ذکری-کتاب شناسی
فرهنگ فقه (ذکری 49) PDF Print E-mail

کتاب‌شناسی: فرهنگ فقه[1]

مقدمه

مؤسسه‌ی دايرة المعارف فقه اسلامى در کنار هدف اصلى خود که تدوين دايرة المعارف فقه اسلامى بر مذهب شيعه است، به منظور دست‌يابى مخاطبان فارسى‌زبان به ميراث غنى فقه شيعه، اقدام به تدوين «فرهنگ فقه» به زبان فارسى کرده است. فرهنگ فقه به عنوان منبعى معتبر و مشتمل بر اطلاعات فشرده‌ی فقهى، بيش از شش هزار عنوان فقهى را در بر دارد که با نظم الفبايى تنظيم گرديده است. تلاش شده اين فرهنگ در عين اتقان علمى از نثرى ساده و روان برخوردار باشد تا علاوه بر بهره‌بردارى اهل فن، براى ديگر دانش‌پژوهان نيز قابل استفاده باشد. فرهنگ‌هاى تخصصى، منابعى‌اند که در آن‌ها، واژگان و اصطلاحات يک رشته‌ی خاص از معارف و علوم به همراه معانى آن‌ها و توضيحات لازم جمع شده است.

تفاوت عمده‌ی فرهنگ و دايرة المعارف در اين است که هدف در فرهنگ‌نويسى، ارائه‌ی اطلاعات پايه و اساسى به طور اختصار است، امّا در دائرة المعارف نويسى، ارائه‌ی اطلاعات گسترده‌تر، عميق‌تر و دسته‌بندى‌شده‌تر است.

آشنایی با فرهنگ فقه

فرهنگ فقه، فرهنگى تخصصى است که در آن، عناوين فقهى به همراه معنا و توضيحات لازم و مستند گرد آمده است. عناوين فقهى، واژگانى‌اند که در فقه کاربرد دارند، خواه از اصطلاحات فقهى (واژگانى که در فقه معنايى خاص يافته‌اند) باشند يا نباشند. از اين رو، عناوين فقهى، اعم از اصطلاحات فقهى‌اند. عناوين فقهى‌اى که به عنوان مدخل‌هاى فرهنگ فقه قرار گرفته‌اند، يا از قبيل موضوع و متعلق احکام شرعى هستند (مانند نماز، زکات، احرام) يا از قبيل قيد و وصف موضوعات فقهى مى‌باشند (مانند واژه‌ی «سائمه» در ترکيب غنم سائمه و واژه‌ی «مضاف» در ترکيب آب مضاف) يا از قبيل احکام شرعى هستند (مانند وجوب و حرمت و استحباب) يا عناوين قواعد فقهى مى‌باشند (مانند قاعده‌ی يد، قاعده‌ی اتلاف) يا از قبيل اسامى مکان‌ها و زمان‌هايى است که به نحوى مرتبط با حکم يا موضوع فقهى مى‌باشند (مانند: عرفات، حرم، اضحى، ايام تشريق) يا از قبيل ديگر اصطلاحاتى هستند که در علم فقه و علوم وابسته به آن متداول است مانند (خبر، اجماع، شهرت،اصول عمليه، برائت، نص، ظاهر و....)

در برابر هر مدخل ابتدا شناسه‌اى آمده است. شناسه، تعريفى کوتاه با عبارتى غالباً بدون فعل است که در برابر هر يک از عناوين و مدخل‌ها مى‌آيد. در شناسه تنها، معناى کاربردى در فقه بيان مى‌شود که ممکن است اصطلاحى يا لغوى باشد. اگر مدخلى بيش از يک معناى کاربردى در فقه داشته باشد، جملگى در شناسه ذکر مى‌گردند. براى مثال، مدخل «استحلال» داراى سه معنا است که بدين صورت ذکر مى‌شوند:

استحلال: حلال شمردن / حلال کردن / حلاليّت طلبيدن.

سپس توضيحات لازم در ذيل مدخل و شناسه به عنوان بدنه‌ی مقاله مى‌آيد، در هر مقاله به چند محور پرداخته مى‌شود:

تکميل کننده‌ی شناسه: اگر مدخلى به توضيحى بيش از شناسه نياز داشته باشد و يا تفاوت‌هايى با واژگان و اصطلاحات نزديک به آن داشته باشد، در نخستين بند مقاله بيان خواهد شد. همچنين اگر مدخلى به معناى خاص فقهى (اصطلاح فقهى) در آيه يا روايتى آمده باشد، در اين بند به آن آيه يا روايت اشاره مى‌شود.

موطن مدخل: موطن، جايگاه بحث از مدخل در فقه است که بيان آن، دورنمايى کلّى از نوع مباحث مربوط به مدخل را در فقه نشان مى‌دهد. اگر شناسه‌ی مدخلى توضيحات تکميل کننده داشته باشد، بيان موطن در ادامه‌ی همان بند و گرنه در بندى مستقل مى‌آيد. همچنين اگر مدخلى در چند باب فقهى آمده باشد، همگى به ترتيبى که در ذيل مى‌آيد بيان خواهد شد و اگر مباحث مدخلى داراى جايگاه اصلى و فرعى باشد، بدان اشاره خواهد شد.

عناوين فرعى: اگر در تنظيم مباحث مدخلى، به عنوان‌بندى نياز باشد، عناوين، بدون ذکر شماره در سر سطر مى‌آيد و با تغيير قلم از متن متمايز مى‌گردد. اگر عناوين فرعى داراى عناوين فرعى‌ترى باشند، عناوين فرعى‌تر با شماره مشخص مى‌گردند.

احکام: چون غرض در فرهنگ ذکر تمام احکام نيست، مهم‌ترين و کُلى‌ترين احکام ذکر مى‌شود و از ذکر فروع جزئى (جز به مقدار نياز) و نيز ادلّه‌ی احکام (جز در موارد خاص) پرهيز مى‌شود. در احکام اختلافى تنها، به بيان اختلافى بودن و در صورت مشهور بودن يکى از اقوال، به بيان نظر مشهور بسنده مى‌شود. البته در صورتى که قول غير مشهور، از بيان قول مشهور دانسته نشود، قول غير مشهور نيز ذکر مى‌گردد.

ارجاعات: گاه در شناسه و بيشتر در بدنه‌ی مقاله، لازم است خواننده به مدخلى ديگر ارجاع داده شود تا اطّلاعاتِ بيشتر يا تکميلى را در آن جا جستجو کند. اين کار بر اساس ضوابطى که در شيوه نامه‌ی فرهنگ فقه آمده است، انجام مى‌شود. ارجاع، درون کمانک پس از فلش و به مدخل اصلى خواهد بود مانند (نام مدخل). در مدخل‌هاى ارجاعى، پس از عنوان، ارجاع به مدخل‌هاى اصلى صورت مى‌گيرد.

مطالبى که در فرهنگ فقه مى‌آيد از منابعى معتبر گردآورى و براى اتقان و اعتبار فرهنگ و نيز تسهيل پژوهش گسترده‌تر و ژرف‌تر براى خواننده‌ی گرامى در پايان هر مقاله به نام کتاب، جلد و صفحه اشاره شده است.

تاریخچه فرهنگ نویسی

تدوين کتاب‌هايى درباره‌ی واژگان و اصطلاحات فقهى، چندان در گذشته متداول نبوده است. در اين ميان گاه به نام برخى از کتاب‌ها بر مى‌خوريم که نشان مى‌دهد در باره‌ی اصطلاحات فقهى تدوين شده است. براى مثال در زمره‌ی کتاب‌هاى محقق حلّى، کتابى با نام «المصطلحات الفقهية» که ظاهراً هنوز به چاپ نرسيده است، وجود دارد.

در سال‌هاى اخير، کتاب‌هايى در باره‌ی اصطلاحات و عناوين فقهى با نظم الفبايى نگارش يافته است که مشابهت‌ها و تفاوت‌هايى با فرهنگ فقه دارند. يکى از اين کتاب‌ها که مشابهت بيشترى با فرهنگ فقه دارد، «مصطلحات الفقه» نوشته‌ی آية الله على مشکينى است. در اين کتاب، بيش از ششصد عنوان گرد آمده است؛ ولى اصطلاحات فقهى به طور کامل جستجو نشده است. از اين رو، جامع اصطلاحات و عناوين فقهى نيست؛ علاوه بر آن که کتاب ياد شده به عربى نگاشته شده و براى کسانى که با اين زبان آشنايى ندارند، قابل استفاده نيست. همچنين، مطالب اين کتاب مستند نشده است تا براى فقه‌پژوهانى که خواهان اطلاعات گسترده‌تر و مراجعه به منابع فقهى‌اند، سودمند افتد.

کتاب ديگر، «الموسوعة الفقهية المُيَسَّرة» نوشته‌ی محمدعلى انصارى است که به دائرة المعارف نزديک‌تر است تا به فرهنگ؛ زيرا به لحاظ مطالبى که در ذيل عناوين و مدخل‌ها آورده است، از فرهنگ گسترده‌تر مى‌باشد؛ علاوه بر آن که به زبان عربى نيز نگاشته شده است.

اثر ديگر، «معجم فقه الجواهر» است که در مؤسّسه‌ی دائرة المعارف فقه اسلامى به عنوان مقدمه‌ی تدوين دايرة المعارف فقه، سامان يافته و در شش جلد دو بار به چاپ رسيده است. در اين اثر، اصطلاحات فقهى کتاب ارزشمند جواهر الکلام، استخراج و به صورت الفبايى تنظيم شده است. در ذيل هر عنوان نيز خلاصه‌ی مسائل و آراى فقهى صاحب جواهر و اقوالى که وى از ديگر فقيهان نقل کرده، بيان شده است.

فرهنگ فقه با پيش‌رو داشتن اين مجموعه‌ی ارزشمند که نخستين گام‌هاى عرضه‌ی فقه شيعه در قالب‌هاى جديد است، سعى بليغ داشته که از محاسن فراوان آن‌ها به شايستگى سود جويد و از کاستى‌هاى محدودشان بکاهد.

منابع

از آن جا که جواهر الکلام گسترده‌ترين و جامع‌ترين متن استدلالى و تفريعى فقه شيعى است و عمده‌ی اقوال و استدلال‌هاى فقيهان را در خود دارد و نيز در حوزه‌هاى علمى شيعه از جايگاهى بس ارجمند برخوردار است، در فرهنگ فقه، به عنوان منبع اصلى مورد استفاده قرار گرفته است، امّا بى گمان، تدوين فرهنگى در باره‌ی فقه شيعه بدون بهره گيرى از ديگر منابع معتبر فقهى که هر يک نمايانگر تلاش بى‌وقفه‌ی فقيهان شيعه و تحوّل فقه شيعى در مراحل مختلف است و نيز بدون استفاده از کتاب‌هايى که پس از جواهرالکلام نگارش يافته‌اند، کارى سنجيده و علمى نخواهد بود. از اين رو، براى غنا و جامعيت فرهنگ فقه، از ديگر منابع معتبر نيز استفاده شده است که در اين جا به برخى از مهم‌ترين آن‌ها اشاره مى‌کنيم:

المبسوط، الخلاف، شرايع الاسلام، تحرير الاحکام، تذکرة الفقهاء، منتهى المطلب، جامع المقاصد، الروضة البهيّة، مسالک‌الافهام، مجمع الفائدة و البرهان، مدارک الاحکام، الحدائق الناضرة، مفتاح الکرامة، العروة الوثقى، و شروح معروف آن مانند مستمسک، التنقيح و مهذّب الاحکام، منهاج الصالحين، تحريرالوسيلة و توضيح المسائل مراجع تقليد.

