فعالیت های پژوهشی تقریرات سال های گذشته سال 93-94 درس اصول استاد گنجی2 147-استصحاب/تنبیهات/تنبیه پنجم: استصحاب تعلیقی-سه شنبه94/03/12
147-استصحاب/تنبیهات/تنبیه پنجم: استصحاب تعلیقی-سه شنبه94/03/12 PDF Print E-mail

باسمه تعالی

مناقشه: نادرست بودن استثناء با مبنای آخوند. 1

تنبیه پنجم: استصحاب تعلیقی.. 2

مقدمه: موضوع شناسی «تعلیق». 2

معنای استصحاب تعلیقی.. 2

خارج بودن استصحاب موضوع یا متعلق تعلیقی از محل بحث... 3

دلیل جریان استصحاب تعلیقی.. 4

مقام اول: بحث از اقتضاء جریان استصحاب تعلیقی.. 4

مشهور: وجود حکم تعلیقی شرعی.. 4

مناقشه: فقد حکم شرعی قبل از معلق علیه (محقق نائینی) 5

موضوع: استصحاب/تنبیهات/تنبیه پنجم: استصحاب تعلیقی

 

خلاصه مباحث گذشته:

در مباحث پایانی تنبیه چهارم، گذشت که مرحوم آخود استثنایی را مطرح کرد و آن موردی است که زمان قید باشد، و تعدد مطلوب محتمل باشد، در اینگونه موارد استصحاب اصل طلب جاری است.

در نظر تحقیق مناقشه شد که این استثناء مبنایی است و با مبنای مرحوم آخوند درست است، و با مبنای مدرسه نائینی و مشهور نادرست است.

وجوب، طلب بسیار اکید است؛ در داخل وقت «طلب بسیار اکید» موجود است، در خارج وقت «بسیار» می­رود و شک دارم که «طلب اکید» همچنان باقی است یا نه! استصحاب می­کنیم طلب اکید را.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مناقشه: نادرست بودن استثناء با مبنای آخوند

دیروز استثنای مرحوم آخوند را درست دانسته و توجیه کردیم، لکن استنثای ایشان نادرست است و استصحاب ثابت نمی­کند که در خارج وقت عمل واجب است.

قدما، وجوب را مرکب می­دانند، ذو المرتبه نمی­دانند، وجوب یعنی طلب الفعل مع المنع من  الترک.

مرحوم آخوند، وجوب را طلب اکید می­داند، استحباب مرتبه­ای از طلب است و وجوب مرتبه­ی اکید است.

از باب تقریب به ذهن اگر بگوییم کف طلب وجوبی مرتبه 50 است، و طلب­های بالای مرتبه50 طلب­های وجوبی هستند، و طلب­های پایین­تر از آن طلب استحبابی هستند. و مرحوم آخوند می­فرماید: «وجوب، طلب بسیار اکید (مثلاً مرتبه70 ) است؛ در داخل وقت طلب بسیار اکید(70) موجود است، در خارج وقت بسیار (طلب مرتبه70) می­رود و شک دارم که طلب اکید (50) همچنان باقی است یا نه! استصحاب می­کنیم طلب اکید (مرتبه50) را.

لکن با مبنای مرحوم آخوند نمی­شود طلب اکید را استصحاب کرد و گفت قضاء نیاز به دلیل جداگانه ندارد. چون آنچه متیقن است طلب مرتبه 50 درجه­ای در ضمن مرتبه 70 نیست، بلکه طلب مرتبه50  متیقن است و با فرض رفتن آن مرتبه از طلب، دیگر یقین به طلب وجوبی نداریم.

بنابراین استصاب اصل طلب مانعی ندارد اما استصحاب طلب وجوبی اشکال دارد، بر این اساس قضاء نیازمند دلیل جداگانه می­باشد.

