تنبیه هشتم مفهوم شرط (تداخل اسباب و مسببات) PDF Print E-mail

باسمه تعالی

هیچ ورودی فهرست مطالب یافت نشد.

موضوع: مفاهیم/مفهوم شرط /تنبیه هشتم

 

خلاصه مباحث گذشته:

در تنبیه هفتم تعارض بین دو جمله شرطیه در صورت تعدد شرط و اتحاد جزاء حل شد

 

 

 

 

متن تقریر ...

تنبیه هشتم: تداخل اسباب و مسببات

قبل از شروع اصل بحث باید ذکر شود که تداخل اسباب و مسببات فرع دلالت جمله بر مفهوم نمی‌باشد حتی اگر حکم با جمله حملیه بیان شده باشد بازهم بحث از تداخل اسباب و مسببات جاری است و حتی این بحث در مواردی که موضوع یک حکم تکرار شود هم جاری است مثل اینکه مکلف دو بار آیه‌‌ای که سجده واجب دارد را قرائت کند

اما مناسبت ذکر این بحث ذیل مباحث مفاهیم این است، در مواردی که شرط متعدد و جزاء واحد باشد موضوع بحث تداخل حاصل می‌شود و اگر قائل به مفهوم شرط شویم بین منطوق یکی از دو دلیل و مفهوم دیگری تعارض واقع می‌شود و حل این تعارض موضوع تنبیه قبل بود و از جهتی همین مورد موضوع بحث تداخل است که اگر هر دو شرط حاصل شد آیا جزاء متعدد است یعنی مکلف دو برا باید امتثال کند یا جزاء واحد است

نسبت منطقی بین تنبیه هفتم و هشتم

بین بحث تداخل که موضوع تنبیه هشتم است و بحث تعارض بین مفهوم و منطوق جمله‌های شرطیه‌ای که شرط متعدد و جزاء ‌واحد است که موضوع تنبیه هفتم بود از نظر مورد رابطه عموم خصوص من وجه وجود دارد و مورد افتراق تنبیه هفتم موردی است که جزاء قابل تکرار نباشد مثل «إذا خفی الأذان فقصر» و «إذا خفیت الجدران فقصر» در این مثال جزاء که وجوب قصر است قابل تکرار نیست زیرا مسلم است که فقط یک وجوب قصر به عهده مکلف است پس اصلا بحث تداخل معنی ندارد

اما مورد افتراق تنبیه هشتم مواردی است که دال بر حکم شرعی مفهوم نداشته باشد مثل جمل حلمیه

و مورد اجتماع دو بحث هم جمله‌هایی است که مفهوم داشته باشند و جزاء قابل تکرار باشد مثل « إذا أفطرت فکفر» و « إذا ظاهرت فکفر» که در اینگونه موارد که مصداق برای هر دو بحث می‌باشد اجتماع دو تعارض هم عرض وجود دارد که هر کدام سه طرف دارند و یک طرف بین این دو اجتماع مشترک است

اما تعارض در بحث مفهوم بین اطلاق واوی در منطوق  که دال بر علیت تامه است و إطلاق أوی که إثبات مفهوم می‌کند و اطلاق حکم در جزاء که اثبات سنخ الحکم می‌کند

و تعارض در بحث تداخل نیز سه طرف دارد طرف اول ظهور جمله شرطیه در استقلالی بودن شرط برای جزاء است که اطلاق واوی منطوق است و دال بر عدم تداخل است و اطلاق متعلق که دال بر تداخل است و طرف سوم اطلاق متعلق در جزاء که ظهور در علیت شرط برای اصل حکم دارد نه علیت شرط برای مرتبه شدیده حکم که اطلاق واوی در این دو تعارض مشترک است و اگر اطلاق واوی را مقید کردیم تعارض در هر دو بحث مرتفع می‌شود و همانطور که عرض شد تعارض در این دو بحث هم عر ض می‌باشد و هیچ کدام در طول دیگری نیست زیرا اگر جمله شرطیه مفهوم نداشته باشد باز هم تعارض در بحث تداخل وجود دارد و اگر تعارض در بحث تداخل را حل کنیم تعارض در تنبیه هفتم حل نمی‌شود و حل دو تعارض به واسطه تقیید اطلاق واوی به خاطر طولی بودن آنها نیست بلکه چون یک ظهور در هر دو تعارض دخیل است با رفع ید از آن ظهور مسلما هر دو تعارض حل می‌شوند

