جواز جمع بین نمازهای ظهر و عصر و مغرب و عشا برای فرد غیـر معذور محمدحسین مخبـریان Print


بسم الله الرحمن الرحیم

 

جمع آوری اقوال قدما

جواز جمع بین نمازهای ظهر و عصر
و  مغرب و عشا برای فرد غیـر معذور

 

 

 

محمدحسین مخبـریان

90229_9495-25_JaF_00

 

مدرسه فقهی امام محمد باقر(علیه السلام)

14/1/95 تا  6/3/95



چکیده مطلب

در این نوشتار با استخراج نظرات قدمای فقهای شیعه به بررسی نظرات ایشان دربارة جواز جمع بین نمازهای ظهر و عصر و بین نمازهای مغرب و عشا پرداخته می‌شود و در انتها مشخص می‌شود که اختلاف قابل توجهی در نظرات فقهای سابق در این زمینه وجود داشته است؛ ولی به تدریج جواز جمع به فتوای مشهور تبدیل شده است؛ همچنین مشخص می‌شود که قول به عدم جواز جمع بین نماز مغرب و عشا قوی‌تر از ظهر و عصر بوده است. بنابراین سه نظر در این مسأله وجود داشته است: جواز جمع مطلق، عدم جواز مطلق و جواز جمع نماز ظهر با عصر و عدم جواز جمع نماز مغرب با عشا.

قول مخالف اصلی در مسأله، فتوای علمای اهل سنت است.

واژگان کلیدی

جمع بین نمازها، نماز ظهر، نماز عصر، نماز مغرب، نماز عشا، جمع تقدیمی، جمع تأخیری، اوقات نمازها.

مقدمه

نمازهای پنج‌‌گانه ستون اساسی دین اسلام و مهم‌ترین عبادت در این دین هستند. هر یک از این نمازها باید در وقت خاص خودش خوانده شود، از این رو، علی القاعده باید نمازها را در پنج وقت به جا آورد. با این حال رجوع به رفتار مسلمین و خصوصاً شیعیان نشان می‌دهد که ایشان این نمازها در سه وقت به جا می‌آورند و به عبارت دقیق‌تر بین نماز ظهر و عصر و بین نماز مغرب و عشا جمع می‌کنند یعنی آنها را با هم به جا می‌آورند. این دوگانگی منشأ بروز سؤال از مشروعیت چنین رفتاری و از صحت نمازهای جمع خوانده شده می‌شود. قطعاً پاسخ نهایی به این سؤال، در گرو بررسی ادله این مسأله است که روایات رکن رکین آن هستند. اما نشان دادن این که این رفتار، رفتار نوظهوری نیست و ریشه در تاریخ دارد، علاوه بر آن که برای استنباط فتوای شرعی مهم است، در اقناع ذهن مخاطب پرسشگر نیز بسیار مؤثر است. تحقیق پیش رو، در صدد است این مسأله را در میان فتوای فقهای سده‌های نخست بررسی نماید و به واکاوی نظرات ایشان در خصوص این مسأله بپردازد.

برای به دست آوردن تصویری صحیح از نظرات قدما لازم است ابتدا نظرات ایشان را از کتبشان استخراج نماییم و سپس با دسته بندی آنها، فتوای مشهور را به دست آوریم.

جمع تقدیمی و تأخیری

اجمالاً هر یک از این دو جفت نماز را به دو گونه می‌توان با هم جمع کرد: نماز دوم را در وقت نماز اول خواند یا نماز اول را در وقت نماز دوم خواند. جمع اول را جمع تقدیمی و جمع دوم را جمع تأخیری می‌نامند. اما برخی فقها تصریح کرده‌اند که اگر نماز اول در انتهای وقتش و نماز دوم در ابتدای وقتش خوانده شود، جمع صورت نگرفته است و در برخی از نوشته‌ها از چنین کاری به جمع صوری تعبیر شده است.

کیفیت به دست آوردن نظرات فقها

در چندین باب می‌توان اماراتی بر نظر نویسنده در بارة جواز جمع بین نمازها به دست آورد:

باب جمع بین الصلاتین

در برخی کتب باب با عنوان «جمع بین الصلاتین» یا مشابه آن وجود دارد که صریح‌ترین اظهار نظر نویسنده است. اما در بسیاری از کتب چنین بابی وجود ندارد؛ لذا لازم است از سایر نظرات فقهی نویسنده، نظرش را دربارة جمع بین نمازها پیدا کرد.

باب اوقات الصلاة

لازمة جواز جمع خواندن بین دو نماز، اگر به نیت ادا باشد، اتساع وقت نمازهاست، بنابراین در واقع مسألة جواز جمع خواندن، از متفرعات بحث اوقات نمازهاست؛ لذا راه عمومی –که در اکثریت قریب به اتفاق کتاب‌ها طی شده است- مبتنی بر مقدمات زیر است:

  1. مراجعه به فتاوای فقها در باب اوقات نماز، وقت آنها را مشخص می‌کند.
  2. اگر بین وقت نماز ظهر و عصر و بین وقت نماز مغرب و عشا، حد مشترکی وجود داشته باشد، نشان‌دهندة آن است که نویسنده قائل بوده است در این وقت می‌توان نمازها را با هم جمع کرد، زیرا لازمة جواز جمع خواندن بین دو نماز، اگر به نیت ادا باشد، اتساع وقت نمازهاست.

البته گاهی نتیجة مقدمات فوق جواز جمع وسیع است (مثلاً کسی که وقت نماز ظهر را از زوال تا 4 رکعت مانده به غروب خورشید می‌داند و وقت نماز عصر را از پس از نماز ظهر تا غروب خورشید می‌داند، حداکثر جمع را برای نماز ظهر و عصر قائل شده است.) و گاهی نتیجه، جواز جمع محدود است. (مثلاً کسی که وقت نماز ظهر را از زوال تا رسیدن سایة شاخص به اندازة‌ دو قدم می‌داند و وقت نماز عصر را از پس از نماز ظهر تا قبل از غروب خورشید، قائل است که تنها از پس از نماز ظهر تا رسیدن سایة شاخص به اندازه دو قدم می‌توان دو نماز را با هم جمع خواند.)