تنبیه پنجم: استصحاب تعلیقی

مقدمه: موضوع شناسی «تعلیق»

معنای استصحاب تعلیقی

استصحاب دو قسم

الف) تنجیزی

ب) تعلیقی

تعلیقی و تنجیزی، صفت به لحاظ حال موصوف هستند، مستصحب تارة حکم فعلی منجز است و گاهی حکم معلق.

استصحاب تنجیزی یعنی استصحاب حکم تنجیزی، حکمی که فعلی شده و بر چیزی معلق نیست. مثل آب متغیر به یکی از اوصاف ثلاثة، فعلیت حکم با فعلیت موضوع است با جمیع خصوصیات دخیل در موضوع. ماء متغیر باحد اوصافه الثلاثة، این آب نجس است. و تغیر رفت، استصحاب تنجس می­کنیم. قدر متیقن مباحثی که گفته شد این استصحاب است.

استصحاب تعلیقی یعنی استصحاب حکم (مستصحب) تعلیقی است. چون موضوع محقق شده، العنب اذا غلی یحرم، حرمت حکم تعلیقی است . چون تعلیقی است. حال قبل تحقق موضوع عنب تبدیل به کشمش شد، و شک کردیم کشمش هم اذا علی یحرم یا نه! عنب بودن و کشمش بودن از حالات است، مستصحب حکم تعلیقی است. و آن را می­خواهیم جر کنیم به زمان شک، حکم تعلیقی است و انشاء است به فعلیت نرسیده است.

استصحاب تعلیقی: یعنی مستصحب حکم تعلیقی و انشائی است که به فعلیت نرسیده، آن حکم را که به فعلیت نرسیده جر کنیم به حال شک تا اگر زبیب غلیان کرد آن هم حرام شود.

خارج بودن استصحاب موضوع یا متعلق تعلیقی از محل بحث

تعلیق تارة در حکم است، اخری در متعلق حکم یا موضوع حکم است.

متعلق: ما طُلِب ایجادُه، مانند «اکرام». افعال غالبا متعلق­اند.

موضوع: ما فُرِض وجودُ، مانند «خمر». امور خارجیه غالبا موضوع­اند.

مرحوم شیخ انصاری در جایی که مستصحب، موضوع تعلیقی یا متعلقِ تعلیقی است فرمود: استصحاب فایده ندارد. مثلاً شک دارد که آیا وقت باقی است یا نه! چون استصحاب بقاء وقت ثابت نمی­کند نماز شما در وقت است. آقا ضیاء فرمود: استصحابی جاری می­کنیم که این مشکله را نداشته باشد، این مکلف قبلاً نماز می­خواند کان فی الوقت، این استصحاب موضوع معلق است. الان شک دارم باز قضیه تعلیقیه ادامه دارد یا نه. استصحاب: لو صلیت لبقیت صلاتک فی الوقت.

استصحاب آقا ضیاء، استصحاب تعلیقی است. اما تعلیق در متعلق، حکم به چیزی متعلق نشده ـ به خلاف اذا غلی که  حرمت متعلق به غلیان است ـ اگر قبلاً

در موضوعات؛ اذا غسل فی الماء الکر طهر، حکم به طهارت وقتی است آب کر باشد، آب کر بود شک دارم کر بود یا نه، استصحاب کریت میکنم. این استصحاب تنجیزی.

استصحاب تعلیقی در موضوعی یعنی شک داریم آب کر است یا نه، می­گوییم اگر در این آب می­شستیم لکان الغَسل فی الکر، الآن هم کذاک اگر بشویی لکان الغسل فی الکر فیطهر.

محط کلام علماء استصحاب در حکم تعلیقی است، و این عمده کلام است که آیا استصحاب حکم تعلیقی جاری است یا نه! و اما استصحاب در متعلق تعلیقی یا موضوع تعلیقی، در نظر مختار این هیچ وجهی ندارد.  مشهور است که اگر استصحاب تعلیقی را قبول کنیم در احکام قبول داریم نه متعلقات و موضوعات.