ويژگى‌هاى فرهنگ فقه

نخستين فرهنگ فقه شيعى و نخستين تجربه‌ی فقه‌پژوهان شيعه در زمينه‌ی فرهنگ نويسى.

  • نگارش به زبان فارسى.
  • برخوردارى از جامعيت و گستردگى عناوين فقهى، به گونه‌اى که تقريباً مشتمل بر تمامى عناوين فقهى موجود در متون فقهى است به علاوه‌ی عناوين جديد که مورد ابتلاى عموم مکلّفين فارسى زبان است؛ اگر چه در متون فقهى گذشته نيامده باشد.
  • مستند بودن مطالب ارائه شده که امکان پژوهش بيشتر و عميق‌تر را براى خواننده پژوهشگر فراهم مى‌کند.
  • روان و ساده بودن مطالب در عين علمى و متقن بودن آن‌ها.
  • در بر داشتن مهم‌ترين اطلاعات فقهى مربوط به هر مدخل در عين رعايت اختصار.

------------------------

[1]. برگرفته از دانشنامه جهان اسلام. انتخاب و تنظیم از آقای حمیدرضا خراسانی، دانش‌پژوه دوره خارج فقه و اصول.

 
آثار فقهی آخوند خراسانی (ذکری 47) PDF Print E-mail

کتاب‌شناسی: آثار فقهی آخوند خراسانی[1]

مقدمه

مجموعه حاضر جز ميراث فقهى آخوند خراسانى، صاحب كفايه، است كه هر سه عنوان كنونى، پس از پژوهش و تحقيق توسط سيد صالح مدرسى، به چاپ رسيده است. از آخوند خراسانى، با عنوان «محقق كبير، فقيه اصولى» ياد مى‏شود. اثر سترگ و بسيار گرانقدر وى، كفاية الاصول، هنوز پس از گذشت نزديك به يك سده از زمان نگارش، در حوزه‏ هاى علميه تدريس مى‏شود؛ اما شايد چهره فقهى وى فقط با حاشيه بر مکاسب شيخ انصارى مورد توجه و شناخت بوده است. شهرت فوق العاده كفاية الاصول، بُعد فقهى وى را تحت تأثير قرار داده، حتى فعاليت‏هاى انقلابى وى در جريان مشروط، آشناتر از آثار فقهى ايشان است كه اكنون درصدد معرفى آنيم.

اللمعات النيّرة فى شرح تكملة التبصرة

اين اثر تأليف استدلالى ممتازى بر شرح تكملة التبصره آخوند است اما آخوند خراسانى نتوانست آن را به پايان برساند، زيرا در اثناى كار ضايعه قلبى، دست وى را از دنيا كوتاه كرد. اين اثر از باب طهارت تا مقدارى از مكان مصلّى (نمازگزار) است. تاريخ ختم باب طهارت، دوم شوال 1329 (پنج ماه قبل از درگذشت ایشان) است.

اين اثر پيشتر از درگذشت محقق خراسانى ضمن رساله ‏هاى فقهى وى، در بغداد، سال 1331 ق با عنوان «شذرات» به چاپ رسيده، اما بايد دانست محقق، خود اين نام را بر اثرش ننهاده است.

در اين اثر، محقق خراسانى گاه هم‌رأى علامه حلى در «تبصره» بوده، برخى اوقات، نظريات علامه را نقد و ردّ كرده است. گفته مى‏شود محقق خراسانی، در ابتدا اين اثر را از آغاز باب طهارت تا پايان ديات نوشته (مانند تبصره حلّى) اما بعد كه به شرح آن و آوردن دليل و برهان دست زده، چنان كه گفتيم، جز تا مقدارى از باب صلاة نتوانسته اثر را تكميل كند.

علت ديگری كه مانع از تكميل این اثر شده است این است که اين اثر آخرين نوشته‏ ى آخوند و همزمان با گرفتاری‌های جريانات مشروط بوده است.

ويژگي‌هاى اثر

همان‌گونه كه گفته شد، محقق خراسانى در نگارش (تحرير) جديد كتاب، به ذكر استدلال و دلايل اقوال و احكام پرداخته، به شهرت، اتفاق نظر و اجماع فقيهان عنايت ويژه داشته، هر چند هر قولى از درجه‏ ى اعتبار متفاوتى برخوردار است.

ويژگى دوم، این است که در موارد زیادی شواهد بسيارى بر مدّعا آورده شده، اما به سبب خوف از مخالفت با اجماع، حكم به احتياط داده شده است، چنان كه در مسأله‌ى آب قليلى كه به نجاست برخورده شاهديم.

علاوه بر آن در بحث رعايت ترتيب شست و شوى سمت راست و چپ بدن به هنگام غسل، كه گرچه اذعان دارد به خاطر شهرت و اجماع است؛ اما جانب احتياط را نگه داشته، با گفته مشهور مخالفت نمى‏ ورزد.

همچنين وقتى نشانه‏ اى براى تعيين قبله نباشد، نماز خواندن را به يك جهت، كافى و اقوى دانسته اما توصيه به احتياط مى‏ كند، مبادا با روايت و شهرت مخالفت شود.

ويژگى سوم، اعتقاد به جبران ضعف سند و دلالت، با وجود شهرت در بین فقها می باشد.

با اين حال، بايد گفت اعتنا و عنايت ويژه و بسيار وى به فرمايش فقيهان، باعث شده مخالفتى نداشته يا رأى شاذ و كميابى نگفته باشد، مثلاً وى معتقد به نجاست ذاتى اهل كتاب نيست، همچنین باور دارد دليلى عقلى يا شرعى بر بطلان نماز با لباس غصبى وجود ندارد.

ويژگى چهارم، سعى براى حل تضارب و اختلاف احاديث، مثلاً در تعيين آب كر است.

برخی اشتباهات در این چاپ عبارتند از خلط ميان روايات، خطاى در نقل، اشتباه در استناد روايت، تصرف در نقل و تلخيص روايت. اين گونه مواد توسط مصححّ محترم تذكر داده شده است. شاید علت این اشتباهات اعتماد محقق خراسانى به محفوظات، اعتماد به نقل ديگران و كمبود يا نبود فرصت مراجعه به منابع باشد.

شيوه تحقيق

تحقيق و پژوهش اثر به صورت انفرادى انجام شده، نسخه چاپى پيشين با نسخه خطى، مورد مراجعه بوده است. مقابله و تصحيح و تقطيع و تخريج مصادر توسط سيد صالح مدرسى انجام شده، اختلاف نسخه خطى و چاپى لحاظ شده است.

الرسائل الفقهية

اين اثر كه با شماره دو مجموعه تراث فقهى خراسانى عرضه شده، در بردارنده ‏ى چندين رساله‏ ى فقهى در موضوعات متفاوت است، همچون: كتاب وقف (از صفحه 5 تا 115)، كتاب رضاع (117 تا 152)، كتاب دماء (153 تا 328)، كتاب فراق و طلاق (329 تا 345)، عدالت (347 تا 355) و رهن (357 تا 363). اين عنوان قبلاً همراه «اللمعات النيّره» در يك جلد، با نام «شذرات» يا «قطرات» چاپ شده بود.

سه كتاب اخير (فرق و عدالت و رَهنْ) ناتمام مانده، مؤلف موفق نگرديده تمامى مسائل مربوطه را مطرح كند.

ويژگي‌هاى اثر

ايجاز و اکتفا به قدر لازم در تحقيق مسائل و نقد آنها، از ويژگى اين اثر بوده، پس از تعيين و تعريف هر موضوع و احكام، دلايل عرفى و فقهى، و نيز شواهد لغوى و گفته‏ هاى فقيهان آمده است.

مصحح برخى اقوال زائد يا لغزش‌ها (مانند خلط روايات و عدم دقت در نقل) را متذكر شده، سبب اين گونه اشتباهات را كثرت اشتغالات تدريس، رسيدگى به امور اجتماعى و سياسى، نيز اعتماد بسيار به نقل ديگران و تكيه بر حافظه مى‏ داند.

از ديگر ويژگى‏هاى فتاوا و اقوال اين اثر، همخوانى اغلب آراى محقق خراسانى با گفته‏ هاى فقهاست. كمتر فتواى نادرى يافت مى‏ شود.

تكملة التبصرة

آخرين و سومين عنوان منتشرشده تكملة التبصرة است. اين اثر چاپ 1328 قمرى در تهران بوده، به آراى علامه حلى توجه شده است. آراى موفق، ابقا شده، نظريات مخالف با خود را، محقق خراسانى، الغا كرده است. اين اثر گسترده ‏تر از كتاب علامه حلى بوده، يك دوره مسائل فقه اسلامى است. در اين كتاب به استدلال و حجت بر نمى‏ خوريم، فقط از فتاواى محقق خراسانى آگاه مى‏ شويم.

------------------------

[1]. برگرفته از مجله فقه اهل بیت علیهم السلام؛ انتخاب و تنظیم از آقای حمید رضا خراسانی دانش‌پژوه دورۀ خارج مدرسه فقهی امام محمد باقر علیه السلام.

 
الدرّة النجفيّة (ذکری 43) PDF Print E-mail

الدرّة النجفيّة[1]

این کتاب يكى از منظومه‏ هايی است كه از سيّد بحرالعلوم[2] به جاى مانده است. این منظومه شامل بیش از 2000 بیت پيرامون فقه در باب هاى «طهارت» و «صلاة» تا پايان نماز طواف است. نامهاى ديگر این کتاب «الدرّة البهيّة»، «الدّرّة المنظومة»، «الدّرّة الغالية فى المسائل العالية» است و به «منظومة بحرالعلوم» نيز شهرت دارد. وى در سال 1205 هفت سال قبل از وفاتش شروع به سرودن اين منظومه نمود. این کتاب تا چند دهه قبل، از جمله كتاب‌هاى مشهور در حوزه‏ هاى علميّه به شمار مى‏ رفت و حتى ابيات آن را حفظ مى‏ كردند.

