فعالیت های پژوهشی تقریرات سال های گذشته سال 90-91 درس اصول استاد گنجی جلسه 136، دوشنبه 8/3/91 (حجيت خبر واحد، اشكالات عامه)
جلسه 136، دوشنبه 8/3/91 (حجيت خبر واحد، اشكالات عامه) PDF Print E-mail

بسم الله الرحمن الرحیم

دوشنبه 8/3/91

جلسه 136

 

همان طور که بیان شد، جواب های حلّی به دو شکل وارد شده که در مورد شکل اول نیز گفتیم سه بیان ایراد گشته.

بیان اول از مرحوم شیخ عبدالکریم حائری بود که در جلسه قبل گذشت ولی از آن جهت که این کلام، صرفا طرح ادعا بود، محقق اصفهانی آن را مبرهن نموده.

 

برهان محقق اصفهانی بر بیان مرحوم حائری

مقدمه

خبر، فی حد نفسه، هم احتمال صدق دارد و هم احتمال کذب و آن چه ما را از این احتمال خارج می کند، جنبه ی خبر بودنش نیست. البته در ناحیه ی مُخبر، اگر مخبر دارای خصوصیّتی باشد که موجب علم به خبر است مثل این که معصوم باشد و یا موجب ظن به خبر باشد مثل وثاقت، در حقیقت این خصوصیت است که علم یا ظن می آورد.

و اما در ناحیه ی خبر، مسأله ی مطابقت یا عدم مطابقتش با واقع، با اصل عدم خطاء درست می شود.

با توجه به این مقدمه باید گفت:

در إخبار با واسطه، در ناحیه ی مخبر، وثاقت کلینی است که موجب ظن به خبری که داده می شود وگرنه صرف خبر بودن که اثری ندارد و به همین خاطر خبر های وسط سند (از آن جهت که صرفا خبر هستند) مهم نیست. بنابراین، این جا فقط وثاقت کلینی است که مفید ظن است و ما از وثاقت کلینی، ظن به قول امام پیدا می کنیم.

اشکال محقق اصفهانی به برهان

ظن به خبر کلینی اگر چه ظن به قول امام می آورد ولی آنچه حجیت دارد خبر ثقه از قول امام است و حال آن که از طرف مرحوم کلینی، خبری از قول امام حاصل نشده و در حقیقت، از خبر کلینی فقط ظن به إخبار صفار پیدا کرده ایم نه ظن به خبر ثقه از قول امام معصوم.

 

بیان دوم (شهید صدر)

ایشان هم بیانی دارند که به نظر می‌رسد منشأش کلام مرحوم حائری است.

بيان شهيد صدر اين‌چنين است:

از  خبر مرحوم كليني، ما به یک قضیه‌ی تعلیقیه‌ای می‌رسیم که عبارت است از این که «قال المعصوم إن لم یکذب الصفار» پس عدم کذب صفار کافی است در این که ثابت شود کلینی خبر از قول امام داده.

پس باید حال خبر صفار را بررسی کرد و به همين خاطر مي‌گوییم صفار یا خبر داده و یا خبر نداده؛ اگر در واقع خبر داده، آن خبرِ واقعی او مشمول «صدق العادل» می‌شود و اگر خبر نداده، باز از باب سالبه به انتفاء موضوع دروغ نگفته.

بررسي بيان دوم

قضیه‌ی تعلیقیه ای که ایشان فرموده صحیح نیست چرا که قضیه‌ي تعلیقیه باید این چنین باشد «قال المعصوم إن صدق الصّفار» يعني اين كه لازم است شرط را صدق صفار بگذايم نه عدم كذب او تا  بگوييم مهم آن است كه كاذب نباشد ولو به انتفاء موضوع چرا كه نمي‌توان گفت به صرف عدم کذب او می گویم امام این را فرموده ولو امام چیزی نفرموده باشد.