فرق بین احکام و بین متعلقات و موضوعات آن است که در حکم شارع جا دارد که گفته شود: شارع که فرموده: العنب اذا غلی یحرم، و کسی ادعا می­کند خطاب شرع را استصحاب می­کنیم. اما در متعلقات خطاب شرع نداریم، لامحالة حکم عقل محض است، انتزاع عقل است. اگر قبلاً نماز می­خواندم لوقعت فی الوقت، این به خاطر تکوین است. وقت بود و فعل در وقت صادر شود، لامحالة در وقت واقع می­شد. این شرعی نیست انتزاع عقل است. هکذا در موضوعات، اگر قبلاً می­شستم ، شستن با آب کر بود، این ربطی به استصحاب ندارد، علما: اگر استصحاب تعلیقی درست باشد، دراحکام مجال دارد، نه در متعلقات، نه در موضوعات.

آخوند: بدیهی است که در موضوعات هم استصحاب تعلیقی جاری است.

بعد از آخوند، آقا ضیاء هم فرموده: نماز مربوط به شارع است لو صلی لکان فی الوقت این هم مربوط به شارع است چون او فرمود که نماز را در وقت بخوان. هر دو ناصواب است. ما ندیدیم که آخوند در فقه استصحاب را در موضوع تعلیقی را جاری کند، اما آقا ضیاء به وفور استصحاب تعلیقی را هم در متعلقات و هم در موضوعات جاری کرده­است و تبعه مرحوم حکیم.

سیظهر، اگر استصحاب تعلیقی مجال داشته باشد. در احکام مجال دارد، در متعلقات و موضوعات مجال ندارد. قضیه تعلیقه که مربوط به شرع است  اگر در احکام مورد قبول باشد، در متعلقات و موضوعات، مورد قبول نیست، قضیه در متعلقات و موضوعات قضیه عقلیه بته است، و ربطی به شارع ندارد.

دلیل جریان استصحاب تعلیقی

اشکال استصحاب تعلیقی آن است که مستصحب تعلیقی، امر شرعی نیست، العنب اذا غلی یحرم، این قضیه تعلیقیه حکم شارع نیست، آنچه از شارع صادر شده است جعل حرمت است در فرض غلیان، شارع حرمت را جعل کرده برای عصیر عنبی اذا غلی، حقیقت قضیه تعلیق حرمت عند الغلیان است و حرمت عند الغلیان متیقن نیست، چون غلیان محقق نشده است، آنجه یقینی است قضیه تعلیقیه «العنب اذا غلی یحرم» است. و این قضیه تعلیقیه امر شرعی نیست. وقتی امری شرعی نبود، استصحاب مجال ندارد.

مرحوم آخوند در صدد رفع اشکال است. و ما برای استیفای بحث در دو مقام بحث می­کنیم:

مقام نخست: مرحله اقتضاء، استصحاب مقتضی دارد یا نه؟

مقام دوم: اگر مشکله را حل کردیم آیا استصحاب تعلیقی مانع دارد یا نه؟

آخوند در هر دو مقام وجود مقتضی و فقد مانع بحث کرده است.

مقام اول: بحث از اقتضاء جریان استصحاب تعلیقی

مشهور: وجود حکم تعلیقی شرعی

نظر مشهور آن است که استصحاب مقتضی دارد. ایشان مشکله را قبول ندارند. در نزد ایشان قضیه تعلیقیه، حکم شرعی است. ایشان برای حکم دو مرحله درست می­کنند، یک حکم انشائی یک حکم فعلی، «العنب اذا غلی یحرم» حکم انشائی شارع است. یقین داشتیم به حکم شارع در حال عنبیت، حال عنب ذبیب شد شک داریم حکم انشائی موجود است یا نه! آن را استصحاب می­کنیم. شیخ و آخوند حول حل این مشکله سخن گفتند. علمین: قضیه تعلیقه خود حکم شرعی است

مرحوم شیخ انصاری قدس سره : چون «ثبوت کل شیئ بحسبه»، ثبوت حکم فعلی به ثبوت موضوع است و ثبوت حکم انشائی به قضیه تعلیقیه است.

