بازدیدها و نشست های علمی بازدید از پژوهشگاه رویان
بازدید از پژوهشگاه رویان PDF Print E-mail

 

بسم الله الرحمن الرحیم

سخنرانی دکتر عمانی

دو مبحث مهم و به روز و کاربردی را می توان در این مؤسسه مطرح کرد که عبارتند: از ناباروری و شبیه سازی انسانی. موضوع اول بیشتر کاربردی است و در متن جامعه وارد شده است و از اهمیّت بحث بیشتری برخوردار است.

ناباروری

نابارور به زوجی گفته می شود که یک سال از وسایل جلوگیری استفاده نکنند و در عین حال باردار نشوند. آمار ناباروی در جهان حدودا ده درصد زوج ها را می گویند. در ایران به تازگی چند آمار جدید مطرح شده است که یک شیوع حدود 5 درصد را نشان می دهد که مورد قبول پزشکان نیست. اگر در بین ده نفر یک نفر اینگونه باشد، می گویند که شیوع ده درصد است. گاهی شیوع تمام عمر را در نظر می گیرند. شیوع عمر ناباروری در کشور را 25 درصد اعلام کردند. یک یعنی یک چهارم زوج ها در عمر یک مدتی نابارور بوده اند. علت این امر 40 درصد مردانه و 40 درصد زنانه و 10 در صد هر دو مبتلا هستند و ده درصد نیز به گونه ای است که هر چه می گردیم علتی نمی یابیم که گویند ناباروری بدون علت ویا بدون توضیح. اول سعی می کنیم علتی که کشف کردیم برطرف کنیم؛ مثلا اگر لوله ها تنگی دارند، بر طرف کنیم و از راه نزدیکی طبیعی باردار شوند و اگر نشد، سراغ باروری های آزمایشگاهی می رویم که ساده ترینش آی یو آی است؛ یعنی اسپرم شوهر را می گیریم و شستشو می کنیم ومرده ها را از بین می بریم و در نردبان غلظت می اندازیم. قوی ها شنا می کنند و خود را در غلظت های بالاتر می آورند و ضعیف ها عقب می مانند. از این  قوی ها یک سی سی به رحم همسر تزریق می کنیم که حدود 15 درصد موفقیت دارد. این راه به طبیعت نزدیک است و قیمتش کم تر است و دست اندازی به بدن شخص هم ندارد؛ لذا راه خوبی است. اگر چه احتمال موفقیتش کم تر است. این راه در شرایطی می تواند موفق باشد که اسپرم نتواند راه خودش را به تخمک برساند. البته این شرایط کم هستند. این ها علت های زیاد شایعی نیستند، ولی اگر این علت ها باشند، این راه، راه خوبی است. این علت ها عده ی زیادی را در بر نمی گیرند، لذا طبیعتا موفقیتش نیز زیاد نیست، ولی چون به طبیعت نزدیک تر است، عوارضش کم تر است.

اما باروری آزمایشگاهی را که باروری مصنوعی تعبیر می کنند، اصطلاح غلط است؛ زیرا این راه مصنوعی نیست، بلکه طبیعی است و فقط در محیط آزمایشگاه است. مرحله ی اول تحریک تخمک گذاری است.

هر خانمی وقتی به دنیا می آید همه ی تخمک های خود را دارد و در هر سیکل بارداری یکی از آن ها را به بلوغ می رساند و آزاد می کند که در لوله ی رحم با اسپرم ملاقات می کند و جنین تشکیل می شود که این جنین سی درصدش احتمال دارد که به رحم بچسبد و جنین رشد یابد و هفتاد درصدش در رحم می افتد و دفع می شود. اما این یک راه به درد ما نمی خورد و شانسی برای بارور کردن نداریم. هورمون هایی که در بدن تشکیل می شود، آنچنان با غلظت زیاد به خانم ها تزریق می شود که این تخمدانی که قرار است یک دانه را فولیکول کند چندین تا فولیکول می کند که امکان دارد چند تخمک بالغ داشته باشد .وقتی به این جا رسید خانم را بیهوش می کنند و با یک سوزن وارداین فولیکول ها می شوند و دستگاه این مایع را می کشد و می ریزند در لوله و می دهند دست آزمایشگاه .این مرحله مربوط به زنان بود و مرحله ی بعدی این است که اسپرم را تهیه کنند .یک راهش این است که با همسر می روند در یک اتاق و با یک کاسه ی منی و اسپرم بیرون می آید .این اسپرم ها تحرک و شکل ظاهری نیز مهم است .برخی از اسپرم ها قدرت باروری ندارند .هر یک اسپرم یک بچه می دهند و جالب است که اسپرم ها نصفشان می توانند کروموزوم بای داشته باشند نصفشان نیز ایکس داشته باشند که اگر وای ترکیب شود دختر است و ایکس داشته باشد پسر است .تخمک های خانم ها همه ایکس هستند و عین هم هستند و زن ها اصلا در دختر زا بودن یا پسر زا بودن تاثیری ندارند. همه بر عهده ی مرد است. در دوقلوها هر کدام از سلول های جنین می توانند یک جنین تولید کنند و همین منشأ تعارض بین کاتولیک و پروتستان شد. کاتولیک می گوید که بدو تشکیل جنین در همان سلول روح دارد. پروتستان می گوید: همین سلول وقتی تبدیل به چند سلول شد، این روح نیز تشکیل می شود؛ لذا پروتستان ها آمدند و ولوج روح را در چهار ده روزگی قرار دادند.

