بازدیدها و نشست های علمی سی و دومین نشست علمی با موضوع بررسی معیار تحقق طلوع فجر
سی و دومین نشست علمی با موضوع بررسی معیار تحقق طلوع فجر PDF Print E-mail

 

بسم الله الرحمن الرحیم

مقدمه بیان شده توسط مجری جلسه

یکی از مسایل مهم و پر چالش اخیر که برخی از فتاوی را نیز متأثر از خود قرار داده است، مسأله ی مفهوم شناسی و موضوع شناسی فجر صادق است. بر عللی این بحث در چند سال اخیر بیشتر مورد بحث قرار گرفته است. برخی فقهاء احتیاط هایی از پنج دقیقه تا بیست دقیقه بیان کرده اند. اما اینکه سبب علمی این قضیه چه بوده است را در این مجال بررسی خواهیم کرد.

در سال 93 در جلسه ی مشابهی با این موضوع، توسط استاد موحد نژاد، مسئول دفتر مقام معظم رهبری دام ظله العالی در ستاد استهلال برگزار گردید. مسأله ی فجر صادق و مشاهداتی که بود، مورد بحث قرار گرفت.

در این جلسه از استاد دانشگاه و حوزه جناب دکتر سمیعی استفاده می کنیم. در جلسه ی سابق مطالبی بیان شد و با تصاویری مطلب تا حدودی روشن شد و توضیح دادند که طبق تحقیقات، سه پدیده مشاهده شده است:

  1. حاله ی نوری است که در دامنه ی افق شکل می گیرد.
  2. مشخص شدن خط افق نورانی در دامنه ی مشرق

3 . تبدیل آن خط به یک نوار سفید رنگ و از جایی که عنوان مطرح شده در کتاب و سنت همین خیط ابیض است، پیرو همین مشاهدات استفتاءاتی که شده است، موجب شده است که مراجع بزرگ احتیاط هایی را راجع به شروع وقت نماز صبح بدهند. برآیند جلسات آنها این بود که طبق زاویه ی 17 از افق را برای اذان صبح برای کسانی که می خواهند روزه بگیرند اعلام کنند. این قابل احتیاط است ولی برای نماز دقائقی را احتیاط کنند و بعد شروع در نماز کنند.

 

بیانات استاد سمیعی با موضوع معیار تحقق فجر صادق

عنوان بحثی که امشب خدمت شما هستیم، معیار تحقق فجر صادق است؛ یعنی آیا زمان اذان صبح درست اعلام می شود یا خیر؟ اذان صبح وقتی شکل می گیرد که خورشید زیر افق قرار گرفته است و به واسطه ی انعکاس نور از خورشید، ما در لایه های بالایی جو، روشنی مبهمی را در آسمان می بینیم. این که خورشید زیر افق باشد و ما روشنی اش را ببینیم، یک نمونه ی محسوسی هم دارد و آن هنگام غروب آفتاب است که هواپیمایی را ببینیم که هنوز نور آفتاب در آن وجود دارد یا اینکه نوک قله ی دماوند، هنوز نور دارد. این نشان می دهد که اگر ناظری از زمین ارتفاع داشته باشد، می تواند خورشید را زودتر ببیند. حال اگر این ناظر کیلومتر ها بالاتر رود، همین پدیده ی سپیده دم اتفاق می افتد؛ یعنی آن ها نور خورشید را منعکس می کنند.

حال مقصود از این درجه، چند درجه است؟ یعنی آنچه که در حال حاضر توسط صدا و سیما محاسبه می شود، چه تاریخچه ای داشته است و آیا جایز است بر اساس آن نماز خواند؟