معنای تداخل اسباب و مسببات

مراد از تداخل اسباب این است که هر کدام از دو سبب یا موضوع مستلزم فعلی شدن یک حکم مستقل شود پس در حقیقت تداخل در اسباب به معنای تداخل در جعل است که مسبب از شرط یا موضوع است

و مراد از تداخل در مسببات این است که دو حکم و دو جعل آیا به یک امتثال ساقط می‌شوند که در واقع تداخل در مرحله امتثال است

شروط بحث تداخل

برای اینکه موارد تعدد شرط یا موضوع و اتحاد حکم داخل در بحث تداخل شوند باید حائز سه شرط باشند

اول: جزاء یا حکم قابل تکرار باشد

همانطور که قبلا گفته شد اگر جزاء قابل تکرار نباشد اصلا بحث از تداخل بی معنی است پس وجوب قصر یا ملاقات شیئ متنجس با نجس که باعث تنجس دوباره شیئ نمی‌شود یعنی در واقع تنجس دوباره متنجس معنی ندارد داخل در بحث تداخل نیست مگر اینکه در برخی موارد ملاقات دوباره حصول یک نجاست اشد شود اما بحث کفاره ظهار یا افطار که قابل تکرار است داخل در تنبیه هشتم می‌باشد

و برخی احکام وضعی نیز داخل در تنبیه هشتم هستند چون حکم قابل تکرار است مثل حق خیار یا حق قصاص که قابل تکرار هستند هر چند از جهت فعل فقط یک بار امکان اعمال حق فسخ باشد اما حکم که حق خیار است تکرار می‌شود و اثر آن در اسقاط یک حق خیار و بقاء بقیه آنها ظاهر می‌شود

پس ملاک امکان یا عدم امکان تعدد حکم است چه حکم وضعی باشد چه حق غیر باشد چه حق الله باشد و مثال حقوق الله که قابل تکرار نیست مثل حکم اعدام برای صاب النبی که مثلا دو بار صب کرده و مسلم است اعدام یک نفر دو بار معنی ندارد پس داخل در بحث نمی‌شود اما اگر کسی مرتد ملی باشد و صب هم کرده باشد در این صورت تکرار حکم برای او معنی دارد زیرا حکم اعدام از جهت ارتداد با توبه قابل رفع است اما حکم صب علی أی حال باقی است و از جهت این دو اثر متفاوت همین دو حکم قابل تکرار هستند پس داخل در بحث ما می‌شوند

دوم: سبب و موضع حکم قابل تکرار باشد

یعنی صرف الوجود نباشد که اگر قابل تکرار نباشد عدم جریان بحث تداخل واضح است مثل افطار روزه که فقط یک بار واقع می‌شود به این معنی که اگر با افطار روزه خود را باطل کرد دیگر روزه نبوده که بتوان گفت افطار مکرر شده است

سوم: دلیل خاص بر تداخل وجود نداشته باشد

مثل بحث غسل که دلیل خاص بر رفع احداث متعدد با یک غسل وجود دارد

 

Add comment


Security code
Refresh

منوی اصلی


ورود طلاب



 

آزمون ورودی مراکز تخصصی فقهی حوزه علمیه

امورطلاب و اساتید

O  امور خوابگاه مدرسه

O  امور رفاهی طلاب

O  امور رفاهی اساتید

O  تسهیلات ورزشی

O  اردوی زیارتی پژوهشی مشهد مقدس

O  امور پرورشی

O  اطلاعیه‌ها

O  ارتباط با مسوولین

معاونت آموزش

O  قوانین و مقررات آموزشی:  سطح خارج

O  معرفی اساتید:  سطح خارج

O  برنامه امتحانات:  سطح خارج

O  اطلاعیه‌های آموزشی:  سطح خارج

O  ارتباط با مسوول آمورش:  سطح خارج

O  پرسش و مباحثات علمی

O  نمونه سوالات دروس سطح

O  آیین نامه تقریرات و پژوهش های خارج

Hosting: Ilimitada Hosting Chile VPS