فعالیت های پژوهشی تقریرات سال های گذشته سال 90-91 درس اصول استاد گنجی جلسه 135، یکشنبه 7/3/91 (حجيت خبر واحد، اشكالات عامه)
جلسه 135، یکشنبه 7/3/91 (حجيت خبر واحد، اشكالات عامه) PDF Print E-mail

بسم الله الرحمن الرحیم

یکشنبه 7/3/91

جلسه 135

 

ادامه ی اشکالات عامه به حجیت خبر واحد

اشکال دوم: لزوم اثبات موضوع توسط حکم در صورت حجیت خبر واحد

این اشکال را مرحوم شیخ به وجهی، و مرحوم آخوند به وجهی دیگر مطرح کرده اند در حالی که بایستی به هر دو وجه مطرح شود.

بیان اشکال

موضوع «صدّق العادل» دو جزء دارد یکی آن است که خبر باشد و دیگری این که تصدیقِ آن خبر اثر داشته باشد و گرنه امر به تصدیق لغو است.

بنابر این، بایستی خبری باشد که یا حکم شرعی را بیان کند (در شبهات حکمیه) و یا مبیّن موضوع حکم شرعی (در شبهات موضوعیه) باشد.

با توجه به موضوع «صدّق العادل»، اگر راوی بدون واسطه، حکمی را از امام نقل کند موضوعِ صدّق العادل محرز است چون هم خبر است وهم از آن جهت که حکم شرعی را بیان می کند دارای اثر می باشد. و اما در صورت روایت با واسطه، آیا این دو جزء، در تمامی طبقات سند روایت موجود است؟

فرض می کنیم روایتی داریم با این سند: «محمد بن یعقوب عن الصفار عن زراره عن ابی عبدالله علیه السلام»

در ابتدای سند که زراره نقل کرده، یک جزء محرز است که همان اثر شرعی باشد ولی جزئی دیگر منتفی است چون خبر بودن محرز نیست و نمی دانیم واقعا زراره خبر داده یانه و بایستی با واسطه های بعدی خبر زراره بودن را احراز کنیم. بنابر این، وقتی موضوعِ صدّق شکل می گیرد که با جاری کردن همان «صدّق العادل» در مورد صفار و کلینی، خبر بودن روایت زراره را درست کنیم و به این ترتیب، جزئی از موضوع «صدّق العادل» را با اجرای همین حکم احراز کرده ایم.

در پایان سند نیز که مرحوم کلینی نقل کرده، خبر بودنش محرز است ولی اثر «صدّق العادل» در مورد خبر کلینی چیست؟ از آن جهت که مرحوم کلینی حکم شرعی نقل نکرده، پس اثرش حکم شرعی نیست.

البته تنها اثری که می توان برای خبر مرحوم کلینی در نظر گرفت این است که این خبر، از آن جهت که خبر ثقه است حکمی دارد به نام «لزوم تصدیق» و به این ترتیب، جزئی از موضوع «صدّق العادل» با اجرای همین حکم احراز شد.

در مورد رجال وسط سند هم هر دو مشکل هست چون نه معلوم است که مثلا صفار خبرداده باشد و نه گفته ی صفار، موضوع یا حکم شرعی است.

بنابر این می بینیم که در هر یک از طبقات سند، به مشکل اثبات موضوع به واسطه ی حکم یا اتحاد موضوع با حکم برخورد می کنیم.

عدم جریان اشکال در یک صورت فرضی

اگر دو «صدق العادل» داشتیم که یکی خبر کلینی را واجب التصدیق می کرد، نیازی برای جریان «صدّق» دوم، موضوع محقق شد بود و اتحاد حکم با موضوعش لازم نمی آمد.

 

ناقص بودن طرح اشکال طبق کلام مرحوم شیخ و مرحوم آخوند

مرحوم آخوند، اشکال را در آخر سند مطرح کرده و اشکال را به محقق کردن اثر وارد دانسته و مرحوم شیخ آن را در غیر آخر سلسله متمرکز کرده و در جواب فرموده کشف بلا عیب است ولی به نظر می رسد هر دو تقریب ناقص است. یعنی نه مثل آخوند می توان اشکال را به محققیت منحصر کرد و به شیخ اشکال گرفت که مشکل درمحقّقیت اثر است نه در کشف که بتوان با کشف مسأله را حل کرد و نه مثل شیخ می توان اشکال را به غیر آخر سلسله منحصر دانست.