از آنجا كه وى در اواخر عمرش شروع به سرودن منظومه كرده بود، بعيد نيست كه مى‏ خواست آن را تكميل كند و همه ابواب فقه را به نظم درآورد، امّا عمر ایشان كفاف نكرد و حتى نتوانست كتاب «صلاة» را به اتمام برساند. كسانى پس از سيّد، منظومه‏ هايى در تكميل منظومه او سروده‌اند.[3]

سيّد ابيات سروده شده خود را به اشخاص مختلف مى‏ داد تا نظر خود را پيرامون آنها بيان دارند و اشكالات احتمالى را بر طرف سازند. از جمله آن اشخاص، يكى سيّد صدرالدين (ت: 1193) است كه از شاگردان سيّد بوده و احتمالاً در آن زمان هنوز به سنّ بلوغ نرسيده بود. با توجّه به اينكه سيّد، منظومه را در اواخر عمر خود سرود يعنى زمانى كه مرجع كلّ بود و فقها و علماى بزرگى در محضر او جهت بهره بردن حاضر مى‏ شدند، حتى شاعران نامى آن زمان هفته‏ اى يك روز در محضر سيّد حاضر شده، اشعار خود را براى اصلاح بر وى عرضه مى‏ داشتند، با اين حال نظرخواهى او از ديگران حتى از شاگردان كم سنّ و سال خود براى اصلاح اشعارش، بيانگر صفاى نفس و تواضع فراوان سيّد است.

وزن ابيات درّه نجفيّه، بحر رَجَز (مستفعلن، مستفعلن، مستفعلن) است. بيشتر منظومه‏ هاى علمى در قالب اين وزن سروده شده‏ اند، زيرا اشعار در اين بحر به آسانى به ذهن سپرده شده وآسان‏تر مى‏ توان مطالب را در قالب اين وزن در آورد؛ چون جوازات شاعرى در آن فراوان است. غالب ابيات منظومه سيّد، سهل و ممتنع است. ظاهر آنها به گونه‏ اى است كه خواننده تصوّر مى‏ كند آوردن نظير آن سهل و آسان است، امّا در مقام عمل معلوم مى‏ شود بسيار دشوار است. محتواى بلند منظومه سيّد سبب شد علماى بزرگى چون صاحب جواهر در تأليفاتشان به آن استشهاد كنند.

محتواى کتاب

سيّد بحر العلوم تنها به بحث در دو باب از ابواب فقه پرداخته است. يكى طهارت و ديگرى صلاة تا پايان نماز طواف.

در باب «طهارت» مباحث زير به نظم در آورده شده است:

آبها، طريق پاك شدن آب، آب مضاف، حكم آب مشتبه، اغراض وضو، اسباب وضو، احكام تخلّى، واجبات وضو، شرايط وضو، مستحبّات وضو، وضوى جبيره، احكام خلل در وضو، كيفيّت غسل و احكام آن، مستحبات غسل، جنابت و احكام آن، حيض، نفاس، استحاضه، احكام مسّ ميّت، تيمّم، چيزهايى كه تيمّم بر آنها صحيح است، كيفيّت تيمّم، احكام تيمّم، نجاسات، حكم متنجّس، چگونگى تطهير با آب، كيفيّت تطهير با غير آب، آنچه گمان مى‏ رود پاك كننده است، مسح، ترشّح، زائل كردن چرك و آلودگى از بدن، احكام ظروف، احكام اموات، تشييع جنازه، غسل ميّت، مستحبّات غسل ميّت، حنوط، تكفين، نماز ميّت، احكام دفن، تعزيه بر ميّت و...

كتاب طهارت اين گونه آغاز شده است:

الماء ما سُمِّى ماءً مطلقاً فضلاً على الناسِ طَهوراً خُلِقا

وإنّما ينجس لو تَغَيّرا مِن نجسٍ حَلَّ به فغيّرا

فى لونِهِ أَثَّر أو فى الريحِ أو طعْمِه حسّاً على الصحيحِ

أو كان دونَ الكرِّ راكداً وقد لاقاه شى‏ءٌ نجسٌ وإن وَرَد

وما عَلا فكان فوقَ الوارد فَهْو على الطُهْر بقولٍ واحد

در باب «صلاة» مباحث زير به نظم كشيده شده:

نماز يوميّه، وقت، قبله، مكان نمازگزار، محل سجده، نماز در مشاهد مشرّفه، لباس نمازگزار، اذان و اقامه، تكبيرة الاحرام، قيام، ركوع، سجده، سجده شكر، سجده‏ هاى قرآن، قرائت، تشهّد، سلام، ترتيب، موالات، مستحبّات نماز، مكروهات و موانع قبول، مبطلات نماز، كارهايى كه در حين نماز جايز است، نماز جمعه، نماز عيدين، نماز آيات و نماز طواف.

كتاب «صلاة» اين‌گونه آغاز مى‏شود:

إنَّ الصلاةَ هى أفضلُ القُرَب وأكملُ الطاعاتِ طُرّاً وأَحَبّ

عمودُ هذا الدينِ والعنوانُ لسايرِ الأعمالِ والميزانُ

إن قُبلتْ فغيرُها بها قُبِل وإن تُرَدُّ رُدَّ كلُّ ما عُمِل

فى العقلِ بانَ فَضلُها والنَّقلِ مِن الكتابِ ووصايا الرسلِ

وفي النصوصِ عن أئمّةِ الهُدى فى فضلِها ما ليس يُحصى عددا

اگر چه منظومه سيّد، فقه استدلالى نيست، امّا گاه به اقوال و دليل آنها اشاره مى‏ كند. مثلاً در بحث جواز يا عدم جواز اقامه نماز جمعه در عصر غيبت، سه قول را همراه با دليلشان ذكر مى‏ كند:

• حرمت، به دليل فقدان شرط اقامه نماز جمعه در عصر غيبت.

• جواز، به دليل وجود نصّ جواز اقامه.

• وجوب عينى، زيرا آنچه در مورد نماز جمعه وارد شده، مطلق است.

سپس ناظم، قول دوّم را قبول مى‏ كند، زيرا اطلاق ادلّه‏ اى كه وجوب عينى نماز جمعه از آنها استفاده مى‏ شود، با اجماع مقيّد شده است؛ چرا كه اجماع اقامه شده بر وجوب عينى نماز جمعه در زمان حضور معصوم علیه السلام . روايات نيز بر اين مطلب دلالت دارد و عقل هم مؤيّد آن است:

وحكمُها فى غيبةِ الإمامِ أَبْهَمَ معناهُ على الأفهامِ

فقيل بالمنعِ لِفَقْدِ الشرطِ وقيل بالإذنِ لنصٍّ يُعطى

وثالثٌ عَيَّنها واعتمدا إطلاقَ ما فى فضلِها قد وَرَدا

وقُيّد الاطلاقُ بالإجماعِ على اشتراطِ السيّدِ المطاعِ

وفى الروايات له شواهدُ والعقلُ للنقلِ هنا معاضِد

وأَوْسطُ الأقوالِ فيه الأوسط والاجتهادُ فى الإمامِ أحوط

ویژگی کتاب

از جمله ويژگي‌هاى منظومه سيّد، اين است كه در لابه‏ لاى احكام فقهى، به مناسبت به بيان مطالب اخلاقى نيز پرداخته است مثلاً در بحثى تحت عنوان «جنائز» چنين مى‏ نگارد:

لا تَنْسَ ذِكْرَ هادِمِ اللَّذّاتِ إن لم تَجِئْهُ فَهوْ جاءٍ آتِ

مُتْ قبل موتِ فهو الحيوة ما أَهْوَنَ الموتَ على مَن ماتُوا

«نابود كننده لذات (مرگ) را فراموش نكن اگر تو سراغ آن نروى، مرگ سراغت خواهد آمد

قبل از مردن بمير كه آن خود، زندگانى است. مرگ چه آسان است براى آنان كه قبلاً مرده باشند»

همچنين پيرامون قرائت (إيّاك نعبد وإيّاك نستعين) چنين مى‏ سرايد:

تلهجُ فى إيّاكَ نستعينُ و أنت غيرَ الله‏ تستعينُ

يَنعى على الباطنِ حُسْنَ ما عَلَن ما أَقْبَحَ القبيحَ فى زىٍّ حَسَن

حَسِّنْ له الباطنَ فوقَ الظاهِر وَاعْبُدْه بالقلبِ النقىِّ الطاهرِ

وتُبْ إليه وأنْبُ واستغفِرِ وَسدِّد الطاعَةَ بالتَّفَكُّرِ

وقُمْ قيامَ المائِلِ الذليلِ ما بَيْنَ أَيْدِى الملكِ الجليلِ

وَاعْلَمْ إذا ما قلتَ ما تقولُ؟ ومَن تناجى وَمن المسئولُ؟

«إيّاك نستعين» را بر زبان جارى مى ‏كنى و حال آنكه از غير خدا كمك مى‏ خواهى؟

ظاهر نيكوى او (ريا) خبر از مرگ باطنش مى‏ دهد. چقدر زشت است بودن زشتی در لباس زيبا

علاوه بر ظاهر، باطن را نيز نيكو گردان و خدا را با قلبى پاك عبادت كن

به سوى خداوند توبه و انابه و استغفار كن و طاعت را با تفكّر، محكم ساز

در مقابل پروردگار بزرگ، خاضعانه بايست

هنگامى كه سخن مى‏ گويى متوجّه باش كه چه مى‏گويى و با كى مناجات مى‏ كنى و از چه درخواست دارى؟

شرح‌های الدرّة النجفيّة

شرح‏هاى فراوانى به نظم و نثر بر آن نگاشته شود. شروح منظوم عبارتند از:

1. اُجوزة فى شرح الدرّة، سيّد حسين بن رضا بن بحرالعلوم (م: 1306)، الذريعة، ج 1، ص 479.

2. اُرجوزة فى شرح الدرّة، رضا گلپايگانى، الذريعه، ج 1، ص 479.

3. اُرجوزة فى شرح الدرّة، عبّاس بن حسن نجفى (م: 1322)، الذريعه، ج 1، ص 480.

4. اُرجوزة فى الطهارة، سيّد كلب باقر نقوى حائرى (م: 1329)، الذريعه، ج 1، ص 485.

منظومه سيّد بحر العلوم داراى شروح منثور نيز مى‏باشد از جمله:

1. الفيروزجة الطوسيّة فى شرح الدرّة الغروية، محمّد بن حسن طوسى

2. شرح الدرّة النجفيّه، محمّد على بن محمّد نصير مدرس چهاردهى (م: 1334)، خطى، كتابخانه آية الله‏ نجفى.

3. شرح الدرّة النجفيّة زين الدين گلپايگانى (م: 1289)، خطى، كتابخانه آية الله‏ نجفى.

4. شرح الدرّة النجفيّة، سيّد جمال الدين بن على موسوى (قرن 13)، خطى، كتابخانه آية الله‏ نجفى.

علاوه بر آنچه ذكر شد شرح‏هاى ديگر نيز در الذريعه، ج 8، ص 109 تا ص111 آمده است:

1. خزائن الاحكام، آغا دربندى (م: 1285)

2. شرح الدّرّة، ابوتراب معروف به ميرزا آقا قزوينى حائرى.

3. كشف الاسرار الخفية، سيّد ابوالقاسم بن احمد كاشانى نجفى.