خلاصه حال گاهی اسپرمی در مایعی که مرد می دهد، موجود نیست. شک می کنیم که آیا اسپرم تولید می شود و در راه خروج انسداد است یا اینکه اصلا تولید نمی شود؟ یک آزمایش انجام می دهیم، اگر مثبت بود، یعنی راه باز است و انسدادی وجود ندارد، ولی اگر منفی بود، شک می کنیم که انسداد دارد. اگر انسداد داشت، یکی از راه هایمان است که با لوله ای مایعی را از کنار بیضه ها می کشیم که در آن مایع ممکن است اسپرم موجود باشد. اگرآن هم نشود، خود بیضه را باز می کنیم و از جای جای آن نمونه بر می داریم. اگر این نمونه ها همه از برخی سلول ها بود، دیگر به درد تولید اسپرم نمی خورد، ولی اگر نوع خاصی بود که بارور است، می تواند اسپرم تولید کند. آن اسپرم را تسه می گویند و اولین نوزادی که از اسپرم تسه به وجود آمد نیز در همین مرکز رویان بود.

 

بیضه دو کار دارد: یکی اسپرم و سلول را {مایع منی جای دیگر تولید می شود} قدیم ها فکر می کردند که در صلب تولید می شود و منشأ این فکر این بود که وقتی در جنگ ها تیری به پشت یک نفر می خورد همراه با خون مایعی بیرون می زد که چسبنده بود و شبیه منی بود؛ در حالی که این سی اس ام محیط بسته دارد و در پروستات تولید می شود که انتهای مثانه است. این اسپرم با آن مایع قاطی می شود و منی را تولید می کند که در حالت پرتاب می رود و جای خودش را پیدا می کند. عمل بیضه یکی از کاری هایش تولید هورمون است. همین هورمون های جنسی مرد که او را با زن متمایز می کند. بیضه هورمون تولید می کند؛ لذا مرد ریش دارد و صدایش کلفت است، لکن گاهی اسپرم ندارد. اسپرم چیزی متفاوت از هورمون است و گاهی یک مرد هورمون ها را دارد ولی اسپرم ندارد.

حال اگر اسپرم آمد کنار تخمک یک قطره اسپرم شستشو شده را همراه تخمک می گذارند در دستگاهی که دمای بدن را دارد{37 درجه} خود به خود با تخمک مخلوط می شود و جنین را تولید می کند. حدودا هفتاد درصد این ها به جنین تبدیل می شود.

فرق راه آی یو آی با آی دی اف این بود که آی یو آی یعنی اسپرم شوهر را می گرفتیم و با سرنگ به داخل رحم تزریق می کردیم که خودش این اسپرم تخمک را پیدا کند، ولی در آی دی اف باروری در آزمایشگاه است و در داخل بدن تشکیل نمی شود. اما ایکسی چیست؟ در ایکسی به وسیله ی یک سوزن شیشه ای اسپرم را می گیریم و این اسپرم را در داخل یک تخمک تزریق می کنیم که به این راه ایکسی می گویند. هر آنچه مواد غذایی و موادی که برای سلول لازم است، داخل تخمک است و داخل اسپرم نیست. اسپرم یک فضایی بسیار کوچک دارد و با چشم قابل دیدن نیست مگر با چشم مسلح. معمولا 48 ساعت می تواند یک اسپرم زنده بماند.

این میزان موفقیت ایسکی بیشتر است و معمولا ما در شرایطی که تحرک اسپرم کم است از این راه استفاده می کنیم.

گاهی می توانیم به وسیله ی لوله یکی از سلول های جنین را جدا کنیم و در آزمایشگاه با روش فیش رنگامیزی کنیم آن یک سلول را و بقیه جنین را زنده نگه داریم. بعدآن یک سلول را آزمایش می کنیم و اگر سالم بود و مشکلی نداشت بر می گردانیم و اگر مشکلی داشت دور می ریزیم. ما می توانیم جنسبت جنین را با دیدین کروموزوم ها کاملا تشخیص دهیم. حال جنین ها که تشکیل شد؛ مثلا ده دوازده تا ما تا دو تا را حق داریم انتقال دهیم تا جلوی چند قلویی را بگیریم و بقیه را نیز فیریز می کنیم و منجمد می کنیم. در تانک هایی مخصوص نگه داری می کنیم تا زمانی که لازم شود. حیات این ها صفر می شود، ولی زنده هستند به محضی که یخ زدایی کنیم، دوباره به حیات بر می گردد. برخی نیز می میرند. در هر کدام از تانک ها تعداد زیادی جنین است. رگ دارند و نی دارند و شماره های مخصوص دارند و هر کسی می دانند که رک فلان و نی فلان برای آقا و خانم فلانی است. خب هنگامی که شخص سلول زایا نداشته باشد اهداء مطرح می شود که این مبحث را در آینده عرض می کنیم.

