فعالیت های پژوهشی تقریرات سال های گذشته سال 92-93 درس فقه آبت الله هاشمی شاهرودی 04 - کتاب الحج (فصل اول / منکر ضروری ) - سه شنبه - 93/07/22
04 - کتاب الحج (فصل اول / منکر ضروری ) - سه شنبه - 93/07/22 PDF Print E-mail

باسمه تعالی

ارتداد:. 1

موارد عدم اسلام:. 2

وجه تسمیه عدم اسلام به کافر:. 2

روایات منکر ضروری:. 2

روایت اول: صحیحه عبدالله بن سنان. 3

نکاتی در مورد روایت: 3

فیه نظر: 3

روایت دوم: مسعده بن صدقه. 4

وجه استدلال: 4

فیه نظر: 4

اقوال در مورد مسعده: 5

روایت سوم: روایت داود رقی.. 5

فیه نظر: 5

داود کثیر الرقی.. 6

اقوال علما در مورد: 6

جمع بندی اقوال در مورد داود بن کثیر الرقی: 7

 

 

خلاصه مباحث گذشته: بحث در کفر منکر ضروری بود، آن چه در روایات آثار فقهی آمده است، بر عنوان کافر بار نشده است، بلکه اثباتا و نفیا بر اسلام بار شده است و اسلام هم با اقرار به شهادتین به صورت جدی، به دست می آید و آثار بار می گردد. گویا دخول در اسلام، از امور انشائیه و قصدیه است که با ابراز آن، شخص مقر، وارد دین اسلام شده و هویت مذهبی پیدا می کند.

موضوع: کتاب الحج/فصل 1 /کفر منکر ضروری

 

 

 

 

 

 

ارتداد:

اگر شخصی اعلام کند که من این دین را قبول ندارم، خروج از دین است که  اگر دین قبلیش اسلام بوده باشد و لو بالتبعیه، به آن ارتداد می گویند. بعضی از آثار خاص دیگر هم بر عنوان ارتداد مترتب شده است که بر کافر اولیه مترتب نمی شود.

 

موارد عدم اسلام:

1) عدم ورود در دین اسلام،

2) برگشت و اعلام خروج از دین اسلام،

3) اعلام مطلبی که به منزله انکار اقرار اولیه باشد. حال اگر ضروری دین، مثل احکام لایتجزء از اسلام را، انکار کند و بداند که انکار آن، مستلزم انکار اقرار باشد.

 

مترتب شدن عنوان کفر، مستلزم آثار نیست، چون کفر موضوع نبود، بلکه اسلام، نفیا و اثباتا مستلزم آثار می باشد.

 

وجه تسمیه عدم اسلام به کافر:

کفر به معنای ستر و جحد است  و در مطلق انکار و حجد حق و یا نعمتی به کار برده می شود، و به همین دلیل، به انکار اسلام هم، کفر می گویند. پس عنوان کفر، اعم از موضوع این آثار که خروج از اسلام است، می باشد.

کفر در روایات اگر به معنای عدم اسلام است پس آثار فقهی مورد بحث، بار می شود؛ ولی اگر دیگر معانی مقصود باشد، آثار بار نمی شود.

پس موضوع حرمت دم و ...، اسلام است که از امور وجودی است و در صورت نفی اسلام، احکام از او نفی می شود.

پس در روایات نباید به دنبال عنوان کفر باشیم، چون کفر، موضوع آثار نیست. بله، اگر در روایتی، کفر به معنای عدم اسلام باشد، آثار اسلام، نفی می شود. ولی اگر در روایتی، کفر به معنای دیگر باشد یاآثار غیر فقهی مثل عذاب را بیان کند، نمی تواند این روایت، مورد استشهاد باشد.

 

روایات منکر ضروری:

روایات مورد استدلال برای اینکه منکر ضروری، کافر است و آثار عدم اسلام، بر او مترتب می شود.

