ذکری-کتاب شناسی
بدایع الصنایع فی ترتیب الشرایع (ذکری 32) PDF Print E-mail

بدایع الصنایع فی ترتیب الشرایع[1]

بدایع الصنایع کتابی جامع در فقه استدلالی حنفی است تألیف علاءالدین قاسانی منسوب به قاسانِ (کاسان) فرغانه (متوفی 587).

قاسانی از فقهای نامور حنفی قرن ششم و شاگرد علاءالدین سمرقندی (متوفی 539)، مؤلف «تحفة الفقهاء» قاسانی، «بدایع الصنایع» را به اقتفای استادش تألیف کرد.

او در ابتدای کتابش، پس از بیان ارزش و جایگاه علم فقه و اشاره به اینکه برخی مفسران مراد از «حکمت» را در قرآن، فقه دانسته‌اند، توضیح داده است که از فقهای پیشین، آنان که کتاب نوشته‌اند، هیچ‌کدام به اندازة استادش علاءالدین سمرقندی به ترتیب مباحث توجّه نکرده‌اند و چون هدف از تألیف کتاب، نزدیک کردن مطالب علمی به ذهن خواننده و آسان کردن دستیابی او به مباحث است، باید محتوای کتاب با طبیعت و مقتضیات درونی آن علم سازگار باشد، یعنی دسته‌بندی مباحث بر اساس منطق انجام گیرد، قواعد و مبانی علم شناسانده و مسائل و مباحث بر پایة آنها شرح داده شود.

قاسانی سپس با تقدیر از استادش، می‌گوید که از نظر دقّت در ترتیب مباحث، روش او را پیش گرفته و بدایع الصنایع را با نظم و ترتیب مناسب تألیف کرده است و چون ترتیب بندی مباحث نو و کتاب حاوی نکات بدیع بوده، آن را «بدایع الصنایع» نامیده است. با این همه ملاک او در ترتیب مباحث چندان روشن نیست و هیچ جا دربارة آن توضیح نداده است؛ حتی به نظر می‌رسد که برخی مباحث در جای مناسب قرار ندارند برای نمونه، مبحث «اَیْمان» (سوگندها) را در فاصلة مبحث نکاح و طلاق آورده و حال آنکه آن دو از یک مقوله‌اند و با چند مبحث بعدی، چون رِضاع و نفقه و حضانت، در یک مقوله (حقوق خانواده) رده‌بندی می‌شوند؛ یا در بحث اجاره، که از مقولة عقود (قرارداد) است، مباحث احکام صید، خوردنی‌ها و آشامیدنی‌ها، نذر و شکار را آورده، سپس به بیع و بسیاری از معاملات پرداخته است.

این کتاب در مقایسه با آثار پیشین، از جمله مبسوط سرخسی و تحفة الفقهای سمرقندی، نشانة پیشرفت در ترتیب‌بندی موضوعی مباحث فقه است؛ مثلاً سمرقندی در تحفة الفقهاء پس از مباحث عبادات، موضوع بیع، سپس نکاح، طلاق و عِتْق (آزاد کردن بنده)، اَیْمان و آن گاه اجاره را آورده است که ترتیب مناسبی نیست، یا مبحث حدود و دعاوی را در میانة چند مبحث از معاملات قرار داده و با آنکه کتابی به نام حظر و اباحه (نام دیگر آن: استحسان) ، دربارة محرمات و مکروهات در شریعت دارد، بحثِ حرمت خمر را در کتاب الشرب آورده که موضوع آن، احکام آب‌ها از نظر مالکیت عمومی و خصوصی است.

توجه به این نکته از آن رو ضرورت دارد که بسیاری از تراجم‌نویسان و کتاب‌شناسان «بدایع الصنایع» را شرح «تحفة الفقهاء» دانسته‌اند و برخی از ایشان گفته‌اند که قاسانی این کتاب را بر استادش عرضه کرد و او آن را نیکو شمرد اما مقایسه و بررسی صورت و محتوای هر دو کتاب نشان می‌دهد که این ادعا نادرست است، بویژه آنکه خود مؤلف هم به این نکته اشاره نکرده است.

از نظر روش، قاسانی به بحث استدلالی دربارة مسائل و احکام فقه حنفی و نقل اقوال مشایخ حنفیه بسنده نکرده، بلکه به آرای مذاهب و فقهای دیگر نیز پرداخته و گاه آرای فقهی شیعه را نیز باز گفته است (از باب نمونه مسح پا در وضو را این گونه بحث کرده است.)

بدایع الصنایع، شامل شصت مبحث در احکام فقهی است و علاوه بر تفصیل مطالب، شمول آن بر ابواب فقه، اندکی بیش از تحفة الفقهاء است و از مآخذ مهم فقه حنفی و نیز از متون فقه تطبیقی به شمار می‌رود.

------------------------

[1]. تحقیق از آقای حمیدرضا خراسانی دانش‌پژوه دوره خارج فقه و اصول مدرسه فقهی امام محمد باقر علیه السلام.

 
معالم الدين (ذکری 31) PDF Print E-mail

معالم الدين[1]

معالم الدین نگاشته‌ای فقهی اصولی است از شیخ حسن، فرزند شهید ثانی معروف به صاحب معالم.

هدف از تأليف

مؤلف در ديباچۀ كتاب به ذكر اين نكته مى?پردازد كه تحصيل علم فقه ارزنده‌ترين و برترين گنجى است كه می‌طلبد انسان تمام عمر خويش را در راه آن صرف كند و در جستجوى آن، انديشۀ خويش را به تكاپو وا دارد. سپس شمّه‌اى از تلاش و خدمات پيشينيان را برمى‌شمارد و در قالب جملاتى، به صورت برائت استهلال[2]، از برخى از كتاب‌هاى فقهى و روايى آنان نام مى?برد.

از مقدمه کتاب بر می‌آید صاحب معالم در صدد بوده كتابى فقهى تأليف كند كه قابل تدريس درحوزه?هاى علميّه باشد و راه درك و فهم فقه و فقاهت را هموار سازد. هرچند ایشان با كمال تأسف در تكميل آن توفيق نيافت اما مقدّمۀ اصولى اين كتاب توانست قرن‌ها محور اصلى آموزش اصول فقه درحوزه‌هاى علميّه باشد. این اثر به صورت مجزا با عنوان «معالم الاصول» به چاپ رسیده است.

چارچوب مطالب كتاب

يكى از ويژگى?هاى بسيار مهمّ معالم از جهت ساختار و چارچوب مطالب، رعايت نظم منطقى درتبويب و ترتيب موضوعات و فصل بندى جزئيات آن است.

ایشان مقدمه‌ای در دو مقصد تدوین کرده است:

مقصد اول: در بيان فضيلت علم و ذكر برخى از چيزهايى كه توجه به آنها لازم است. از جمله بيان شرافت علم فقه برساير علوم، نياز به فقه و تعريف و مرتبۀ آن، و نيز بيان موضوع و مبادى و مسائل علم فقه.

البته پیش از ایشان هم محقّق حلّى در آغاز كتاب معتبر، يا شهيد در اوايل ذكرى، نيز بسيار خلاصه دربارۀ علم آموزشى و سفارش‌هاى لازم براى محصّل علم فقه، مطالبی را ذکر کرده‌اند.

مقصد دوم: درتحقيق مباحث مهمّ اصولى كه شالودۀ ساختار احكام شرعى هستند.

صاحب معالم پس از مقدمه وارد مباحث اصلی فقه شده و تنها موفق به تبیین بخشی از مقدمات نماز با این موضوعات می‌گردد: اقسام آب‌ها؛ اصناف نجاسات و احکام آنها؛ راه تحقق تنجیس؛ چگونگی ازاله نجاسات؛ احکام خلوت و آداب حمام.

روش طرح مسائل فقهى

صاحب معالم در ذيل هر مسأله ابتدا به بيان صورت مسأله می‌پردازد در اين مورد معمولاً حكمى بيان مى شود كه مورد قبول مؤلّف بوده و درآخر نيز همان را مورد استنباط قرار مى دهد. ديگر اين كه اين حكم، كليّات مورد اتّفاق را در بر مى?گيرد و اگر فروع و جوانب ديگرى نيز درآن مسأله وجود داشته باشد، پس از توضيح و تبيين آن حكم كلّى، ايراد مى شود و به تفصيل، مورد ارزيابى و تحليل قرار مى گيرد.

درمورد موضوع هم، هرجا نيازمند توضيح و شرح لغوى و اصطلاحى باشد، پيش از پرداختن به حكم، تا آن جا كه شبهه و ابهامى درمورد آن باقى نماند، مورد بررسى قرار مى گيرد.