نکته: اولین چالش ما این است که چه کسانی را بپذیریم. آیا همه را بپذیریم؟ اولین چالش ازدواج است. ازدواج دائم یا موقت یا ثبتی. گاهی مطلقه یا مجرد هایی هستند که می آیند و می گویند: ما فقط فرزند می خواهیم. با فرض اینکه مادر مجرد را به نوعی در ایران می پذیرند. اگر کسی زایمان کند در بیمارستان و گواهی ولادت دریافت کند، می رود و می گویند که پدر که معلوم نیست و یک اسم الکی می گوید و شناسنامه صادر می شود. بچه برای مادر است. ما در این جا زنهای مجرد را نمی پذیریم؛ زیرا باید بچه ای که در این جا تشکیل می شود دارای پدر مشخص باشد.

تغییر جنسیت همانطور که می دانید، امام در سال 47 در تحریر الوسیله آورده اند و اولین فتوا را نیز در سال 1364 صادر شد و از آن به بعد برای افرادی که تغییر جنسیت پیدا می کنند، شناسنامه ی جدید صادر می شود. کسانی که مبتلا به این قضیه هستند، خیلی مشکلات را طی می کنند. یک دوره ی یک ساله را با روانپزشک طی می کنند و او با خودشان و پدر و مادر و دوستانشان مصاحبه می کنند. این ها از نظر ظاهری کاملا جنسیتشان روشن است، لکن از نظر فکری و روانی متعلق به زن ها هستند و رفتار های زنانه دارند. خودشان خودشان را زن می دانند، ولی بدنشان بدن مرد است. در دنیا خیلی بحث وجود داشت و می گفتند: این ها بیمارند و بعد گفتند: بیمار نیستند و یک عده آدم هستند و اینگونه شده است. یک سری یک خانم بسیار زیبایی آمد و گفت: من اکس وای هستم؛ یعنی قیافه خانم و بدن خانم ولی کروموزوم هایش مردانه بود. سوال داشت که من می خوام ببینم ازدواج کنم یا خیر؟ حتی من نمی توانستم بگویم که شما ذاتا مرد هستید و می توانید تغییر جنسیت دهید؛ چون خودش، خودش را زن می دانست و این مهم است. لکن اینکه خودش خودش را اینگونه می داند، به دلیل بیماری است و یا دلیل دیگر این باید بررسی شود.

 

نکته ی دیگر اینکه یک مبحثی در دنیا می گوید که این ها قبل از این که هورمون ها را شروع کنند و جراحی کنند، گامت های این ها را {یعنی اسپرم در مرد و یا تخمک در زن } بگیریم و منجمد کنیم و نگه داریم اگر با یکی از خودشان ازدواج کردند، گامت هایشان وجود دارد و جنینی تشکیل می شود که از ریشه ی ژنتیک خودشان است و بچه ای می آید که از لحاظ ژنتیکی به خودشان شبیه است ولی حقوقدانان ما این را نمی پذیرند و می گویند: این ها هم حق دارند که مانند بقیه دارای فرزند شوند. این ها می توانند عمل جنسی انجام دهند و با جراحی می توان آن ها را درست کرد ولی خب طبیعتا مانند طبیعی مرد و زن نمی شوند. قیافه هاشان اینگونه است که زنان قوی هیکل و درشت و یا مردان ظریف و نازک هستند. هیچ کس در هیچ جای دنیا حق ندارد این ها را جراحی کند. باید حتما به سن عقل برسد تا بتواند رضایت را دهد و وقتی به سن عقل برسد هم هورومون ها ترشح شده است و ظاهرش شکل گرفته است.

خب نکته ی دیگر اینکه آیا به کسانی که سن بالا دارند، می توانیم بچه بدهیم. عوارض بارداری و عدم موفقیت در حفظ کودک این ها مساله است. اعتیاد مسأله ی ما است. خیلی از کسانی که اینجا می آیند اعتیاد دارند و مقاله های مختلفی است که گزارشگر این است که فرزندان خانواده های معتاد دارای شکنجه هستند ولی آیا می توانیم این هارا نپذیریم؟ اگر نپذیریم خیلی از بیماران ما کم می شوند.

ما تحقیقی نداریم که ببینیم آیا اینگونه بچه دار شدن می تواند به اعتیاد این ها یا به بی اخلاقی ها و اختلافات کمک کند یا خیر؟ {اعتیاد قابل انتقال نیست و این پیش فرض را باید قبول کرد}

نارسایی کلیه و سرطان می تواند مانع پذیرش ما باشد؟ سابقه دارهای جنایی را می توان قبول کرد؟ ما مراجعه کنندگانی داشتیم که محکوم به اعدام بودند. آیا باید ما فقط بگوییم که وظیفه ی ما درمان است و مسئول بقیه چیز های نیستیم؟ به نظر بنده ما مسئول بچه ای که به دنیا می آید نیز هستیم. یک برخوردهای دوگانه ای نیز وجود دارد؛ مثلا با ایدز. ایدز می تواند متقارن باشد؛ مثل اینکه هر دو ایدز دارند و گاهی نیز غیر متقارن است؛ مثل اینکه فقط مرد ایدز داشته باشد. این ها می توانند فرزندان سالم نیز داشته باشندِ؛ لذا محذوری از قبول این ها نداریم.