در ابتدا از این جا شروع می کنیم که همانطور که می دانید از سال 67 بود که بنده با گروهی از دوستان طلبه با ورود کامپیوتر در قم، یکی از کارهای مهمی که به همراه دکتر طالب پور و آقای سید علی شبیری و آقای سلطانپور سعی می کردیم وقت بگذاریم این بود که منابع اسلامی را روی کامپیوتر بدهیم. ادامه پیدا کرد و مرکز تحقیقات کامپیوتری نور شد. آن وقت برنامه ریزی می کردیم و همان وقت دغدغه ی اوقات صلات به ذهن آمد. این مطلب بسیار هم مبتلا به بود. برنامه نویسی هم یک کاری است که خیلی اغوا کننده است؛ یعنی من گاهی 28 ساعت از پشت کامپیوتر تکان نمی خوردم. این یک آفتی برای نماز اول وقت بود؛ زیرا آن وقت تا وقت اذان می رسید، می گفتیم که این یک خط برنامه را درست کنم و بعد آن نماز خواهم خواند و یک دفعه تا غروب می رفتیم. لذا انگیزه شد که برنامه ای درست کنیم که خودش اذان را بگوید و برنامه کامپیوتر را قطع کند تا نماز را بخوانیم. گفتن این کلام راحت بود ولی محاسبه ی اوقات شرعی سخت بود؛ زیرا اگر مستحضر باشید، فرمول های نجومی از پیچیده ترین فرمول های ریاضی است و پیدا کردن و کار کردن با آن ها بسیار دشوار است. ما در ابتداء گفتیم که این محاسبات را از موسسه ژئوفیزیک بگیریم و خودمان مستقیم اقدام نکنیم. متوجه شدیم که امکان آن وجود ندارد؛ زیرا خیلی از متقضاضیان ما ساکن خارج از ایران بودند و دغدغه داشتند و بسیاری از مکان ها با مکان دیگر تغییر می کند. مجبور شدیم که به دنبال این برنامه برویم. این اولین باری است که سالنامه ی اسلامی با اذان به نام ابوثمامه ارائه شد که آقای آقامیری هم حضور داشتند.

درگیری اصلی ما این بود که چگونه محاسبه کنیم؟ تشخیص ظهر خیلی مشکل نیست؛ زیرا تعریف مشخصی دارد. همین طور وقت طلوع و غروب آفتاب هم تعریف مشخصی دارد. البته به تعبیر ثانیه نمی توان آن را نوشت؛ زیرا مشاهده  خورشید به دلیل شکست نور با زمان واقعی تفاوت دارد. به همین دلیل معمولا غروب و طلوع را با ثانیه نمی شود مشخص کرد ولی اذان ظهر را با ثانیه نیزمی توان محاسبه کرد و شکست هم تاثیر ندارد؛ زیرا خورشید عمود است. لکن تاکید نمی کنیم؛ زیرا هر مکان از یک شهر با مکان دیگر همان شهر در حد ثانیه تفاوت دارد.

 

اذان مغرب هم قابل رؤیت بوده و پیچیدگی خاصی ندارد؛ زیرا در تعریف مغرب بیان شده است که حمره ی مشرقیه از قمه الرأس تا مشرق حمره وجود نداشته باشد. البته تعریف خود حمره واضح مشخص نیست؛ زیرا خود حمره یک طیف رنگ است و چند دقیقه اختلاف دارد اما در عین حال در دسترس است.

سخت ترین قسمت، اذان صبح است که به چند دلیل حائز اهمیت است:

تعریف فجر صادق، اسلامی بوده و بین المللی نیست. به همین جهت ربطی به تعریفی که آن ها بیان کرده اند، ندارد. سپیده دمی که آن ها می گویند: یکی سپیده دم نجومی است، دیگری سپیده دم دریایی است و یکی هم شهری است. هیچ دغدغه ی این را ندارند که فجر صادق یا کاذب چیست؟

حال بحث این بود که این فجر را چگونه به دست بیاوریم؟ اسم این نرم افزار را ابوثمامه گذاشتیم که از یاران سید الشهدا علیه السلام بودند که وقت نماز را یادآوری کرد. در آن زمانی که این کار را شروع کردیم یعنی سال 71، استاد دانشگاه تهران آقای ملک پور، محاسبه را در موسسه ژئوفیزیک انجام می دادند. نزد ایشان رفتم و گفتم که می خواهم این کار را انجام دهم. سوال کردم که شما خودتان فجر را دیده اید؟ گفت: نه. گفتم: پس چگونه محاسبه می کنید؟ گفتند: ما نزد آیت الله مرعشی قدس سره رفتیم و ایشان دو هیئت را فرستادند و گفتند: اذان صبح چه ساعتی است و ما هم ساعت آن را تعیین کردیم و تعمیم دادیم. خود آیت الله مرعشی قدس سره نیز فتوا داده بودند و بیان کردند که همین تحقیقات آقای دکتر ملک پور صحیح است. دکتر ملک پور اذان را بر اساس 19.4 درجه محاسبه می کرد. من می خواستم که به این اطمینان برسم که این وقتی که ایشان محاسبه می کنند، درست است. البته همان را در آن برنامه گذاشتیم ولی در کنارش مطالعاتی داشتیم که آیا  این درست است یا نیست؟