دراين مورد، معمولاً از بيان اقوال اهل لغت و فقيهان دريغ نمى ورزد و چنان چه ثمره اى علمى دربرداشته باشد، پيرامون موضوع حكم، يا برخى واژه هاى كليدى مسأله، به بحث مى پردازد.

مولف درآغاز هر مسأله حكم مورد اتّفاق فقيهان يا مشهور ميان آنان را بیان می‌کند. آن گاه به بيان حكم شرعى و ميزان اتّفاق فقيهان درمورد آن، پرداخته و ضمن نقل عبارات فقهاء به نتيجه گيرى در بارۀ آن مى پردازد.

ایشان بیشتر از شهيد ثانى و مقدّس اردبيلى نقل قول مى كند.

تعامل صاحب معالم با روايات فقهى از جنبه‌ى سندی قابل بررسى است. ایشان در رجال، مبانى ويژه‌اى دارد كه به مقتضاى آن، در فقه او و استدلال به اخبار نيز تأثيرگذار است. از آن جمله، معروف است كه او تنها حجيّت اخبار صحيح و حسن را مى پذيرد و حديث صحيح را اين گونه تعريف مى كند كه شهادت شرعى برصحّت آن قائم باشد؛ يعنى بر هر يك از راويان حديث دو نفر عادل، حكم به عدالت كرده باشند.

او كتاب منتقى الجمان را هم با هدف جمع آورى حديث‌هاى صحيح و حسن تصنيف مى كند.

فقيهان بزرگى، پس از صاحب معالم همواره متوجّه نظريات و آراء او بوده اند از آن ميان مى توان به علامه سيد مهدى طباطبايى بحر العلوم در مصابيح الاحكام و شيخ اعظم انصارى در کتاب الطهاره اشاره كرد.

------------------------

[1]. برگرفته از مجله فقه اهل بیت علیهم‌السلام، ش24، تنظیم از آقای حمید رضا خراسانی دانش پژوه دوره خارج فقه و اصول مدرسه فقهی امام محمد باقر علیه‌السلام.

[2]. در علم بدیع مراد از برائت استهلال آوردن مطالب مربوط به مقصود در آغاز کلام به گونه اشاره می باشد.

 
بحرالفوائد في شرح الفرائد (ذکری 30) PDF Print E-mail

بحرالفوائد في شرح الفرائد[1]

این کتاب شرحی بر رسائل، به قلم میرزا محمد حسن آشتیانی تهرانی رحمه الله، از مبرزترين شاگردان شيخ انصارى رحمه الله می‌باشد. در واقع تقريرات او گسترده ترين و مفصل ترين تقريرات درس شيخ است.

ترتيب كتاب

كتاب بحرالفوائد در چهار قسمت تدوين شده است:

قسمت اول: شامل بحث حجيت قطع و حجيت ظن و مباحث مربوط به آنها يعنى حجيت قول لغوى، اجماع منقول، حجيت خبر واحد، مقدمات دليل انسداد و حجيت ظن در اصول دين؛

قسمت دوم: شامل بحث أصالة البرائة و مسائل مرتبط به آن، يعنى تفاوت حكم ظاهرى و واقعى، دلايل عقلى و نقلى برائت و احتياط، شبهات محصوره و غيرمحصوره، دوران امر بين واجب و حرام و در نهایت قاعده لاضرر بیان شده است.

قسمت سوم: استصحاب و دلايل عقلى و نقلى آن و معارضه آن با اصول ديگر و شبهات و رد آنها؛

قسمت چهارم: بحث تعادل و تراجيح.

ویژگی‌های کتاب

كتاب بحرالفوائد، داراى متنى بسيار روان و عميق است و برخلاف ساير كتاب‌هاى اصولى مشكل پيچيدگى در عبارت را ندارد و نام اكثر مآخذ مطالب و صاحبان نظريه ها در آن مشخص شده كه باعث استفاده بهتر خواننده از كتاب مى شود.

يكى از نكات مثبت كتاب حاضر آن است كه مؤلف به مأخذ و مصدر كلام شيخ مراجعه كرده و مطالب را با اطلاع كامل بيان مى فرمايد و احياناً اگر در موردى مطلبى را پيدا نكرده باشد، اعلام مى كند: «لم أر الجواب المذكور والفرق بين الضررين في النسخة الموجودة عندي من عدّة الشيخ قدس سره...» يا اين كه صريحاً اعلام مى كند آنچه به مأخذ نسبت داده شده وجود نداشته و استناد شيخ اعظم صحيح نمى باشد: «و أنت خبير بأن التقييد المذكور في كلام شيخنا الأستاد العلامة... ليس موجوداً في كلام الجزائري بل ولاحكاه عنه غيره...»

ويژگى ديگر آن كه، مؤلف به دليل احاطه كامل به نظريات اصولى گاهى تاريخچه نظريه اصولى را مطرح كرده است. مثلاً در بحث حجيت ظن مطلق، صاحب اين نظريه را وحيد بهبهانى و سيد على صاحب رياض (هم درس ايشان) دانسته است يا در رابطه با دليل اجتهادى و فقاهتى تاريخچه اين نظريه را بيان مى فرمايد.

در اين كتاب، مؤلف گاهى به دليل نياز به طرح مباحث دقيق فلسفى و فقهى، احاطه خود بر اين مسائل را نشان داده و هيولى، صورت، جسم طبيعى، تعليمى، اقسام جواهر و امثال آن را توضيح مى دهد.

ايشان در بحث هايى همچون اجماع منقول، كلمات فقهاء و نظرياتشان را بخوبى تبيين مى فرمايد.

به دليل احاطه كامل مؤلف به نظريات شيخ انصارى، كتاب بحرالفوائد از مهم‌ترين منابع دستيابى به نظريات واقعى شيخ اعظم مى باشد كه گاهى در رسائل به اشتباه مطرح شده است. مثلاً در بحث مخالفت التزاميه در شبهه حكميه مى فرمايند: «لايخفى عليك أنه دام ظله و إن سلّم هذا الظهور في المقام و قوّاه إلا أنه دام ظله لم يسلّمه في الجزء الثانى من الكتاب و حكم على سبيل الجزم بعدم وجوب التزام بأحد الحكمين».

در قسمت‌هاى مختلف كتاب، حق شناسى و احترام خاص مصنف نسبت به شيخ انصارى را مى توان ملاحظه كرد از جمله: «فإن ما ذكرنا من التحقيق رشحة من رشحات تحقيقاته و ذرة من ذرات فيوضاته... كيف و هو مبتكر في الفن بما لم يسبقه سابق... الذي صرف عمره في علم الشريعة مع ما عليه من التفرد في دقة النظر و استقامة الرأي والاطلاع على فتاوى الفقهاء رضوان الله عليهم في عصره فجزاه الله عن الإسلام خيراً».

كتاب بحرالفوائد نه تنها يك اثر علمى است، بلكه يك اثر عملى براى نشان دادن تقواى در نوشتار و برخورد با نظريات علمى بزرگان مى باشد و از عجله در انتقاد و مناقشه در مسائل علمى اثرى در اين كتاب ديده نمى شود، بلكه به عكس، توصيه هاى اخلاقى، علمى مصنف به كرات در كتاب ديده مى شود. به عنوان مثال: «قد طال البحث بيني و بين شيخنا قدس سره في مجلس المذاكرة في الإشكال المذكور في هذا المقام و مسألة اجتماع الأمر والنهي ولم يحصل لي من إفاداته ما يدفع به الإشكال عن نفسي لكني أسئلك التأمل في هذا المقام و عدم المسارعة فيه و أن لاتسلك سبيل طلبة عصرنا من الإيراد على كل ما يسمعونه من غير تأمل في موضوع القضية و محمولها و إلا فالسهو و الخطاء بمنزلة الطبيعة الثانية لغير الإنسان الكامل الذي عصمه الله منهما».

مؤلف به خاطر احترام خاصى كه نسبت به استادش شيخ اعظم دارد در بسیاری موارد از او با عنوان «الاستاذ العلامه» یاد می‌کند و هرگز از عبارت «يرد عليه» در مورد ایشان استفاده نكرده، بلكه عبارت «لا يخلو عن مناقشة» و مانند آن را به کار گرفته است و حتى گاهى در مقام توجيه برآمده و چنین گفته است «كأنه سهو من قلمه الشريف أو مبني على المسامحة في الإطلاق... فلا تحسبنّه غير خبير بهذه المطالب الواضحة كيف و هو مبتكر في الفن».