یک بحث دیگر اینکه آیا باروری یک حق است برای بشر یا خیر؟ برخی حق می دانند و برخی نیز می گویند: یک مزیت است و حق نیست. جواب به این سوال جواب به سوالات دیگری را نیز در پی دارد. اگر بگویید حق است، حق منفی است یا مثبت؟ یعنی نباید حق را از او بگیری یا اینکه تکلیفی وجود دارد در قبال این حق؟ اگر وجود دارد، زوجه بر زوج تکلیف دارد یا حکومت نسبت به باروری تکلیف دارد ؟ همه ی این بحث ها می آید.

 

در قضیه ی انتخاب جنسبت که توضیح دادم و سوال یکی از دوستان بود می تواند دلیلش پزشکی باشد. یک بیماری هایی هستند که وابسته به ایکس می گویند. به برخی از جنس ها بروز می کند و برخی بروز نمی کند؛ مثلا هموفیلی در دختر ها بروز نمی کند، هرچند ژنش وجود دارد ولی بروز نمی کند. اگر به این دلیل دختر ها را انتقال بدهند که فرزند سالم به دنیا بیاید، می گویند دلیل انتخاب ما مدیکال یا پزشکی است؛ ولی دلایل دیگری نیز از جمله اجتماعی وجود دارد؛ مثلا تمایل والدین یا فشار هایی که از طرف اطرافیان است بخصوص اینکه می گویند نسب از طرف مرد انتقال می یابد؛ حتی برخی مریض ها می گفتند: چون من فقط دختر دارم نسل من منقرض می شود. به این دلائل ممکن است عده ای تمایل داشته باشند جنسبت فرزند تعیین شود و در فشار هستند و برخی نیز در آستانه ی فروپاشی زندگی قرار دارند. بنده خودم که سربازی بودم نگهبان آنجا ده فرزند داشت نه دختر و یک پسر. هر کاری کرده بود تا پسر دار شود. من هر چه حساب می کردم که اگر بخواهد نون و پنیر به این ها بدهد باز هم نمی رساند.

حالا این خیلی مسائل دارد ممکن است نسبت جنسی جامعه را به هم می زند. در هندوستان که خیلی تمایل به پسر است و دختر را نوعی ننگ می دانند {آنجا سقط آزاد است} می فهمند که دختر است سقط می کنند. حدود یک میلیون جنین دختر در سال در هند مفقود می شود؛ یعنی هیچ وقت به دنیا نمی آید. این باعث شده است که نسبت جنسی آن جامعه به هم بخورد. مسایل بسیار زیاد اجتماعی پشتش می آید که در هندوستان به وجود آمده است. خطرات بیشتری هم وجود دارد. تحقیر دختران و پسر را عزیز دانستن و...

به نظر می رسد همه ی این ها می تواند راهی جلوی خانواده ها بگذاریم به نام تعدیل خانواده که تعریفش این است که برای خانواده هایی که حداقل دو فرزند از یک جنس دارند، یک بار موفق از جنس دیگر را تولید می کنند که به دنیا بیاید فقط هم یک بار موفق نه بیشتر.

خب گاهی چند قلویی ایجاد می کنیم. ایجاد دوقلو حدودا بیست برابر حالت عادی است و بیش از دو قلو حدودا صد برابر حالت عادی است. الان به عنوان عارضه ی جانبی در نظر می گیرند و اگر از دو بیشتر باشد سقط می شود و برای جلوگیری از سقط همه، دو قلو را از بین می برند تا دوتای دیگر باقی بماند. این کار را کاهش جنین می گویند که معمولا در سیزده هفتگی است. با یک سوزنی وارد قلب آن جنین می شود و از دنیا می رود. به هر حال این ها مسایل فقهی حقوقی دارد و باید کار کنند. وقتی که دو قلو بیشتر باشد احتمال زیاد بالای هفتاد درصد و اگر چهار قلو باشد، احتمال بیشتر است که سقط شوند. موارد استثناء خیلی کم هستند. آمار هایی که داریم. میزان چیزهایی که اتفاق می افتد را می گوید. خیلی موارد استثناء کم است و پزشک هم دوست دارد که آن ها را داشته باشند ولی به خاطر جلوگیری از عوارض مجبور هستند این کار را کنند. گاهی حتی اگر آن ها به دنیا بیایند معلول به دنیا می آیند.

خب حال اینکه چند جنین انتقال دهیم اگر کم انتقال دهیم موفقیت کم است و اگر بیشتر انتقال دهیم چند قلویی می شود. در یک جاهایی از دنیا که بیمه دارند یکی انتقال می دهند. برای انجماد ما یک قرار دادی می بندیم که طولش از لحاظ علمی محدود نشده است و دست قانون است. ما در قانون رویان پنچ سال را تعیین کرده ایم. شاید از لحاظ علمی بیست سال هم بمانند. سرنوشت این ها اگر نخواستند چه کنیم در قرار داد باید این ها نوشته شود. این ها چند سلولی هستند بین دو سلول تا هشت سلول هستند موجود زنده هستند. موجود زنده بودن با روح داشتن دو چیز است.