از وقتی که نور برق در شهر آمده است، همیشه فضا روشن است و سپیده دم قابل تشخیص نیست و حداقل باید سی کیلومتر از شهر دور شد و غیر از این نکته افق خوبی هم داشته باشد. لذا از اطراف قم شروع کردیم. از جاده ی سراجه می رفتیم و ده کیلومتر داخل کویر می رفتیم. آنجا از همه جا بهتر بود و شروع کردیم با جمعی از دوستان این افق را رویت کنیم. ما به نتیجه ای عجیب رسیدیم که محاسبه ی دکتر ملک پور اشتباه است؛ زیرا آنوقت اصلا فجری اتفاق نمی افتاد. اول سعی می کردیم خودمان را توجیه کنیم. متوجه شدیم نمی شود و درست در نمی آید. نتیجه ی ما این شد که زاویه ی صحیح فجر چیز دیگری است. اولین شخصی که ما رفتیم نزد ایشان آیت الله آذری قمی بود که به صرف اذان نماز صبح را در حرم مطهر شروع می کردند. ما رفتیم و به ایشان گفتیم: ما تحقیق کردیم و نمازی که می خوانید، قبل از اذان است. ایشان فکری کرد و بزرگوارانه گفت: اجازه دهید من خودم تحقیقی کنم. ایشان رفت در روستاها و رصد کرد و گفت: حق با فلانی است. اتفاق جالبی افتاد. ایشان وقت نماز صبح، در مقابل کسانی که به ایشان اقتدا می کردند، گفتند: مردم از زمان مرحوم آیت الله حائری، هر کسی نماز صبح را با اذان خوانده است، همه را قضاء کند. ایشان از کسانی بود که بعدا نیز آمد و رفتیم و در بخش جاده ی سراجه مشاهده ی طلوع فجر را انجام دادیم. باید یک ساعت قبل از فجر کاذب آنجا باشید که آن سیاهی مطلق را ببینید. این هم با یک بار نمی شود، باید مأنوس با آن صحنه شویم. شخص دیگری که توفیق داشتم، خدمت ایشان رسیدم، مرحوم سید مهدی روحانی و همچینن آیت الله شبیری زنجانی دام ظله العالی بود که ایشان نیز آمدند و رؤیت کردند و مشخص شد که محاسبه ی آقای ملک پور اشتباه بوده است و شانزده درجه درست بوده است و همه ی بزرگواران نیز تایید کرده و امضاء نیز کردند. متن تایید سید مهدی روحانی و امضای ایشان و همچنین امضای آیت الله شبیری زنجانی موجود است. فرمودند: برنامه ی لواء ابوثمامه مورد اطمینان است.

 

آن موقع وقتی که رسانه ها اعلام می کردند، بیست دقیقه اختلاف داشت. کسی احتیاط نمی کرد. این اتفاق که افتاد، گفتیم: وظیفه است که به اطلاع مردم برسانیم. 80 نامه مختلف به شخصیت های مهم فرستادیم. بعد از این جریان اتفاقی افتاد که در سال 73 آیت الله استادی که ماه رمضان بود در رادیو اعلام کردند و گفتند: برخی مشاهداتی انجام دادند و گفتند: وقت اذان صبح دقیق محاسبه نمی شده است. ایشان دو تا وقت بیان کردند؛ یکی 17 و هفت دهم وقتی بوده است که برای امساک گفتند و نماز هم شش دقیقه احتیاطا بعد از اذان بخوانید. همان سال صدا و سیما شکل گرفتند ولی بعد کم کم فراموش شد. این وقتی که اعلام شد، جمع بندی بود بین تشخیصی که ما داده بودیم و بین تشخیصی که دیگران داده بودند. من به شدت مخالف بودم که دو وقت داشته باشیم و نظرم این بود که اذان صبح یا احراز می شود یا نمی شود. اگر احراز نمی شود، می توان امساک نکرد. اگر وقت داخل شده است، باید امساک کرد و اگر می خواهید احتیاط کنید، باید با دومی اذان بگویید؛ زیرا شک در تبیّن است و استصحاب عدم تبین جاری می شود. اذان را آن موقع بگویید، لکن به مردم بگویید که چند دقیقه احتیاطا زود تر امساک کنید.