نكته ديگر اين كه مؤلف در كتاب كلماتى را به فارسى ترجمه كرده، در حالى كه نيازى به ترجمه فارسى نبوده يا اين كه شعرهايى را با عبارت‌هاى فارسى آورده است در حالى كه نيازى به اين كار ديده نمى شود. مثل بد كاريست، بد آدميست، پاى استدلاليان چوبين بود، جمع صورت با چنين معنى ژرف، نيست ممكن جز ز سلطان شگرف، جسم جوهر در ذات پيوسته است، اگر گسسته بودى قابل ابعاد نبودى.

------------------------

[1]. تحقیق از آقای حمید رضا خراسانی، دانش پژوه دوره خارج فقه و اصول مدرسۀ فقهی امام محمد باقر علیه السلام.

 
قوانین الاصول (ذکری 29) PDF Print E-mail

قوانین الاصول[1]

قوانین الأصول اثری مهم در اصول فقه از میرزا ابوالقاسم قمى، معروف به میرزای قمی (م 1231 ق) است.

ارزش و اعتبار كتاب

اين كتاب ساليان متمادی یکی از کتب آموزشی حوزه ‏هاى علميّه شيعه بوده است. مباحث عقلى اين كتاب با ارزش، بعد از تأليف فرائد الأصول شيخ اعظم انصارى از برنامه درسى حوزه علميّه حذف شد، اما مباحث الفاظ آن همچنان مورد استفاده اهل فضل بوده كه پس از نگارش هداية المسترشدين تأليف شيخ محمد تقى اصفهانى (متوفاى 1248 هجرى قمرى) و كفاية الأصول آخوند خراسانى (متوفاى 1329 هجرى قمرى) به علت مفصل بودنش از برنامه درسى حوزه‏ ها حذف گرديد.

معرفى اجمالى كتاب

این كتاب یك مقدمه و چند باب و یك خاتمه دارد و مباحث آن از این قرار است:

تعریف علم اصول فقه،

حقیقت و مجاز

اطراد و عدم اطراد،

اصالة الحقیقه و...،

مشتق،

اوامر،

نواهى،

منطوق و مفهوم،

عموم و خصوص،

اجماع،

سنت،

خبر واحد،

جرح و تعدیل،

فعل معلوم،

تصرفات معصومان

و تقریر معصوم.

این کتاب را می‌توان حاصل کتاب معالم و دو حاشیه گران‌سنگ آن یعنی حاشيه فاضل شيروانى و حاشيه سلطان العلماء دانست.

ويژگي‌ها

از نقاط مثبت كتاب، تعرض مصنف به نظريات اهل تسنن به خصوص حنفيه و شافعيه در كنار نظريات علماى شيعه بخصوص در مبحث عموم و خصوص است كه نشان از احاطه ميرزاى قمى به نظريات علماى اهل تسنن و تنوع مباحث مطرح شده دارد. در كتاب قوانين از مباحث فلسفى مرسوم در كتب متأخرين كمتر استفاده شده و گاهى فقط به مباحث كلامى اشاعره و معتزله تعرض شده است.

نكته ديگر اينكه در مباحث صفات راوى و روايت و بيان نظريات نجاشى و ابن غضائرى مباحث به علم درايه نزديك‌تر است تا علم اصول و خود مصنف نيز به اين نكته توجه داشته؛ به همین دلیل این بحث را با عنوان زياد كردن فايده مطرح كرده است.

زمانى كه صاحب قوانين براى زيارت عتبات عاليات مشرف شده بود، علماى نجف سيد حسين بن ابى الحسن موسى حسينى عاملى (متوفاى 1230 هجرى قمرى) را كه در زمان خود از مشهورترين علماى اصولى در عراق بود، انتخاب كردند تا با ميرزاى قمى در مبحث حجيت ظن مطلق مناظره كند. نتيجه اين مناظره به صورت سؤال و جواب «فإن قلت - قلت» در كتاب قوانين گرد آمد. مصنف در مواردى قوانين اصولى را از مباحث فقهى به دست مى‏ آورد. مثلاً حجيت اجماع را با استفاده از مباحث فقهى نكاح در قواعد الأحكام و يا از خيار مجلس و بحث ارث اثبات مى‏كند، امّا گاهى آن چنان وارد مباحث فقهى مى‏شود كه مثلاً در طرح مسأله حجيت سنت از طريق اثبات حجيت خبر واحد، گويا بحث فقهى را به جاى اصول مطرح مى‏ نمايد.

مجمل گويى‏

نكته‏ اى در كتاب قوانين كه به نظر مشكل زاست، آن است كه نظرياتى در كتاب مطرح شده و صاحبان آن نظريه با عناوين كلى مطرح شده‏ اند يا اصلاً مشخص نشده‏ اند. عباراتى نظير «و العجب من فحول العلماء»، «ادعى بعضهم»، «جماعة من المحققين»، «ذهب جماعة» و نظائر آن كه به دليل نبودن آدرس صفحات و نام كتاب‌ها، خواننده را دچار سردرگمى مى‏ كند، در كتاب ديده مى‏ شود.

حاشيه ‏هاى قوانين‏

به علت اهميت قوانين الأصول بسيارى از علما و بزرگان حاشيه‏ هايى بر آن نوشته‏ اند. در الذريعة، نام چهل و هفت حاشيه بر این کتاب ذکر شده كه از آن جمله حاشيه شيخ انصارى است

ردّ قوانين‏

از آنجا كه كتاب قوانين حاوى برخى نظرات خاص همچون حجيت مطلق ظن و انسداد باب علم است عده‏ اى در رد نظرات ايشان كتاب‌هايى نوشته ‏اند. البته كتاب‌هايى كه در رد قوانين نوشته شده است، نسبت به حواشى و شروح، تعداد بسيار كمى است كه عبارتند از:

1 - الشهاب الثاقب، تأليف ميرزا محمد بن عبد النبى نيشابورى (متوفاى بين 1237 - 1332 هجرى قمرى).

2 - عيون الأصول (در دو قسمت)، تأليف ملا محمد تقى بن آغا محمد برغانى قزوينى مشهور به شهيد ثالث.

3 - مختصر الشوارق الحسينية، تأليف شيخ محمد بن شيخ عبد على قطيفى.

------------------------

[1]. تحقیق از آقای خراسانی دانش پژوه دوره خارج فقه و اصول مدرسۀ فقهی امام محمد باقر علیه السلام.

 
جواهر الكلام فى ثوبه الجديد (ذکری 28) PDF Print E-mail

جواهر الكلام فى ثوبه الجديد[1]

جواهر الكلام از شاه‌كارهاى فقهى است كه به جهت ويژگى‏هاي ذیل همواره مورد توجه فقها بوده و هست: احاطۀ نويسنده به ديدگاه‏هاى فقها و استفاده از آنها در استنباط‌هاى فقهى، اهتمام فراوان به اجماعات محصّل و منقول و شهرت‌هاى فقهى، التزام به شيوة اصولى، بيان وجوه استنباط و استدلال، ذكر فرع‌هاى فقهى متعدد، روشمندى خاص درطرح بحث از نظر ترتيب مطالب و چگونگى ورود به مسألۀ فقهى، عارى بودن كتاب از حشو و زوايد و دورى جستن از مباحث بى‌فايده، اهتمام و توجه نويسنده به جنبه‌هاى گوناگون مرتبط با مسأله، رعايت دقت درتحقيق و ارائه ديدگاه‌هاى خود و ديگران و پرهيز از شتاب‌زدگى و احاطۀ نويسنده به تمام ابواب فقه از طهارت تا ديات.

ويژگى‌هاى فنى نو در تحقيق كتاب

محققان مؤسسه «دائرة المعارف فقه» دراحياى مجدد جواهرالكلام، گذشته از رعايت آنچه در احياى آثار، معمول است، مطالب كتاب را ـ با حفظ همۀ عبارات آن در قالبى نو ريخته‏اند. كه فوايد متعدد بر آن مترتب است

در اين روش، آرا و ديدگاه‌هاى فقهى صاحب جواهر همراه با متن شرائع الاسلام در بالاى صفحه آمده و استدلال‌هاى صاحب جواهر به علاوۀ آرا و اقوالى كه از ديگران اعم از موافق و مخالف نقل كرده، با ذكر شماره به ذيل صفحه انتقال يافته است. جهت جدا ساختن اقوال از استدلال‌ها، اقوال با حروف سياه و استدلال‌ها با حروف معمولى آورده شده و مصادر و نسخه بدل‌ها در پاورقى گنجانده شده‏اند. بنابراين هر صفحه داراى سه قسمت است:

الف) آرا و نظريات صاحب جواهر در هر مسأله همراه با متن شرائع

دراين قسمت، خلاصه‌اى از جواهر دراختيار خواننده قرار مى‏گيرد و محقق به آسانى با ديدگاه‌هاى نويسنده آشنا مى‏شود و ذيل آن در حكم شرح است.

