فعالیت های پژوهشی تقریرات سال های گذشته سال 90-91 درس اصول استاد گنجی جلسه 139، شنبه 13/3/91 (حجيت خبر واحد، اشكالات عامه)
جلسه 139، شنبه 13/3/91 (حجيت خبر واحد، اشكالات عامه) PDF Print E-mail

بسم الله الرحمن الرحیم

شنبه 13/3/91

جلسه 139

 

تكميل بيان سوم

مرحوم نائینی می‌فرمود اگر مسلک ما تنزیل مؤدّی باشد از جهت اثر دچار مشکل می‌شویم چرا که اگر إخبار کلینی، بخواهد إخبار علی بن ابراهیم را به منزله‌ی خبر واقعی قرار دهد، لازم است خبر علی بن ابراهیم دارای اثر باشد چون تنزيل نيازمند ترتّب اثر بر منزّل‌عليه است ولی جعل علمیت، خودش اثر است و همین که در نهایت به قول امام منتهی می‌شود کافی است.

مرحوم بروجردی و نیز مرحوم آقای خویی نيز همین بيان را دارند.

اشکال ما این بود که اگر چه کفایت انتهاء به اثر کلام صحیحی است ولی بر مسلک تنزیل هم همین کلام جاری است چرا که وقتی چند خبر را تنزیل به منزله ی واقع می کنیم کافی است آخر سلسله دارای اثر باشد چون تنزیل هم یک نحوه تعبّد است.

بنابر این تنزیل به لحاظ منزّل علیه است ولی همین که یک منزّل علیه دارای اثر در نهایت داشته باشیم کافی است. و اگر بگویید چرا تنزیل می کنید خواهیم گفت به خاطر این که به اثر منتهی شویم.

البته در مصباح تفصیل مرحوم نائینی را قبول کرده ولی در کلام مرحوم آقای بروجردی نيز مطرح شده كه صرف انتهاء به اثر در هر دو مسلک کفایت می‌کند.

 

 

بررسي بيان سوم

اشكال اول: ناتواني بيان سوم براي حل مشكل خبر

اگر چه در اين بيان، مشكل اثر طبق هر سه مبني در جعل حجيّت تمام است ولي مشكل خبر مگر بر طبق مبناي مرحوم نائيني، به حال خود باقي است. چون وقتي علی بن ابراهیم گفته «اخبرنی ابی» از آن جهت كه خبر ابراهيم بن هاشم مشکوک ماست نمی‌توان «صدّق» را بر آن جاری کرد مگر این که با خود «صدّق» خبر بودنش را ثابت کنیم.

 

حلّ مشكل خبر در بيان سوم

بيان سوم به تنهايي نمي‌تواند مشكل خبر را حل كند و به همين خاطر بايستي در احراز خبر به همان بيان اول روي آورد و با بيان مرحوم آخوند يا مرحوم نائيني خبر بودن آن را اثبات كنيم. یعنی با انطباق صدّق (بر اساس مبناي مرحوم نائيني) بر خبر کلینی، خبر علی بن ابراهیم محرز مي‌گردد و همین موجب مي‌شود «صدّق» موضوع پیدا کند و تا آخر سند به همين شكل مشكل خبر حل مي‌شود. بيان مرحوم آخوند نيز اگر چه در اثر بود ولی همین را می‌توان در خبر آورد.

بنابر اين مي‌توان اين‌چنين گفت كه «صدق العادل» به یک جمله‌ی خبریه بر می‌گردد که گفته «خبر العادل حجة» و به اين ترتيب شامل هر کدام می شود.

 

اشكال دوم: اتحاد حاكم و محكوم

مرحوم نائيني مي‌فرمايد در مسلک ما هنوز یک اشکال هست که عبارت است از «اتحاد حاکم و محکوم»

بيان اشكال

مرحوم نائینی، جعل علمیّت را بر اساس مسلک حکومت  و ادّعا مطرح می کنند پس وقتي به مفاد خبر مرحوم کلینی شك داريم به اين معني است كه شک داریم که آیا علی بن ابراهیم به او خبر داده یا نه. حال شارع با «صدّق» فرموده شک نکن چون من خبرش را واقعی قرار دادم.

يعني با اجراي «صدّق»، خبر علي‌بن‌ابراهيم بر اساس حكومت، تبديل به خبر واقعي شد اما همين خبر محكوم، موجب مي‌شود بالحكومه، يك خبر ديگر درست شود و در حقيقت با يك خطاب، هم حاكم درست مي‌شود و هم محكوم.