 

اختلاف نظر بین زن و شوهر پیش بیاید، طلاق و ازدواج مجدد و غیره. اگر این ها را بخواهند ممکن است مبحثی به نام حفظ باروری پیش آید. حفظ باروری می تواند مقاصد پزشکی داشته باشد؛ مثلا نسبت به کسانی که داروی سرطان استفاده می کنند. داروهای سرطان گامنت ها را از بین می برد؛ لذا قبل از استفاده از دارو اسپرم ها را می گیرند و نگه داری می کنند یا مثلا برای مقاصد اجتماعی هم است سن ازدواج بالا رفته است و خانم هایی هستند که به سنی رسیده اند که کیس مورد نظر را نیافتند و می ترسند که اگر چند سال دیگر نیز طول بکشد، تخمک نخواهند داشت. لذا می آیند و تقاضا می کنند که تخمکشان را نگه دارند برای آن سنین و  معمولا هم موفق نیست؛ زیرا خیلی دیر می آیند؛ مثلا در سن 45 سالگی می آیند و تخمک های خوب و پرفایده ای ندارند. اگر در سن 35 سالگی بیایند، امیدوار کننده است. تولید مثل بعد از مرگ هم داریم. افراد مرگ مغزی داریم که می توان از جسد تا 36 ساعت بعد از مردن اسپرم تهیه کرد. حالا این انسان مرده است و جنینش این جا بوده است و درمان می کنند و خانم او می گوید که من بچه را می خواهم. از لحاظ فقهی یک فتوای از رهبری داریم که این نوع را در همه ی ابعاد پذیرفته است. قبل از انقضای عده یا بعد از آن. حتی اگر با مرد دیگری ازدواج کرده است و جنین قبلی را می خواهد همه را ایشان پذیرفته است؛ مثل اهدای جنین است. لکن جنینی است که متعلق به خودش است. مثل اهدای جنین است. جنین چیست و آیا جنین مال است یا خیر؟ چه کسی مالک جنین است؟ آیا از مرد سوال کنیم و بگوییم ولی اش است و یا از زن سوال کنیم؟ به نظر می آید که هردو باید با هم نظر دهند. این ها در مقاله ای توسط دکتر آذین بررسی شده است. مقاله ای حدود 300 صفحه ای است. آیا گامت به ارث می رسد یا نه؟ این ها همه قابل بررسی است. موردی داشتیم که اسپرم بچه اش را داشت و بچه از دنیا رفت و آمد و گفت که اسپرم بچه ی مرا بزنید به فلان خانم تا نوه ی من به دنیا آید و نسل من منقرض نشود. گفت: من وارث هستم و ما این درخواست او را قبول نکردیم. دادگاه برای اسپرم در خیلی از موارد مالیت قائل شده است.

مسئله ی بعدی مسئله ی اهداء است. اهدای اسپرم از مردی دیگر، اهدای تخمک از زنی به دیگری، اهدای جنین از شخصی به دیگری.

{نکته: از لحظه ای که جنین را به رحم خانم تزریق می کنیم تا زمانی که این جنین تشکیل شود، ما فقط یک راه داریم و آن دعا کردن است. کار دیگری از دست ما بر نمی آید؛ چرا که ما نسبت به آنجا کوریم. ما به هیچ وجه به آنجا دسترسی نداریم. ما جنین را گذاشتیم ولی اینکه دست اندازی می کند به رحم یا خیر این دیگر دست ما نیست. خیلی هم تحقیق شده است. در مورد وضعیت رحم و سلول ها و ترشحات آن ولی واقعا هیچ دستمان نیست.}

چهار شکل در باروری با استفاده از شخص دیگر است که ذکر شد. معمولا روال همان روال معمولی است؛ یعنی اسپرم گرفته می شود و به رحم تزریق می شود، ولی گاهی پیش می آید که اسپرم از مردی گرفته شود و تخمک از زنی گرفته شود و در رحم زن دیگری کاشته شود و یا اینکه در دستگاهی نگه داری شود. از اسپرم و تخمک خودشان تشکیل شده است. این راه حل برای کسی است که نمی تواند واقعا باردار شود و واقعا راه حلی ندارد. حال یا به خاطر این که رحم زن اصلا قابلیت نگه داری و بارداری ندارد و یا به دلائل دیگر مثل تومور در رحم. قرار داد می بندد و جنین این دو مرد را در آن رحم نگه داری می کنند. ما برای این هیچ قانونی نداریم غیر از قانون اهدای جنین. هر زوج شرعی و قانونی می توانند جنین خود را به شخص دیگری بدهند. در مورد بقیه انواع اهداء قانون نداریم لکن برای قاضی ها یک مسایلی در قانون اساسی مطرح شده است که استفاده می کنند. می گویند: وقتی قانونی وجود ندارد، شما به فتاوی مراجع مراجعه کنید. لکن مسئله این است که فتاوی متفاوت است. علاوه براینکه شاید بیماران مقلد یک مرجع باشند و پزشک مقلد یک مرجع دیگر باشد.