الان محاسبه بر اساس 17وهفت درجه انجام می شود، اما اینکه چگونه محاسبه می شود، بعد از ورود به بحث فقهی، وارد آن نیز می شویم. فتاوی نیز باید بر اساس درجه باشد و فتوایی که با درجه نباشد، دقیق نیست و مردم را متحیر می کند. شنیدم آیت الله شهیدی در درس درجه اعلام کردند و 15 درجه را گفتند.

در برنامه ی باد صبا اگر برنامه را بر روی موسسه لواء تنظیم کنید، بر اساس 16 درجه اذان می گوید. لذا 9 دقیقه از اذانی که می گویند، دیرتر است. علت این اختلاف چیست؟ خیلی متنوع است. برخی کشورها تا بیست درجه گفته اند و برخی هم تا دوازده درجه. ولی از لحاظ فتوایی همه یکی است و مراجع هم در جایی که سید تعریف فجر صادق را بیان کرده است، حاشیه ندارند ولی اینکه با چند درجه تطبیق می کند، اختلافی است.

فقهاء باید خودشان برای مشاهده فجر بروند و به فیلم ها نیز نباید توجه کرد؛ زیرا حساسیت عدسی این ها با چشم خیلی فرق می کند. باید فقهاء خودشان بروند و فیلم نشان از واقعیت نیست. همه ی مساله بر می گردد به معنای آیه ی شریفه که «كُلُوا وَ اشْرَبُوا حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَكُمُ الْخَيْطُ الْأَبْيَضُ مِنَ الْخَيْطِ الْأَسْوَدِ مِنَ الْفَجْرِ »[1]

در مورد اینکه معنای این آیه چیست، بنده یک مقاله نوشته ام. خیط اسود و ابیض. در آن جا بحث کرده ام و اگر کسی این آیه را خوب متوجه شود، خیلی مشکلی که در تشخیص دقیق این زاویه داریم، بر طرف می شود. حتما سعی شود، این مقاله خوانده شود. این که مفهوم نخ سفید و سیاه در این آیه چیست، بسیار مهم و کاربردی است و موضوع اصلی این پژوهش است. نتیجه ی این مقاله این است که زاویه حدود 16 درجه زیر افق می باشد. در این مقاله 151 تفسیر شیعه و سنی را در مورد این آیه بررسی کرده ایم.

معنای نخ سیاه و سفید معنای حقیقی نمی تواند باشد. یک روایتی وجود دارد که علی بن حاتم خدمت حضرت آمد و گفت: یک نخ سیاه و سفید می گیرم و هر وقت تمیّز پیدا شد، نماز می خوانم . پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله خندیدند و فرمودند: منظور فجر است. پس معنای استعاری است. اما آیا تشبیه یا استعاره است، بین مفسرین بحث است. ارکان تشبیه چیست؟ ما یک مشبه داریم و یک مشبه به و یک ادات تشبیه و یک وجه شبه. اینکه مشبه و مشبه به چیست، اقوال مختلفی است. برخی گفته اند: مشبه فجرصادق است که به نخ سفید تشبیه شده است و فجر کاذب نیز تشبیه به نخ سیاه است. این تبیین درست نیست؛ زیرا اینها که کنار هم قرار نمی گیرند بلکه استمرار دارند. وقتی که فجر صادق محقق شود، دیگر فجر کاذب نیست. لذا تبیّن بین چیزی که نیست از چیزی که وجود دارد، خیلی جالب به نظر نمی رسد.

 

برخی دیگر نوشته اند: نخ سفید در حقیقت کشیدگی اول سپیده دم است و نخ سیاه هم هم همان سیاهی شب است. سوال می شود که سپیده دم اصلا شبیه نخ نیست، بلکه یک حالت بیضی بزرگی دارد که نمی شود آن را به نخ تشبیه کرد. شب را نیز نمی شود به نخ تشبیه کرد. نخ یک چیز ریز و نازک است.

