فعالیت های پژوهشی تقریرات سال های گذشته سال 93-94 درس اصول استاد شیخ محسن وحید جلسه 54 یکشنبه 93/11/12 اجتماع امر و نهی /عبادات مکروهه /کلام مرحوم نائینی (ره) در عبادات مکروهه
جلسه 54 یکشنبه 93/11/12 اجتماع امر و نهی /عبادات مکروهه /کلام مرحوم نائینی (ره) در عبادات مکروهه PDF Print E-mail

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و اللعن علی اعدائهم اجمعین الی یوم الدین

یکشنبه 12/11/93

خلاصه مباحث گذشته :

در جلسه گذشته بیان کردیم که از حیث ادله ، روایات دال بر عدم جواز ، دلالت قوی بر حرمت دارند و قابل حمل بر کراهت نیستند و چون ما در تعارض بین ادله قائل به تخییر شدیم در ما نحن فیه نیز جانب نهی را به خاطر تعابیر در روایات نهی ، مقدم می کنیم .

در ادامه مقدمه بیان مرحوم نائینی (ره) در عبادات مکروهه مطرح شد که ایشان بین نذر در مستحبات و استیجار بر عمل مستحبی فرق گذاشتند .

کلام مرحوم نائینی (ره) در صوم یوم عاشورا ( ونوافل مبتدئة ) :[1]

خلاصه مقدمه مرحوم نائینی (ره) :

فرقی اساسی بین تعلق نذر به عمل مستحب و اسیجار بر عمل مستحب است .

در نذر عملی مستحب _ مثل نافله  شب _ متعلق نذر و عمل مستحبی واحد است ؛ یعنی متعلق مستحب ، نافله شب است و متعلق نذر هم نافله شب است ، پس نافله شب مجمع بین وجوب و استحباب می شود که اجتماع ضدین لازم می آید ، ولی این  اشکال با اندکاک مستحب در واجب حل می شود .

اما در استیجار عمل مستحبی متعلق عمل مستحب غیر از متعلق وجوب وفاء به اجارة است ، لذا اصلا اجتماع دو حکم در موضوع واحد لازم نمی آید تا به دنبال راه حل بگردیم ؛ مثلا موضوع عمل مستحبی حج مستحبی است و موضوع وجوب ، نیابت از غیر است که دو فعل است و دراین صورت اجتماع ضدین در شی واحد نیست .

مانحن فیه (صوم یوم عاشورا ) نیز از قسم دوم می باشد یعنی متعلق استحباب صوم عاشورا است و متعلق کراهت و نهی ، تعبد به این عبادت است ، بنابر این موضوع دو تاست . یعنی اگر شخص  خود را مثل آل ابی سفیان متعبد به صوم عاشورا بداند این مبغوض مولی است .

افتراق کلام مرحوم نائینی (ره) با کلام مرحوم شیخ انصاری (ره)  در این است که ، مرحوم شیخ انصاری (ره) کراهت صوم یوم عاشورا را به ارجحیت ترک و استحباب ترک صوم برگرداند و فرمود صوم راجح است و ترک صوم ارجح می باشد،  لذا مقدم شده است ، اما مرحوم نائینی (ره) نهی را به امر بر نگرداندند و بر معنای اصطلاحی دانستند ولیکن متعلق امر ونهی را دو چیز کردند ، و توضیح دادند اگر نهی تحریمی بود استحباب ساقط می شد اما چون نهی تنزیهی است استحباب باقی می ماند [2]

اشکالات بر کلام مرحوم نائینی (ره)

اشکال اول:

اشکال اول به اصل نظریه اندکاک است و که اندکاک در احکام را قبول نداریم ، زیرا مورد اندکاک امور ذات مراتب است و در امور ذات مراتب ضعیف در قوی مندک می شود مثل نورضعیف که در نور قوی مندک می شود ، مورد بحث در مانحن فیه احکام است و در حکم انظار مختلف است :

نظریه مرحوم عراقی (ره) این است که حکم در وجوب و استحباب اراده مبرزه است و در حرمت و کراهت ، کراهت مبرزه است . اندکاک بنابر این نظریه معنا دارد زیرا اراده از امور صفات نفسانیه است که ذات مراتب است پس اندکاک معقول است .

