فعالیت های پژوهشی تقریرات سال های گذشته سال 93-94 درس اصول استاد شیخ محسن وحید جلسه59یکشنبه93/11/19 اجتماع امر و نهی /عبادات مکروهه /بررسی روایت عبدالله بن سنان
جلسه59یکشنبه93/11/19 اجتماع امر و نهی /عبادات مکروهه /بررسی روایت عبدالله بن سنان PDF Print E-mail

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و اللعن علی اعدائهم اجمعین الی یوم الدین

دوشنبه 19/11/93

خلاصه مباحث گذشته:

در جلسه گذشته کلام آقای خویی (ره) در صوم یوم عاشورا و اشکالات ایشان بر روایات نهی از صوم یوم عاشورا بیان شد و در حال بررسی روایت عبدالله بن سنان در این موضوع بودیم

ادامه کلام والد معظم دام ظله درباره روایت عبدالله بن سنان

بحث در روایت عبدالله بن سنان بود و این بحث از این جهت مهم است که به محض اینکه ما در فقه ، روایتی را به طریقی در سندش ضعف یا عدم توثیقی دیدیم رد نکنیم

نسبت به روایت عبدالله بن سنان سه مطلب بیان شد

یکی قوت متن ، دوم تعبیر به رَوی از شیخ طوسی و سوم عبارات فقها نسبت به این روایت که آن را موثق می دانستند .

مطلب چهارم

مطلب چهارم این است که بزرگان نسبت به صوم یوم عاشورا در مقام جمع بین روایات بر آمدند و طرقی را بیان کردند ، برخی بر استحباب حزنا حمل کردند ، برخی حمل بر امساک کردند ، از اینکه فقها در صدد جمع بر آمدند کشف میشود روایات مانعه را ساقط از حجیت نمی دانستند والا اگر روایت حجت نبود وجهی برای جمع نبود ، نتیجه این است که روایات دال بر حرمت به کلی ساقط نیست .

مطلب پنجم :

این روایت در کتاب مزار مشهدی سند دارد و سندی که در این کتاب هست تام است و از اینجا وجه اینکه شیخ طوسی فرمود "رَوی" هم معلوم می شود

أَخْبَرَنَا الشَّيْخُ الْفَقِيهُ الْعَالِمُ عِمَادُ الدِّينِ مُحَمَّدُ بْنُ أَبِي الْقَاسِمِ الطَّبَرِيُّ قِرَاءَةً عَلَيْهِ وَ أَنَا أَسْمَعُ فِي شُهُورِ سَنَةِ ثَلَاثٍ وَ خَمْسِينَ وَ خَمْسِمِائَةٍ بِمَشْهَدِ مَوْلَانَا أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِ، عَنِ الشَّيْخِ الْمُفِيدِ أَبِي عَلِيٍّ الْحَسَنِ بْنِ مُحَمَّدٍ، عَنْ وَالِدِهِ الشَّيْخِ أَبِي جَعْفَرٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ، عَنِ الشَّيْخِ الْمُفِيدِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ مُحَمَّدِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ النُّعْمَانِ، عَنِ ابْنِ قُولَوَيْهِ وَ أَبِي جَعْفَرِ بْنِ بَابَوَيْهِ، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَعْقُوبَ الْكُلَيْنِيِّ، عَنْ عَلِيِّ بْنِ إِبْرَاهِيمَ، عَنْ أَبِيهِ، عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ، عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ، قَالَ: دَخَلْتُ عَلَى سَيِّدِي أَبِي عَبْدِ اللَّهِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَلَيْهِمَا السَّلَامُ فِي يَوْمِ عَاشُورَاء[1]

این سند تمام است و جای مناقشه ندارد . عماد الدین محمد بن ابی القاسم طبری مشکلی ندارد و دقت در این روایت بسیار است که رواة بیان می کردند "خواندیم و شنیدیم" و بعد هم پسر مرحوم شیخ طوسی است و بعد هم خود شیخ طوسی است و بعد هم مرحوم کلینی است که هیچ کدام نقصی  ندارند و سند تمام است