شاهد بر ملازمه بین اوقات نمازها با جواز یا عدم جواز جمع عبارت سید مرتضی است که در توضیح عبارت جد مادری‌اش، ناصر کبیر «و للمسافر أن يجمع بين الظهر و العصر ما بين زوال الشمس الى غروبها، و بين العشاءين ما بين غروب الشمس الى طلوع الفجر» گفته است: «قد بينا مذهبنا في أوقات هذه الصلوات و دللنا عليه، و لا معنى لتكراره، و الإجازة للمسافر أن يجمع بين الظهر و العصر ما بين زوال الشمس الى غروبها كأنه ينقض القول بأن وقت الظهر متميز من وقت العصر، و تحديد كل واحد منهما بحد لا يدخل فيه الآخر، لانه ليس للمسافر أن يصلي الصلاة في غير وقتها، كما أن ليس للحاضر ذلك.»[1]

در «الفقه علی المذاهب الخمسة» نیز گفته شده است: «قال الإمامية: تختص الظهر من عقب الزوال بمقدار أدائها و تختص العصر من آخر النهار بمقدار أدائها أيضا، و ما بين الأول و الأخير مشترك بين الصلاتين، و من هنا قالوا: يجوز الجمع بين الصلاتين في الوقت المشترك.»[2]

علاوه بر دو روش فوق، گاهی مدلول التزامی برخی فتاوا یا عناوین ابواب، جواز یا عدم جواز جمع بین نمازهاست. این فتاوا غالباً در سایر ابواب فقهی بیان شده‌اند.

تذکر 1: در برخی از عبارات فقهی برای وقت شروع نماز ظهر و عصر دو وقت مختلف بیان شده است - این اختلاف ریشه در روایات دارد- مثلاً‌ گفته شده است که وقت نماز ظهر از زوال شروع می‌شود برای کسی که نمی‌خواهد نافله بخواند، اما اگر بخواهد نافله بخواند، وقت نماز ظهرش از پس از نوافلش شروع می‌شود (چه نافله‌هایش را سریع بخواند و چه آنها را طول دهد.) این تعبیر در اصل مسأله تأثیری ندارد؛ زیرا معنای این تعبیر این است که از زوال وقت نماز ظهر داخل شده است، حال اگر کسی بخواهد نافله بخواند،‌ آن را پیش از نماز واجب باید بخواند زیرا وقتش قبل از فریضه است.

تذکر 2: برخی فقها برای نماز مختار و معذور یا حتی مضطر اوقات مختلفی بیان کرده‌اند که با توجه به این که موضوع این نوشته،‌ جواز جمع بین نمازها برای مختار است، اوقات دیگران مورد توجه قرار نگرفته است.

باب اذان و اقامه

یکی از عوارض جمع بین نمازها، حذف اذان از نماز دوم است، به این مناسبت در برخی کتب، جمع بین نمازها در باب اذان و اقامه آمده است. مثلاً «وَ رَوَى عَبْدُ اللَّهِ بْنُ سِنَانٍ عَنِ الصَّادِقِ ع أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص جَمَعَ بَيْنَ الظُّهْرِ وَ الْعَصْرِ بِأَذَانٍ وَ إِقَامَتَيْنِ وَ جَمَعَ بَيْنَ الْمَغْرِبِ وَ الْعِشَاءِ فِي الْحَضَرِ مِنْ غَيْرِ عِلَّةٍ بِأَذَانٍ وَاحِدٍ وَ إِقَامَتَيْنِ.»[3]

مسألة کیفیت نماز مستحاضه کثیره

یکی از مواضعی که می‌توان نظر فقیه را دربارة جواز جمع بین نمازها به دست آورد، باب استحاضه است. بسیاری از فقها در باب استحاضه عبارتی دارند که دال بر عدم جواز جمع بین نمازهای ظهر و عصر یا مغرب و عشاست. مثلاً در فقه الرضا آمده است «و إن ثقب الدم الكرسف و سال صلت صلاة الليل و الغداة بغسل و الظهر و العصر بغسل و تؤخر الظهر قليلا و تعجل العصر و تصلي المغرب و العشاء الآخرة بغسل واحد و تؤخر المغرب قليلا و تعجل العشاء الآخرة»[4] مستحاضة کثیره باید برای نمازهایش غسل نماید. ظاهراً برای تسهیل گفته شده است که زن می‌تواند با یک غسل دو نماز بخواند. نویسنده گفته است در این موارد لازم است که زن، نماز ظهر را عقب بیندازد و نماز عصر را جلو بیندازد و همینطور نماز مغرب و عشا. اگر جمع بین نمازها در نظر نویسنده صحیح باشد، لزومی ندارد که نمازها را جلو و عقب نماید؛ بلکه در تمام وقت جواز جمع، زن می‌توانست غسل نماید و نمازهایش را بخواند.

اما ابن ادریس در این مسأله عبارت خاصی دارند: «و تجمع بين الظهر و العصر بغسل واحد، و كذلك بين العشاء الاولى و الآخرة، و الجمع منها بين هاتين الفريضتين، بأن تؤخّر الفريضة المتقدّمة إلى آخر وقتها، و تصلّي الفريضة الأخيرة في أوّل وقتها يجمع بينهما في الحال، و ذلك على الاستحباب دون الفرض و الإيجاب.»[5] اگر این عبارت را ایشان به عنوان نظر خود بیان کرده‌ باشند، مشکلی نیست ولی اگر «و ذلك على الاستحباب دون الفرض و الإيجاب» را به عنوان تفسیر عبارت رایج در فقه آورده باشد[6]، نشان می‌دهد که از امثال این عبارت نمی‌تواند استفادة عدم جواز جمع نمود. احتمال اول قوی‌تر است.