ب) ادله و استدلال‌هاى صاحب جواهر در آن مسأله همراه با آرا و اقوال فقها

در اين قسمت خواننده با سرعت و سهولت مى‏تواند به استدلال‌ها و اقوال مختلفى كه در يك فرع فقهى وجود دارد، دست يابد.

ج) مصادر و نسخه بدل هاى جواهر و شرائع.

در این قسمت، نسخه بدل های جواهر و شرایع، و آدرس مصادر جواهر آمده است.

درتمام قسمت‌ها، نه از عبارات صاحب جواهر چيزى كاسته شده ونه به آنها اضافه شده، بلكه توضيحات لازم، به صورت فشرده، داخل كروشه آمده است. از آن جا كه توضيحات فراوان، مملّ است و گاه با هدف احيا كه آسان شدن متن است منافات دارد، به توضيحات ضرورى بسنده شده است.

ويژگى‌هاى ديگر كتاب

1. براى سهولت دست يابى به عبارات كتاب در چاپ‌هاى ديگر(چاپ انتشارات جامعۀ مدرسين و احياء تراث) و بالعكس، شماره جلد و صفحۀ دو چاپ ديگر در هر ده صفحه درحاشيۀ كتاب آمده است.

2.تخريج مصادر و توضيحات لازم جهت روشن شدن عبارات، در اين چاپ بهتر از چاپ‌هاى ديگر صورت گرفته است.

3. در استخراج منابع روايات، تنها به كتاب وسائل اكتفا نشده، بلكه محققان به منابع اوليه نيز مراجعه كرده‏اند و در صورت اختلاف با آنچه در جواهر آمده، تذكر داده‏اند.

4. در به كارگيرى علائم سجاوندى و پاراگراف‌بندى و... دقت زيادى صورت گرفته و كتاب با چاپى زيبا و در خور تحسين عرضه شده است.

5. جلد اول داراى دو فهرست اجمالى و تفصيلى است و فهرست‌هاى ديگر(آيات، اعلام، منابع و...) در پايان جلد آخر مى‏آيد.

6. اين كتاب داراى مقدمۀ مبسوط در سه فصل است:

فصل اول شرح حال صاحب جواهر(استادان، عصر صاحب جواهر، ويژگى‌هاى اخلاقى، تأليفات، مرجعيت صاحب جواهر، اشعار در مدح وى و....)

فصل دوم با عنوان جواهر الكلام فى الميزان (مشتمل بر سخنان علما دربارۀ جواهر، تاريخ تأليف، نسخه‌ها، چاپ ها، شرح ها و ويژگى هاى جواهر.)

فصل سوم تبيين روش اين تحقيق می‌باشد.

------------------------

[1]. منبع: دانشنامه آثار فقهی شیعه، انتخاب از آقای خراسانی، دانش پژوه دورۀ خارج فقه و اصول مدرسۀ فقهی امام محمد باقر علیه السلام.

 
جُمَل العلم و العمل (ذکری 27) PDF Print E-mail

جُمَل العلم و العمل[1]

این كتاب در موضوع عقاید و احكام، به قلم سید مرتضی ملقب به عَلَم الهدی در اوایل قرن پنجم و به زبان عربی نگاشته شده است. نام دیگر این كتاب جمل العقائد بوده است. وی این اثر را به توصیه استادش، شیخ مفید (متوفی 413)، برای آموزش به نوآموزان و یادآوری استادان نگاشته است. بنابراین این کتاب، كتابی آموزشی بوده و خود سیدِ مرتضی هم آن را تدریس نموده است. درس‌های بخش نخست كتاب (بخش اعتقادات) را یكی از شاگردانش تقریر كرده است كه امروزه با عنوان شرح شریفِ مرتضی بر جمل العلم و العمل شناخته می‌شود.

شرح‌های کتاب جمل

شیخ طوسی و كراجِكی، هر دو از شاگردان سید مرتضی، بوده‌اند که بخش عقاید آن را شرح كرده‌اند. شرح شیخ طوسی، را نجاشی تمهید الاصول نامیده است، اما شرح كراجكی در دست نیست. به نظرِ برخی، كتاب الاقتصاد الهادی الی طریق الرشادِ شیخ طوسی، خلاصه‌ای از تمهید الاصولِ اوست. شیخ طوسی در الاقتصاد بارها به تمهید الاصول ارجاع داده است. ابن‌بَرّاج، یكی دیگر از شاگردان سید مرتضی است که بخش احكام فقهی كتاب را شرح نموده است. این کتاب در اسفند 1352 در مشهد به چاپ رسیده است.

قسمت‌های کتاب

جُمَل به معنای ریسمان كلفت و طناب ستبر كشتی است و بنابراین عنوان كتاب به معنای ریسمان سخت و ستبر علم و عمل است. سیدِ مرتضی در این كتاب احكام شرعیه‌ای را كه مكلف هیچ‌گاه از آنها بی‌نیاز نیست و نیز آنچه را كه اعتقاد به آن ضروری است را (مایجِبُ الاعتقادُ به) گرد آورده است. ایشان در بخش اعتقادات، دلایل هر عقیده را نیز ذكر كرده است، احتمالاً به این دلیل كه اعتقادات تقلیدی نیستند و مكلف باید آنها را از روی دلیل و برهان، نه از روی تقلید، بپذیرد.

این كتاب از دو بخش اصلی تشكیل شده است: بخش نخست در عقاید و بخش دوم در احكام فقهی است. به نوشته آقا بزرگ طهرانی، بخش نخست از شش قسمت تشكیل شده است: توحید، عدل، نبوت، امامت، معاد، آجال و ارزاق و اسعار؛ اما تمام نسخه‌های چاپی كتاب، بخش معاد ندارند و برخی از نسخه‌های چاپی نیز علاوه بر این، فاقد بخش آجال و ارزاق و اسعارند به این دلیل که مصنف می‌خواسته تنها به مسائل عام البلوی بپردازد. در بخش فقهی كتاب، فقط به چهار مبحث مهم نماز، روزه، حج و زكات كه در منابع حدیثی شیعه و سنّی با عنوان «دعائم الاسلام» و «اركان الاسلام» ذكر شده‌اندــ پرداخته و به تعبیر ابن برّاج سایر شرعیات مانند معاملات و دیات را نیاورده است؛ ضمن آنكه باب طهارت به مثابه مقدمه نماز و باب جنائز، از فروع مبحث نماز، و باب اعتكاف از ملحقات بحث روزه را به صورت مستقل ارائه كرده كه در مجموع هفت بخش (كتاب) شده است.

مؤلف در پایان كتاب، بار دیگر بر قاعده‌ای كه در بخش فقه بدان ملتزم بوده، تأكید كرده و خواننده را برای مباحث تفصیلی فقه به كتاب مفصّل فقهی‌اش، المصباح، ارجاع داده است. بر این اساس، شمار زیادی از ابواب و فروع فقهی در جمل العلم و العمل یافت نمی‌شود (مثلاً بحث خمس كه مؤلف در الانتصار، ص155 دیدگاه اختصاصی فقه امامیه را درباره آن شرح داده است.)

زمان تألیف کتاب

سیدِ مرتضی این كتاب را در زمان حیات شیخ مفید و پس از دو كتاب مهم كلامی خود یعنی الذخیرة و الملخَّص، و كتاب فقهی‌اش المصباح نگاشته است، زیرا در آغاز كتاب (همانجا) برای ادامه توفیقات شیخ مفید دعا كرده و در پایان كتاب، جوینده مطالبِ بیشتر را به كتاب‌های یاد شده، ارجاع داده است.

توصیفات دیگران دربارة کتاب

افندی اصفهانی قاضی عبدالجبار همدانی، متكلم برجسته معتزلی، پس از دیدن این كتاب گفته است: «اگر شریفِ مرتضی جز این مختصرْ چیزی ننوشته بود، باز هم سرآمدِ نویسندگان بود.» شیخ طوسی و محقق حلّی به آرای فقهی سید مرتضی در جمل العلم والعمل توجه داشته‌اند و یكی از منابع مجلسی در تألیف بحارالانوار نیز همین كتاب بوده است.