بحثی که هست نسبت به خود مرحوم مشهدی و کتاب مزار کبیر است  ، مرحوم آقای خویی (ره)  در معجم بحث کردند که این کتاب یکی از کتبی است که مثل کامل الزیارات و تفسیر قمی به جهت رجالش مورد وثوق است به خاطر تعبیری که در مقدمه کتاب آورده اند حتی تعبیر ایشان اهم از تعبیر در کامل الزیارات است :

فَإِنِّي قَدْ جَمَعْتُ فِي كِتَابِي هَذَا مِنْ فُنُونِ الزِّيَارَاتِ لِلْمَشَاهِدِ الْمُشَرَّفَاتِ، وَ مَا وَرَدَ فِي التَّرْغِيبِ فِي الْمَسَاجِدِ الْمُبَارَكَاتِ وَ الْأَدْعِيَةِ الْمُخْتَارَاتِ، وَ مَا يُدْعَى بِهِ عَقِيبَ الصَّلَوَاتِ، وَ مَا يُنَاجَى بِهِ الْقَدِيمُ تَعَالَى مِنْ لَذِيذِ الدَّعَوَاتِ فِي الْخَلَوَاتِ، وَ مَا يُلْجَأُ إِلَيْهِ مِنَ الْأَدْعِيَةِ عِنْدَ الْمُهِمَّاتِ، مِمَّا اتَّصَلَتْ بِهِ مِنْ ثِقَاتِ الرُّوَاةِ إِلَى السَّادَاتِ.[2]

البته نسبت به خود شخص و کتابش بحث است و مرحوم آقای خویی (ره) اشکالاتی مطرح کرده است و از اشکالات مرحوم خویی (ره) جواب دادند

به نظر ما کتاب تام است و سندش اشکالی ندارد

مطلب ششم :

سید بن طاووس این روایت عبدالله بن سنان را با سند نقل می کند

مَا رَوَيْنَاهُ بِإِسْنَادِنَا إِلَى عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جَعْفَرٍ الْحِمْيَرِيِّ قَالَ حَدَّثَنَا الْحَسَنُ بْنُ عَلِيٍّ الْكُوفِيُّ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْحَضْرَمِيِّ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ قَالَ: دَخَلْتُ‏ عَلَى‏ مَوْلَايَ‏ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ ع يَوْمَ عَاشُورَاءَ... [3]

سندی که سید بن طاووس به حمیری در کتبش نقل کرده متعدد است ، یکی از آن طرق این است :

اخبر نا ابو عبدالله احمد بن محمد بن حسن بن عباس  رحمه الله قال حدثنا احمد بن محمد بن یحیی العطار عن عبدالله بن جعفر الحمیری

بنابراین این روایت به دو سند صحیح نقل شده است

تا اینجا روایت ، روایتی شد که به نظر ما به گونه ای نیست که بخواهیم بر طبقش فتوی بدیم اما نمی توان از این روایت هم گذشت ، یعنی اینطور نیست که به حساب نیاوریم و به کلی طرح کنیم

تا اینجا نسبت به روایت عبدالله بن سنان روشن شد که مطلب قوی است .

جهات دیگری هم هست که مضمون روایات مانعه را تقویت می کند . یک جهت ، مداومت ائمه علیهم السلام و سیره متشرعه بر ترک صم عاشورا ، با توجه به این که مداومت بر ترک ندارند ، دو خصوصیت در ائمه هست یکی اینکه مداومت بر انجام مکروه نداشتن ولی گاهی ممکن است انجام بدهند برای بیان جواز عمل ،و دیگر اینکه مداومت بر ترک مستحب نداشتند این هم تقویت می کند که حزازت و منقصت در صوم عاشورا بوده است

نتیجه بحث این می شود که به نظر ما از نظر اطمینان شخصی ، وثوق شخصی حاصل است به روایات مانعه از صوم یوم عاشورا ،

با توجه به وثوق شخصی ببینیم آیا در مقام با روایات مجوزه ، که ان هم متعدد بود چه باید کرد ؟

دو بیان برای تقدم روایات نهی

دو مرحله را در اینجا طی می کنیم

مرحله اول :