مسألة نماز حائض

در برخی کتب مسأله‌ای مطرح شده است که زنی که خون می‌بیند یا طاهر می‌شود، چه نمازی را لازم است قضا نماید؟ از این مسائل هم می‌توان زمان نمازها و جواز یا عدم جواز جمع خواندن را استنتاج کرد. مثلاً در الکافی چنین روایتی نقل شده است: «مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ يُونُسَ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ الْأَوَّلَ ع قُلْتُ الْمَرْأَةُ تَرَى الطُّهْرَ قَبْلَ غُرُوبِ الشَّمْسِ كَيْفَ تَصْنَعُ بِالصَّلَاةِ قَالَ إِذَا رَأَتِ الطُّهْرَ بَعْدَ مَا يَمْضِي مِنْ زَوَالِ الشَّمْسِ أَرْبَعَةُ أَقْدَامٍ فَلَا تُصَلِّي إِلَّا الْعَصْرَ لِأَنَّ وَقْتَ الظُّهْرِ دَخَلَ عَلَيْهَا وَ هِيَ فِي الدَّمِ وَ خَرَجَ عَنْهَا الْوَقْتُ وَ هِيَ فِي الدَّمِ فَلَمْ يَجِبْ عَلَيْهَا أَنْ تُصَلِّيَ الظُّهْرَ وَ مَا طَرَحَ اللَّهُ عَنْهَا مِنَ الصَّلَاةِ وَ هِيَ فِي الدَّمِ أَكْثَرُ...»[7] اگر نویسنده‌ای تنها چنین عبارتی را نقل کرده باشد، می‌توان گفت قائل به عدم جواز جمع است؛ زیرا جواز جمع به معنای اتساع در وقت نمازهاست و اگر زنی در وقت نمازی، امکان خواندن نماز را داشته باشد (چه اول وقت طاهر باشد و چه آخر وقت) و آن را نخواند، قضای آن بر او واجب است؛ حال که در عبارت آمده است که پس از گذشت چهار قدم از زوال خورشید، دیگر نماز ظهر بر زنی که طاهر شود، واجب نیست یعنی وقت نماز ظهر گذشته است و از این رو، پس از چهار قدم نمی‌توان نماز ظهر و عصر را جمع خواند.

مسألة نسیان نماز

در کتب فقهی با تبعیت از کتب حدیثی، این مسأله مطرح شده است که اگر کسی فراموش کرد نمازی بخواند، چه باید بکند. در بسیاری از این کتب عباراتی ذکر شده است که ممکن است در نظر اول کسی بخواهد آنها را دال بر اشتراک وقت نمازهای ظهر و عصر یا مغرب و عشا بپندارد و از آنها جواز جمع را نتیجه بگیرد. مثلاً در  کافی چنین روایتی نقل شده است: «عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ نَسِيَ الظُّهْرَ حَتَّى دَخَلَ وَقْتُ الْعَصْرِ قَالَ يَبْدَأُ بِالظُّهْرِ وَ كَذَلِكَ الصَّلَوَاتُ تَبْدَأُ بِالَّتِي نَسِيتَ إِلَّا أَنْ تَخَافَ أَنْ يَخْرُجَ وَقْتُ الصَّلَاةِ فَتَبْدَأُ بِالَّتِي أَنْتَ فِي وَقْتِهَا ثُمَّ تُصَلِّي الَّتِي نَسِيتَ.»[8] در این روایت گفته شده است که اگر نماز ظهر خوانده نشد تا این که وقت نماز عصر داخل شد، فرد باید ابتدا نماز ظهر را بخواند، پس نماز ظهر را در وقت نماز عصر هم می‌توان خواند و این یعنی جواز جمع تأخیری.

اما این گمان صحیح نیست زیرا در روایت ادا یا قضا بودن نماز ظهر بیان نشده است و چه بسا مراد این باشد که نماز ظهر قضا خوانده شود و علت این که گفته شده است باید نماز ظهر را ابتدا بخواند این است که برخی از قدما به تبع ظواهر برخی روایات قائل بوده‌اند که اگر انسان نماز قضایی برگردنش است، لازم است –اگر وقت نماز حاضر تنگ نیست- ابتدا نماز قضا را به جا آورد. مثلاً: «و يجب قضاء الفائتة وقت الذكر ما لم يتضيق وقت حاضرة بترتيب السابقة على اللاحقة كالظهر على العصر و العصر على المغرب و المغرب على العشاء سواء كان ذلك ليوم حاضرا أو صلوات يوم فائت.»[9] بنابراین چنین عباراتی نمی‌تواند دال بر جواز جمع بین نمازها باشد.

جمع بندی نظرات هر فقیه

با توجه به این مطالب، در این نوشته ترتیب زیر برای انتساب نظر به فقها مورد عمل قرار گرفته است:

  1. اگر فتوای صریح بر جواز یا عدم جواز جمع بین نمازها در کتاب یافت شود، نظر فقیه را مدلول همان فتوا قرار می‌دهیم زیرا این فتوا صریح‌ترین متن در بیان نظر نویسنده است. البته توجه داریم که این نظر ممکن است مطلق یا مجمل باشد و با سایر امارت تقیید یا تبیین شود.
  2. اگر فتوای صریحی یافت نشد، در گام دوم، با توجه به اوقات نمازها (که در واقع ریشة مسألة مورد نظر ماست)، حکم جواز یا عدم جواز را استخراج می‌کنیم و این نتیجه را نظر نویسنده در نظر می‌گیریم؛ زیرا این باب و احکام آن، نزدیک‌ترین باب به مسألة جواز یا عدم جواز جمع هستند و التفات نویسنده به ملزومات نزدیک به بحث، بیشتر از سایر ابواب است.
  3. به فرض عدم دستیابی به نظر نویسنده در اوقات نمازها، سعی می‌کنیم از سایر احکام، حکم جواز یا عدم آن را استنباط نماییم و در صورتی که نتیجه از ظاهر کلام دور نباشد (مثلاً اشاره‌ای به نمازها در آن مسأله شده باشد)، آن را نظر نویسنده قرار می‌دهیم.