------------------------

[1]. منبع: دانشنامه آثار فقهی شیعه، انتخاب از آقای خراسانی دانش پژوه دورۀ خارج فقه و اصول مدرسۀ فقهی امام محمد باقر علیه السلام.

 
موسوعه «فقه الصادق» (ذکری 26) PDF Print E-mail

موسوعه «فقه الصادق»[1]

این كتاب -كه نوشتة حضرت آیت الله سید صادق روحانی قمی و شرحى بر تبصره علامه حلى است- را می‌توان يكى از موسوعات ارزنده فقهى و شايد ارزنده‏ ترين دورة كامل فقهى بعد از جواهر ناميد.

ويژگى‌ها

1. شيوايى متن و روشن بودن مباحث

بر خلاف برخى از كتب فقهى كه متون مغلق و پيچيده‏ اى دارند، قلم مؤلف محترم شيواست و به روشنى مراد خود را تبيين مى‏ كند.

2. اتقان در محتواى مباحث

فقه الصادق در ارائه مطالب، كتابى متقن است، بدين معنا كه اولاً، استدلال‏هاى آن براساسِ موازينِ اجتهادى تثبيت شده در ميان متأخران است. اين مطلب به معناى صحت تمام استدلال‏هاى كتاب نيست، بلكه منظور دارا بودن حد نصاب رعايت موازين اجتهادى است.

متأسفانه در برخى از نوشتارهاى معاصر انسان به برخى استحسانات فقهى برخورد مى‏ كند كه براساس اصول استنباطى شيعه اصلاً پذيرفتنى نيست.

ثانياً، بين مبانى مؤلف و نظريات مختلف وى در بخش‏هاى مختلف كتاب تناقض وجود ندارد؛ در حالى كه در آثارى كه با اين وسعت و در طول سال‏هاى مختلف نگاشته مى‏شود، معمولاً چنين اشكالى به وجود مى‏آيد. اين ويژگى علاوه بر وجود انسجام فكرى نويسنده محترم، مى‏ تواند به سبب ويژگى سوم باشد.

3. ابتناى مباحث فقه بر علم اصول

در سراسر موسوعه مذكور، از مباحث علم اصول استفاده شده است و مؤلف محترم نتيجه بحث را متفرع بر مبناى خويش در علم اصول كرده و شرح آن را به محل خودش ارجاع داده است.

اين ويژگى، علاوه بر اينكه تبحّر نويسنده را مى‏ رساند، سبب انسجام در استدلال‏هاى فقهى و عدم تنافى بين مباحث مى‏شود؛ چنان كه ما اين مطلب را در آثار مرحوم امام خمينى و مرحوم آیت الله خويى شاهد بوده‏ ايم.

4. دسته‌بندى روايات و ادله

در بسيارى از موضوعات فقهى، روايات متعددى وارد شده است كه اگر بتوانيم آنها را به نحو مناسبى دسته بندى كنيم، بهتر به مراد ائمه اطهار عليهم السلام پى مى‏ بريم و هنگام جمع بندى يا داورى در موارد متعارض، بهتر نتيجه‏ گيرى مى‏كنيم و «فقه الصادق» در اين زمينه عملكرد نسبتاً قابل قبولى دارد؛ مثلاً نگاه كنيد به بحث مصرف سهم امام در عصر غيبت، ج11، ص282-289، بحث افطار با اعتقاد به دخول شب، ج12، ص140-144 و ادله مربوطه به ولايت بر دختر باكره، ج31، ص242-236.

5. نوآورى

«فقه الصادق» نظريات مخالف مشهور و نوآورى‏ هاى متعددى دارد؛ مانند اينكه مؤلف وقت مغرب را استتار قرص مى‏ داند(ج5، ص308)، خواندن سوره كامل را در نماز واجب نمى‏ داند (ج6، ص406)، همه گناهان را كبيره مى‏ داند (ج9، ص191)، جهاد ابتدايى را در زمان غيبت مشروع مى‏ داند (ج19، ص50)، ذبيحه اهل كتاب را با احراز تسميه حلال مى‏ داند (ج36، ص107).

بايد توجه داشت كه فقها در پذيرش حجيت شهرت و اجماع دو دسته‏ اند:

• عده‏ اى مانند مرحوم آیت الله خويى اساساً به شهرت‏ها اعتنايى ندارند. طبيعى است كه اين دسته از فقها آراى مخالف مشهورى را در فقه ارائه مى‏ كنند؛ چنان كه در فتواى مرحوم آیت الله خويى و برخى از شاگردانش مانند شهيد صدر و مرحوم آيت الله‏ تبريزى مشاهده مى‏ كنيم.

• دسته دوم فقهايى‏ اند كه كاملاً به اقوال مشهور اعتنا دارند؛ مانند آيت الله‏ بروجردى و آيت‏الله‏ گلپايگانى كه معمولاً فتوايى موافق مشهور دارند. روشن است كه اين بحث در مورد مسائل مستحدثه نيست.

در دسته اول امكان بيشترى براى نوآورى وجود دارد و دست فقيه در استفاده از ادله بازتر است، به خلاف دسته دوم. با اين حال، ما در مورد فقها دسته دوم در برخى موارد شاهد افراد برجسته‏ اى هستيم كه در عين پذيرش آن مباحث در اصول، با تبحر و قوّت علمى خاص بدون اينكه متناقض با مبنايشان باشد، فتاوايى خلاف مشهور دارند و نوآورى‏هاى مختلفى را از ايشان ملاحظه مى‏ كنيم؛ مؤلف محترم كتاب از جمله فقيهانى است كه اگر چه شهرت فتوايى را حجيت نمى‏ داند، اما عمل مشهور را سبب جبران ضعف سند مى‏ داند و اعراض آنها را سبب تضعيف سند مى‏ شمارد، ولى برخى از مخالفت‏ها را با مشهور نيز دارد.

6. توجه به آراى مختلف

در تأليف كتاب، علاوه بر توجه به آثار صاحب جواهر و شيخ انصارى كه معمول فقهاى متأخر توجه دارند، به مسالك، رياض، مستند نراقى و حدائق توجه زيادى شده است؛ همچنين اگر به تاريخ تأليف «فقه الصادق» مراجعه شود، مشخص مى‏ گردد كه در آن زمان اثر معروف مرحوم آيت الله‏ حكيم (مستمسك العروه) كتاب مهم معاصر موجود بوده است و خوشبختانه به مباحث آن كاملاً عنايت شده است. متأسفانه بسيارى از آثار بزرگان فقهای معاصر مانند آثار مرحوم آيت الله‏ خويى در آن زمان منتشر نشده بود و بدين روى، نظريات آنها در فقه الصادق طرح نشده است. با وجود اين، اصل توجه به آثار مختلف و توجه به فضاى فقه معاصر مى‏ تواند يك ويژگى براى كتاب باشد.

------------------------

[1]. بر گرفته از مجله فقه اهل بیت علیهم السلام.

 
تنبیهُ الاُمَّة و تَنْزیهُ المِلَّة (ذکری 25) PDF Print E-mail

تنبیهُ الاُمَّة و تَنْزیهُ المِلَّة[1]

این کتاب مشهورترین رساله در بارۀ مبانی فکری و ابعاد گوناگون حکومت مشروطه، بر اساس نگرش شیعی، نوشتۀ میرزا محمدحسین غروی نائینی (متوفی 1355) می‌باشد.

این اثر در سال 1327 به زبان فارسی نوشته شده و نام کامل آن تَنبیهُ الْاُمَّة و تَنْزیهُ المِلَّة فی لُزومِ مَشروطِیَّـةِ الدُولَةِ الْمُنتَخَبَةِ لِتَقْلیلِ الظُّلْمِ عَلَی اَفرادِ الاُمَّةِ و تَرْقِیـَةِ الْمُجْتَمَع است.

هدف از نگارش این کتاب، چنانکه مرحوم نائینی به صراحت بیان کرده، تنبیه امت به ضروریات شریعت و نفی استبداد و اقامة دلیل بر درستی حکومت مشروطه، بر اساس مکتب تشیع، و پاسخ به اشکالات و شبهات مخالفان مشروطه است. نویسنده در سراسر کتاب، با دیدگاهی که اسلام را توجیه کنندة استبداد و حاکمیت استبدادی می‌داند، به شدت مخالفت می‌کند. به عقیدة او منکران و مخالفان آزادی، مساوات، شورا و قانون از قوای استبدادند. به عقیدة مؤلف، استبداد دینی و قوای نفرین شدة آن، از تمام جنبه‌های استبداد، برای جامعه خطرناک‌تر و مقابله با آن نیز مشکل‌تر و «در حدود امتناع» است.