4. شرح محمّد اسماعيل عقدائى يزدى (م: 1240)

5. شرح محمّدباقر بن محمّد كرهرودى سلطان‏ آبادى (م: 1315)

6. شرح جواد طارمى زنجانى (م: 1325)

7. شرح يكى از معاصرين شيخ انصارى

8. شرح جواد بن على سبيتى عاملى

9. شرح ميرزا حسن يزدى

10. شرح راضى بن محمّد خضر نجفى

11. شرح رضا گلپايگانى (م: 1280)

12. شرح زين العابدين گلپايگانى

13. شرح محمّد صادق بن محمّد يزدی

14. مفاتيح الكلام يا مفتاح المفاتيح، صبغة الله‏ كاظمى

15. شرح عبدالحسين بن جواد بغدادى (م: 1365)

16. كشف الاسرار ورفع الاستار، عبدالرحيم كرمانشاهى (م: 1305)

17. شرح سيّد على بن ابراهيم عاملى (م: 1260)

18. شرح سيّد على بن محمّد امين

19. كشف السترة، على خوينى

20. شرح سيّد على خوانسارى (م: 1238)

21. شرح محمّد على بن محمّد حسن اردكانى

22. شرح محمّد على بن غانم

23. شرح سيّد محمّد عصار

24. المواهب السنيّة فى شرح الدرّة الغروية، سيّد محمود بروجردى (م: 1300)

25. ارشاد الانظار فى تتميم كشف الاسرار، هادى بن عبدالرحيم كرمانشاهى

26. شرح هادى بن عبّاس (م: 1361).

------------------------

[1]. بر گرفته از دانش نامۀ جهان اسلام. انتخاب و تنظیم از آقای حمید رضا خراسانی، دانش‌پژوه دورۀ خارج فقه و اصول مدرسۀ فقهی امام محمد باقر علیه السلام.

[2]. سيّد محمد مهدى بحر العلوم از علمای اعلامی است که در رشته‏ هاى مختلف اسلامى از جمله: فقه، اصول، رجال، عرفان، تفسير، كلام، حديث، فلسفه و تاريخ تبحّر داشت. در ميان شاگردان سيّد، علماى بزرگى را مى‏ يابيم كه از جلمۀ آنها می توان به شيخ جعفر كاشف الغطاء (ت 1154)، سيّد محسن اعرجى كاظمى (ت1130) صاحب «المنظومة الفقهيّة المستطرفة»، سيّد محمّد جواد عاملى (ت: 1153) صاحب «مفتاح الكرامة»، شيخ حسن نجف (ت: 1159)، ابو على حائرى (ت: 1159) صاحب «منتهى المقال فى احوال الرجال»، سيّد مير على طباطبايى (ت: 1161) صاحب «رياض المسائل» اشاره نمود.

[3]. ارجوزة فى صلاة المسافر و الجماعة و مسائل الشكوك، على خوئى قزوينى حائرى (م: 1318)، (الذريعة ج 1، ص 483)؛ ارجوزة فى صلاة الجماعة، عبدالهادى بن جواد همدانى بغدادى نجفى (م: 1333)، (الذريعة، ج 1، ص483). تتميم الدرّة المنظومة، سيّد محمّدباقر بن ابى القاسم طباطبائى حائرى (م: 1331)، (الذريعة، ج 3، ص341). فريدة اللئالى، عبدالغنى بن رضا اهرى تبريزى، (الذريعة، ج 16، ص 223). منظومة فى تتميم الدرّة البحر العلوميّة، منيرالدين بروجردى، (الذريعة، ج 23، ص 91).

 
الانتصار (ذکری 42) PDF Print E-mail

الانتصار[1]

نام كتاب در اغلب موارد «الانتصار» ضبط شده است؛ اگرچه با عناوين «متفردات الامامية» و يا «المسائل التي تفرّدت بها الامامية» نيز آمده است. اين كتاب تقريباً در برگيرندۀ همۀ ابواب فقه است و درهر باب به ذكر مسائل مهم مورد اختلاف بين شيعۀ اماميه و ديگر مذاهب اسلامى پرداخته است.

نويسنده در مقدّمه به انگيزۀ تأليف و بعضى تذكّرات دربارۀ اختلافات كلّى اماميه و مذاهب ديگر به دفاع كلّى از مذهب اماميه پرداخته است و بعد از مقدمه، وارد ابواب و مسائل فقهى مى‏ شود و تصريح مى‏ كند كه نظم مشخصى را در ترتيب ابواب فقهى اين كتاب رعايت نكرده است. تعداد كلّ مسائل كتاب براساس شماره گذارى چاپ جامعۀ مدرسين 329 مسأله مى‏ باشد.

انگيزه و هدف تأليف

چنان كه از مقدّمۀ مؤلف برمى‌آيد، نويسنده دو هدف اساسى داشته است:

1. با تحقيق و تفحّص در فقه عامّه و ارائه‌ی اقوال موافق با اماميّه، فقه شيعه را از معرض اتهام انفراد در اقوال، بيرون بكشد.

2. ديدگاه‌هاى منحصر به فرد اماميّه را با حجت‌هاى قاطع علمى تبيين كند و رأى مخالف را با نقض و ابرام، ردّ كند.

مؤلف خود را اولين كسى مى‏ داند كه به اين مهم دست زده است. او براى تأمين اهداف فوق به عرضه‌ی نسبتاً گسترده‌ی آرا و اقوال فقهاى عامّه پرداخته است و اين امر، كتاب را در شمار كتب علم الخلاف قرارداده است.

روش فقهى

روش فقهى كتاب در راستاى رهنمودهاى اصلى مؤلف، جهت تأمين اهداف و انگيزه‌هاى تأليف كتاب است. اين راه‌كردها كه عمدتاً براى پاسخ‌گويى به مخالفان طراحى شده، عبارتند از:

1. اثبات اين كه صرف مخالفت با اجماع مسلمانان، موجب ملامت كسى نمى‏ گردد.

2. نقض اشكالات مخالفان، با ارائه‌ی متقابل مخالفت‌هاى فقهاى عامه با اجماع مسلمانان.

3. تأسيس ادّله‌اى كه عام و مورد قبول همۀ فرقه‌ها باشد و استوار نمودن اقوال شيعه برآن ادّله.

با اين وجود كتاب انتصار را تنها نبايد در شمار نخستين آثار علم الخلاف و فقه تطبيقى قلمداد كنيم؛ بلكه درآن به دفاع از فقه اماميّه پرداخته شده است.

مسائل مطرح شده در کتاب

مسائل مطرح، در سه دسته قابل تقسيم هستند:

دستۀ اول: مسائلى كه اماميه درآنها منحصر به فرد است و موافقى از ديگر مذاهب ندارد. عناوين راهنما در شناخت اين دسته از مسائل عباراتى چون: «وممّا انفردت به الاماميّة»؛ «ممّا تفرّدت به الامامية الآن» و... است. تعداد اين مسائل بيش از اقسام ديگر است.

دستۀ دوم: مسائلى كه به گمان فقهاى عامّه، از ديدگاه‌هاى انحصارى شيعه است؛ درحالى كه درميان فقهاى عامّه نيز آراى موافق با نظر اماميّه وجود دارد. عناوين راهنما: «ممّا ظنّ أنّ الامامية منفردة به»؛ «ممّا يشتبه إنفراد الامامية به»؛«ممّا شنّع به على الاماميّة»و....

دستۀ سوم: آنچه عامّه به دروغ، به شيعه نسبت داده و پنداشته‌اند اماميّه چنين نظريه‌اى دارد.

ابتكارات و نو آورى‌ها

1. كتاب انتصار نخستين كتاب موجود فقهى بر شيوۀ دفاعى مقارنه‌اى است و در برگيرندۀ تقريباً همۀ ابواب فقه و امّهات مسائل آن مى‏ باشد. سيّد نيز اولين مبتكر آن روش است كه دفاع از مسائل فقهى را به وسعت تمام فقه در برابر عامّه به عهده گرفته است. هرچند مرحوم مفيد نيز با همين روش به دفاع از فقه اماميه پرداخت، امّا فرصت نيافت جز به بررسى و دفاع از پاره‌اى احكام فقهى دست يازد. سيد مرتضى همۀ ابواب فقه و مهم‌ترين مسائل آنها را از نظر گذراند. وى با ابزارهاى عامّ استدلال كه مورد توافق طرفين باشد و دليل‌هاى مورد توافق خصم (عامه) به دفاع و احتجاج درمقابل آنان برخواست.

2. سيّد مرتضى مبتكر منهجى كارآمد و منسجم در بحث دفاعى مقارنه‌اى فقهى بود كه اصول آن منهج به ترتيب عبارت است از:

الف) بيان ديدگاه اماميّه و آراى مخالفان و پى‌جويى ديدگاه موافقان با اماميّه اگر باشد و درحقيقت تبيين صورت نزاع و محلّ آن.

ب) ارائه‌ی دليل بر ديدگاه اماميّه با تكيه برادلّه‌اى كه خصم همۀ آنها را به عنوان دليل‌هاى فقه (اصول فقه) پذيرفته است.

ج) ردّ و مناقشۀ قول و ادلّه‌ی عامّه و احتجاج با آنها به وسيله‌ی اصول متعارف خودشان. اين شيوۀ بحث درخصوص روش دفاعى مقارنه‌اى، ابتكار سيّد در فقه اماميّه است كه هنوز هم نو و قابل گسترش و دقت است و پس از او به رشد و گسترش علم الخلاف انجاميد و جايگاهى رفيع در فقه اماميّه يافت.

3. به كارگيرى قواعد عامّه‌ی اصولى و اصول لفظيه و عمليّه از ديگر ابتكارات سيّد جهت استدلال فقهى و تفريع مسائل است. كمتر حكمى را در انتصار مى‏ يابيم كه به نحوى دليل لفظى يا عملى برآن نياورده باشد. اين شيوۀ استدلال از خصايص فقه سيد مرتضى است كه توسط پيروانش ادامه پيدا كرد.

4. وارد نمودن اجماع اماميّه به عنوان محكم‌ترين و قاطع‌ترين حجّت شرعى بر اثبات احكام شرعى نزد اماميّه. اين نيز از ابتكارات سيّد در نحوۀ استدلال فقهى است؛ امّا اين كه چه كسى در فقه شيعه اوّلين بار اجماع اماميّه را تبيين نمود و آن را به عنوان يكى از ادلّه‌ی فقهى مطرح و تفاوت آن را با اجماع عامه بيان كرد، به نظر مى‏رسد قبل از سيّد مرتضى رحمة الله علیه بدين نحو كه او در «الذريعه» و ديگر رسائلش به آن پرداخته، كسى متعرض اين مطلب نشده است. به هر حال اثبات مطلب نياز به بحث و كاوش دقيق آثار پيشينيان دارد. البته شيخ مفيد رحمة الله علیه در مستندات احكام گاه اجماع را ذكر نموده؛ امّا اين مقدار هيچ‌گاه قابل مقايسه با عملكرد سيّد نيست.