نکته: در اروپا و آمریکا بانک های تخمک است که 800 یورو می دهید و تخمک می خرید. حتی در سایتشان عکس آن خانم هم وجود دارد. به همین سادگی. بانک های گامت وجود دارد. البته بانک جنین ندارند؛ زیرا بیشتر آن ها مسیحی هستند و اعتقاد دارند که جنین روح دارد و این کار را غیر اخلاقی می دانند، ولی گامت را دارند. عکس خانم ها و تحصیلات و غیره ی خانم های دارای تخمک را آنجا می گذارند. در آمریکا در بیرون بانک تبلیغاتی می بینید که دختری هستم با چشمان آبی و قد فلان و دارای مقامات و غیره تخمک من این مقدار قیمت است. این ها را در روزنامه ها زده اند. در آمریکا دیده می شود. یا نیازمندی ها نیز دیده می شود. به تخمک خانمی نیاز داریم که مثلا هنرمند باشد و حاضرم بیست هزار دلار هم بابت آن بدهم. این چیزی که ما نمونه اش را در مورد کلیه می بینیم.

در اهل سنت در سال 1986 گفتند: این ها در حکم زنا هستند و نسب در آن ها گم می شود؛ لذا همه ی رحم جایگزین و اهداء و غیره را حرام دانستند. هر گونه چیزی را در حکم زنا دانستند. به نظر می آید که فقهای شیعه در حکم زنا بودن را قبول ندارند. من خودم شخصا از رهبری پرسیدم. ایشان گفتند: زنا بین آدم هاست نه بین سلول ها. عقد خواندن برای تماس جنسی بین انسان ها است نه مخلوط کردن سلول ها. البته اشکالاتی را راجع به نسب قبول کردند؛ زیرا تمامی حقوق بین والد و فرزند توسط نسب معلوم می شود. اگر بگوییم که یک مادر صاحب گامت داریم و یک مادر صاحب رحم داریم کدام یک صاحب حقوق این فرزند است و نسب است این ها باید بررسی شود. کدام یک مادر است؟ این باید بررسی شود. پدر هم که دو مورد است. کدام یک پدر است؟ طبیعتا هر کددم که پدر باشند باید حقوق پدرانه نسبت به او برقرار شود. فقهاء بیشتر گویند: صاحب اسپرم پدر است و جنین را به کسی می دهند و به دنیا می آید از صاحب اسپرم ارث می برد. اذن ازدواج نیز یکی از مشکلات است. این بچه دختر است و باید برای ازدواج دنبال این پدر بگردد و اذن از او بگیرد. آیا می شود ولایت دختر را واگذار کرد؟ این ها بحث های فقهی است که باید بررسی شود. ناشناسی الان در دنیا مسئله است و در ایران نیز همینطور. فرزند هیچ وقت نمی فهمد که از لحاظ ژنتیکی کیست؟

 

استرداد جنین

مسئله ی استرداد نیز مطرح است. فرزند سه ساله ی حاصل از اهدای جنین را شخص آمد و پس گرفت. فامیل بودند و نون می دادند برخلاف قانون. نون یعنی شناخته شده. این ها چون می دانستند و فامیل هم بودند آمدند و بچه را پس گرفتند. ما اینجا نون که داشتیم قبل از قانون یک نفر را خودم دیدم که آمد و گریه کرد که این بچه سه ساله ام که شیرین شده بود برایش، آمده بود و می گفت که بچه را می خوام. بجه را اهداء کرده ولی قبول نمی کند و اثبات نسب می دهد به دادگاه و بچه را می گیرد. این والد آمد وپرسید که می تواند این کار را کند؟ گفتیم: بله می تواند. رفت و با گریه و التماس از او خواست که دیگر بچه را نخواهد و او پولی گرفت و دیگر بی خیال شد. مسئله ی دیگر نیز مسئله ی پرداخت است که خیلی مصیبت است. هر جا پول بیاید مصیبت است.

 

پیوند رحم

یک مسئله ی دیگر پیوند رحم است. دو سال پیش اولین فرزند از پیوند رحم متولد شد که یک رحم را از یک زن برداشتند و به رحم زن دیگر پیوند زدند و در آن رحم پیوندی یک فرزند متولد شد. این طرف رحم نداشته است و نمی توانسته است از شکم خودش فرزند بیاورد. رحم را پیوند زدند و حامله شد. دکتر سکالشور تحقیقات بسیاری در زمینه ی پیوند دارد که حال این پیوند می تواند که مال خودش باشد و بگوییم عضو خودش است یا خیر؟

فقهایی داریم که صاحب تخمک را مادر نمی دانند و صاحب رحم را مادر می دانند. البته آقای اردبیلی هر دو را مادر می دانند؛ یعنی صاحب رحم و تخمک را هر دو را مادر واقعی می دانند؛ یعنی دومادری است، ولی آقای خویی و برخی دیگر می گویند: آن کسی که می زاید مادر است.

حالا این بحث می شود که آن که مادر رحمی است حاملگی در بدن این مادر بوده است، فقط یک رحم برای دیگری بوده است. این بدن این بچه را رشد داده است؛ هرچند آن عضو برای کس دیگری بوده است. این ها باید همه بررسی شود. اجازه به چنین چیزی دادن محتاج به بررسی های فقهی و حقوقی است.