 

روایت اول: صحیحه عبدالله بن سنان

23- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ يُونُسَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنِ الرَّجُلِ يَرْتَكِبُ الْكَبِيرَةَ مِنَ الْكَبَائِرِ فَيَمُوتُ هَلْ يُخْرِجُهُ ذَلِكَ مِنَ الْإِسْلَامِ وَ إِنْ عُذِّبَ كَانَ عَذَابُهُ كَعَذَابِ الْمُشْرِكِينَ أَمْ لَهُ مُدَّةٌ وَ انْقِطَاعٌ فَقَالَ مَنِ‏ ارْتَكَبَ‏ كَبِيرَةً مِنَ الْكَبَائِرِ فَزَعَمَ أَنَّهَا حَلَالٌ أَخْرَجَهُ ذَلِكَ مِنَ الْإِسْلَامِ وَ عُذِّبَ أَشَدَّ الْعَذَابِ وَ إِنْ كَانَ مُعْتَرِفاً أَنَّهُ أَذْنَبَ وَ مَاتَ عَلَيْهِ أَخْرَجَهُ مِنَ الْإِيمَانِ وَ لَمْ يُخْرِجْهُ مِنَ الْإِسْلَامِ وَ كَانَ عَذَابُهُ أَهْوَنَ مِنْ عَذَابِ الْأَوَّلِ.

الكافي (ط - الإسلامية)، ج‏2، ص: 285

 

نکاتی در مورد روایت:

1) هر چند سائل در مورد خلود و انقطاع، سوال کرده است، اما حضرت در جواب، به خلود و انقطاع اشاره ننموده اند.

2) در روایت فوق، «اخرجه من الاسلام» آمده است و تعبیر به کفر نیامده است. و اسلام نفیا و اثباتا موضوع آثار می باشد. اگر تعبیر به کفر می آمد، مستشکل می توانست روایت را بر معانی دیگر کفر حمل کند، همانگونه که دیگر روایات، همینگونه هستند. پس با توجه به این مطلب، نمی توان اینگونه جواب داد که معانی دیگر کفر، منظور روایت می باشد، هر چند عده ای این اشکال ناصحیح را بیان کرده اند.

 

فیه نظر:

در صورتی می توان به این روایت، برای اثبات اطلاق کلمات علما تمسک نمود که روایت در صدد بیان کفر دنیوی از حیث آثار فقهی باشد، و این آثار  را برای مطلق منکر ضروری، اثبات نماید، اما:

1) نظر سائل و امام، ناظر به اسلام و کفر بعد الموت است. ( در روایت آمده که بالموت یخرجه، نه به  ارتکابش یخرجه، پس مربوط به آخرت می باشد.) و اسلام و کفر دنیا و آخرت با هم تلازم ندارند. پس این روایت بیانگر موضوع آن آثار فقهی نیست.  وَ مَاتَ عَلَيْهِ ...ِ وَ كَانَ عَذَابُهُ أَهْوَنَ مِنْ عَذَابِ الْأَوَّلِ هم ناظر به این است که مربوط به آخرت می باشد؛ و اگر روایت مربوط به آخرت نبود مطالب مرتبط با آخرت لازم نبود در روایت بیاید؛ و نیاز نبود که فرض آخرت بشود. ضمنا در زمان ائمه یکی از مسائل کلامی، کفر یا اسلام اخروی مخالفین بوده است. پس روایت ثابت نمی کند که به مجرد استحلال، آثار محل بحث، بار می شود.  که شاید مقصود از بزرگان که روایت ناظر به معنای دیگر کفر است همین باشد، هر چند در روایت عنوان کفر نیامده است، اما باز هم خروج از اسلامِ در آخرت، که خروج خاص می باشد، کفر می توان نامید.

2) در صورتی که اطلاق روایت هم پذیرفته شود و قائل شویم که روایت، شامل دنیا و آثار فقهی هم می شود،  اما چون در روایت فرض عذاب شده است و این فرض در صورتی است که کبیره را  عن علم انجام داده باشد و کبائر هم از مسلمات اسلام است، یعنی  کسی که کبیره را انجام می دهد مستحلا (هرچند زعم اعم است، اما با فرض اینکه  کبیره است و به آن هم علم دارد، پس زعم در اینجا به معنای علم می باشد یعنی می داند که از اسلام است) پس روایت در مورد جایی است که انکار یک مطلبی، مستلزم انکار شهادتین باشد، چون فرض در جایی است که می داند این مورد از اسلام است (این مورد متیقن است و نیازی به اثبات آن نیست). پس اگر جاهل باشد یا مورد اختلافی باشد، از اسلام خارج نمی شود. پس اطلاق کلام  علما (هر منکر ضروری) ثابت نمی شود.