اما بر غیر نظریه عراقی حقیقت حکم امری اعتباری است و در امور اعتباری تشکیک راه ندارد ، بنابر این اندکاک هم در آنها راه ندارد . مثلا به نظر مرحوم آخوند (ره)  وجوب انشاء طلب است در وعا اعتبار ، بر مسلک مرحوم خویی اعتباربعث بر ذمه مکلف است و بر مسلک والد معظم وجوب ، اعتبارِ بعث است که یک امر اعتباری است ، پس روی اکثر مبانی احکام امور اعتباریه هستند و تشکیک درآنها راه ندارد ، زیرا اعتبار شدت و ضعف ندارد اگر چه در معتبَر شدت و ضعف وجود دارد لذا اساسا انفکاک در احکام معقول نیست . نسبت به معتبَر هم شدت و ضعف معقول است نه تشدد و تضعف و آنچه در اندکاک جاری است  تشدد میباشد .( تارة مولی معتبَر را شدید  اعتبار می کند و تارة معتبر را ضعیف اعتبار می کند ولی اینگونه نیست که معتبَر ضعیف به قوی برسد ، اما در اندکاک مرتبه ضعیف به قوی تبدیل می شود  پس اصل اندکاک را قبول نداریم

اشکال دوم :

در کلام ایشان آمده بود که "یک داد و ستدی لازم می آید نافله شب تعبدیت را به نذر میدهد و وجوب را از نذر می گیرد "،  این کلام هم صحیح نیست  زیرا معالش به انقلاب است و انقلاب در احکام محال است ، عمل توصلی به این معناست که قصد قربت در آن معتبر نیست و نمی تواند تبدیل به عملی شود که قصد قربت در آن معتبر است .

اشکال سوم :

مرحوم نائینی (ره) فرمود "در بحث استیجار و نیابت اجیر ، نائب عمل را به قصد امری که متوجه به منوب عنه است اتیان می کند یعنی نائب وقتی میخواهد طواف را انجام بدهد می گوید من این طواف را انجام می دهم به قصد امری که به منوب عنه من متوجه شده است " .

این هم مورد بحث است : گاهی نیابت از حی است و گاهی نیابت از میت است . نیابت از حی ، مثل مریضی که احتمال بر طرف شدن مرض را نمی دهند ، دراینجا معقول است که بگوییم نائب قصد امر به منوب عنه را بکند ، زیرا توجه خطاب به خود شخص مریض است  زیرا امر در خود مریض می تواند اثر بگذارد و نائب قصد امری را که به منوب عنه شده را می کند ، اما در مورد میت معقول نیست بگوییم نائب طواف را به قصد امری که متوجه میت است انجام می دهد بعد از موت امری به میت متوجه نیست ، زیرا توجیه امر فعل اختیاری مولی است و فعل اختیاری  مسبوق بهداعی مولی است و داعی مولی بر توجیه امر تحریک عبد است و وقتی عبد قابل تحریک نیست توجیه خطاب معقول نیست ، یا به تعبیر مرحوم اصفهانی بین بعث و امکان انبعاث _نه خود انبعاث تضایف _ است و متضایفان متکائفان می باشند لذا در مورد میت فرمایش مرحوم نائینی (ره) قابل تصور نیست .

اشکال چهارم :

نتیجه فرمایش مرحوم نائینی (ره) در صوم یوم عاشورا این شد که " متعلق را نفس صوم قرار دادند و متعلق نهی را تعبد به صوم عاشورا قرار دادند "این کلام دو اشکال دارد

اشکال اول :

مستفاد از مقام اثبات و روایات تعبد به صوم یوم عاشورا نیست بلکه منهی عنه خود یوم عاشورا است

اشکال دوم

تعبیرات در روایات اصلا قابل حمل بر کراهت نیست لذا توجیه ایشان یک توجیه ثبوتی است که موافق با مقام اثبات نیست .