گاهی تضاد آشکاری بین نظرات نویسنده وجود دارد که لازم است بیان شود. گاهی نیز تضادی نیست بلکه مثلاً -همانطور که گفته شد- به طور مطلق گفته است می‌توان نماز ظهر و عصر را جمع خواند؛ اما با توجه به اوقاتی که برای نمازهای ظهر و عصر بیان کرده است، مشخص می‌شود که تنها می‌توان نماز ظهر و عصر را تا پیش از رسیدن سایه به اندازة دو قدم با هم جمع خواند. از این رو ذیل هر کتاب مجموعه‌ای از آرا که دال بر جواز یا عدم جواز باشد، بررسی می‌شود تا نظر نویسنده به خوبی روشن شود.

تفاوت جمع خواندن ظهر و عصر با جمع خواندن مغرب و عشا

وقت نماز ظهر و عصر وقت نسبتاً وسیعی است (حتی اگر وقت آنها به اندازه امتداد یک ذراع باشد)، وقت نماز عشا هم، چنین است اما طبق برخی نظرات، وقت مغرب بسیار کوتاه است از از بین رفتن سرخی مشرق تا از بین رفتن شفق (سرخی مغرب) و این وقت وقت بسیار کوتاهی است که چه بسا بیش از اذان، اقامه، نماز مغرب و نافله‌هایش نمی‌توان نمازی خواند. حتی ممکن است صرف نماز مغرب کل این وقت را پر نماید. در این صورت امکان این که نماز عشا را در این وقت خواند،‌ وجود ندارد. شاهد این ادعا هم این است که در باب اذان و اقامه گفته شده است که فاصله انداختن بین اذان و اقامه نماز مغرب با نماز مستحبی و مشابهات آن، جایز نیست بلکه فاصله باید بسیار کوتاه باشد در حد نفس: «وَ يَنْبَغِي أَنْ يَكُونَ بَيْنَ الْأَذَانِ وَ الْإِقَامَةِ جَلْسَةٌ إِلَّا الْمَغْرِبَ فَإِنَّهُ يُجْزِي أَنْ يَكُونَ بَيْنَ الْأَذَانِ وَ الْإِقَامَةِ نَفَسٌ»[10]

شیخ مفید هم مشابه چنین استثنایی را بیان کرده‌اند: «و إن كان المؤذن يؤذن لصلاة جماعة فليجعل بين أذانه و إقامته في الظهر و العصر لصلاة الظهر ركعتين من نوافله و كذلك في العصر ليمتد بهما الزمان فيتمكن المصلون معه أن يتأهبوا للصلاة و يلحقوا الاجتماع و لا يصل بين أذان المغرب و إقامتها شيئا على ما قدمناه»[11]

برخی بزرگان مانند شیخ کلینی و شیخ طوسی هم تذکر داده‌اند که عملاً چه بسا نتوان نماز عشا را در وقت نماز مغرب خواند. شیخ کلینی در «باب وقت المغرب و العشاء الآخرة» پس از آن که روایتی دربارة مضیق بودن نماز مغرب نقل کرده‌اند، روایت دیگری – که دال بر توسعة وقت نماز مغرب است- نقل کرده‌اند و فرموده‌اند: «الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ الْأَشْعَرِيُّ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَامِرٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَهْزِيَارَ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزٍ عَنْ زَيْدٍ الشَّحَّامِ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِاللَّهِ ع عَنْ وَقْتِ الْمَغْرِبِ فَقَالَ إِنَّ جَبْرَئِيلَ ع أَتَى النَّبِيَّ ص لِكُلِّ صَلَاةٍ بِوَقْتَيْنِ غَيْرَ صَلَاةِ الْمَغْرِبِ فَإِنَّ وَقْتَهَا وَاحِدٌ وَ وَقْتَهَا وُجُوبُهَا.

وَ رُوِيَ أَيْضاً أَنَّ لَهَا وَقْتَيْنِ آخِرُ وَقْتِهَا سُقُوطُ الشَّفَقِ.

وَ لَيْسَ هَذَا مِمَّا يُخَالِفُ الْحَدِيثَ الْأَوَّلَ إِنَّ لَهَا وَقْتاً وَاحِداً لِأَنَّ الشَّفَقَ هُوَ الْحُمْرَةُ وَ لَيْسَ بَيْنَ غَيْبُوبَةِ الشَّمْسِ وَ بَيْنَ غَيْبُوبَةِ الشَّفَقِ إِلَّا شَيْ‌ءٌ يَسِيرٌ وَ ذَلِكَ أَنَّ عَلَامَةَ غَيْبُوبَةِ الشَّمْسِ بُلُوغُ الْحُمْرَةِ الْقِبْلَةَ وَ لَيْسَ بَيْنَ بُلُوغِ الْحُمْرَةِ الْقِبْلَةَ وَ بَيْنَ غَيْبُوبَتِهَا إِلَّا قَدْرُ مَا يُصَلِّي الْإِنْسَانُ صَلَاةَ الْمَغْرِبِ وَ نَوَافِلَهَا إِذَا صَلَّاهَا عَلَى تُؤَدَةٍ وَ سُكُونٍ وَ قَدْ تَفَقَّدْتُ ذَلِكَ غَيْرَ مَرَّةٍ وَ لِذَلِكَ صَارَ وَقْتُ الْمَغْرِبِ ضَيِّقاً.»[12]

شیخ طوسی هم در تهذیب پس از بیان روایاتی که نشان دهندة اتساع وقت نماز مغرب است و سپس نقل روایاتی که نشان‌دهندة ضیق بودن وقت نماز مغرب است، گفته است: «قَالَ مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ: لَا تَنَافِيَ بَيْنَ هَذَيْنِ الْخَبَرَيْنِ وَ بَيْنَ مَا قَدَّمْنَاهُ مِنَ الْأَخْبَارِ مِنْ أَنَّ لِلْمَغْرِبِ وَقْتَيْنِ وَ أَوَّلَهُ سُقُوطُ الشَّمْسِ وَ آخِرَهُ ذَهَابُ الشَّفَقِ أَوِ اشْتِبَاكُ النُّجُومِ لِأَنَّ الْإِنْسَانَ إِذَا صَلَّى فِي وَقْتِ ذَهَابِ الْحُمْرَةِ مِنْ نَاحِيَةِ الْمَشْرِقِ وَ تَأَنَّى فِي صَلَاتِهِ فَإِنَّهُ لَا يَفْرُغُ مِنْ صَلَاةٍ فَرِيضَةٍ وَ نَافِلَةٍ إِلَّا وَ يَكُونُ قَدْ غَابَ الشَّفَقُ وَ ظَهَرَتِ النُّجُومُ‌»[13]

