فعالیت های پژوهشی تقریرات سال های گذشته سال 92-93 درس اصول استاد گنجی (1) جلسه 145 دوشنبه 19/03/1393(سه فرض مرحوم نائینی و اشکالات)
جلسه 145 دوشنبه 19/03/1393(سه فرض مرحوم نائینی و اشکالات) PDF Print E-mail

بسم الله الرحمن الرحیم

جلسه 145

دوشنبه 19/03/1393...........م 11 شعبان 1435

اما فرض سوم: تمام فی موضع القصر:

مرحوم نائینی برای حل مشکل اجتماع صحت با استحقاق عقوبت، مساله را سه فرض کرده، فرض اول: جهر در مقام اخفات وبالعکس. فرض دوم: قصر فی موضع التمام، که این دو گذشت.

اما فرض سوم: تمام فی موضع القصر: نماز صحیح است از باب اینکه در حق جاهل تخییر بین القصر و التمام است. کما قال مصباح الاصول، برای عالم قصر معین است. شاهدش اینکه: اگر این جاهل اتفاقا قصر خواند. بلا اشکال نمازش صحیح است. ولی درحق جاهل خصوصیت قصر یک واجب نفسی هم هست. علاوه بر اینکه خصوصیت قصر هم یک واجب نفسی است. در قبال آن واجب نفسی دیگر. این واجب نفسی نماز واجب او را مقید به قصر نمی کند. بلکه همان جامع را واجب می کند. نظیر اینکه کسی نذر کند نمازش را در مسجد بخواند الان دو واجب دارد اصل نماز، و در مسجد خواندن، که واجب نفسی دیگر است. اگر در مسجد نخواند نمازش صحیح است چون جامع نماز واجب شده بود. و عقاب دارد چون در مسجد نیست. واجب دیگری را ترک کرده است. امکان استیفا هم نیست چون جامع واجب بوده است امرش ساقط شد.

لذا مرحوم نائینی در این سه فرض قضیه انقلاب وظیفه اولیه به وظیفه ثانویه را مطرح کرده است.

جواب مرحوم آغاضیا

آقاضیا: انقلاب حکم در حق جاهل معنی ندارد. جواب نائینی: انقلاب وصف حکم است، و عیبی ندارد که وصف حکم انقلاب پیدا کند به اختلاف علم و جهل، که اگر عالم باشید وجوب، ضمنی می شود و جاهل باشید حکم استقلالی.

استاد:

کلام مرحوم نائینی هم ثبوتا، و هم اثباتا ناتمام است.

اما ثبوتا: این تکلیف نفسی مستقل که ایشان در هر سه مساله، درست کرد، در حق جاهل معنی ندارد. چون غرض از تکلیف، رسیدن به مکلف است، و امکان داعویت است. درحالیکه می گویید: برای جاهل تکلیف مستقلی است که این هیچ وقت(در زمان جهل) به جاهل نمی رسد، و باعثیت ندارد. چنین تکلیفی معنی ندارد.

اما اثباتا: تکلیف نفسی برای جاهل، دلیل اثباتی ندارد.

اما دو شاهد نائینی: یک: جاهل یک تکلیف مستقلی دارد، فهو فریضة اولی، که دو رکعت است. و دو رکعت دیگر سنت است که به نحو ضمنی است، این شاهد ربطی به بحث ما ندارد. دو: تنظیر به نذر، هم ربطی به بحث ما ندارد. زیرا وجوب وفا اعم است از اینکه عالم باشد و یا جاهل، ولی بحث ما در جاهل است. و ادعی ایشان در قسم ثالث، که جاهل مخیر است بین قصر و تمام، هم خلاف ظاهر است. زیرا ظاهر ادله این است که قصر متعین است. خود ایشان هم در کتاب صلاه خلافش را گفته است. لذا راه مرحوم نائینی مبتلی به اشکال ثبوتی و اثباتی است.