مثال : کتاب وسائل الشیعه کتاب الصوم ، ابواب الصوم المندوب باب 21 روایت دوم وسوم :[3]

روایت دوم :

وَ يَوْمُ فَرَحٍ وَ سُرُورٍ لِابْنِ مَرْجَانَةَ وَ آلِ زِيَادٍ وَ أَهْلِ الشَّامِ- غَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ وَ عَلَى ذُرِّيَّاتِهِمْ- وَ ذَلِكَ يَوْمٌ بَكَتْ عَلَيْهِ جَمِيعُ بِقَاعِ الْأَرْضِ خَلَا بُقْعَةِ الشَّامِ- فَمَنْ صَامَهُ أَوْ تَبَرَّكَ بِهِ- حَشَرَهُ اللَّهُ مَعَ آلِ زِيَادٍ مَمْسُوخَ الْقَلْبِ مَسْخُوطاً عَلَيْهِ

روایت سوم :

- فَتَشَاءَمْنَا بِهِ وَ تَبَرَّكَ بِهِ عَدُوُّنَا- وَ يَوْمُ عَاشُورَاءَ قُتِلَ الْحُسَيْنُ ع وَ تَبَرَّكَ بِهِ ابْنُ مَرْجَانَةَ- وَ تَشَاءَمَ بِهِ آلُ مُحَمَّدٍ ص- فَمَنْ صَامَهُمَا أَوْ تَبَرَّكَ بِهِمَا- لَقِيَ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى مَمْسُوخَ الْقَلْبِ- وَ كَانَ مَحْشَرُهُ مَعَ الَّذِينَ سَنُّوا صَوْمَهُمَا وَ التَّبَرُّكَ بِهِمَا.

که این تعابیر قابل حمل بر کراهت نیست بنابراین توجیه ایشان در عبادات مکروهه صحیح نیست

 


[1] - اجود التقریرات ج 1 ص 178 ، فوائد الاصول ج 2 ص 440

[2] - المقام بعينه يكون من هذا القبيل، حيث انّ الأمر الاستحبابي انّما يكون متعلّقا بذات الصوم في يوم عاشوراء، أو الصلاة عند طلوع الشّمس. و النّهى التنزيهي غير متعلّق بذلك، بل تعلّق بالتّعبّد بالصوم و الصلاة في ذلك اليوم و الوقت، لما في التّعبد بهما من التشبه ببني أميّة و عبدة الشمس، حيث انّ بنى أميّة لعنهم اللّه انّما كانوا يتعبّدون بصوم يوم عاشوراء و يتقرّبون به إلى اللّه، و كذا عبدة الشمس كانوا يتعبدون بعملهم في أوّل الشّمس، فيكون المنهيّ عنه بالنّهي التنزيهي هو ما كان عليه عمل أولئك، و ليس هو إلّا التّعبد، فيكون التّعبد مكروها مع كون العمل مستحبّا، إذ لا منافاة بين كراهة التّعبد و رجحان تركه و بين استحباب العمل و رجحان فعله. نعم لو كان النّهى تحريميّا، كان ذلك منافيا لاستحباب العمل، لأنّ حرمة التّعبد لا يجامع صحّة العمل. بخلاف كراهة التّعبد المتضمّن للرّخصة، فتأمل في ما ذكرناه جیدا فوائد الاصول ج2 ص 441

[3] - وسائل الشیعه ج 10 ص 460

 

Add comment


Security code
Refresh

منوی اصلی


ورود طلاب



 

آزمون ورودی مراکز تخصصی فقهی حوزه علمیه

امورطلاب و اساتید

O  امور خوابگاه مدرسه

O  امور رفاهی طلاب

O  امور رفاهی اساتید

O  تسهیلات ورزشی

O  اردوی زیارتی پژوهشی مشهد مقدس

O  امور پرورشی

O  اطلاعیه‌ها

O  ارتباط با مسوولین

معاونت آموزش

O  قوانین و مقررات آموزشی:  سطح خارج

O  معرفی اساتید:  سطح خارج

O  برنامه امتحانات:  سطح خارج

O  اطلاعیه‌های آموزشی:  سطح خارج

O  ارتباط با مسوول آمورش:  سطح خارج

O  پرسش و مباحثات علمی

O  نمونه سوالات دروس سطح

O  آیین نامه تقریرات و پژوهش های خارج

Hosting: Ilimitada Hosting Chile VPS