البته روایاتی هم وجود دارد که نشان می‌دهد که خواندن نماز عشا، قبل از سقوط شفق ممکن است: «... عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: صَلَّى رَسُولُ اللَّهِ ص بِالنَّاسِ ... وَ صَلَّى بِهِمُ الْمَغْرِبَ وَ الْعِشَاءَ الْآخِرَةَ قَبْلَ سُقُوطِ الشَّفَقِ مِنْ غَيْرِ عِلَّةٍ فِي جَمَاعَةٍ ...»[14]

اجماعی بودن مسأله در فروع خاص

از امام شرف الدین در کتاب الفقه علی المذاهب الاربعة نقل شده است که جواز بلکه ترجیح جمع بین دو نماز در شرایط زیر بین مذاهب پنج‌گانه اجماعی است:

  1. جمع تقدیمی ظهر و عصر در عرفه.
  2. جمع تأخیری مغرب و عشا در مزدلفه.[15]

همچنین بسیاری از فقها تصریح کرده‌اند که که وقت نماز معذور (مانند مسافر، مستحاضه، مسلول و ...) نسبت به غیر معذور وسعت دارد و او می‌تواند نمازهایش را جمع بخواند. اما موضوع نوشتة پیش‌رو جواز جمع بین نمازها برای انسانی است که عذری از عذرهای فوق را ندارد.

همچنین جواز جمع تقدیمی نماز عصر در روز جمعه در بسیاری از کتب ذکر شده است[16] که با توجه به این که دلیل خاص دارد، حکمش قابل تسری به روز‌های دیگر نیست همچنان که هر چند برخی فقها با تمسک به جواز جمع تقدیمی نماز عصر در عرفه، آن را دلیل توسع وقت نماز عصر قرار داده‌اند،[17] اما این جمع هم دلیل خاص دارد و قابل تسری نیست.

پیشینة موضوع

دربارة جمع بین نمازها چندین مقاله نوشته شده است:

  • «جمع میان دو نماز از دیدگاه کتاب و سنت» نوشتة جعفر سبحانی تبریزی در مجلة فقه اهل بیت.
  • «الجمع بین الصلاتین» نوشتة السید عبدالحسین شرف‌الدین الموسوی در مجلة العرفان.
  • «الجمع بین الصلاتین» نوشتة السید عبدالحسین شرف‌الدین الموسوی در مجلة رسالة الاسلام.
  • هدی الرسول: من هدی السنة: الجمع بین الصلاتین» نوشتة السید سابق در مجلة منبر الاسلام.
  • «حکم الجمع بین الصلاتین علی ضوء المذاهب الفقهیة» نوشتة السید حسن الحسینی آل‌المجدد در مجلة تراثنا.
  • «الجمع بین الصلاتین» نوشتة عبدالمجید أحمد حلیقة در مجله اجوبة المسائل الدینیة.

اما همة این مقالات ناظر به ادله هستند و سعی کرده‌اند با توجه به روایات عامه یا خاصه اصل جواز را بررسی کنند و بررسی نظرات فقهای پیشین شیعه، مد نظر نویسندگان نبوده است.

نظرات قدمای اصحاب

فقه الرضا

در فقه الرضا علیه السلام باب یا مسأله‌ای که مستقلاً صراحت در جمع بین نمازها داشته باشد، نیامده است.

وقت نماز ظهر و عصر

در این کتاب وقت نماز ظهر از زوال تا وقتی است که سایه به اندازة دو قدم (یا یک ذراع)‌ برسد.[18]

وقت نماز عصر:

برای مریض و معتل و مسافر (مقصّر) از پس از دو قدم اول تا دو قدم بعدی.[19]

برای کسی که می‌خواهد نافله بخواند: پس از نماز ظهر و نافله عصر.

برای غیر از دو حالت فوق: پس از نماز ظهر.

ایشان برای کسی که بیمار یا مسافر است، وسعت وقت قائلند.[20] معنای این سخن این است که وقت دیگران ضیق‌تر است؛ لذا حداکثر وقت عصر برای ایشان باید تا رسیدن سایة شاخص به اندازة چهار قدم باشد. البته این سخن برای کسی است که قصد دارد نافله بخواند وگرنه کسی که نافله نمی‌خواند باید بلافاصله پس از نماز ظهر نماز عصرش را بخواند.

البته باید توجه داشت که ظاهر عبارت ایشان این است که شروع وقت نماز عصر برای معتل یا مسافر از آغاز قدم سوم تا انتهای قدم چهارم است[21] ولی این، تضییق وقت نماز عصر برای معتل و مسافر است و با وسعت داشتن وقت نماز برای آنها منافات دارد. لذا بعید نیست مراد ایشان این باشد که به معتل و مسافر به خاطر نماز ظهر دو قدم و به خاطر نماز عصر دو قدم وقت داده شده است چنان که عبارت «فصار قدمان للظهر و قدمان للعصر»[22] هم با این برداشت سازگار است. همینطور تصریح نویسنده در «باب الصلوات المفروضه» نیز همین است.[23]