5. تمسّك به عمومات كتاب و آيات در مقام استدلال بر فروعات فقهى و كشف احكام از ظواهر آيات. او بر خلاف منهج رايج خصوصاً بين اهل حديث ضمن تبيين نظرى حجيّت ظواهر، در عمل و تطبيق نيز به نحو گسترده‌اى به اثبات احكام از روى ظواهر آيات دست زده و اين منهج استنباط را در فقه اماميّه پى‌ريزى نمود.

ديدگاه‌هاى مهم و نادر در انتصار

1. در وضو شروع از آرنج در شستن دست‌ها واجب نيست؛ بلكه مسنون و مستحب است و وضوى كسى كه از پايين به بالا بشويد، باطل نيست. ايشان مى‏فرمايد:

ممّا انفردت به الاماميّة الابتداء في غسل اليدين للوضوء من المرافق، والانتهاء إلى أطراف الاصابع، وفي أصحابنا من يظنّ وجوب ذلك حتّى أنه لايجزى‏ء خلافه، وقد ذكرتُ في كتاب مسائل الخلاف وفي جواب مسائل أهل الموصل الفقهيّة أنّ الاولى أن يكون ذلك مسنوناً و مندوباً إليه و ليس بفرض حتم، فقد انفردت الشيعة على كلّ حال بأنّه مسنون على هذه الكيفية.

2. اگر كسى نماز عشا را نخواند و بخوابد تا آن كه نيمۀ اول شب سپرى شود، قضاى نماز بر او واجب بوده و نيز واجب است فردا را به عنوان كفّارۀ تفريط در اداى نماز، روزه بگيرد:

... القول بأنّ من نام عن صلاة العشاء الآخرة حتى يمضي النصف الاول من الليل وجب عليه أن يقضيها إذا استيقظ و أن يصبح صائماً كفّارة عن تفريطه.

3. اعتكاف فقط در مسجدى منعقد مى‏ گردد كه امامى عادل نماز جمعه در آن خوانده باشد و آن فقط مسجد الحرام، مسجد مدينه، مسجد كوفه و مسجد بصره است.

مما انفردت به الاماميّة القول بأنّ الاعتكاف لاينعقد إلا في مسجد صلّى فيه إمام عادل بالناس الجمعة، وهي أربعة مساجد: المسجد الحرام، ومسجد المدينة، ومسجد الكوفة ومسجد البصرة.

4. وجوب عقيقه براى مولود؛ پسر باشد يا دختر:

ممّا ظنّ انفراد الاماميّة به القول بوجوب العقيقة،وهي الذبيحة التي تذبح عن المولود ذكراً أو اُنثى.

------------------------

[1]. برگرفته از مجله فقه اهل بیت علیهم السلام (فارسی) ج19-20، ص 312-315. تنظیم و انتخاب از حمید رضا خراسانی، دانش پژوه دورۀ خارج فقه و اصول مدرسۀ فقهی امام باقر علیه السلام.

 
جوابات أهل الموصل في العدد والرؤية (ذکری 38) PDF Print E-mail

جوابات أهل الموصل في العدد والرؤية[1]

ظاهراً شيخ مفيد اين كتاب را در جواب سؤالات نمايندۀ خود در موصل نوشته است. به اين بيان كه شخصى از اهل موصل از نمايندۀ ايشان سؤال نموده كه:

الف. آيا ماه مبارك رمضان 29 روز مى‏ شود يا نه؟

ب. آيا بر 29 روز، ماه كامل اطلاق مى‏ شود يا نه؟

ج. چرا بعضى از اصحاب ما گفته‏اند ماه رمضان 29 روز نمى ‏شود؟

د. آيۀ (وَ لِتُكْمِلُوا الْعِدَّةَ)[2] آيا در مورد قضاى روزه‏ هاى فوت شده است و يا منظور تكميل ماه است.

ه‍. منظور از اين حديث امام صادق علیه السلام چيست كه فرموده: «إذا أتاكم عنّا حديثان مختلفان فخذوا بأبعدهما من قول العامة»

آنگاه نمايندۀ وى اين سؤالات را از شيخ نموده است و شيخ هم به جواب از آنها پرداخته است.

قواعد اصولى كه مرحوم شيخ مفيد در جواب به اين پرسش‌ها از آنها استفاده نموده عبارتند از:

اول: ظاهر كتاب: قبل از ذكر آيات، تصريح به حجيت ظواهر قرآن مى‏ نمايد و مى‏ فرمايد: «فإذا ثبت أنّ القرآن نزل بلغة العرب، وخوطب المكلّفون في معانيه على اللّسان، وجب العمل بما تضمنه على مفهوم كلام العرب دون غيرهم.»[3]

پس از اثبات حجيت ظواهر قرآن شروع مى‏ كند به استدلال به چهار آيه از آيات قرآن:

الف. (إنّ عِدَّةَ الشُّهُورِ عِنْدَ اللّهِ اثْناعَشَرَ شَهْراً في كِتابِ اللّهِ يَوْمَ خَلَقَ السَّمواتِ وَاْلارضَ)[4].

ب. (شَهْرُ رَمَضانَ الَّذي أُنْزِلَ فيهِ الْقُرْآنُ هُدىً لِلنَّاسِ وَ بَيِّناتٍ مِنَ الْهُدى‏ وَ الْفُرْقان‏)[5].

بعد از نقل اين دو آيه به اين مضمون مى‏ فرمايد: كلمۀ «شهر» كه در قرآن آمده وجه تسميۀ آن به «شهر» در لغت عرب به جهت شهرت آن به هلال است. (يعنى چون هميشه پيدا نمودن اول ماه به جهت ديدن هلال بوده، اين معنى شهرت يافته و مشهور شده و در نتيجه به اين معانى «شهر» اطلاق شده) از آن طرف هم چون ظاهر قرآن براى ما حجت است، علامت حلول ماه، ديدن هلال مى‏ شود؛ نه چيز ديگر.

ج. (يَسْئَلُونَكَ عَنِ الْأَهِلَّةِ قُلْ هِيَ مَواقيتُ لِلنَّاسِ وَ الْحَج‏)[6].

شيخ يادآور مى‏ شود كه اين آيه نيز دلالت مى‏ كند كه علامت حلول ماه، رؤيت هلال است؛ نه چيز ديگر.

د. (وَ مَنْ كانَ مَريضاً أَوْ عَلى‏ سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِنْ أَيَّامٍ أُخَرَ يُريدُ اللهُ بِكُمُ الْيُسْرَ وَ لا يُريدُ بِكُمُ الْعُسْرَ وَ لِتُكْمِلُوا الْعِدَّةَ )[7]

اين آيه را درجايى مطرح مى‏ كند كه خدشه‏ دار بودن دلالت روايتى كه مى‏ گويد ماه رمضان از 30 روز كمتر نمى‏ شود چون خداوند فرموده (وَلِتُكْمِلواْ الْعِدَّةَ) را بيان مى‏ كند و آن كه اين آيه نص در وجوب قضاى روزه است كه به واسطۀ مرض يا سفر در ماه مبارك رمضان افطار شده. ثانياً؛ اگر مراد تكميل ماه رمضان باشد، باز دلالت نمى‏ كند كه ماه رمضان هميشه 30 روز است؛ بلكه دلالت مى‏ كند كه عدۀ شهر را تكميل كنيد. اين معنى هم با 30 روز شدن ماه مى‏ سازد و هم با 29 روز شدن آن.

دوم: روايات: او پس از نقل روايات مورد تمسک قائلان به عدد، آنها را از جهت سند و دلالت مورد اشكال قرار مى‏ دهد؛ سپس 26 روايت در اين رابطه كه ماه رمضان 29 روز هم مى‏ شود نقل مى‏ كند كه در نظر ايشان از جهت سند و دلالت تمام هستند.

سه: تعارض دو خبر: محل طرح اين بحث جايى است كه قائلين به عدد مى‏ خواهند بين دو دسته از اخبار، اخبار عدد را أخذ كنند؛ به جهت اين كه امام صادق علیه السلام فرموده است: «إذا أتاكم عنّا حديثان مختلفان فخذوا بأبعدهما من قول العامّة» شيخ مى‏فرمايد: أولا؛ اين حديث به اين نحوه وارد نشده حديث اين‏گونه است: «إذا أتاكم عنّا حديثان مختلفان فخذوا بما وافق منهما القرآن، فإن لم‏تجدوا لهما شاهداً من القرآن فخذوا بالمجمع عليه، فإنّ المجمع عليه لاريب فيه، فإن كان فيه اختلاف وتساوت الاحاديث فيه فخذوا بأبعدهما من قول العامّه»[8].

طبق اين حديث، تمام مرجحات اين حديث در احاديث رويت است؛ چون احاديث رويت هم موافق قرآن است و هم طايفه اماميه به آن عمل نموده‏ اند و همچنين از قول عامّه دور هم هست؛ زيرا جمهور اماميّه آن را قبول دارند.

شيخ دربارۀ ابعد از قول عامّه، مطالبى مى‏ فرمايد كه مى‏ توان دو قاعدۀ مهمّ از آن استخراج نمود:

الف. معنى «فخذوا بأبعدهما من قول العامة» اختصاص به رواياتى دارد كه مربوط به امامت و ولايت است؛ نه احكام شرعى. مثلاً يك حديث مى‏ گويد: تولى بجوييد به متقدّمين از على علیه السلام و دستۀ ديگر مى‏ گويد: تبرّى بجوييد. در اينجا حديث تبرّى را مى‏ گيريم.

ب. ملاك قرب و بعد، نقل جمهور فقهاى خاصّه و عدم آن است. آنچه كه جمهور فقها نقل مى‏ كنند ابعد از قول عامّه است؛ زيرا احاديث تقيّه‏اى را جمهور علما نقل نمى‏ كنند. در نتيجه آنچه را تعداد كمى نقل مى‏ كنند، قريب به قول عامّه مى‏ شود. لان التقية تدعوهم بالضرورة الى مظاهرة العامة بما يذهبون إليه من أئمّتهم، وولاة أمرهم، حقناً لدمائهم، وستراً على شيعتهم».

در متن كتاب، عبارت «ولو لم‏ يعمل به إلا فريق منهم لم‏ يكن الخبر به بعيداً من قول العامّة لقربه من مذهب الخاصّة». وعبارت «إلا ولقائل أن يقول: إنّه بعيد من قول العامّة قريب من قول الخاصّة لانّ جمهور الخاصّة يذهبون اليه». و همچنين عبارت «وبعد فإنّ الذي يرد عنهم على سبيل التقيّة لاينقله جمهور فقهائهم» همگى دلالت بر قاعدۀ دوم دارند.

چهارم: قاعدۀ عقلى: آن، قياس استثنايى است. شيخ از اين قاعده در جايى بهره مى‏ برد كه مى‏ خواهد اثبات كند اگر ماه 29 روز هم بشود؛ باز به آن «شهر» مى‏ گويند؛ زيرا اگر بر 29 روز «شهر» اطلاق نشود بايد انسانى كه كفاره بر عهده‏ اش است دو ماه پشت سر هم روزه بگيرد كه يكى از آنها 29 روز و ديگرى 30 روز يا هر دو 29 روز بوده، صدق نكند كه دو ماه پى‏ در پى روزه گرفته ولكن صدق مى‏ كند كه دو ماه پى درپى روزه گرفته. پس لفظ «شهر» بر 29 روز اطلاق مى‏ شود.