هر چند در طرح کلی این اثر ارزشمند، اقتباساتی از دیدگاه‌های دیگران دیده می شود، مؤلف توانسته است با طرح مباحث و ابتکاراتی جدید، چشم انداز تازه‌ای از نظریة سیاسی شیعه در بارة نظام مشروطه و نفی استبداد عرضه کند و به تقریری نو از آموزه‌های شیعی همت گمارد.

ساختار و محتوای کلی کتاب

کتاب شامل مقدمه، پنج فصل و خاتمه است. در مقدمه مطالبی دربارة حقیقت استبداد و مشروطیت دولت، قانون اساسی، مجلس شورای ملی، حریت و مساوات آمده است. فصول پنج گانة کتاب عبارت‌اند از:

1) پژوهش در بنیان سلطنت مجعوله در دین اسلام و توضیحِ اینکه نزد همة شرایع و حکما و عقلا سلطنت استبدادی و «دل بخواهانه» پذیرفته نیست و سلطنت فقط به اقامة «وظایف و مصالح لازمة نوعیه» محدود است.

2) بحث در بارة اینکه در عصر غیبت چون دسترسی به صاحب مقام عصمت ممکن نیست و نایبان عام امام (فقیهان) نیز از «اقامة وظایفِ» حکومتی به دور مانده‌اند، واجب است سلطنت از شکل استبدادی به صورت «تحدید استیلای جَوْری» ارجاع گردد.

3) کفایت حکومت مشروطه برای محدود ساختن حاکمیت.

4) بررسی شبهه‌ها و ایرادهایی که دربارة تأسیس حکومت مشروطه مطرح شده است.

5) شرایط صحت و مشروعیت دخالت نمایندگان منتخب مردم در سیاست و وظایف آنان.

خاتمة کتاب نیز در بر گیرندة دو «مقصد» (بخش) است: در «استقصا قوای ملعونة استبداد» و «علاج قوای استبدادی».

اصول کلی نظریة سیاسی مندرج در این کتاب چنین است:

بنیان حکومت مشروطیت، یعنی حریت و مساوات آحاد ملت با سلطان از کتاب خدا، سنّت و سیرة پیامبراکرم و سایر پیشوایان معصوم، بویژه سخنان حضرت علی علیه السلام گرفته شده است و به همین دلیل چنین حکومتی از ضروریات دین اسلام محسوب می‌گردد

بر مبنای تشخیص عقل سلیم انسانی و شرع اسلام، حکومت امری ضروری است که برای تحقق دو وظیفة اساسی تشکیل می‌گردد. این امور عبارت اند از:

الف) حفظ حاکمیت و نظام داخلی کشور و تربیت مردم و رسانیدن هر صاحب حقی به حق خود و جلوگیری از تعدی و تجاوز برخی از افراد جامعه به حقوق افراد دیگر.

ب) جلوگیری از مداخله و نفوذ بیگانگان و آگاهی از حیله‌های رایج در عرصة سیاست بین الملل و تدارک نیروی دفاعی و امکانات رزمی لازم.

قوانین و مقرراتی که برای تحقق این دو وظیفه به کار گرفته می‌شود، «احکام سیاسیه و تمدنیه» نام دارد که بخش دومِ «حکمت عملی» است.

انواع حکومت و جایگاه حکومت مشروطه

حکومت بر دو نوع است:

الف) حکومت تملیکیه: که همان حکومت استبدادی است که در آن حاکم، افراد و ثروت های کشور را در حکم برده و دارایی شخصی خود می‌داند. این نوع حکومت را «استعبادیه» و «تسلطیه»، «اعتسافیه» و «تحکمیه» هم خوانده‌اند.

ب) حکومت ولایتیه: که بر اساس قهر و سلطه و اراده شخصی استوار نیست، بلکه بر اقامه وظایف و مصالح عمومی مربوط به نظم و حفظ کشور مبتنی است و اعمال حاکمیت نیز محدود و مقید به همان وظایف و مصالح است.

حکومت ولایتیه خود بر دو نوع است: یا برمبنای حق تشکیل می‌شود و یا از راه غصب.

حکومت ولایتیه‌ای که مبنای آن حق است، حکومت امام معصوم و در غیبت او حکومت نایبان عام او است؛ اما در زمانی که اقامة این نوع از حکومت مقدور نباشد، بهترین نوعْ حکومت مشروطه است، که در آن اعمال قدرت حاکم، به عدم تجاوز از حدود مشروط می شود و این نوع حکومت با آنکه غصبی است، بر حکومت استبدادی که ظلم مضاعف و «غصب اندر غصب» است، رجحان دارد، زیرا «استیلای جور» تا حد ممکن، محدود و مقید می‌شود. بنابراین بدیهی است ساز و کاری مانند مشروطه که می‌تواند در جایی که رفع ید از حاکم غاصب متجاوز ممکن نیست، با «ترتیبات عملیه» و «گماشتن هیئت نظار» توان «تصرف» و اِعمال قدرتش را محدود و مقید کند، واجب باشد. حکومت استبدادی هم غصب حق الاهی است و هم غصب مقام ولایت و امامت و هم غصب حق افراد و ظلم در حق بندگان خداست ولی مشروطه، تنها غصب مقام امامت است.

وظایف حکومت در جامعه

وظایف حکومت در جامعه، بر اساس دین اسلام دو نوع است:

الف) امور منصوص که در شرع به صورت روشن و در قالب احکام اولیه یا اصول و مقررات ثابت بیان شده و وظیفة عملی در قبال آنها مشخص است.

ب) امور غیرمنصوص که بیانگر مقررات متغیر یا احکام ثانویه و احکام حکومتی است و وظایف عملی در مورد آنها بر اساس ترجیح متولی امور عمومی (نایب عام امام معصوم) یا شخص مأذون از سوی او و با توجه به مصالح جامعه و مقتضیات زمان تعیین می‌گردد. شور و تبادل نظر در مورد اینگونه امور، ضروری است و الزام آنها جزء اختیارات حکومت است.از نظر نائینی بخش عمدة سیاست‌های نوعیه از این گونه است.

ایشان معتقد است در امور غیرمنصوص، مشارکت عمومی لازم است و این مشارکت از طریق مشورت نمایندگان منتخب مردم با یکدیگر صورت می‌گیرد و مجلس شورای ملی مظهر تحقق این امر مهم (مشارکت عمومی) است. بر همین اساس، اصل حکومت اسلامی، شورایی است و در صورت اتفاق نظر نداشتن نمایندگان، باید بر اساس اکثریت آرا عمل شود. این امر مورد تأیید شرع و خردمندان و برای حفظ نظام واجب است.

شرایط و ویژگی‌های نمایندگان منتخب مردم

شرایط و ویژگی‌های نمایندگان منتخب مردم عبارت است از: اجتهاد در سیاست، آگاهی از حقوق بین الملل، خبرگی در انجام وظایف نمایندگی و آگاهی از مقتضیات عصر، بی‌غرضی و بی‌طمعی و شجاعت و بخشندگی، تعصب و خیرخواهی نسبت به دین و دولت و سرزمین اسلامی و همه شهروندان مسلمان. او در حق شهروندان غیرمسلمان خیرخواهی نسبت به وطن و نوع بشر را مطرح می سازد.

نظرات دیگران دربارة کتاب

به دلیل حساس بودن موضوع و نظریة ابراز شده در این کتاب، از بدو نگارش آن تا امروز نظرهای متفاوتی دربارة آن اظهار شده است آخوند ملا محمد کاظم خراسانی آن را «اجلّ از تمجید» دانسته و ملاّ عبدالله مازندرانی ضمن تمجید از این اثر، تمام اصول و مبانی سیاسی آن را مأخوذ از دین اسلام ذکر کرده است. به نوشتة آیت الله سیدمحمود طالقانی، این کتاب «با حرارت و استدلال محکم» نوشته شده و نظر نهایی و عالی اسلام و شیعه در بارة حکومت با ارائة مدارک موثق، در آن بیان شده است و برای علما و مجتهدین، کتابی استدلالی و اجتهادی و برای عوام رساله‌ای تقلیدی در بارة وظایف اجتماعی است. شهید مطهری این کتاب «ذی قیمت» را تفسیری دقیق از توحید عملی، اجتماعی و سیاسی اسلام دانسته که با استدلال‌ها و استشهادهای متقن، از قرآن و نهج البلاغه توأم است.