حجت شدن یک روایت متوقف بر سه امر است ، اصالت السند و الظهور والجهة

مقصود از اصاله السند این است که سند روایت بر حسب مبنای در اصول تمام باشد اگر مبنا حجیت صحیحه است باید علاوه بر وثاقت ، امامی هم باشند و اگر خبر ثقه است مذهب مشکلی ندارد

دوم اصاله الظهور است که باید ظهور تمام باشد

سوم اصاله الجهه است که نباید تقیه باشد

زمانیکه به روایات باب مراجعه می کنیم مشاهده می شود روایات مجوزه موافق است هم با کتب فقهی عامه هم روایات عامه ، و خود این روایات حتی در تعبیر ، جهت صدور را سست می کند ، زیرا اصاله الجهه بر اساس سیر ه عقلائیه حجت است . یعنی وجه اینکه ما کلام مولی را بر بیان حکم واقعی می کنیم نه تقیه سیره عقلاییه است  و مستند دیگری نداریم . پس انسان باید ظروف را در نظر بگیرد ، ظرفی را در نظر بگیرید که پسر پیامبر را به آن وضع فجیع ب هشهادت می رسنند به  به عنوان اینکه خارج از دین و اسلام است و اهل بیت را هم آنطور به اسارت می برند و در این روزگار شکرا برای قتل خارجی روزه می گرفتند اگر عقلا در چنین ظرفی واقع شوند و مطلبی از مولاشون برسه که در چنین محیطی باشد و از آن طرف مطلبی بگوید که موافق با کتب عامه با شد عقلا می گویند تقیه ای است .

یکی از روایت این بود که صوم یوم عاشورا کفاره سنه است . در کتب مغنی ابن قدامه امده است که صیام یوم عاشورا کفاره سنة است

با توجه باین که مدرک اصاله الجهه سیره عقلا ست و کلامی از مولی صادر شده که موافق با دولت حاکم است لذا در این صورت اصاله الجهه یا قطعا ساقط است یا لا اقل مورد تردید است و با تردید هم نمی توان به اصاله الجهه تمسک کرد . لذا با این بیان اصل اقتضا برا ی حجیت روایات جواز صوم نداریم از اینجا معلوم می شود کلام صاحب حدائق که حمل بر تقیه کرد کلامی وجیه می باشد .

مرحله دوم

این است که سلمنا اصاله الصدور در وایات دال بر استحباب تمام است در این صورت تعارض لازم می اید

بین صوموا و لا تصوموا تعارض لازم می اید ، و باید اعمال قواعد تعارض را کرد ، در اعمال قواعد تعارض شکی نیست ،یکی از مرجحات شهرت روایی است و روایات مانعه شهره روایی داشت ، مرجح دوم مخالفت با عامه است پس باید اخذ به روایات دال بر حرمت صوم یوم عاشورا است

پس از نظر فنی باید فتوی به حرمت بر صوم یوم عاشورا داد اما به خاطر فتوای مشهور احتیاط می کنیم

نکته آخر

خود مرحوم آقای خویی (ره) در کتاب فتوایی حکم به کراهت کرده است

 


[1]-مزار الکبیر ص 473

[2] -مزار الکبیر ص 27

[3] - اقبال الاعمال ج2 ص 568

 

Add comment


Security code
Refresh

منوی اصلی


ورود طلاب



 

آزمون ورودی مراکز تخصصی فقهی حوزه علمیه

امورطلاب و اساتید

O  امور خوابگاه مدرسه

O  امور رفاهی طلاب

O  امور رفاهی اساتید

O  تسهیلات ورزشی

O  اردوی زیارتی پژوهشی مشهد مقدس

O  امور پرورشی

O  اطلاعیه‌ها

O  ارتباط با مسوولین

معاونت آموزش

O  قوانین و مقررات آموزشی:  سطح خارج

O  معرفی اساتید:  سطح خارج

O  برنامه امتحانات:  سطح خارج

O  اطلاعیه‌های آموزشی:  سطح خارج

O  ارتباط با مسوول آمورش:  سطح خارج

O  پرسش و مباحثات علمی

O  نمونه سوالات دروس سطح

O  آیین نامه تقریرات و پژوهش های خارج

Hosting: Ilimitada Hosting Chile VPS