نکته: وقتی یک عنوان فقهی مطرح می شود اگر خود شریعت عنوان داشته باشد که هیچ وگرنه آن را به عرف می سپارد. عرف چه می گوید؟ عرف صاحب تخمک را مادر می داند یا شخص دیگر را؟

 

سخنرانی دکتر سگالش فر

یک نکته ای وجود دارد که ما چون مراجع متفاوت داریم و اختلاف فتاوی زیاد است و همه هم با اصول است و اشکالی هم ندارد و حجت است. این بحث فقهی خیلی خشکی می شود و با الفاظ کار می کنند و این خطرات زیادی ایجاد کرده است؛ زیرا الفاظی و اعتباراتی که پشتش حقائق نباشد و ما بحث فقه را منحصر به الفاظ کنیم، برای فقیه بما هو فقیه خوب است، ولی برای جامعه فایده نخواهد داشت. اگر در معقولات انسان برود و سعی کند که چیز هایی که ثابت شد در فلسفه و عرفان و این ها را کمک بگیرد، در موضوع شناسی. این خیلی کمک می کند. یک بحثی است به نام انشاء که اینجا انشاء مثل امتصاص ثدی مادر و بچه که به عنوان مثال می گویم که مدت خاصی است که اگر شیر بخورد، محرمیت منتقل می شود. بعد می گویند: اگر در لیوان بریزند و بدهند چه؟ مشهور می گویند: خیر محرم نمی شوند. انشاء یک بحث تکوینی است و هر جا هست شما عناصر مؤنت را ببینید که چه کسی دارد ایجاد می کند بچه را آن می شود مادر. عناصر مذکر هم می شود پدر. در مادر کسی که اهدای تخمک کند، هیچ چیز را انشاء نکرده است؛ زیرا رحم است که بچه را انشاء می کند. نفس دارد انشاء می کند، ولی اینجا از طریق رحم است و بین آن کسی که انشاء می کند و کسی که انشاء می شود، یک اتحاد و وحدتی باید باشد که در پیوند این وحدت از بین می رود. کسی که پیوند رحم می کند، مادر نیست. در پدر صاحب دخول است و او انشاء می کند با آن عمل. این قول مشهور قدماء است. صاحب لمعه و جواهر این ها همه اینجور صحبت می کنند. پس اصل انشای تکوینی بین این دو نفر است. حال ما اگر غوری در روایات کنیم یک چیز هایی می بینیم که الحاق شد پدری به یک شخص؛ مثلا منی در خارج فرج باشد یا حدیث مساحقه اگر در روایات را ببینید، می بیند که پدری الحاق شده است. اشکالی هم ندارد.

آیا می توان القای خصوصیت از این روایات کرد و شامل موارد جدید نیز کرد؟ ما اگر موضوع شناسی دقیق کنیم یک اصولی داریم و این بیشتر از اکتفای به الفاظ به درد می خورد. در پیوند هم همین بحث است. در پیوند خانم یک رحم پیوندی را گرفته است اگر به او تا آخر عمرش قرص ندهید که ضد سیستم ایمنی است می میرد؛ زیرا نفسش دفع می کند و او را نمی شناسد؛ زیرا اتحاد بین نفس و آن اعضاء نیست. لذا حق ندارید به او مادر بگویید؛ زیرا وحدت این جا موجود نیست. مالک آن رحم هست؛ مثل پیوند کلیه که مالک هست ولی مادر شود یا خیر این یک بحث جداگانه ای است.

در آلت تناسلی مرد هم همین طور است. در عرف می گویند: اگر پیوند بگیرد همان است ولی این یک دید خیلی ظاهری است و اشکالی هم ندارد، ولی اگر عرف آگاه باشد که در مراسم پیوندی، دیگر این حکم در بادی الامر را نخواهد کرد؛ به عنوان مثال در اهدای عضو در مرگ مغزی فقط خوبی هایش را می گوییم و اجازه می دهد که اهدای عضو کند، ولی اگر بگوییم که هنگام قطعه قطعه کردن بدن یا بریدن اعضای بدن حتی پس از مرگ هم شاید اذیت شود، شاید دیگر این کار را اجازه ندهد.

 

دکتر عمانی

نکته: بحث لمس و نظر هم یکی از بحث های فقهی مهم در این مجال است. از باب ضرورت که دیگر نابارور است و جز با لمس و نظر امکان ندارد، این عملیات صورت پذیرد. لذا در مورد فرزند دوم احتیاط این است که این کار نشود؛ زیرا دیگر در فرزند دوم که ضرورت نیست.

البته بحث های دیگری هم غیر از ضرورت مطرح است؛ مثل انسانی که سالم است و توانایی دارد که فرزند آورد، لکن این عمل را روی او انجام می دهیم تا کمک کند و شخص دیگری را از ناباروری نجات دهیم. آقای دکتر مرآتی می گوید: این ضرورت است؛ مثل اهدای خون که در موردی که تصادف کرده است و از بین می رود از باب ضرورت می خواهند که فلان شخص خون بدهد؛ یعنی این ضرورت به او هم انتقال پیدا می کند. لذا در تلویزیون از مردم می خواهند که بروند و خون دهند تا آنها نجات پیدا کنند. حال اگر موردی که به جز اهداء هیچ راه دیگری ندارد، آیا می توان این ضرورت را ملاحظه کرد.