------------------------

[1]. تحقیق از آقای حمید رضا خراسانی دانش پژوه دوره خارج مدرسه فقهی امام محمد باقر علیه السلام.

[2]. سوره بقره، آیه 185.

[3]. وقتى كه ثابت شد قرآن به زبان عربى نازل شده و مكلفين هم مورد مخاطب هستند، واجب است عمل نمودن به آن، طبق آنچه به زبان عربى از آن فهميده مى‏شود.

[4]. سوره توبه، آیه 36.

[5]. سوره بقره، آیه 185.

[6]. سوره بقره، آیه 189.

[7]. سوره بقره، آیه 185.

[8]. مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل، ج ‏17، ص 306.

 
المسائل الصّاغانيّة؛ از آثار فقهی استدلالی شیخ مفید (ذکری 37) PDF Print E-mail

المسائل الصّاغانيّة؛ از آثار فقهی استدلالی شیخ مفید[1]

معرفی کتاب

شيخ در اين كتاب به جواب مسائلى مى‌پردازد كه وكيل او در صاغان سؤال نموده است. اين سؤال‌ها اشكالات عالمى حنفى به نام ابوالعباس صاغانى نسبت به برخی از احكام شيعه مانند جواز متعه، باطل بودن سه طلاق در يك مجلس و ارث نبردن زن از زمين می‌باشد. شيخ اشكالات مربوط به احكام مذكور را به صورت اجتهادى و استدلالى جواب مى‌دهد.

ایشان در ردّ این شبهات گاه به صورت جدلى پاسخ مى‌گويد؛ مثلاً هر چند كه خود، قياس را قبول ندارد؛ ولى از آنجا كه طرف دعوا قياس را قبول دارد، از آن استفاده مى‌كند؛ و گاه از نظرات خود آنها عليه خودشان استفاده مى‌كند يعنى مسائلى که شبيه مسأله مورد اشكال است، اما مورد اشكال واقع نشده را بیان می‌کند.

در پایان كتاب بعد از جواب استدلالى به تمام شبهات، به بيان نظراتى از ابوحنيفه در فروع و اصول دين كه مخالف با قرآن و سنّت است مى‌پردازد. در اين زمينه حدود 70 فتوا در فروع و 5 ديدگاه در اصول دين از او نقل مى‌كند.

قواعد و ادلّۀ اصولى مورد تمسّك شیخ در این اثر

1. ظواهر قرآن: مرحوم شیخ مفید در شماری از موارد براى اثبات مطلب از ظواهر قرآن استفاده نموده است. به عنوان نمونه در صفحۀ 85 مى‌خوانيم:

«وأمّا تعلّقه بقول الله عزوجل: (الطّلاق مرّتان فإمساك بمعروف أو تسريح بإحسان) فهو شاهد ببطلان مقالة في وقوع الطلاق الثلاث بفم واحد في وقت واحد لانّ الله تعالى أخبر بأنّه يكون في ثلاث مرات، ومايوقعه الانسان في حالٍ واحد لايكون في مرتين ولاثلاثة».

2. اخبار: ایشان در بسیاری از مسائل به ظواهر اخبار تمسك جسته است. مثلاً در صفحۀ 108 آمده است:

«فأمّا تسويغنا أولياء المرأة أن تقتل الرّجل بشرط أن يوءدّوا نصف الدية إلى أوليائه، فمأخوذء مما ذكرناه في حكم القصاص، وبالسُنّة الثّابتة عن النبي صلی الله علیه و آله المأثورة بعمل أميرالمومنين علیه السلام وليس يختلف العامّة أنّ اميرالمومنين علیه السلام قضى بذلك وعمل به».

3. قاعدۀ عام و خاصّ و مطلق و مقيّد.

4. اجماع: مراد شيخ از اجماع در اين كتاب، اجماع امت اسلامى است نه اجماع نزد شيعه. به همين جهت خيلى از موارد اجماع را به اين دلیل که مثلاً اهل‌بيت علیهم السلام در ميان مجمعين نبوده‌اند، ردّ مى‌نمايد.

5. تعارض خبرين: جهت ردّ خبر عبدالله‌بن عمر كه دربارۀ سه طلاقه كردن زن در يك مجلس است، به اين قاعده تمسك نموده است. عبارت شيخ چنين است:

«فأمّا ما ورد بغير هذا المعنى من الحديث عن ابن عمر فهو موضوع، وأقلُّ ما في هذا الباب أن يتقابل الحديثان فيسقط بالتقابل، وتثبت الحجّة بما أوجبه الكتاب في الطلاق، ودلّت عليه السنة حسب ما ذكرناه».

6. گرفتن قدر متيقن در مقام اجمال: موردى كه ايشان به اين قاعده تمسّك نموده است آنجا است كه طرف مقابل براى اثبات عدم جواز متعه به آيۀ (حَتّى تَنْكِحَ زَوْجاً غيره) تمسك نموده و استدلال مى‌كند كه به متمتّع، زوج گفته نمى‌شود؛ چون اگر به او زوج گفته مى‌شد، زنى كه سه‌بار طلاق گرفته و بعد متعۀ كسى شده، مى‌توانست با شوهر اول ازدواج كند؛ در صورتى كه اين كار، مشروع نيست. وى در جواب مى‌فرمايد:

«على أنّ قوله تعالى (حتى تنكح زوجاً غيره) من باب المجمل عند كثيرٍ من أهل النظر، و ليس من العموم في شيء، وهو يجري مجرى قول حكيم قال لرجل قد أعتق في كفّارة القتل عبداً كافراً هذا لايجزي عنك وليس تبرءُ عهدتك حتى تعتق عبداً غيره أو قال لعاقد على إمرأة عقداً فاسداً: هذا العقد لايحلّ لك به النكاح وإنّما يحلّ بعقد غيره... وما أشبه هذا من الاقوال المجملة، فإنّه لايعقد بها العموم بل تحوج المخاطب معها إلى الاستفهام في المراد بها إن لم‌يكن قد قرن إليها دليلاً عليه، وإذا كان الامر كما وصفناه، وكانت الامة متفقة على أنَّ الذي يحلّل المرأة لمطلّقها بالثلاث زوج مخصوص مماثبت عن النبي صلی الله علیه و آله في صفته من الاخبار وجب الاقتصار عليه في هذا المعنى وفسد بعده في الحكم بذلك إلى غيره...»

7. تمسك به قول لغوى: آنجا كه طرف مقابل، ضياع و بساتين را جزء «رُباع» دانسته و گفته طبق نظر شيعه، زن از بساتين و درخت‌هاى آنها ارث نمى‌برد؛ مرحوم شيخ جواب مى‌دهد:

«وقد كان ينبغي أن تسأل بعض أهل اللسان عن معنى هذه اللفظة، وعلى ما وضعت، ثم تتكلّم على بصيرة،لكنّك لم‌توفّق لذلك وأراد الله تخييبك، وإيضاح جهلك، خذلاناً منه لك لعنادك في الدين، والرُّباع عند أهل اللغة: هي الدور والمساكن خاصّة فليس لما سواها مدخل فيها».

شيخ در اين كتاب بارها از قياس صحبت به ميان آورده و در هر چهار مورد قياس را ردّ كرده است. مثلاً مى‌فرمايد:

«فأمّا قوله بالقياس في الاحكام الشرعية، واختياره مذاهب لأبي حنيفة وغيره من فقهاء العامّة لم‌يأتِ بها أثر عن الصّادقين علیهم السلام فقد كنّا ننكره عليه غاية الانكار ولذلك أهمل جماعة من أصحابنا أمره وأطرحوه».

وى در اين كتاب، هرچند نظر ابن‌جنيد را در باب قياس ردّ مى‌كند، اما از شخصيت او این گونه تعريف و تمجيد مى‌نمايد:

«فأمّا شهادتك بجهل الجنيدى، فقد أسرفت بما قلت في معناه و زدتَ في الاسراف، و لم‌يكن كذلك في النقصان وإن كان عندنا غير سديد فيما يتحلّى به من الفقه ومعرفة الآثار لكنّه مع ذلك أمثل من جمهور أئمتك وأقرب منهم إلى الفطنة والذّكاء فأمّا قوله بالقياس... فقد كُنّا ننكره عليه غاية الانكار».

------------------------

[1]. تحقیق از آقای حمید رضا خراسانی، دانش پژوه دورۀ خارج مدرسۀ فقهی امام محمد باقر علیه السلام.

 
اسباب اختلاف الحديث (ذکری 36) PDF Print E-mail

اسباب اختلاف الحديث[1]

با توجه به وجود تنافى و اختلاف در احاديث، اجتهاد و استنباط از اين منبع فيّاض و بهره‏ مندى درست و وسيع از تعاليم ناب و معارف آن، جز با شناخت گونه‏ هاى اختلاف و علاج آنها ميسّر نيست. اهمّيّت اختلاف حديث به قدرى است كه از قرن اول، مورد توجّه صحابه و تابعان قرار گرفت و رفته ‏رفته، به صورت دانشى با عنوان «مختلف الحديث» يا «اختلاف الحديث» در آمد.

جمعى از اهل سنّت مى ‏پندارند كه نخستين كتاب در این موضوع را محمّد بن ادريس شافعى(م 204) تأليف نموده است؛ امّا تحقيقات تاريخى نشان مى ‏دهد كه اولین كتاب در این باره را فقيه و محدّث نامور شيعى، يونس بن عبدالرحمان تدوين نموده است.

از تک‌نگاری‌های مربوط به این دانش، کتاب «اختلاف الحدیث» اثر محمد احسانى‏ فر لنگرودى است.

برخى ويژگي‌هاى كتاب

1. شناسايى گونه ‏هاى اسباب اختلاف حديث با بیان نمونه ‏هاى روشن براى هر سبب.

2. شناسايى بيش از هشتاد سبب از عوامل تنافى احاديث؛ در حالی که پيش از اين، مجموع اسباب كلى كه شناسايى شده، از پانزده سبب تجاوز نمى‏ كرد، آن هم نوعاً بدون ذكر مثال و تحليل و در لابه‏ لاى مباحث علم اصول و كتب مربوط به آن.

3. توجه به نگاه ثبوتی و فقه الحدیت در کنار نگاه اثباتی (توضیح این دو دیدگاه در مقدمه کتاب آمده است.)

4. نثر عربى روان و عنوان‌دهى و هندسه مطلوب.

نگاه اجمالی به بخش‌هاى كتاب

القسم الاول: عوارض التحديث (اسباب و عوارض كه مربوط به عمل راويان يا مراحل نقل حديث)

اين بخش مشتمل بر شانزده سبب از اسباب اختلاف حديث است: الاختلال في النقل بالمعنى، تلخيص المتن، التقطيع المخلّ، التخليط في المتن، الخلط بين كلام المعصوم وكلام غيره، السقط والنقيصة، الزيادة، الإدراج في المتن أو الإسناد، إصلاح الراوى، شرح الراوى، قلّة ثقافة الراوى، ضياع القرائن، القلب، التصحيف في المتن، التحريف فى المتن، الوضع والدسّ.