مثلا آیا صحیح است که بگویم «مي‌توان حكم كرد كه عمرو شراب خورده اگر زید در مورد شراب خوردن او دروغ نگوید» و سپس با سكوت زيد حكم به شراب خوردن عمرو كنيم؟

 

بیان سوم (بيان ديگري از شهید صدر)

موضوع حجیّت، خبر ثقه نیست تا بگوییم خبر بودن واسطه احراز نشده بلکه وثاقت مخبر است چرا که وثاقت مخبر است که کاشفیت دارد و گرنه صرف خبر فی حد نفسه کاشفیت ندارد. پس در أخبار با واسطه، موضوع حجیت، موضوعی است مرکب از دو چیز «وثاقت کلینی به اضافه‌ی وثاقت صفار»

اگر موضوع، خبر باشد چون أخبار طولی است همان مشکلات پيش می‌آید ولی باید دانست که موضوع حجیت، «خبر» نیست تا «صدق العادل» نتواند آن را تصحیح کند بلکه «صدق العادل» می‌گوید اگر شخصی ثقه بود تصدیقش کن و چون وثاقت تمامی این ها در عرض همديگر است و نيز در این خبر با واسطه، هم کلینی ثقه است و هم صفار، پس «صدق العادل» مي‌گويد هر دو را تصدیق کن و تصدیق این ها به این است که بگویم «قال الامام علیه السلام....» و گرنه آن افراد را تصدیق نکرده ام.

بررسي بيان سوم

به نظر می‌رسد در امثال «ان جائکم فاسق بنبأ» و یا «العمری و ابنه ثقتان فما ادیا عنی...» موضوع را خبر قرار داده واگر هم موضوع، مخبر باشد، مخبر از آن جهت که خبر آورده است یعنی این که وقتی می گویند خبر عادل را بپذیر یعنی وقتی عادل، خبری می آورد، خبرش را بپذیر به اين معني كه اگر چه منشأ تصدیق وثاقت است ولی موضوع تصدیق خبر است.

 

بيان چهارم (استاد)

به نظر می‌رسد اگر چه هر سه بیان ناتمام است ولی مطلبی که در ذهنشان بوده مطلب صحیحی است و نيازمند بياني ديگر است و آن اين‌كه در نظر عرف، کسی که با واسطه خبری را نقل می کند، یک خبر داده نه چند خبر تا بگوییم «صدّق» فقط خبر اول را می گیرد نه سایر اخبار را.

در موارد أخبار با واسطه، مخبری که خبر داده، مرحوم کلینی است که خبر از إخبار صفار نمی‌دهد بلکه خبر از «إخبار صفار که خبر از إخبار زراره ای که خبر از كلام امام علیه السلام داده» است و در حقیقت، این مجموعه بتمامه یک مدلول است که مقید به قیودی شده.

 

عدم ورود اشكال حتي بنابر نپذيرفتن بيان چهارم

حتي اگر بيان چهارم را نيز در حلّ مسأله نپذيريم خواهيم گفت اخبار با واسطه حجت است چرا كه بدون شك در نظر عرف، «صدق العادل» أخبار با واسطه را می گیرد و نهایتا اگر اشکالی هم در مقابل باشد، شبهه‌ای خواهد بود كه حتي اگر آن را نتوان حل كرد باز به آن اعتناء نمي‌شود.

 

Add comment


Security code
Refresh

منوی اصلی


ورود طلاب



 

آزمون ورودی مراکز تخصصی فقهی حوزه علمیه

امورطلاب و اساتید

O  امور خوابگاه مدرسه

O  امور رفاهی طلاب

O  امور رفاهی اساتید

O  تسهیلات ورزشی

O  اردوی زیارتی پژوهشی مشهد مقدس

O  امور پرورشی

O  اطلاعیه‌ها

O  ارتباط با مسوولین

معاونت آموزش

O  قوانین و مقررات آموزشی:  سطح خارج

O  معرفی اساتید:  سطح خارج

O  برنامه امتحانات:  سطح خارج

O  اطلاعیه‌های آموزشی:  سطح خارج

O  ارتباط با مسوول آمورش:  سطح خارج

O  پرسش و مباحثات علمی

O  نمونه سوالات دروس سطح

O  آیین نامه تقریرات و پژوهش های خارج

Hosting: Ilimitada Hosting Chile VPS