 

روایت دوم: مسعده بن صدقه

10- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ هَارُونَ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ مَسْعَدَةَ بْنِ صَدَقَةَ ... فَقِيلَ لَهُ (ابی عبدالله) أَ رَأَيْتَ الْمُرْتَكِبُ لِلْكَبِيرَةِ يَمُوتُ عَلَيْهَا أَ تُخْرِجُهُ مِنَ الْإِيمَانِ وَ إِنْ عُذِّبَ بِهَا فَيَكُونُ عَذَابُهُ كَعَذَابِ الْمُشْرِكِينَ أَوْ لَهُ‏ انْقِطَاعٌ‏ قَالَ يَخْرُجُ مِنَ الْإِسْلَامِ (پس معلوم است که در این دنیا مسلمان است) إِذَا زَعَمَ أَنَّهَا حَلَالٌ وَ لِذَلِكَ يُعَذَّبُ أَشَدَّ الْعَذَابِ وَ إِنْ كَانَ مُعْتَرِفاً بِأَنَّهَا كَبِيرَةٌ وَ هِيَ عَلَيْهِ حَرَامٌ وَ أَنَّهُ يُعَذَّبُ عَلَيْهَا وَ أَنَّهَا غَيْرُ حَلَالٍ فَإِنَّهُ مُعَذَّبٌ عَلَيْهَا وَ هُوَ أَهْوَنُ عَذَاباً مِنَ الْأَوَّلِ وَ يُخْرِجُهُ مِنَ الْإِيمَانِ وَ لَا يُخْرِجُهُ مِنَ الْإِسْلَامِ. الكافي (ط - الإسلامية)، ج‏2، ص: 280

 

وجه استدلال:

دلالت این روایت مثل روایت قبلی می باشد. (این دو روایت، شاید یک روایت بوده اند.)

 

فیه نظر:

1و2) دو اشکال قبلی هم بر این روایت جاری می شود. ( فرض در مورد آخرت و علم می باشد.)

3) اشکال رجالی: مسعده بن صدقه به این عنوان توثیق نشده است.

 

اقوال در مورد مسعده:

1) بعضی گفته اند که عامی یا زیدی است.

2) اقای بروجردی گفته این مسعده، همان مسعده بن زیاد هست و او توثیق شده است.  (زیاد یا پدر صدقه است یا نام دیگر صدقه بوده است .)

3) نجاشی توثیق کرده است.

4) نظر استاد: در فقه قرائنی هست که نشان می دهد این دو متحد می باشند که در عباراتی هم به این مطلب تصریح شده که مفصل در کتب موسوعه اقای بروجردی مورد بحث قرار گرفته است.

 

نتیجه گیری اقوال: اگر با تتبع برای انسان، اطمینان حاصل شود که این دو، یکی هستند (که این اطمینان قابل کسب هست)، پس مسعده بن صدقه توثیق شده است. و گرنه مسعده بن صدقه به این عنوان، توثیقی ندارد.

 

روایت سوم: روایت داود رقی

رقه شهری است در مرز عراق و سوریه، که از شهرهای سوریه بوده و در اخیتار داعش است.

1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ دَاوُدَ بْنِ كَثِيرٍ الرَّقِّيِّ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع سُنَنُ رَسُولِ اللَّهِ ص كَفَرَائِضِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَقَالَ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ فَرَضَ فَرَائِضَ مُوجَبَاتٍ عَلَى الْعِبَادِ فَمَنْ تَرَكَ فَرِيضَةً مِنَ الْمُوجَبَاتِ فَلَمْ يَعْمَلْ بِهَا وَ جَحَدَهَا كَانَ كَافِراً وَ أَمَرَ رَسُولُ‏ اللَّهِ‏ بِأُمُورٍ كُلُّهَا حَسَنَةٌ فَلَيْسَ مَنْ تَرَكَ بَعْضَ مَا أَمَرَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِهِ عِبَادَهُ مِنَ الطَّاعَةِ بِكَافِرٍ وَ لَكِنَّهُ تَارِكٌ لِلْفَضْلِ مَنْقُوصٌ مِنَ الْخَيْرِ.

الكافي (ط - الإسلامية)، ج‏2، ص: 383

 

فیه نظر:

اولا در این روایت، کلمه کافر آمده است، نه خرج عن الاسلام. و آثار بر اسلام نفیا و اثباتا بار می شود.

ثانیا این روایت، نکته رجالی هم دارد. و داود کثیر الرقی محل مناقشه می باشد.