القسم الثانى: في مقتضيات محيط التشريع و التقنين (بررسی عوامل تنافى احاديث با لحاظ مقام قانون‏ گذارى و تشريع) با مباحثی مانند الحكومة، العموم والخصوص، خفاء التخصّص، تقييد الإطلاق، الإهمال الموهم للإطلاق، الترخيص فى التكليف، التخيير الفقهى، الاختلاف بالإرشاد والمولوية، تعدّد مراتب التكليف، تفاضل المكلّفين، تنوّع الجزاءات، تشكيكيّة العناوين، التدرّج في التشريع، التدرّج فى‏بيان الشريعة، النسخ في الأحاديث، البَداء.

القسم الثالث: مقتضيات اساليب التعبير (بررسی نقش اختلاف اسلوب‌ها و گونه ‏هاى تركيبى كلام در بروز تنافى ميان احاديث)

القسم الرابع: مقتضيات تغيّر الظروف (نقش عنصر زمان و مكان و به طور كلّى ظروف و شرايط در زبان گويش و صدور و فهم حديث) مشتمل بر مباحثی با این عناوین: المراد بالزمان والمكان، ثبات الشريعة وتبدّل الأحكام، تحريف نظريّة دور الزمان والمكان، تعريف العناوين الأوّلية والثانوية، صورة التنافى بين العناوين الأوّلية والثانوية،...

القسم الخامس: خصائص حقل التفسير (بیان عوامل اختلاف در عرصه تفسير که يكى از مهم‏ترين عرصه‏ هاى اختلاف حديث است) این بخش حاوی دو فصل است:

ما يرجع إلى النزول: (استتباع وقائع متعاقبة لنزول آية واحدة، التباس موارد الجري والتطبيق بموارد النزول، إرادة المعنى الظاهر والباطن.)

ما يرجع إلى التفسير أو التأويل (القراءة التفسيرية، التفسير بالمصاديق المتعدّدة، إضافية الحصر والنفى، التفسير بلوازم المعنى وملابساته، التفسير بالمعانى المتعدّدة، التفسير المبنيّ على الاشتقاق، التأويل أو التفسير بالبطون.)

------------------------

[1]. انتخاب و تنظیم از آقای حمید رضا خراسانی، دانش پژوه دورۀ خارج فقه و اصول مدرسه فقهی امام محمد باقر علیه السلام.

 
بحوث فقهيه (ذکری 35) PDF Print E-mail

بحوث فقهيه[1]

معرفی مولف

این کتاب، تقرير درس‌هاى آيت الله شيخ حسين حلّى رحمه الله، توسط سيد عز الدين بحر العلوم پیرامون مسائل نو و مستحدث فقهى می‌باشد. فقيه بلند پايه و اصولى ژرف نگر، حضرت آيت الله شيخ حسين حلّى رحمه الله از عالمان و مجتهدان وارسته حوزه علميه نجف بود. وی از شاگردان ميرزا محمد حسين نائينى و داراى تأليفات دقيق و عالمانه و افكار نو می‌باشد. گفته شده است كسانى كه قصد تأييد درجه عاليه اجتهاد را از مرحوم ميرزاى نائينى داشتند، مى‌بايست در محضر اين فقيه فرزانه، امتحان مى‌دادند. ایشان افزون بر طى مراحل علمى، از مراتب بالاى معنوى برخوردار و متخلّق به فضايل انسانى بودند. زاهدانه مى‌زيستند. درباره وى گفته‌اند: مجلس معمولى او مدرسه سيار بود.

ویژگی‌های کتاب

ویژگی‌های معروف این کتاب عبارتند از: توجه به اقوال عامه؛ اطلاعات جانبى در مسائل نو پیدا و طرح مباحث لغوى.

بخش‌های کتاب

بخش‌های مختلف این کتاب عبارتند از:

بخش اوّل: بيمه با مباحثی پیرامون حقيقت بيمه و نياز جامعه به آن، تعريف بيمه، تاريخ بيمه، اقسام بيمه و اركان و شرايط آن، تطبيق بيمه با معاملات شرعى مصطلح و....

بخش دوم: بليت بخت‌آزمايى با مباحثی چون حقيقت بليت بخت آزمايى، بليت بخت آزمايى بدون عوض و بليت بخت آزمايى با عوض.

بخش سوم: بررسى اوراق بهادار با مباحثی چون حقيقت ربا و اقسام آن، انواع ماليت و منشأ آن، حكم پيدا شدن اوراق بهادار بى‌اسم و نشان، تعريف مجهول المالك و احكام آن.

بخش چهارم: بررسی كار بانك‌ها با مباحثی چون اقسام سه‏گانه بانك و حكم هر يك، كارهاى بانك (پس‌انداز دراز مدت، پس‌انداز كوتاه مدت، ضمانت، حواله، پرداخت چك، مطالبه اوراق تجارى،...)

بخش پنجم: مسأله سرقفلى با مباحثی مانند حقيقت سرقفلى، اقسام سرقفلى (سرقفلى بين مستأجر قديم و جديد و سرقفلى بين مالك و مستأجر) و بیان حکم هر یک.

بخش ششم: پيرامون وقف بر اولاد و پایان آن.

بخش هفتم: پیرامون فروش اموال، بدون رضايت مالك به طور قهرى.

بخش هشتم: كند و كاوى درباره مسأله اجتماعى حقوق زن و مرد با موضوعاتی مثل حقوق هر یک از مرد و زن بر یکدیگر، آثار امتناع هر یک از ادای حق دیگری.

بخش نهم: بررسى حكم فقهى احداث خيابان توسط دولت در زمين‌هاى شخصی، با مباحثی چون انواع زمين‌ها و احكام هر يك از آنها، حكم خيابان‌هاى احداث شده در ملك ديگران، احكام مسجدها، كنيسه‏ها و بيع و مقابرى كه در مسير خيابان قرار دارند.

بخش دهم: بررسى قاعده الزام بدين ترتيب: تعريف و ادله قاعده، محتوا و مفاد قاعده، موارد قاعده که شامل فروع اختلافى نكاح و طلاق فاسد از نظر شيعه، فروع اختلافى بيع، فروع اختلافى خيار و....

------------------------

[1]. بر گرفته از مجله فقه اهل بیت علیهم السلام، تنظیم از آقای حمید رضا خراسانی، دانش‌پژوه دورۀ خارج فقه و اصول مدرسۀ فقهی امام محمد باقر علیه السلام.

 
جامعُ الرُواة (ذکری 34) PDF Print E-mail

جامعُ الرُواة[1]

نام کامل این کتاب «جامعُ الرُواة و اِزاحةِ الاشتباهات عن الطرقِ و الاَسناد» است وکتابی است رجالی به عربی از محمد بن علی اردبیلی، عالم عصر صفوی و از شاگردان علامه محمدباقر مجلسی.

جامع الرواة مهم‌ترین اثر شناخته شدة اردبیلی است. این کتاب از لحاظ شیوة بحث مؤلف و کارآمدی و سودمندی، در دانش رجال و روند نگارش آثار رجالی، جایگاهی ویژه دارد.

اردبیلی در مقدمه، هدف، روش و شیوة تدوین کتاب را بیان کرده است. وی در هنگام فراگرفتن احادیث اهل بیت علیهم السلام، خود را ملزم به بررسی صحت طریق یا ضعف آن، معلوم یا مجهول بودن روات و حُسن یا وثاقت آنها کرده، اما در حین تتبع و مراجعه به منابع بسیار، به لحاظ یادکرد راویان بدون ذکر مشخصات، و نیز اختلاف نسخه‌ها دچار حیرت می‌شده و راهی برای ترجیح حکم به صحت یا ضعف نمی‌یافته و همچون بسیاری از فقیهان، نظر می‌داده که حدیث، ضعیف است و حال آنکه به واقع چنین نبوده است. وی تأکید کرده که این گونه روایات در منابع حدیثی فراوان است. اردبیلی برای حل این مشکل، بعد از تأمل و بررسی شیوه‌های گوناگون، به این نتیجه رسیده که از طریق تأمل در راوی و مرویٌ‌عنه می‌توان ابهام موجود در نام راویان را زدود و چه بسا به هویت واقعی راویان پی برد. اردبیلی، پس از اشاره به این شیوه توضیح داده است که هیچ یک از عالمان رجالی چنین شیوه‌ای نداشته و تنها گاه به اشاراتی کوتاه دربارة راویانِ یک فرد بسنده کرده‌اند؛ اما او نام تمام راویان را گرد آورده است. وی عناوین کتاب‌ها و شیوة خود را در جمع و تدوین ذکر کرده است. با توجه به آنچه در این مقدمه آمده، باید این کتاب را کتاب روشنگری در باب مشترکات (اسم‌های مشابه) و اولین اثر مکتوب در این زمینه دانست. آقابزرگ طهرانی هم آن را تمییز المشترکات خوانده است.

جامع الرواة را همچنین می‌توان ذیلی بر تلخیص المقال فی تحقیق احوال الرجال (رجال وسیط) میرزا محمد استرآبادی دانست. به گفتة آیت الله بروجردی نیز جامع الرواة ذیلی بر تلخیص المقال استرآبادی است و اردبیلی دیباچة آن را تلخیص کرده و آن گاه تراجم رجال را، بر اساس ترتیب تلخیص المقال و با عین عبارات آن، گزارش نموده و اگر در نقد الرجال یا کتب اربعه مطالب مفید دیگری یافته، بر آن افزوده است .

اردبیلی نام راویان را به صورت کامل، افزون بر نام‌هایی که در منابع رجالی شیعه ذکر شده و نام‌هایی که در منابع رجالی نبوده و در کتب چهارگانة حدیثی شیعه آمده، آورده است . این نامها (846 7 نام)، که بخش عمدة کتاب را تشکیل می‌دهند، به ترتیب حروف الفبا تنظیم شده‌اند. فصلی نیز به کنیه‌ها با تعبیر «ابو»، فصلی به نام‌هایی که با «ابن» شروع می‌شوند (155 مورد) و فصلی دیگر به القاب و نسبت‌های مشهور راویان (208 عنوان) اختصاص یافته است. فصلی نیز به نام زنان (88 نفر) اختصاص دارد. در فصلی نیز آنچه صورت ابهام داشته، چون «عن رجل» و «عن شیخ من اصحابنا»، ذکر شده است. به این ترتیب، در مجموع 9050 عنوان در فصل نام‌ها، کنیه‌ها، لقب‌ها و دیگر فصل‌ها آمده است.

اردبیلی بعد از ذکر عبارات استرآبادی، که پایان آنها را با رمز «مح» مشخص کرده، اگر در کتاب نقد الرجال تفرشی مطلب مهمی یافته که استرآبادی آن را نیاورده، آن مطلب را نقل و با رمز «س» آن را معیّن کرده است. افزون بر اینها، مواردی را از الفهرست شیخ منتجب الدین با رمز «جب» افزوده است.