 

دکتر آذین: سقط جنین معیوب

یک قانونی داریم در سال 84 تصویب شد. تحت عنوان سقط درمانی که اجازه داده است که جنین قبل از رسیدن به سن چهار ماهگی در صورتی که ادامه ی بارداری موجب حرج مادر شود با موافقت سه تن از پزشکان مورد تایید پزشک قانونی بتواند سقط شود. اطلاق قانون هم اشاره به این نمی کند که حرج فقط در دوران بارداری باشد بلکه حتی بعد از تولد هم نگه داری اش موجب حرج مادر شود را شامل می شود. این قانون در شورای نگهبان نیز تایید شده است، ولی مقاله ای هست که دلائلی مطرح شده است که نمی شود عسر و حرج غیر از سلامت مادر را مجوز سقط دانست؛ یعنی اگر قرار باشد که عسر و حرج اقتصادی و عرفی بتواند مجوز باشد، دیگر می توانیم حکم را تسری دهیم در حالی که روایات می گوید: حتی اگر زنی مرکتب زنا شده باشد، نمی تواند به دلیل حفظ آبرو سقط کند. نباید نسبت به حیات جنین اهمال کرد. وقتی جنین در محیط رحم مادر قرار می گیرد، دیگر بالقوه یک انسان است و بدون مداخله ی مادر و پدر به یک انسان تبدیل می شود، حتی اگر انسان بودنش را قبل از ولوج روح نپذیریم. لذا اینکه بگوییم که قبل از ولوج روح جایز است که او را سقط کنیم این ناشی از بد فهمی در مورد جایگاه حیات جنین است .او حق حیات دارد و شرع به طور روشن برای او حق حیات را احصاء کرده است و مجوزی برای سقط نداده است. لذا در هر تحلیلی که می خواهیم در مورد سقط ارائه دهیم باید دلایلی قوی داشته باشیم. صرف عسر و حرج مادر و پدر نمی تواند مجوز باشد. در این مسیر قرار گرفتن مسئولیت دارد؛ مثلا یک مادری سابقه ی سقط ناشی از بیماری جنین دارد و در خانواده شان زیاد رخ داده است. الامتناع بالاختیار لا ینافی الاختیار. این اضطراری که گاهی می  خواهیم مجوز سقط بدانیم، خیلی از اوقات خود ساخته بوده است. اگر جلوی بارداری را نگرفتیم و بار دار شد، دیگر نمی توان به راحتی گفت: عسر و حرج است وباید سقط کرد. گاهی می گویند: عسر و حرج طفل می شود ولی این درست نیست.

این هم به هر حال اگر هنوز شخص انسانی نشده باشد ولی طبیعت انسانی محترم است و ما برای سلب این حق حیات طبیعت انسانی محترم نیازمند دلیل قطعی هستیم و حال آنکه این دلیل قطعی را نداریم. ما فکر می کنیم که وظیفه ی اصلاح نژادی نوع بشر را داریم؛ یعنی روزی برسد که هیچ بشر معلولی به دنیا نیاید در حالی که اگر این مطلوب بود نظام متقن خلقت خودش این مسیر را ایجاد می کرد. این که ما بخواهیم بعد از شکل گیری یک انسان معلول او را سقط کنیم، قدم گذاشتن جای پای خالق است.

فقهای ما حساسیتی که باید به نظر من راجع به حیات جنین داشته باشند را ندارند.

 

دکتر عمانی : ما کجا می توانیم بگوییم که یک شخصی وجود دارد. آیا می توان قبل از ولوج روح بگوییم که این شخص وجود دارد. عسر و حرج تا چه مقدار دامنه دارد این ها قابل بحث است .عسر و حرج ذاتا شخصی است و آن شخص می تواند بگوید که من در عسر و حرج هستم ولی برخورد مادر سقط جنین نوعی است .نباید اینگونه باشد .شاید دو نفر در یک موقعیت با یک بیماری یکی می تواند در عسر و حرج باشد و دیگری نباشد .

گاهی بحث از این است  که سقط یک انسان جایز است یا خیر این مشخص است که جایز نیست، ولی وقتی ولوج روح نشده باشد، باید بررسی شود و جای فکر دارد. اینگونه نیست که حرمت سقط آن مخصوصا با در نظر گرفتن عسر و حرج قطعی بوده باشد.

 

 

 

 

 

 

Add comment


Security code
Refresh

منوی اصلی


ورود طلاب



 

آزمون ورودی مراکز تخصصی فقهی حوزه علمیه

امورطلاب و اساتید

O  امور خوابگاه مدرسه

O  امور رفاهی طلاب

O  امور رفاهی اساتید

O  تسهیلات ورزشی

O  اردوی زیارتی پژوهشی مشهد مقدس

O  امور پرورشی

O  اطلاعیه‌ها

O  ارتباط با مسوولین

معاونت آموزش

O  قوانین و مقررات آموزشی:  سطح خارج

O  معرفی اساتید:  سطح خارج

O  برنامه امتحانات:  سطح خارج

O  اطلاعیه‌های آموزشی:  سطح خارج

O  ارتباط با مسوول آمورش:  سطح خارج

O  پرسش و مباحثات علمی

O  نمونه سوالات دروس سطح

O  آیین نامه تقریرات و پژوهش های خارج

Hosting: Ilimitada Hosting Chile VPS