب تجارت است. محقق مقدمه‏اى در ابتداى آن نگاشته درباره اهميت و جايگاه علم فقه، و توصيه‏هايى ارزشمند به حاملان و محصلان اين علم دارند كه مرور مكرر آن بسيار مفید است.

2- كشف الرموز، تأليف حسن بن ابى طالب بن آبى (تا سال 672 زنده بوده است).

3- رياض المسائل في بيان أحكام الشرع بالدلائل، تأليف سيد على بن سيد محمد طباطبايى (م 1231 ق). این کتاب بزرگترين شرح مختصر است.

4- شرح صغير بر مختصر النافع، تأليف سيد على بن سيد محمد طباطبايى (م 1231 ق).

5- غاية المرام يا نهاية المرام، تأليف سيد محمد بن ابى الحسن حلّى عاملى، صاحب المدارك (م 1009 ق).

6- التنقيح الرافع، تأليف فاضل مقداد.

7- مهذب البارع، شرح كبير مختصر، تأليف شيخ احمد بن محمد فهد حلى، معروف به ابن فهد (م 841 ق).

8- المقتصر يا شرح صغير مختصر، تأليف شيخ احمد بن محمد فهد حلّى، معروف به ابن فهد (م 841 ق).

9- جامع المدارك، تأليف احمد بن يوسف خوانسارى (م 1405 ق).

10- إيضاح النافع في شرح النافع في شرح مختصر الشرايع، تأليف شيخ ابراهيم بن سليمان تطيفى (تا 995 ق زنده بوده).

11- البرهان القاطع في شرح مختصر النافع، تأليف سيد على بن سيد رضا بن آية الله سيد محمد مهدى بحر العلوم (م 1298 ق).

12- شرح ترددات النافع في مختصر الشرايع، تأليف شيخ على بن ابراهيم قطيفى.

13- شرح مختصر النافع، تأليف شيخ احمد بن محمد بن على بحرانى.

14- صراط مستقيم، تأليف سيد محمد هندى نجفى (م 1323 ق).

15- غرر الجامع، تأليف سيد نور الدين عاملى برادر صاحب مدارك (م 1068 ق).

16- إيضاح اللامع في شرح مختصر النافع، تأليف شيخ فخر الدين بن محمد على طريحى نجفى (م 1085 ق).[3]

17- إيضاح اللامع في شرح مختصر النافع، تأليف سيد عبد العظيم بن على رضا حسينى اصفهانى.[4]

تذكر: كتاب رياض المسائل كه يكى از شروح معتبر مختصر النافع مى‌باشد خود نيز داراى شروح و حواشى متعددى است كه در الذريعة جلد 6 صفحات 98 تا 102 به 28 حاشيه و شرح آن اشاره شده است.

نسخه‌ها‌

در مقدمۀ ناشر در مورد نسخه‌هايى كه از روى آن كتاب موجود چاپ شده است توضيحى داده نشده است ولى با توجه به مقدمۀ ناشر كه مقدمه‌اى از احمد حسن باقورى و شيخ محمد تقى قمى ذكر نشده است نسخه‌اى است كه در مصر چاپ شده است.

از نسخه‌هاى خطى معتبر، نسخه‌اى است به خط محمد حسين بن محمد جويانى كه در ذى الحجة سال 787 ق نوشته شده است و نسخه‌اى تصحيح شده است.

از نسخه‌هاى چاپى معتبر نيز، نسخه‌اى است كه در سال 1376 ق، با همكارى وزير اوقاف مصر، احمد حسن باقورى و با تأييد شيخ الازهر، شيخ محمد شلتوت چاپ شده است كه همانند ساير كتاب‌هاى فقه مذاهب اربعه، به عنوان كتاب درسى فقه مذهب جعفرى تدريس مى‌شود. شيخ محمد تقى قمى منشى‌ء جماعت تقريب بين مذاهب در مصر بر اين كار اقدام كرده است.[5]

در الذريعة راجع به اين نسخه اين گونه آمده است:

و لقد فيض اللّه سبحانه و تعالى بعد انقضاء العصور المظلمة عدّة من رجال الدين النابهين المتنورين المصلحين المجتهدين في اتحاد كلمة المسلمين و الدفاع عن وسائس المستعمرين فاتفقوا على طبع هذا الكتاب النافع.[6]

------------------------

[1]. رک مقدمه «المعتبر».

[2]. الذريعة ج 18 ص 35.

[3]. الذريعة ج 15 ص 128.

[4]. همان مأخذ.

[5]. الذريعة ج 20 ص 213

[6]. الذريعة ج 14 ص 57

 
<< Start < Prev 1 2 3 4 5 6 Next > End >>

Page 4 of 6

منوی اصلی


ورود طلاب



 

آزمون ورودی مراکز تخصصی فقهی حوزه علمیه

امورطلاب و اساتید

O  امور خوابگاه مدرسه

O  امور رفاهی طلاب

O  امور رفاهی اساتید

O  تسهیلات ورزشی

O  اردوی زیارتی پژوهشی مشهد مقدس

O  امور پرورشی

O  اطلاعیه‌ها

O  ارتباط با مسوولین

معاونت آموزش

O  قوانین و مقررات آموزشی:  سطح خارج

O  معرفی اساتید:  سطح خارج

O  برنامه امتحانات:  سطح خارج

O  اطلاعیه‌های آموزشی:  سطح خارج

O  ارتباط با مسوول آمورش:  سطح خارج

O  پرسش و مباحثات علمی

O  نمونه سوالات دروس سطح

O  آیین نامه تقریرات و پژوهش های خارج

Hosting: Ilimitada Hosting Chile VPS