------------------------

[1]. منبع: دانشنامه آثار فقهی شیعه، انتخاب از آقای خراسانی دانش پژوه دورۀ خارج فقه و اصول مدرسۀ فقهی امام محمد باقر علیه السلام

 
تحرير المجلة (ذکری 24) PDF Print E-mail

تحرير المجلة [1]

مولف: مرحوم آيت الله شيخ محمدحسين كاشف‏الغطاء (1373 1294 هـ. ق)، تحریری از مجله الاحکام العدلیه.

پیشینه تحريرالمجلة

حكومت عثمانى در سال 1839میلادی به اقتباس از برخى از قوانين اروپايى به ويژه فرانسه روى آورد و آنها را جايگزين برخى از احكام شرعى كرد و از سوى ديگر، احكام مربوط به معاملات را در قالب قوانين ريخته و تدريجاً و در مدت چند سال در «مجلة الاحكام العدليه» منتشر كرد و بدين سان در تمام سرزمين‏هاى پهناورى كه در قلمرو عثمانى بود جز الجزائر و مصر مجله رسميت يافت و مورد اجرا قرار گرفت. كاشف الغطاء به عنوان اولين دانشمند امامى‏ مذهب، به مجله توجه كرده و آن را مورد بازنگرى، توضيح، تكميل و نقد قرار داده است. هدف مولف از نگارش اين اثر علاوه بر تبيين و نقد مباحث مجله، مقايسه آن با احكام فقه امامى هم بوده است و مرحوم كاشف الغطا به دنبال نگارش فقه مقارن بوده‏ اند.

مباحث کتاب

مباحث اصلى این کتاب در بیست و یک کتاب آمده است. در هر کتابی عموما اصطلاحات مورد بحث قرار گرفته و در ادامه به موضوعات مرتبط با آن کتاب پرداخته شده است. این کتابها به ترتیب عبارتند از:

1. كتاب البيوع،

2. كتاب الاجارات،

3. كتاب الكفالة،

4. كتاب الحوالة،

5. كتاب الرهن،

6. كتاب الامانات،

7. كتاب الهبة،

8. كتاب الغصب و الاتلاف،

9. كتاب الحجر و الاكراه و الشفعة،

10. كتاب الشركة،

11. كتاب الوكالة،

12. كتاب الصلح و الابراء،

13. كتاب الاقرار،

14. كتاب الدعوى،

15. كتاب البينات و التحليف،

16. كتاب القضا،

17. كتاب النكاح،

18. كتاب الطلاق و توابع آن،

19. كتاب الدين،

20. كتاب الوصية

21. و كتاب الوقف.

نقدهاى كاشف الغطاء بر مجله

اصولاً برخورد مرحوم كاشف الغطاء با مجله، برخوردى محققانه است. اگر چه ايشان بر بسيارى از مطالب مجله مهر صحت مى‏زند و به شرح و توضيح آن مى‏پردازد، اما در موارد متعددى هم آن را نقد مى‏كند. نقدهاى كاشف الغطاء را مى‏توانيم به سه بخش تقسيم كنيم:

1. مواردى كه ايشان مطالب كتاب را تكميل مى‏ كند؛ چرا كه ناقص‏ انگاشتن يك مطلب، به نوعى نقد آن محسوب مى‏شود. اضافه كردن قواعد فقهى مورد غفلت، بر متن كتاب يكى از نمونه‏ هاى روشن اين بخش است.

2. مواردى كه ايشان در صحت مطالب متن مناقشه مى‏كند و براساس مبانى، مدعاى خود را به اثبات مى‏ رساند. اين موارد متعدد است و ما در اينجا به پنج نمونه اشاره مى‏ كنيم:

الف) ايشان در بحث از قاعده «درء الفاسد أولى من جلب المنافع»، مى‏نويسد: اطلاق اين قاعده ممنوع است؛ چرا كه گاهى امر، داير مدار مفسده كم و منفعت بسيار مى‏ شود كه احراز آن مصلحت، مهم‏تر از وقوع در آن ضرر اندك است. دروغ براى آشتى‏ دادن دو نفر يا خلاص كردن مال از دست ظالم از اين قبيل است؛ بنابر اين بايد در هر مسئله مورد را ملاحظه كرد و نمى‏ توان حكم كلى داد.

ب) ايشان در بحث از قاعده «التابع تابع»، با اشاره به مخالفت اكثر علماى اماميه با قاعده مذكور مى‏نويسد: دليل علماى ما روشن و قوى است؛ چرا كه حامل، تنها ظرف حمل است و مانند صندوق نسبت به جواهر مى‏ باشد، حال اگر مالك، صندوق را بفروشد احتمال فروش جواهر موجود در آن هم مى‏ رود؟ كاشف الغطاء با ذكر برخى مثال‏ هاى ديگر، عرف را به طور كلى مخالف قاعده مذكور مى‏ داند.

ج) ضابطه غبن فاحش در بحث خيار غبن مجله، تعيين شده است كاشف الغطاء بر اين ضابطه اعتراض كرده و آن را تحكماتى بى‏ دليل مى‏ داند و معتقد است مرجع در اين بحث عرف مى‏ باشد.

د) يكى از مواردى كه پس از تحقق هبه امكان رجوع ندارد، هبه به خويشاوندان است. مجله در اين باره مى‏نويسد:

ماده 866: من وهب لأصوله و فروعه أو لأخيه و أخته أو لأولادهما أو لعمّه و عمّته شيئاً فليس له الرجوع.

مرحوم كاشف الغطا با اعتراض به اين تعبير مى‏فرمايد: اين ضابطه در عين طولانى بودن، صحيح نيست و مناسب اين است كه عنوان هبه به خويشان (هبه ذى الرحم) كه در حديث مشهور هم آمده است انتخاب شود؛ چرا كه اين تعبير (بر خلاف تعبير متن) شامل دايى و خاله و اولاد آنها هم مى‏ شود.

هـ) به نظر نويسندگان مجله در صورتى كه غاصب، منافع منفصل را اتلاف كرده باشد ضامن است اما در صورتى كه به صورت طبيعى تلف شوند، ضمان وجود ندارد. مرحوم كاشف الغطاء با انتقاد از اين تفصيل، آن را بى‏ دليل دانسته و آن را با دو قاعده مسلم فقهى يد و تبعيت نماء از اصل مخالف مى‏ داند و لذا به صورت مطلق، قائل به ضمان مى ‏شود.

3. قسمت سوم از انتقادات ايشان مربوط به تنظيم و دسته‏ بندى‏هاى موجود در مجله است؛ مثلاً ايشان ضمن اشاره به روش علماى اماميه در تنظيم مباحث مربوط به مباحث كتاب البيع به ترتيب ابواب و فصول مجله اعتراض مى‏ كند و آن را موافق ترتيب طبيعى بحث و موافق طبع و ذوق نمى‏داند و نسبت به قراردادن بحث اقاله در ميان مباحث مربوط به شروط، ايراد مى‏ گيرد. نمونه ديگر اعتراض ايشان، به قرار دادن بحث عاريه و وديعه در يك بخش است. به نظر ايشان بحث وديعه، كاملاً برخلاف عاريه است؛ چرا كه وديعه امانتى بر اساس نفع مالك است در حالى كه عاريه، امانتى به نفع گيرنده مى‏ باشد و به همين دليل هم احكام آن دو با هم تفاوت مى‏ كند. به نظر كاشف الغطاء بهتر است، همچون فقهاى شيعه كتاب مستقلى را به موضوع عاريه اختصاص داد.

------------------------

[1]. منبع: دانشنامه آثار فقهی شیعه، انتخاب از آقای خراسانی دانش پژوه دورۀ خارج فقه و اصول مدرسۀ فقهی امام محمد باقر (علیه السلام)

 
المقنعة (ذکری 23) PDF Print E-mail

المقنعة[1]

در شمارۀ قبل برخی ویژگی‌های کتاب مقنعه تألیف شیخ مفید رحمه الله، بیان گردید. در این شماره بخش دوم آن تقدیم می‌گردد.

مقنعه و استدلال به ادلة فقهى

مقنعه كتابی فتوايى است كه براى عمل و استفادة مقلدان نوشته شده است و غالباً خالى از استدلال است، در عين حال، گاه پاره‌اى استدلال و استشهاد به آيات و روايات خصوصاً دربارة اعمال و اذكار مستحب و بيان فضيلت و اهميت و برخى تعليل در آن مشاهده مى‌شود كه كتاب را از حالت فتوايى محض خارج مى‌كند، مانند آنچه در فضيلت اذان، بجا آوردن سجدة شكر بعد از نافلة مغرب، در باب نماز شب و فضيلت آن و ثواب روزه و فضيلت ماه رمضان، و فضيلت شب و روز جمعه آورده است.