علیرغم همة سخنان فوق متن کتاب خالی از تشویش نیست زیرا نویسنده پس از بیان مطالب فوق، در تفسیر قدم و قدمین گفته است: «و تفسير القدمين و الأربعة أقدام أنهما بعد زوال الشمس في أي زمان كان، شتاء أو صيفا، طال الظل أم قصر؛ فالوقت واحد أبدا و الزوال يكون في نصف النهار، سواء قصر النهار أم طال؛ فإذا زالت الشمس فقد دخل وقت الصلاة و له مهلة في التنفل و القضاء و النوم و الشغل إلى أن يبلغ ظل قامته قدمين بعد الزوال فإذا بلغ ظل قامته قدمين بعد الزوال فقد وجب عليه أن يصلي الظهر في استقبال القدم الثالث و كذلك يصلي العصر إذا صلى في آخر الوقت في استقبال القدم الخامس فإذا صلى بعد ذلك فقد ضيع الصلاة و هو قاض للصلاة بعد الوقت»[24] پس از زوال مکلف مهلت دارد برای نافله، خواندن قضای نمازهایش، خوابیدن و مشغولیت‌های دیگرش تا وقتی که سایه به اندازة دو قدم برسد و واجب است که نماز ظهر را تا پیش از رسیدن سایه به سه قدم بخواند و همینطور لازم است نماز عصر را تا پیش از رسیدن سایه به پنج قدم بخواند. مرجع ضمیر در «له مهلة» کسی است که می‌تواند نمازش را تا دو قدم عقب بیندازد که همة مکلفین هستند[25] لذا ادامة مطلب هم دربارة همین فرد است (همة مکلفین) پس همة افراد می‌توانند نمازشان را تا رسیدن سایه به چهار قدم به تأخیر اندازند در حالی که قبلاً گفته بود این خاص معتل و مریض و مقصر است!

با این تنافی شاید نتوان وقت دقیق نماز ظهر و عصر را از کلام نویسنده استخراج نمود ولی نویسنده در ادامه بحثی کلی را مطرح کرده‌اند که در اوقات نماز مؤثر است. گفته است دو عامل سبب توسعة وقت نمازها شده است: نافله‌ها و علة المعلول (عذرهایی که برای معذورین رخ می‌دهد)[26] و چون خداوند می‌خواسته که تکلیف بر همه یکسان باشد، مطابق با اضعف قوم تکلیف را جعل کرده است؛ لذا برای دیگران هم وقت نمازها را طولانی کرده است.[27]

اگر این کبرای کلی را بپذیریم، دیگر برای نماز عصر نمی‌توان قائل به تعدد وقت برای معذور و مسافر و غیر آنها شد بلکه لازم است وقت همه را از دو قدم تا چهار قدم بدانیم (یا از پس از نماز ظهر تا چهار قدم).

با توجه به مجموع مطالب فوق می‌توان به این عبارت نویسنده تکیه کرد و آن را نظر نویسنده در جواز جمع بین نماز ظهر و عصر دانست: «و إنما يمتد وقت الفريضة بالنوافل فلو لا النوافل و علة المعلول لم يكن أوقات الصلاة ممدودة على قدر أوقاتها فلذلك تؤخر الظهر إن أحببت و تعجل العصر إذا لم يكن هناك نوافل و لا علة تمنعك أن تصليهما في أول وقتهما و تجمع بينهما في السفر إذ لا نافلة تمنعك من الجمع»[28] البته این جواز جمع، گسترده نیست؛ بلکه با توجه به اوقاتی که برای نماز تعیین کرده است و ابهاماتی که در متن وجود دارد، باید گفت قدر متیقن از کلام ایشان این است که نماز ظهر و عصر را می‌توان از زوال تا قبل از رسیدن سایه به اندازة دو قدم، جمع خواند.

در هر حال این نظر ایشان با آنچه در «باب الصلوات المفروضة» بیان کرده‌اند، اندکی تفاوت دارد: «و اعلم أن أول وقت الظهر زوال الشمس كما ذكرناه في باب المواقيت إلى أن يبلغ الظل قدمين و أول الوقت للعصر الفراغ من صلاة الظهر ثم إلى أن يبلغ الظل أربعة أقدام و قد رخص للعليل و المسافر فيهما إلى أن يبلغ ستة أقدام و للمضطر إلى مغيب الشمس»[29] تفاوت در این است که:

  1. در اینجا تصریح کرده‌اند که وقت نماز عصر به طور عمومی تا رسیدن سایة‌ شاخص به اندازة چهار قدم است در حالی که سابقاً این مقدار برای معذورین بیان شده بود
  2. وقت علیل و مسافر در اینجا تا شش قدم تعیین شده است در حالی که سابقاً چهار قدم تعیین شده بود.
  3. برای مضطر اینجا وقت خاصی تعیین شده است که سابقاً اصلاً بیان نشده بود.

علیرغم این اختلافات با توجه به این که «باب مواقیت الصلاة» باب اختصاصی این بحث بوده است، مطالب آن باب را به عنوان نظر نویسنده در نظر می‌گیریم، هر چند توجه به این نکته نیز مهم است که تغییر رخ داده در انتهای وقت نماز عصر، با توجه به ثابت ماندن وقت نماز ظهر، تأثیری در مقدار وقتی که می‌توان نماز را جمع خواند، ندارد.

وقت نماز مغرب و عشا

نویسنده وقت نماز مغرب را سقوط قرص (با علامت سیاه شدن افق مشرق) و انتهای آن را غروب شفق (از بین رفتن سرخی مغرب) دانسته است و وقت عشا را از غروب شفق تا نیمة شب دانسته است.[30]

لازمة این اوقات عدم جواز جمع بین نماز مغرب و عشاست و در متن (بر خلاف نماز ظهر و عصر) عبارتی نیامده است که بتوان جواز جمع را از آن دریافت. (غیر از یکی از احتمالات جملة پایانی بحث که در ادامه مورد بحث قرار می‌گیرد.)

با این حال در «باب الصلوات المفروضة» عبارتی دارند که با «باب مواقیت الصلوة» متفاوت است: «و وقت المغرب سقوط القرص إلى مغيب الشفق و وقت عشاء الآخرة الفراغ من المغرب ثم إلى ربع الليل و قد رخص للعليل و المسافر فيهما إلى انتصاف الليل و للمضطر إلى قبل طلوع الفجر»[31] این دو عبارت در وقت مغرب مشترک هستند؛ اما در مورد نماز عشا با یکدیگر تفاوت‌هایی دارند:

  1. آغاز وقت نماز عشا، در این باب فراغ از نماز مغرب و در آن باب، سقوط شفق دانسته شده است.
  2. پایان وقت نماز عشا، در این باب ربع لیل و در آن باب، نصف لیل تعیین شده است.
  3. در آن باب زمانی برای علیل،‌ مسافر تعیین نشده است اما در اینجا حد زمان این افراد نصف لیل تعیین شده است.
  4. در این باب وقتی برای مضطر تعیین شده است به خلاف باب مواقیت الصلاة.