پاسخ به اشكال در ضمن جواب نقضي و حلّي

جواب نقضی

ایشان نقض کرده به اصل سبب و مسببی و فرموده استصحاب سببی بر استصحاب مسببی مقدم است یعنی یک استصحاب حاکم است و دیگری محکوم در حالی که هر دو با «لا تنقض» حجت شده‌اند.

جواب حلّی

مرحوم نائینی می فرماید حکومت سه قسم است. یکی حکومت تفسیریه است و قسم دوم جایی است که نتیجه اش توسعه یا تخصیص است.

در این دو قسم، نیازمند دو خطاب هستیم که یکی مفسِر باشد و دیگری مفسَر و یا يكي مخصِّص باشد و ديگري مخصَّص.

ولی قسم سوم حكومت اين است كه دلیل حاکم محقِّق موضوع باشد كه در اين صورت، وجود يك خطاب براي تحقق موضوع كافي است.

محل كلام ما نيز اين‌چنين است چون «صدّق» برای علم تکوینی، فردی تعبّدی درست می کند و بلا اشكال، اين فرد مي‌تواند فرد جديدي براي جريان دليل حاكم باشد.

همين جواب در استصحاب هم مي‌آيد چرا كه وقتی «لا تنقض» علم در مقام عمل درست می‌کند، در حقيقت ما را در مقام عمل، متعبّد به علم می کند. این جا نیاز به تعدّد حاكم و محكوم نيستيم بلكه می‌توان با «لا تنقض» فردی را درست‌كرد که دوباره همان فرد، فرد خودش باشد.

در محل کلام نيز، «صدق» برای خبرکلینی علمیت درست می‌کند و بعد از آن، علم پیدا می‌کنیم که علی بن ابراهیم به او خبر داده و سپس دوباره فردی درست می شود که «صدّق» می گوید این هم علم است. یعنی هم فرد درست می کند و هم آن را علم قرارمی دهد.

 

اشكالات عامه/ اشكال سوم به حجيت خبر با واسطه

اشكال سوم: انصراف

اشكال سومي نيز به شمول ادله‌ي حجيت خبر واحد نسبت به خبر با واسطه شده كه عبارت است از اين‌كه گفته‌اند ادله‌ي حجیت به خبر بلاواسطه انصراف دارد چرا كه وقتي ادله‌اي مثل  «العمری و ابنه ثقتان فما ادیا عنّی...» را مي‌بينيم روشن مي‌شود كه موضوع حجيت، آن خبري است كه ثقه آن را از معصوم اداء كرده.

بنابر اين، وقتي در مورد امثال مرحوم كليني صدق نمي‌شود كه «ادّي عن الامام»، نمي‌توان حكم به حجيّتش نمود.

 

بررسي اشكال سوم: اطلاق ادله‌ي حجيت خبر واحد

اولا: اگر چه برخي روایات خبر با واسطه را نمی گیرد اما ساير آیات و روایات كافي است همان طور كه در مورد يونس بن عبد الرحمن، صرف اخذ معالم دين از ثقه را كافي دانسته

ثانيا: اگر نگوییم بیشتر خبر ها با واسطه هستند لا اقل کمتر نیستند.

ثالثا: کثرت وجود باعث انصراف نمی شود.

 

پايان سخن در اشكالات عامه

در اين‌جا صحبت در مورد اشكالات عامه بر ادله‌ي حجيّت خبر واحد تمام است و اگر چه كلماتي نيز از بزرگان مطرح شده ولي به همين حد اكتفاء مي‌شود و انشاءالله سال تحصيلي آينده از مبحث آيه‌ي نفر بحث حجيت خبر واحد را ادامه مي‌دهيم.

 

Add comment


Security code
Refresh

منوی اصلی


ورود طلاب



 

آزمون ورودی مراکز تخصصی فقهی حوزه علمیه

امورطلاب و اساتید

O  امور خوابگاه مدرسه

O  امور رفاهی طلاب

O  امور رفاهی اساتید

O  تسهیلات ورزشی

O  اردوی زیارتی پژوهشی مشهد مقدس

O  امور پرورشی

O  اطلاعیه‌ها

O  ارتباط با مسوولین

معاونت آموزش

O  قوانین و مقررات آموزشی:  سطح خارج

O  معرفی اساتید:  سطح خارج

O  برنامه امتحانات:  سطح خارج

O  اطلاعیه‌های آموزشی:  سطح خارج

O  ارتباط با مسوول آمورش:  سطح خارج

O  پرسش و مباحثات علمی

O  نمونه سوالات دروس سطح

O  آیین نامه تقریرات و پژوهش های خارج

Hosting: Ilimitada Hosting Chile VPS