از ویژگی‌های مهم کتاب اردبیلی روشن کردن طبقة روات است. او در مقابل نام هر یک از اصحاب امامان، رمز نام آن امام را، بر اساس رمزهای ابواب رجال شیخ طوسی، یاد کرده است. همچنین کوشیده است تا پس از ذکر نام راوی و دادن آگاهی‌های لازم در بارة او، نام کسانی را که از آن راوی روایت کرده‌اند، ذکر کند و برای این کار روایات هر راوی را از کتاب‌های چهارگانة حدیثی شیعه (الفهرست شیخ طوسی، الفهرست شیخ منتجب الدین، مشیَخة کتاب من لایحضره الفقیه ابن بابویه و مشیخة تهذیب الاحکام شیخ طوسی) استخراج کرده و به ترتیب، با نشانه‌های خاص، به آنها ارجاع داده است.

اردبیلی با این تلاش، راهی برای شناخت راویان و تمییز مشترکات گشوده و مشکلات فراوانی را حل کرده است. او از بسیاری از راویان مجهول رفع ابهام کرده و اسانید متعددِ به ظاهر مرسل را مسند ساخته و روایات ضعیف را از ضعف رهانده است. ویژگی چنین روشی، شناسایی و معرفی بسیاری از روات امامیه است که در منابع معمول رجالی شرح حال آنها ذکر نشده است.

اردبیلی تصریح کرده قریب دوازده هزار روایت را که عالمان به صورت‌های یاد شده می‌پنداشتند، با این شیوه تصحیح کرده است. جامع الرواة خاتمه‌ای دارد که مؤلف در آن از موضوعات مهمی سخن گفته و آنها را با عنوان «فوائد» گزارش کرده است. این فوائد بر گرفته از تلخیص المقال و نقد الرجال است که با همان رمزها مشخص شده‌اند.

تألیف جامع الرواة حدود بیست سال طول کشید و در 19 ربیع الاول 1100 به پایان رسید. این کتاب، به سبب جامعیت و اشتمال آن بر رجال کتب اربعه، مورداستفادة فراوان عالمان و فقهای امامیه قرار گرفته است.

نظرات علما دربارة جامع الرواة

آقابزرگ طهرانی این کتاب را بی‌نظیر و آیه الله سبحانی مؤلف را مبتکر در این فن دانسته و کارآمدی اثرش را ستوده است. شیوة اردبیلی در بهره‌گیری از اسانید برای تمییز مشترکات، مورد توجه عالمان امامیه قرار گرفته است. آیت الله بروجردی نیز چنین شیوه‌ای را در بحث‌های رجالی خود، پیش از اطلاع از روش کتاب جامع الرواة، به کار بسته و آن را با گسترده‌کردن منابع، کمال بخشیده است. آیت الله خویی نیز در معجم رجال الحدیث، در بحث رجال امامیه، شیوه‌ای شبیه به کار اردبیلی داشته است. اردبیلی در جامع الرواة دربارة برخی از عالمان معاصر خود مطالب کوتاهی آورده است.

چاپ‌های جامع الرواة

جامع الرواة به سفارش و تأکید آیت الله بروجردی و همراه مقدمة کوتاه و پرنکتة وی به چاپ رسیده و پس از آن بارها منتشر شده است.

سیدحسین حسینی قزوینی (متوفی 1208) آن را در ضمن کتاب «معارج الاحکام» خود تلخیص کرده است. سیدعلی محمد دستغیب، نام راویان موثق آن را با عنوان «معجم الثقات فی جامع الرواة»، گردآوری کرده است.

اردبیلی کتابی نیز به نام «تصحیح الاسانید» داشته که تلخیصی از آن را در انتهای جامع الرواة آورده است. این کتاب دربارة طرق شیخ طوسی، که در مشیخة تهذیب الاحکام و الاستبصار و کتاب الفهرست، بیان شده، می‌باشد.

------------------------

[1]. منبع: دانشنامه جهان اسلام، تنظیم از آقای حمید رضا خراسانی دانش‌پژوه دورۀ خارج فقه و اصول مدرسۀ فقهی امام محمد باقر علیه السلام.

 
تنقیح المقال (ذکری 33) PDF Print E-mail

تنقیح المقال[1]

تنقیح المقال اثری جامع[2] در علم رجال به زبان عربی، تألیف شیخ عبدالله مامقانی، عالم و فقیه امامی قرن سیزدهم و چهاردهم است. این کتاب را گسترده‌ترین کتاب رجالی شیعه و بلکه مفصّل‌ترین اثر در علم رجال دانسته‌اند.

تنقیح المقال شامل مقدمه، متن اصلی و خاتمه است. مقدمه، که دارای چهار مقام است، مشتمل بر تعریف و بیان موضوع و جایگاه علم رجال و سی فایده از اصول و قواعد این علم، می‌باشد. خاتمه نیز شامل ده بخش در همین اصول و قواعد است. متن اصلی به چهار فصل اسماء، القاب، کنیه‌ها و نام‌های زنانِ راویِ حدیث تقسیم شده است. در هر یک از این فصول، راویان به ترتیب الفبا و با شماره ذکر شده‌اند. پس از ذکر نام هر راوی، ضبط و تلفظ صحیح نام، به همراه نسب و همچنین آرا و اقوال رجالیِ موجود در بارة راوی و در صورت نیاز تمیز وی از نام‌های مشابه و مشترک عرضه گردیده و در نهایت نتیجه‌گیری شده است.

در این کتاب، شرح حال صحابه و تابعین و اصحاب ائمه علیهم السلام و دیگر راویان تا قرن چهارم و اندکی از عالمان حدیث و مشایخ اجازه و مؤلفان مشهور در زمینة علم رجال درج شده است.

تعلیقات مؤلف در حواشی کتاب و نیز بخش «خاتمة الخاتمه»، شامل استدراک‌های رجالی وی بر کتاب است. تعداد رجال ذکر شده در کتاب، مجموعاً به 16307 تن می‌رسد که از این تعداد، 1328 تن ثقه، 1665 تن حَسَن، 46 تن موثق و بقیه ضعیف، مجهول یا مهمل معرفی شده‌اند.

از ویژگی‌های مهم این اثر، وجود فهرستی با عنوان «نتائج التنقیح فی تمییزالسقیم من الصحیح» در ابتدای کتاب است. این فهرست مفصّل در بردارندة اوصاف راویان (ثقه، حسن، موثّق، مجهول، مهمل و موارد خاص) در مقابل نام هر راوی است و در حکم چکیدة آرای مؤلف در مورد رجال مذکور در کتاب است. ترتیب الفبایی فهرست و تطابق شماره‌گذاری آن با متن اصلی، بر کارآمدی آن در مراجعات سریع افزوده است.

از نکات شایان توجه این کتاب، گستردگی و جامعیت آن با توجه به مدت کوتاه تألیف و تصحیح و چاپ است، تا آنجا که این امر را خرق عادت و از تأییدات خاص الاهی برشمرده‌اند. مامقانی تألیف این آخرین اثر خود را در نیمة مرداد 1308 آغاز نمود و تا هنگام وفات (1311 ش) با عشق و علاقة فراوان، همة وقت خود را صرف این کار ساخت و در مهر 1310 نگارش و بازبینی آن را به پایان رساند. بخشی از این مجموعه، با توجه به تاریخ‌های مذکور در صفحه عنوان و خاتمة مجلدات چاپ سنگی، در زمان حیات مؤلف و تحت نظارت وی چاپ شد و قسمتی دیگر پس از درگذشت او منتشر گردید. مؤلف در این مدت کوتاه، به اهمّ کتب رجال و شرح حال‌های معتبر شیعه مراجعه نموده، آرا و اقوال علمای قدیم و جدید را آورده و به تعبیر خود، اهل تحقیق را از مراجعه به کتب پیشین بی‌نیاز ساخته است. همچنین از کتب رجالی اهل سنّت، بویژه اُسدالغابة فی معرفة الصحابة، بهره برده است برخی از صاحب نظران این اثر را ستوده‌اند. برخی نیز از آن انتقاد کرده‌اند. با وجود بر شمردن این کتاب در میان مآخذ اعیان الشیعة، آن را پر اشتباه معرفی کرده و آقابزرگ طهرانی در کنار ستایش از این اثر و مؤلف آن، آن را نیازمند تنقیح و بازنگری دانسته است. محمدتقی شوشتری (متوفی 1374 ش) ، با آنکه این کتاب را بهترین و متقن‌ترین تألیف رجالی از نظر جامعیت و گردآوری اقوال رجالیان برشمرده، بیش از دیگران از آن انتقاد کرده است وی ابتدا نقدها و تعلیقات خود را در حاشیة نسخه‌ای از این کتاب که در اختیارش بود، یادداشت می‌کرد، سپس آنها را مستقلاً نگاشت که به قاموس الرجال شهرت یافت و با همین عنوان به چاپ رسید. گفتنی است برخی با وجود همة ارزش‌های قاموس الرجال، بر لحن تند و بعضی عبارات نامناسب این کتاب خرده گرفته و آن را نقطة ضعف این اثر برشمرده‌اند.

تنقیح المقال، به همراه فهرست «نتائج التنقیح فی تمییز السقیم من الصحیح» و کتاب مقباس الهدایة فی علم الدرایة، اثر دیگر مؤلف، مجموعاً در سه جلد رحلی، در نجف چاپ سنگی شد. چاپ جدید این کتاب با استدراک و تعلیقات فرزند مؤلف، محیی الدین مامقانی از 1423 در قم آغاز و برخی مجلدات آن چاپ شده است.

------------------------

[1]. دانشنامه جهان اسلام، تنظیم از آقای حمیدرضا خراسانی، دانش پژوه دورۀ خارج مدرسه فقهی مدرسه امام محمد باقر علیه السلام.

[2]. عنوان مشهور تنقیح المقال فی احوال الرجال یا تنقیح المقال فی علم الرجال.

 
<< Start < Prev 1 2 3 4 5 6 Next > End >>

Page 2 of 6

منوی اصلی


ورود طلاب



 

آزمون ورودی مراکز تخصصی فقهی حوزه علمیه

امورطلاب و اساتید

O  امور خوابگاه مدرسه

O  امور رفاهی طلاب

O  امور رفاهی اساتید

O  تسهیلات ورزشی

O  اردوی زیارتی پژوهشی مشهد مقدس

O  امور پرورشی

O  اطلاعیه‌ها

O  ارتباط با مسوولین

معاونت آموزش

O  قوانین و مقررات آموزشی:  سطح خارج

O  معرفی اساتید:  سطح خارج

O  برنامه امتحانات:  سطح خارج

O  اطلاعیه‌های آموزشی:  سطح خارج

O  ارتباط با مسوول آمورش:  سطح خارج

O  پرسش و مباحثات علمی

O  نمونه سوالات دروس سطح

O  آیین نامه تقریرات و پژوهش های خارج

Hosting: Ilimitada Hosting Chile VPS