لازمة زمان بیان شده در این باب، این است که نماز مغرب و عشا را تا قبل از زمان پنهان شدن سرخی شفق جمع خواند، اما با توجه به این که باب مواقیت الصلاة، خاص مسألة وقت نمازهاست،‌ همان عدم جواز جمع بین نمازهاست.

بررسی عبارت انتهایی باب مواقیت الصلاه

نویسنده در خلال متن عباراتی از روایات را با عنوان «جاء» آورده است: «و قد جاءت أحاديث مختلفة في الأوقات و لكل حديث معنى و تفسير فجاء أن ...»[32] این عبارات نظرات نویسنده نیست اما نویسنده هر کدام از آنها را دارای معنای خاصی می‌داند که با نظرش مخالف نیستند؛ لذا دال بر نظر نویسنده نیستند[33] اما در انتهای باب مواقیت الصلاة عبارتی دارند که ممکن است بیان‌گر نظر نویسنده باشد: «و جاء إن آخر وقت المغرب إلى ربع الليل للمقيم المعلول و المسافر كما جاز أن يصلي العتمة في أول وقت المغرب الممدود كذلك جاز أن يصلي العصر في أول الوقت الممدود للظهر.‌»[34] بحث در این است که ترکیب این عبارت و معنای آن چیست؟ سه احتمال وجود دارد:

  1. «کما جاز ...» جملة‌ مستأنفه است. جملة‌ قبلی ناظر به ورود روایتی دال بر وسعت وقت مغرب برای معذورین تا ربع شب است و این جمله، دال بر وجود ملازمه بین جواز جمع تقدیمی نماز عشا و نماز عصر است. در این صورت این جمله، دلالت بر جواز جمع تقدیمی نماز عشا دارد. این احتمال با نظر نویسنده در جواز جمع تقدیمی نماز عصر سازگار است. مشکل این احتمال این است که سیاق عبارت «و» می‌طلبد یعنی متعارف این است که چنین عبارتی به صورت «و جاء إن آخر وقت المغرب إلى ربع الليل للمقيم المعلول و المسافر و كما جاز أن يصلي العتمة في أول وقت المغرب...» باشد. علاوه بر این که فاعل «یصلی» در عبارت ذکر نشده است.
  2. «کما جاز...» ادامة روایت است یعنی در آن روایت دو مطلب بیان شده است: یکی اتساع وقت نماز مغرب برای معذور و دیگری ملازمه بین جواز جمع تقدیمی نماز عشا و نماز عصر. در این صورت با توجه به این که «جاء» به معنای نقل روایت است و نه برگزیدن نظر، نمی‌توان گفت نظر نویسنده این است که چنین ملازمه‌ای وجود دارد. علاوه بر این که مشکل عدم وجود «و» در این احتمال نیز وجود دارد. فاعل «یصلی» در این احتمال نیز وجود ندارد و نمی‌توان آن را به «المقیم المعلول و المسافر» برگرداند زیرا در این صورت باید «یصلیا» در عبارت ذکر می‌شد.
  3. جمله اول در «للمقیم المعلول» به پایان می‌رسد و جملة‌ دوم «و المسافر كما جاز أن يصلي...» است یعنی وقت نماز مغرب برای مقیم معلول اتساع دارد و مسافر همانطور که می‌تواند نماز عصر را زودتر بخواند، می‌تواند نماز عشا را هم زود بخواند. در این صورت ممکن است که «و المسافر...» ادامة روایت باشد یا نظر نویسنده باشد. اگر نظر نویسنده باشد، با توجه به کبرای کلی که در قسمت قبل بیان شد، می‌توان گفت این حکم برای مقیم غیر معلول هم هست. این احتمال علاوه بر این اجمال، دارای این مبعد است که معمولاً حکم «المقیم المعلول» و «المسافر» در خصوص گستردگی وقت نماز یکی است.

در مجموع مراد نویسنده از عبارت انتهایی مشخص نیست و نمی‌توان با آن حکم به جواز یا عدم جواز جمع نمود، لذا نتیجة نهایی همان است که در قسمت قبل بیان شد.

البته عبارت باب استحاضه دال بر عدم جواز جمع است[35] که با توجه به وجود مسألة دال بر اوقات نماز، تأثیری در استنباط ما از نظر نویسنده ندارد.

الكافي

نویسنده بابی با عنوان «باب الجمع بين الصلاتين‏»[36] دارد. از نام باب نمی‌توان نظر نویسنده را به دست آورد اما با توجه به این که در این باب روایتی که دال بر عدم جواز جمع باشد، یافت نمی‌شود علاوه بر این که روایت اول این باب به صراحت دال بر جواز جمع است،[37] می‌‌توان گفت نظر نویسنده جواز جمع است.

وقت نماز ظهر و عصر

در «باب وقت الظهر و العصر» 8 روایت نقل شده است که در مجموع وقت نمازها را چنین بیان کرده‌اند:

نماز ظهر:       * از زوال و خواندن نمازهای هشت رکعتی نافله تا رسیدن سایه به اندازة قامت (روایت 1)

* از زوال تا زمان پنهان شدن خورشید (ذیل نقل دوم روایت 5)

نماز عصر:                 * از قامت تا قامتین (روایت 1)

* از پس از نافله‌های عصر که پس از نماز ظهر خوانده شده است (روایت 3 و 8)

* از پس از نماز نماز ظهر (روایت 5)

* تا زمان پنهان شدن خورشید (ذیل نقل دوم روایت 5)

با توجه به نکاتی که در مقدمه توضیح دادیم[38]، این روایات را می‌توان این‌گونه دسته بندی کرد:

نماز ظهر:       * از زوال تا رسیدن سایه به اندازة قامت (روایت 1)

* از زوال تا زمان پنهان شدن خورشید (ذیل نقل دوم روایت 5)

نماز عصر:                 * از قامت تا قامتین (روایت 1)