 

داود کثیر الرقی

اقوال علما در مورد:

1) رجال ‏النجاشي ص :  156

داود بن كثير الرقي: و أبوه كثير يكنى أبا خالد و هو يكنى أبا سليمان. ضعيف جدا و الغلاة تروي عنه. قال أحمد بن عبد الواحد (شیخ مرحوم نجاشی): قل ما رأيت له حديثا سديدا. له كتاب المزار

 

2) ابن غضائری:

فاسد المذهب ضعیف الروایه لایلتفت الیه

 

3) شیخ طوسی

داود بن کثیر الرقی، مولی بنی أسد، ثقه و هو من اصحاب الصادق علیه السلام (رجال الشیخ االطوسی، ص 336)

 

4) مرحوم کشی:

روایت زیادی در مدحش بیان کرده و این نکته را اضافه کرده که  امام صادق در موردش فرموده:

عن الصادق علیه السلام، قال: داوود الرقی منی بمنزله مقداد من رسول الله. یذکر الغلاه أنه من أرکانهم، و قد یروی عنه المناکیر فی الغلو و تنسب الیهم. و لم أسمع احدا من مشایخ العصابه یطعن فیه. و لا اثرت من الروایه من شی غیر ما اثبته فی هذا الباب. (روضه المتقین فی شرح من  لا یحضره الفقیه، ج 14، ص 114)

پس مقداد از اصحاب خاص پیامبر است که بر موضع حق باقی ماند. پس از اصحاب خلص امام بوده است.

 

فلذا گفته شده شهادت جرح با توثیق، تعارض و تساقط روایت از لحاظ سند قابل اعتماد نیست.

 

5) شیخ مفید در کتاب اختصاص

به سند معتبر

مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيٍّ قَالَ حَدَّثَنِي مُحَمَّدُ بْنُ مُوسَى بْنِ الْمُتَوَكِّلِ قَالَ حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى بْنِ عُبَيْدٍ عَنْ أَبِي أَحْمَدَ الْأَزْدِيِ‏ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْفَضْلِ الْهَاشِمِيِّ قَالَ‏ كُنْتُ عِنْدَ الصَّادِقِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ ع إِذْ دَخَلَ الْمُفَضَّلُ بْنُ عُمَرَ فَلَمَّا بَصُرَ بِهِ ضَحِكَ إِلَيْهِ ثُمَّ قَالَ إِلَيَ‏ يَا مُفَضَّلُ‏ فَوَ رَبِّي إِنِّي لَأُحِبُّكَ وَ أُحِبُّ مَنْ يُحِبُّكَ  ... قَالَ فَمَا مَنْزِلَةُ دَاوُدَ بْنِ كَثِيرٍ الرَّقِّيِّ مِنْكُمْ قَالَ مَنْزِلَةُ الْمِقْدَادِ مِنْ رَسُولِ اللَّهِ ص ... (الإختصاص، النص، ص: 216)

شیخ مفید در ادامه بیان کرده که داود بن کثیر از اصحاب خاص امام موسی کاظم علیه السلام می باشد. همچنین شیخ مفید در مدح داود، چنین شهادتی را داده است:إنه من اهل الورع  و العلم و ...

 

جمع بندی اقوال در مورد داود بن کثیر الرقی:

عده ای قائل شده اند که  شهادت جرح و توثیق با هم تعارض می کند که این مطلب صحیح نیست. چون روایت دیگری هم در توثیق داوود رقی هم وجود دارد.

 

Add comment


Security code
Refresh

منوی اصلی


ورود طلاب



 

آزمون ورودی مراکز تخصصی فقهی حوزه علمیه

امورطلاب و اساتید

O  امور خوابگاه مدرسه

O  امور رفاهی طلاب

O  امور رفاهی اساتید

O  تسهیلات ورزشی

O  اردوی زیارتی پژوهشی مشهد مقدس

O  امور پرورشی

O  اطلاعیه‌ها

O  ارتباط با مسوولین

معاونت آموزش

O  قوانین و مقررات آموزشی:  سطح خارج

O  معرفی اساتید:  سطح خارج

O  برنامه امتحانات:  سطح خارج

O  اطلاعیه‌های آموزشی:  سطح خارج

O  ارتباط با مسوول آمورش:  سطح خارج

O  پرسش و مباحثات علمی

O  نمونه سوالات دروس سطح

O  آیین نامه تقریرات و پژوهش های خارج

Hosting: Ilimitada Hosting Chile VPS