راه چهارم: استاد (شبیه راه آخوند)

ما همان کلام آخوند را با یک بیان آخری می آوریم. آنچه واجب است کما هو ظاهر الخطابات، همان قصر است وجوبا تعیینیا. و نمازی را که جاهل آورده، به حکم روایات صحیح است. و از روایات کشف می شود که این نماز ملاک دارد. و الا «تمت صلاته و لا اعاده علیه» معنی نداشت. و مساعد اعتبار هم ملاک داشتن نماز است، زیرا ذکر، تسبیح و قرآن است. پس آنچه بر جاهل واجب واجب تعیینی است، آنی است که نیاورده، و آنی را که آورده، لااقلش این است که ملاک دارد(کما هو قدر متیقن ظاهر الخطاب)

لکن ادعای ما این است که وقتی مکلف واجد المصلحة را آورد. آن امر آخر (امر واقعی و تعینی) ساقط می شود، چون «لا اعادة علیه». «تمت صلاته » پس اینکه استیفای آن مقدار از مصلحت، امکان ندارد، بخاطر سقوط امر است، نه بخاطر تضاد بین افعال و.. ولی مولی او را عقوبت می کند، بر اینکه ملاک اتم را نیاورده است. چون خودش تعلم نکرده است. این بیان نه استبعادی دارد که راه آخوند داشت، و نه گیر راه کاشف اللغطا را دارد، و نه گیر ثبوتی و اثباتی راه نائینی را دارد.

اشکال : این راه خلاف ظاهر روایات «تمت صلاته» است چون ظاهر این روایات این است که امر داشته است. ولی خلاف ظاهر روایات «لا اعاده لها» نیست.

اولا «تمت صلاته» اطلاق دارد، با تمام هم سازگار است، از باب اینکه وافی به ملاک بوده است. ثانیا: و هو المهم، اینکه «تمت صلاته» فقط در مساله اول «الجهر موضع الاخفات» است، که ما در این فرض اصلا گیر داریم که اخفات واجب است یا نه، شاید واجب نباشد چون روایات تعارض است. و بذلک یتم الکلام در حل این مشکله که چگونه می شود هم صحیح باشد و هم دارای عقوبت.

بقی الکلام: آیا در واقع عقوبت هست یانه؟

سه بیان برای منکر استحقاق عقوبت:

بیان اول از آقای خویی: متفاهم عرفی از آهنگ روایات «تمت صلاته» و «لا اعاده علیه» عدم استحقاق عقوبت است. زیرا همین امتثال است.

استاد: در ذهن ما این است که ظاهر «لا اعادة علیه» در این سه مساله، عدم عقوبت است چه جاهل قاصر باشد یا مقصر. و ظاهر ادله وجوب تعلم(برو یاد بگیر) حاکم بر این ظاهر است. اگر مقصر هستید عقوبت داری یا بر ترک تعلم یا بر ترک واقع که دو مسلک بود.

بیان دوم از مرحوم نائینی در کتاب صلاة: جاهل محل بحث ما استحقاق عقوبت ندارد. فرموده: بر همه مردم نماز تمام واجب شده است. یک ادله ای داریم فرموده« ..الا المسافر» ادله این مساله، جاهل به حکم را از این مسافر خارج می کند می گوید الا مسافری که جاهل باشد. وقتی که از تحت الا المسافر خارج شد تحت ادله اولیه باقی می ماند که تمام واجب است. پس بر این مسافری که جاهل است همان تمام می ماند و تمام هم را که آورده است لذا وجهی برای عقوبت نیست.

در جهر و اخفات همینطور است، در نماز جهریه جهر، و این دلیل تخصیص خورده است الا الجاهل. جاهل در اطلاق باقی است که در ظرف جهل نماز را آورده است به اطلاقات عمل کرده است وجهی برای استحقاق عقوبت نیست. زیرا مخالفتی نکرده است. تم بیان نائینی.

در مساله دوم هم همین است آنجا قصر بجای تمام خوانده، ادله می گوید که تمام بخواند. یک دلیل دیگر داریم که مسافر را استثنا کرده است. از این الا المسافر استثنا است که الا مقیم عشرة ایام که این هم استثنا دارد که الا جاهل. می شود داخل مسافر و مسافر هم که تحصیص زده است اطلاقات را وظیفه این شخص همین قصر بوده است.