* از پس از نماز ظهر (روایت 3 و 5 و 8) تا زمان پنهان شدن خورشید (ذیل نقل دوم روایت 5)

در این صورت می‌توان گفت روایت اول باب با سایر روایات مختلف است. حال اگر این نظر را بپذیریم که روایات اول هر باب به نظر نویسنده اصح است، باید گفت که به نظر مرحوم کلینی در «باب وقت الظهر و العصر» جمع بین نماز ظهر و عصر منتفی است اما اگر روایاتی که تعداد بیشتری دارند را مد نظر قرار دهیم، باید گفت وقت نماز ظهر از زوال تا زمان پنهان شدن خورشید و وقت نماز عصر از پس از نماز ظهر تا زمان پنهان شدن خورشید است که در این صورت جواز جمع حداکثری ثابت می‌شود. با توجه به این که احتمال اول با نتیجة «باب جمع بین الصلاتین» تعارض تباینی دارد، احتمال دوم را قبول می‌کنیم که نه تنها کاملاً با آن باب سازگار است، حدود جواز جمع را هم معلوم می‌کند اما در کافی در «بَابُ الْمَرْأَةِ تَحِيضُ بَعْدَ دُخُولِ وَقْتِ الصَّلَاةِ قَبْلَ أَنْ تُصَلِّيَهَا أَوْ تَطْهُرُ قَبْلَ دُخُولِ وَقْتِهَا فَتَتَوَانَى فِي الْغُسْلِ‌» روایتی نقل شده است که زمان جمع خواندن را محدودتر می‌کند. روایت اول این باب[39]، دلالت بر اتمام وقت ظهر در چهار قدم دارد و این که اگر زن پس از این مدت، طاهر شود، نماز ظهر بر او واجب نیست. روایت دوم نیز می‌تواند بیانگر همین حکم باشد ولی اجمال در وقت عصر در آن وجود دارد. سایر روایات این باب، حکم کلی را بیان کرده‌اند و با این روایت تنافی‌ای ندارند.

لذا لازم است گفته شود وقت جمع بین نماز ظهر و عصر در کافی، از زوال تا رسیدن سایه به اندازة چهار قدم است.

وقت نماز مغرب و عشا

در «باب وقت المغرب و العشاء الآخرة» 16 روایت نقل شده است. برخی از این روایات به بیان کیفیت تیره شدن افق، علائم سقوط قرص، مراد از شفق و مضیق یا موسع بودن وقت نماز مغرب پرداخته‌اند و بقیه در مجموع وقت نمازها را چنین بیان کرده‌اند:

نماز مغرب:     * از از بین رفتن سرخی مشرق (روایت 1و 2) یا رد شدن سرخی از بالای سر (روایت 4)

* از پنهان شدن قرص (روایت 5 و 6 و7 و 12 و 16) تا از بین رفتن سرخی مغرب و نفی ربع لیل (روایت 16)

نماز عشا:                  * از از بین رفتن شفق (روایت 6 و 11) تا ثلث لیل (روایت 6)

* از پس از نماز مغرب (روایت 12 و 16)

بنابراین در ابتدای وقت هر یک از این دو نماز، دو دسته روایت وجود دارد و در مورد انتهای هر کدام، تنها یک روایت وجود دارد. زمان ابتدای وقت نماز مغرب، تأثیری در بحث جواز جمع ندارد مگر این که با توجه به نکته‌ای که در بحث‌های مقدماتی ارائه شد[40] آغاز وقت از پنهان شدن قرص، امکان جمع خواندن تقدیمی نماز عشا را بیشتر می‌کند؛ اما همانطور که قبلاً هم بیان شد، جمع خواندن حتی در وقت ضیق‌تر هم ممکن است، لذا از این جهت ثمری بر بحث مترتب نیست لکن تقدیم زمان شروع نماز مغرب، مجموع زمان جواز جمع خواندن را گسترده‌تر می‌کند. اما متن الکافی، نشان نمی‌دهد که کدام یک مراد نویسنده بوده است؛ زیرا از یک طرف روایات صدر باب، دال بر از بین رفتن سرخی مشرق است و با روایات 8 و 9 –که دال بر ضیق بودن وقت نماز مغرب است- هم تأیید می‌شود[41] (لذا احتمال این که نظر نویسنده این نظر باشد، بیشتر است) و از طرف دیگر روایات دال بر پنهان شدن خورشید، بیشتر است.

اما دربارة زمان شروع نماز عشا، با توجه به این که پایان زمان نماز مغرب،‌ از بین رفتن شفق (از بین رفتن سرخی مغرب) دانسته شده است، اگر روایات دستة اول را دربارة زمان شروع نماز عشا نظر نویسنده بدانیم، با روایاتی که در «باب جمع بین الصلاتین» ذکر شده است، منافی خواهد بود؛ لذا می‌توان گفت که نظر نویسنده روایات دستة دوم است.

در هر حال این مشکل برای هر دو نماز مغرب و عشا وجود دارد که وقت پایانی این نمازها در روایت‌هایی بیان شده است که در دستة مرجوح قرار گرفته‌اند.[42]

با توجه به اجمالی که در کاشفیت عبارات از نظر نویسنده دارد می‌توان گفت، اصل جمع بین نماز مغرب و عشا مورد تأِیید نویسنده است ولی قدر متیقن از زمانی که می‌توان گفت نویسنده جمع را در آن جایز می‌دانسته است، از از بین رفتن سرخی مشرق تا از بین رفتن سرخی مغرب است با این شرط که اول نماز مغرب خوانده شود.

مجموعة فتاوى ابن أبي‌عقيل

در این کتاب فتوایی بر جواز جمع پیدا نشد.

وقت نماز ظهر و عصر

ابن ابی‌عقیل وقت نماز ظهر را برای غیرمعذور از زوال تا رسیدن سایة شاخص به یک ذراع می‌داند[43] و وقت نماز عصر را تا رسیدن سایه به دو ذراع می‌داند.[44] در کتاب به زمان شروع وقت نماز عصر اشاره‌ای نشده است؛ اما با توجه به روایتی که دلیل وقت نماز ظهر قرار داده شده است، می‌توان گفت که اول وقت عص