ادلة فقهى مطرح شده در مقنعه به ترتيب كميّت استفاده از آنها عبارتند از سنت، كتاب، اجماع، عقل.

1. سنت: بيشترين استشهاد و استدلال وى به روايات است، مؤلف در استدلال به روايات از شيوه‌هاى مختلفى استفاده مى‌كند.گاه استفاده از روايات بعد از بيان فرع فقهى است و در حقيقت به نحوى مى‌خواهد بر آنچه فتوا داده، دليل اقامه كند، مثلاً پس از بيان سنت مؤكده بودن تسبيح حضرت زهرا سلام الله عليها به دو روايت استشهاد مى‌كند؛ گاهى تنها نقل روايت مى‌كند، بدون آنكه استدلالى كرده باشد مانند بيشتر رواياتى كه در ابواب زيادات نقل كرده است.

نقل روايت، غالباً به صورت ارسال است و به ندرت برخى از راويان سند را ذكر مى‌كند. با وجود اينكه غالب عبارات كتاب را متون روايات به نحو نقل به معنا تشكيل مى‌دهد، حدود سيصد روايت را به صورت نقل عين الفاظ ذكر كرده است كه گرچه اكثر آنها مرسله است، اما به اعتبار آنكه نقل كننده، شخصيتى مانند شيخ مفيد است، اكثر آنها در منابع روايى متأخر مانند وسائل الشيعه جمع آورى و نقل شده است و قبل از آن، شيخ طوسى اسناد اكثر آنها را در تهذيب ذكر كرده است.

2. كتاب: بعد از سنت، بيشترين استدلال و استشهاد، به آيات الاحكام صورت گرفته است؛ به گونه‌اى كه مى‌توان تعداد آن را بيش از صد مورد تعيين كرد. البته، اين غير از آيات مورد سؤال در احاديث است كه امام علیه السلام از آنها پاسخ داده و شيخ آنها را به مناسبت بحث از فرع خاصى نقل كرده است و با احتساب آنها، موارد بيش از اينها خواهد بود. همچنين بايد مواردى را كه شيخ در آنها با تعبيراتى چون «نص القرآن»، «ظاهر القرآن» و «ظاهر التنزيل»به آياتى استناد كرده، به اين آمار بيفزاييم.

استناد به آيات الاحكام در مواردى، در آغاز عناوين اصلى فقهى صورت گرفته كه ظاهر هدف مؤلف از طرح آنها، تنها اثبات اصل مشروعيت عنوان فقهى بوده نه استدلال تفصيلى بر فروع ذيل آن.

3. اجماع: شيخ در رسالة اصولى خود دربارة اجماع و حجيت آن مى‌نويسد: «اجماع امت از آن جهت كه اجماع است حجيت ندارد، اما از آن جهت كه امام معصوم داخل در ميان اجماع كنندگان است، حجت خواهد بود. بنابراين، هرگاه ثابت شود كه امت برقولى اتفاق نظر دارند، شبهه‌اى نيست كه آن قول، قول معصوم است؛ زيرا اگر چنين نباشد خبر از اينكه آن مسأله اجماعى است، باطل بوده و چنين اجماعى حجت نخواهد بود.»

4. عقل: شيخ مفيد صرف نظر از ابن ابى‌عقيل و ابن جنيد كه آثارشان در دست نيست، نخستين فقيهى است كه به عقل به عنوان طريقى در استنباط حكم شرعى، هر چند به نحو محدود توجه كرده است. ايشان در آثار خود به طور پراكنده از دليل عقل و نقش آن ياد كرده است، از جمله :

1. خبر واحد را حجت نمى‌داند، ولى در صورتى كه با دليل عقل تأييد شود، آن را معتبر مى‌داند.

2. حديث مخالف با حكم عقل را معتبر نمى‌داند.

3. با دليل عقلى، عموم قرآنى و روايى را تخصيص مى‌زند.

4. ايشان معتقدند هرگاه در زمان غيبت، مسئله‌اى پيش آيد كه هيچ حكمى دربارة آن بيان نشده باشد، از طريق مراجعه به عقل مى‌توان حكم آن را به دست آورد.

شيخ، عقل را به عنوان يك منبع مستقل در كنار منابع سه‌گانه كتاب، سنت و اجماع به رسميت نمى‌شناسد، بلكه طريقى مى‌داند براى دستيابى به احكامى كه در منابع سه‌گانه تشريع شده است. او در كتاب «التذكرة باصول الفقه»، اصول احكام را كتاب و سنت پيامبر و ائمه معصومين عليهم السلام مى‌داند و عقل را طريق شناخت حجيت قرآن و دلايل اخبار بر شمرده است.

اتهام عمل به قياس

ملا محمد امين استرآبادى از علماى اخبارى، ضمن پيشگام شمردن ابن جنيد و ابن ابى عقيل در غفلت از طريقة اصحاب ائمه و تمسك به اصول فقه مبتنى بر مبانى عقلى رايج در ميان عامه از جمله عمل به قياس، اظهار خوش بينى شيخ مفيد نسبت به مصنّفات آن دو را عامل مهمى براى نشر افكار آنان در ميان متأخرين دانسته است.

در اين باره باید گفت هرچند شيخ مفيد در مواردى مطابق با فتاواى ابن جنيد فتوا داده است، اما اين را نمى‌توان دليلى برحسن ظن شيخ نسبت به همة روش‌هاى او در استنباط احكام دانست، بلكه شيخ با نوشتن كتاب «النقض على ابن الجنيد فى اجتهاد الرأى»، روش وى را در عمل به قياس و رأى تخطئه كرده است در كتاب‌هاى مسائل الصاغانيه و مسائل السرويه نيز به صراحت از اين روش ابن جنيد انتقاد كرده و آن را مردود شمرده است.

مقنعه و نقل اقوال ديگران

شيخ مفيد بر مبناى اكتفا به بيان فتاواى خود، جز در مواردى نادر به نقل اقوال ديگران نپرداخته است. نسبت به فقه عامه و اقوال آنان نيز به همين شيوه عمل كرده است.

تأثير بر ديگران

شيخ مفيد در حوزه فقهى و علمى خود شاگردان برجسته‌اى را پرورش داد كه از آن ميان آنان سيد مرتضى علم الهدى و شيخ الطائفه محمد بن الحسن طوسى از همه شاخص‌ترند. در كلمات برخى فقهاى متأخر، از آن دو به اضافه سلار ديلمى تعبير به اتباع شيخ مفيد و از شيخ مفيد همراه آن دو تعبير به «الثلاثه» شده است.[2] آنان پس از شيخ مفيد با نوشتن كتاب‌هاى مختلف كه الگو و طرح اصلى هريك از آنها به نحوى در آثار علمى استادشان مشاهده مى‌شود، راه او را ادامه دادند. سيد مرتضى در علم اصول، كتاب الذريعة الى اصول الشريعة را كه مشروح‌تر از كتاب اصولى استادش بود به رشتة تحرير درآورد و با الگو گرفتن از كتاب مقنعه در فقه فتوايى، كتاب جمل العلم و العمل و در فقه مقارن با الگوگرفتن از كتاب الاعلام، كتاب الإنتصار را در دفاع از آراى فقهى شيعه نوشت و همين روش را شيخ الطائفه به گونه‌اى عميق‌تر و وسيع‌تر ادامه داد.

------------------------

[1]. منبع : دانشنامه آثار فقهی شیعه.

[2]. المعتبر في شرح المختصر، ج1، ص33; كشف الرموز، ج1، ص40.

 
<< Start < Prev 1 2 3 4 5 6 Next > End >>

Page 3 of 6

منوی اصلی


ورود طلاب



 

آزمون ورودی مراکز تخصصی فقهی حوزه علمیه

امورطلاب و اساتید

O  امور خوابگاه مدرسه

O  امور رفاهی طلاب

O  امور رفاهی اساتید

O  تسهیلات ورزشی

O  اردوی زیارتی پژوهشی مشهد مقدس

O  امور پرورشی

O  اطلاعیه‌ها

O  ارتباط با مسوولین

معاونت آموزش

O  قوانین و مقررات آموزشی:  سطح خارج

O  معرفی اساتید:  سطح خارج

O  برنامه امتحانات:  سطح خارج

O  اطلاعیه‌های آموزشی:  سطح خارج

O  ارتباط با مسوول آمورش:  سطح خارج

O  پرسش و مباحثات علمی

O  نمونه سوالات دروس سطح

O  آیین نامه تقریرات و پژوهش های خارج

Hosting: Ilimitada Hosting Chile VPS