علامه طباطبایی می فرمایند: لبه ی سیاهی و لبه ی سفیدی را خداوند به نخ تشبیه کرده است. این نیز درست نیست؛ زیرا سیاهی در شب محو است و اصلا چیزی نمی بینید که حالت لبه داشته باشد؛ مثل یک دایره ی سفید بین دایره ی سیاه نیست که لبه اش مشخص شده باشد. سیاهی خود خط افق نیز مراد نیست؛ زیرا معمولا سپیده دم از خط افق فاصله دارد و بالاتر است. مماس هم نیستند. علاوه بر اینکه نخ هم نیست.

بنابراین مفاد این آیه چیست؟ دکتر موحّد نژآد می گویند: ما نمی توانیم آیه را متوجه بشویم و دقیق مقصود را نمی فهمیم؛ در حالی که اصحاب به این آیه عمل کرده اند و اینگونه نیست که خداوند به نحوی صحبت کند که ما نفهمیم. این آیه جزو آیات متشابه نیست. مساله ی مهم این وجه شبه است. همه در وجه شبه مانده اند.

این که به نظر ما می رسد این است که:

اوّلاً: این تشبیه فجر به خیط، تشبیه قرآنی نیست که قرآن ابداع کرده باشد بلکه در زمان جاهلی نیز بوده است. لذا ارتکازی در اعراب بوده است که متوجه بودند که مقصود چیست؟

ثانیاً: این پارچه که شما روبرویتان می بینید، نخ سفید و سیاه در آن مخلوط است و رنگی که می بیند رنگ مبهم و خاکستری است. نخ سفید و سیاه در این پارچه اگر جدا شود، این تبیّن بین سفید و سیاه ایجاد می شود. لذا معنای آیه این چنین است که یک استعاره ی مکنیه ای است که مخصوص قرآن هم نبوده است. آن سپیده دمی که می گوییم، فجر کاذب خصوصیتش ابهامش است و وقتی می توانیم بگوییم صبح است که به زیبایی متمایز از سیاهی شب است. این ابهام فجر کاذب را خدا تشبیه کرده است. می فرماید: همانطور که نخ های سیاه و سفید از یک پارچه ی خاکستری از هم جدا می شوند، فجر صادق نیز آن گونه جدا می شوند. با قرائن زیادی از عرب هم آورده ایم که سفیدی و سیاهی را به نخ تشبیه کرده بودند. روایتی نیز داریم که در آن قبطیه ی بیضاء تعبیر شده است. معنای آن پارچه ی سفیدی است که از مصر می آوردند و مظهر سفیدی بوده است. سفیدی خیلی زیاد را می خواستند تشبیه کنند، به قبطیه تشبیه می کردند. حضرت نیز اینگونه در این روایت تشبیه کرده اند؛ یعنی آن نور خاکستری رنگ، اگر تبدیل به پارچه ی سفید شود، وقت اذان صبح است؛ یعنی تبین کامل در افق شکل گیرد و این تبین در فتاوی و روایات دیده می شود.

بر اساس این معنا و روایاتی که در این باب وجود دارد، گمان من این است که 16 درجه شروع فجر صادق است، ولی من خودم 15 درجه نماز می خوانم؛ زیرا تشبیهی که آقای شهیدی دامت برکاته داده اند، تشبیهی به جا است. اطمینانی که بخواهد برای ما حاصل شود، 17 درجه برای آن خیلی زود است. این ها همه باید کنار افق باشیم تا حس شود.

 

برخی حالات خاص تاثیر گذار در وقت اذان

1. لیالی مقمره که از شب دوازدهم شروع می شود تا شب بیست و هفتم ادامه دارد. لکن چون هلال ماه کم نور است، معمولا از شب بیست و دوم به بعد را جزو لیالی مقمره نمی گیرند پ. تمایز در لیالی مقمره دشوار تر است. لذا در روایت است که تأخیر بیندازید در این شب ها حتی احمرّ. فتوای امام و آیت الله شبیری این است که باید در لیالی مقمره 14 درجه بخوانید؛ زیرا در لیالی مقمره در 14 درجه متمایز می شود. حالا اینکه چند دقیقه تفاوت دارند، در فصول مختلف تفاوت دارد.