استاد

این کلام هم یک تالی فاسد دارد و آن اینکه این جاهل اگر بیاید اتفاقا قصر بخواند باید بگویید که نمازش باطل است. کما اشار الیه مصباح الاصول. و این گفتنی نیست. ثانیا اینکه مرحوم نائینی فرموده است که ادله محل کلام شخص جاهل را خارج می کند. از ادله وجوب قصر و نتیجه گرفته است که این شخص تحت ادله اولیه باقی می ماند این حرف نادرست است. زیرا ادله اولیه می گفت که بر همه تمام است ادله مسافر می گوید که تخصیص الا مسافر. ادله سوم که محل بحث است گفت که شما که مسافر جاهلی است تمام ندارد این تخصیص مسافر نیست. غایتش این است که شخص مسافر، اگر جاهل شد اعاده ندارد. اما وجوب قصر ندارد از این ادله استفاده نمی شود.

لذا مقتضای مقام اثبات این است که جاهل وجوب قصر، تعیینا مخصص ندارد. اینکه نائینی لا اعاده علیه را مخصص قرار داده است درست نیست. فقط می گوید که اعاده ندارد ولی قصر واجب بوده است را ساکت است.

شک هم بکنیم همین طور است. چون اینها منفصلند ظهور الا المسافر بحال خودش باقی است. واجب است بر همه تمام الا المسافر. سواء کان عالما و او جاهلا و مقصرا او قاصرا. شخص مسافرهرچند باشد وجوب قصر در حقش هست.

راه سوم مصباح الاصول

فرموده: جاهل مقصر در محل کلام عقاب ندارد. چون در حق جاهل سواء کان قاصرا او مقصرا، همین امتثال است.

اگر این جاهل اتفاقا قصر خواند. قطعا نمازش صحیح است پس معلوم است که تمام بر او واجب تعیینی نیست و از طرفی اگر تمام بخواند به حکم روایات اعاده ندارد پس معلوم است که قصر هم وجوب تعینی ندارد. لذا در حق جاهل وجوب تخییری است. اگر تعینیا واجب بود تمت صلاته معنی نداشت. و اگر تمام واجب تعینی شد قصر باید باطل باشد. لذا تخییر است. جامع احدهما واجب است. لذا استحقاق عقوبت ندارد.

استاد:

لکن این کلام درست نیست. در دو مورد خلاف این را فرموده است در اصول در بحث تخصیص احکام به عالمین این را انکار کرده است که در حق جاهل نمی شد تخییر شود چون وجوب تعیینی قصر یا جهر، مختص به عالمین می شود و این محال است.

یک مورد هم در فقه در صلاه المسافر، فرموده است که بر جاهل وجوب تعینی قصر واجب است. و «تمت صلاته» اجتزای در مقام امتثال است. اما مقام اشتغال تکلیف جاهل با عالم یکی است.

اما اصل کلام ایشان(تخییر) درست نیست. چون ظاهرادله که مسافر بر او قصر واجب است تعینی است(چه عالم و چه جاهل) روایات مقام لااعاده علیه فقط نفی اعاده است، «تکلیفش چیست» را ساکت است. و اینکه ایشان فرموده- اگر قصر واجب تعیینی باشد پس باید تمام مجزی نباشد- عجیب است.زیرا قصر واجب تعینی است و تمام هم وافی به ملاک است پس مسقط است. رب غیر واجب مسقط لواجب(مجز عن واجب)

بهذا یتم الکلام در مرحله ثانیه که آثار وضعیه لذا بطل عمله عند المخالفه الا در این دو مساله، که صح عمله و ان کان مستحقا للعقوبه.

بقی الکلام کلام فاضل تونی...

 

Add comment


Security code
Refresh

منوی اصلی


ورود طلاب



 

آزمون ورودی مراکز تخصصی فقهی حوزه علمیه

امورطلاب و اساتید

O  امور خوابگاه مدرسه

O  امور رفاهی طلاب

O  امور رفاهی اساتید

O  تسهیلات ورزشی

O  اردوی زیارتی پژوهشی مشهد مقدس

O  امور پرورشی

O  اطلاعیه‌ها

O  ارتباط با مسوولین

معاونت آموزش

O  قوانین و مقررات آموزشی:  سطح خارج

O  معرفی اساتید:  سطح خارج

O  برنامه امتحانات:  سطح خارج

O  اطلاعیه‌های آموزشی:  سطح خارج

O  ارتباط با مسوول آمورش:  سطح خارج

O  پرسش و مباحثات علمی

O  نمونه سوالات دروس سطح

O  آیین نامه تقریرات و پژوهش های خارج

Hosting: Ilimitada Hosting Chile VPS