مرحوم آخوند علیه الرحمة : حکم تعلیقی موجود است و یک چیز است. منبه: شما عنب و رمان را مقایسه کن، رمان و عنب غلیان نکرده­اند اما عنب قبل غلیان حکمی دارد «اذا غلی یحرم». رمان چینن حکمی ندارد. پس قبل از غلیان استصحاب تمام است.

مشکل: استصحاب تعلیقی جاری نیست. چون قضیه تعلیقیه حکم شارع نیست.[1]

جواب آخوند: همین تعلیقیه حکم شارع است. اگر عنب زبان باز کند می­گوید من حکم دارم و آن این است که اگر ذبیب شوم حرام می­شوم. عنب زبان داشته باشد، می­گوید من حکم دارم. [2]

مناقشه: فقد حکم شرعی قبل از معلق علیه (محقق نائینی)

مرحوم محقق نائینیعبیه الرحمة: ما قبل غلیان چیزی نداریم، آنچه داریم، حرمت عند الغلیان است، آنچه جعل می­شود حکم فعلی است، حکم انشائی یعنی انشاء الآن است و منشأ فعلی است. العنب اذا غلی یحرم، یعنی فرض کرده وجود غلیان، در فرض وجود غلیان فرموده من حرمت دارم. الآن حرمت در فرض وجود است، دو چیز نیست، یک چیز است، جعل الآن است. نکته: آنچه الآن هست عبارت است از جعل، و جعل اثر ندارد و انچه اثر دارد مجعول است که داعویت و زاجریت دارد. جعل الآن است و یقینی است، در جعل شک نداریم، نائینی: قبل فعلیت موضوع، خطابی نداریم.

منبه: فقیر که برخود کند با «لله علی الناس حج البیت» می­گوید آیه مربوط به ما نیست. ارتکاز بر این است که حکم انشائی به عنوان اینکه من خطابی دارم، انسان تا داخل موضوع نشود، ارتکازش نمی­پذیرد که حکمی دارد.

این امر عرفی ارتکازی سبب شده که از مشهور و مرحوم شیخ و مرحوم آخوند جواب بدهد و  با تحلیل بگوید: قبل فعلیت موضوع وجوب وجودی ندارد.

ادامه بحث را ملاحظه بفرمایید.

 


[1] کفایة الأصول 2/239 و توهم أنه لا وجود للمعلق قبل وجود ما علق عليه فاختل أحد ركنيه فاسد.

[2] کفایة الأصول 2/240 فاسد فإن المعلق قبله إنما لا يكون موجودا فعلا لا أنه لا يكون موجودا أصلا و لو بنحو التعليق كيف و المفروض أنه مورد فعلا للخطاب بالتحريم مثلا أو الإيجاب فكان على يقين منه قبل طرو الحالة فيشك فيه بعده‏

 

Add comment


Security code
Refresh

منوی اصلی


ورود طلاب



 

آزمون ورودی مراکز تخصصی فقهی حوزه علمیه

امورطلاب و اساتید

O  امور خوابگاه مدرسه

O  امور رفاهی طلاب

O  امور رفاهی اساتید

O  تسهیلات ورزشی

O  اردوی زیارتی پژوهشی مشهد مقدس

O  امور پرورشی

O  اطلاعیه‌ها

O  ارتباط با مسوولین

معاونت آموزش

O  قوانین و مقررات آموزشی:  سطح خارج

O  معرفی اساتید:  سطح خارج

O  برنامه امتحانات:  سطح خارج

O  اطلاعیه‌های آموزشی:  سطح خارج

O  ارتباط با مسوول آمورش:  سطح خارج

O  پرسش و مباحثات علمی

O  نمونه سوالات دروس سطح

O  آیین نامه تقریرات و پژوهش های خارج

Hosting: Ilimitada Hosting Chile VPS