2. فجر صادق در اروپای شمالی در تابستان

ما گفتیم: خورشید اگر زیر افق قرار گیرد، نورش دیده می شود. حال در لندن و برخی شهرهای دیگر اروپایی که عرض های جغرافیایی  بالا هستند، در اوایل تابستان خورشید اصلا آنقدر زیر افق نمی رود تا هوا تاریک تاریک شود؛ لذا فجر شرعی اصلا محقق نمی شود؛ زیرا علامت فجر این بود که تاریکی باشد و سپس تبیّن اتفاق افتد. در مورد مواردی مثل اروپای شمالی فتواها فرق می کند. اخیرا دیدم فتوایی که آیت الله سیستانی داده بودند که از نیمه شبی که مقابل ظهر است {چون در خود نیمه شب نیز دو مبنا است. یک نیمه شب از اذان مغرب تا اذان صبح و دیگری از غروب آفتاب تا طلوع آفتاب} طبق این نیمه شب شرعی اگر یک مقدار از آن گذشت باید وقت اذان صبح بگیرند.

  1. 3. رؤیت از فجر صادق در جنوب سیبری

ما برای طلوع فجر رفتیم. خیلی سخت بود که به این ها بگویم که می خواهم ساعت دو شب به خیابان بروم. آنجا اصلا شکل تکوّن فجر خیلی متفاوت بود با آنی که ما در افق های معمولی می دیدیم. من در شهریور به آنجا رفتم و در حقیقت مثل یک نقطه بود و کم کم این نقطه پر رنگ تر می شد و کلا فرق می کرد با تعاریفی که با ذهن ما متعارف بود. برخی مراجع گفتند: آنجا نیز مثل متعارف حساب کنند؛ یا مثلا دریای خزر که اگر کنارش برویم یک قدری زودتر فجر روشن می شود؛ زیرا آب نور آن را منعکس و دو برابر می کند. کنار دریای خزر حدود 5 دقیقه زودتر است یعنی همان 17 درجه تقریبا.

 

پرسش و پاسخ :

نکته: فجر کاذب

فجر کاذب در حقیقت انعکاسات متفرق نور خورشید است و به لایه ای که خوب نور خورشید را منعکس می کنند، نرسیده است. فجر کاذب تابع هیچ قانونی نیست و اصلا قابل تشخیص دقیق نیست؛ «کذنب السرحان» در روایات آمده است، یک ستون نور بالا می رود. برخی جاها اصلا یک نور مبهم دیده می شود؛ مثلا در تابستان در همین جاده ی سراجه حدود 45 دقیقه قبل از اذان اینگونه است. لکن این که شکل خاصی داشته باشد، نه اینگونه نیست.

نکته ی مهم اینکه برخی چیزها تاثیر گذارند و برخی چیز ها تاثیر گذار نیستند. غبار خیلی تأثیر دارد ولی خود دما و سردی و گرمی تاثیر چندانی ندارد.

نرم افزار صبا برای ایران دقیق است، لکن برای کشور های دیگر خیلی دقیق نیست.

 

 

 

 


. [1] سوره بقره، آیه 187

 

Add comment


Security code
Refresh

منوی اصلی


ورود طلاب



 

آزمون ورودی مراکز تخصصی فقهی حوزه علمیه

امورطلاب و اساتید

O  امور خوابگاه مدرسه

O  امور رفاهی طلاب

O  امور رفاهی اساتید

O  تسهیلات ورزشی

O  اردوی زیارتی پژوهشی مشهد مقدس

O  امور پرورشی

O  اطلاعیه‌ها

O  ارتباط با مسوولین

معاونت آموزش

O  قوانین و مقررات آموزشی:  سطح خارج

O  معرفی اساتید:  سطح خارج

O  برنامه امتحانات:  سطح خارج

O  اطلاعیه‌های آموزشی:  سطح خارج

O  ارتباط با مسوول آمورش:  سطح خارج

O  پرسش و مباحثات علمی

O  نمونه سوالات دروس سطح

O  آیین نامه تقریرات و پژوهش های خارج

Hosting: Ilimitada Hosting Chile VPS