صحیح در اشکال، جمع بین هر دو است. هم از ناحیه محققیت اثر نسبت به غیر اول سلسله و هم اشکال از ناحیه کشف خبر است در غیر آخر سلسله.

پس اشکال دو بعد دارد هم در ناحیه تحقق اثر و هم در ناحیه احراز خبر.

 

جواب اشکال در دو مرحله

مرحله اول: جواب نقضی (سه نقض)

نقض اول و دوم

همین اشکال در «إقرار به إقرار» و «شهادت بر شهادت» هم می آید مثل این که شخصی اقرار می کند که در سابق نزد مدّعی اقرار کرده.

پاسخ نقض اول و دوم

مشکل ادله ی حجیت، قصور لفظ است و به همین خاطر بود که مرحوم آخوند می فرمود اگر دو لفظ داشتیم مشکلی در کار نبود ولی دلیل اقرار و شهادت، سیره عقلاء است و همین عقلاء هم شهادت بر شهادت را درست می دانند و هم اقرار بر اقرار را ولو به جعلی جدای از جعلی که اصل اقرار یا اصل شهادت را حجت می دانستند.

نقض سوم

همین اشکال در توثیقات و تعدیلات رجالی می آید چون ولو نجاشی گفته «صفار ثقه است» اگر صدق العادل بخواهد خبر نجاشی را بگیرد هیچ اثری ندارد مگر لزوم تصدیق، پس صدّق العادل باید موضوعش را درست کند.

پاسخ نقض سوم

در بحث تعدیل و توثیق، دو مسلک است.

مسلک اول، مسلکی است که اثبات تعدیل را از آن جهت که إخبار رجالی از موضوع است، مشروط به اقامه ی بیّنه می داند، و همان طور که گذشت، حجیت بیّنه به دلیل لبّی است و در ادله ی لبّیه به این مشکل برخورد نمی کنیم.

مسلک دوم، مسلکی است که تعدیل و توثیق را از باب بینه حجت نمی دانند. طبق این مسلک، اشکال وارد است و لذا باید جوابی مشترک داد و به همین خاطر است که مرحوم آخوند در طرح اشکال، اشکال را طوری مطرح می کنند که به نقل عدالت راوی هم وارد می شود.

 

مرحله دوم: جواب های حلی (به دو شکل)

در طرح و بررسی جواب های حلی باید گفت: برخی از جواب ها به این بر می گردد که اخبار با واسطه، به همان خبر بی واسطه بر می گردد و برخی دیگر، با این که آن را به خبر بی واسطه بر نمی گردانند ولی اشکال را به شکلی دیگری جواب می دهند.

 

جواب حلیّ/ شکل اول (سه بیان)

در شکل اول سه بیان مطرح شده

بیان اول (مرحوم شیخ عبدالکریم حائری)

مرحوم حائری در درر می فرماید: هر خبر مع الواسطه، یک خبر بلا واسطه ای را همراه دارد.

یعنی این که وقتی کلینی از صفار از زراره از امام صادق علیه السلام نقل می کند، اگر چه کلینی بالمطابقه می گوید صفار گفته ولی بالالتزام می گوید امام این را فرموده و به همین خاطر است که بعضا واسطه را حذف می کنیم و خبر را نقل می کنیم.

محقق اصفهانی این کلام را نقل کرده و چون دیده مجرد ادعاست، در صدد برآمده که آن را برهانی کند.

 

Add comment


Security code
Refresh

منوی اصلی


ورود طلاب



 

آزمون ورودی مراکز تخصصی فقهی حوزه علمیه

امورطلاب و اساتید

O  امور خوابگاه مدرسه

O  امور رفاهی طلاب

O  امور رفاهی اساتید

O  تسهیلات ورزشی

O  اردوی زیارتی پژوهشی مشهد مقدس

O  امور پرورشی

O  اطلاعیه‌ها

O  ارتباط با مسوولین

معاونت آموزش

O  قوانین و مقررات آموزشی:  سطح خارج

O  معرفی اساتید:  سطح خارج

O  برنامه امتحانات:  سطح خارج

O  اطلاعیه‌های آموزشی:  سطح خارج

O  ارتباط با مسوول آمورش:  سطح خارج

O  پرسش و مباحثات علمی

O  نمونه سوالات دروس سطح

O  آیین نامه تقریرات و پژوهش های خارج

Hosting: Ilimitada Hosting Chile VPS